<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-8683646454284248093</id><updated>2012-02-15T22:34:46.681-08:00</updated><title type='text'>Educational Portal</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://edportal.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8683646454284248093/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://edportal.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>Khyber Himmat</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://1.bp.blogspot.com/_Z8E-XIpPBYY/SRf2n56c4KI/AAAAAAAACMQ/cpi3GP5Ryk4/S220/Devedas.jpg'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>6</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8683646454284248093.post-5733651541313068350</id><published>2008-01-26T21:35:00.000-08:00</published><updated>2008-01-26T22:16:17.465-08:00</updated><title type='text'>Human Rights Education Manual - part 0</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;حق چيست&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;حق عبارت است از:&lt;br /&gt;درست و راست.&lt;br /&gt;نام خداوند (ج)&lt;br /&gt;اختيار تصرف در چيزي.&lt;br /&gt;حلال و جايز.&lt;br /&gt;عدالت.&lt;br /&gt;ضدباطل.&lt;br /&gt;تسلط داشتن بر چيزي.&lt;br /&gt;بهره و سهم.&lt;br /&gt;همچنان حق عبارت از اصلاحيب مادي و معنوي است، كه افراد جامعه از طريق قرارداد هاي اجتماعي ويا وضع قوانين بدست مي آورد. بعضاً هم مي ګويند كه:&lt;br /&gt;حق عبارت از يك سلسله خواستها و نيازهاي فطري، طبيعي و اجتماعي انسانهاست&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حقوق بشر چيست؟&lt;br /&gt;حقوقي كه انسانها از بدو خلقت به خاطر انسان بودن شان مستحق هستند.&lt;br /&gt;حقوق بشر شامل تمام حقوق، اعم از حقوق ذاتي كه با خلق شدن شان وديعه داده مي شود و هم حقوق كسبي كه اجتماع برايشان قايل است مي باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حقوق ذاتي مانند: حق حيات، حق غذا وغيره، ونيز مثالهاي حقوق اجتماعي: مانند حقوق سياسي، اقتصادي، فرهنګي و غيره مي توانند شامل اين نوع حقوق باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مراحل سير تاريخي حقوق بشر&lt;br /&gt;مرحلۀ اول – قبل از سال ۱۷۸۹&lt;br /&gt;مرحلۀ دوم – ۱۷۸۹&lt;br /&gt;(تدوين حقوق بشر)&lt;br /&gt;مرحلۀ سوم – ۱۰ دسامبر ۱۹۴۶&lt;br /&gt;(تبارز حقوق بشر)&lt;br /&gt;مرحلۀ چهارم – ۱۹۶۶&lt;br /&gt;(استحكام حقوق بشر)&lt;br /&gt;مرحلۀ پنجم – ۱۹۹۲&lt;br /&gt;(معيار قرار ګرفتن حقوق بشر)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;از ابتداي تاريخ بشريت تا سال ۱۷۸۹ همۀ تلاشها در راستاي كسب حقوق طبيعي و ذاتي بشر متمركز بود تا بشر ازحقوق و ارزشهايش بهرمند ګردد.&lt;br /&gt;عمدتاٌ طي اين مرحله در مودر حقوق بشر سه نوع رابطه مورد توجه قرار مي گيرد.&lt;br /&gt;رابطه انسان با انسان&lt;br /&gt;رابطه انسان با ماحول&lt;br /&gt;رابطه انسان با توليد&lt;br /&gt;دين مقدس اسلام حقوق انسان را در عرصه هاي مختلف حراست مي نمايد. خداوند (ج) به انسان کرامت اعطا فرموده است (ولقد کرمنا بني آدم) انسان برخوردار از حق کرامت مي باشد.&lt;br /&gt;باظهور دين مقدس اسلام ديگر کسي حق نداشت تا دختران خود را زنده به گور کند:زيرا زن نيزانسان بوده و انسانهاي داراي حقوق مساوي ميباشند.&lt;br /&gt;مرحلۀ دوم – ١٧٨٩ (تدوين حقوق بشر)&lt;br /&gt;نماينده هاي ملت فرانسه در ٢٦ اګست ١٧٨٩ در مجمع ملي در پاريس گردهم آمدندوطي اعلامنۀ رسمي، حقوق طبيعي و مقدس بشر را عرضه نموند. آنها تاکيد ورز يدند که بشر آزاد خلق شده است و بايد ازاد زندگي کند و از لحاظ حقوق بايکديگر برابر اند.&lt;br /&gt;اين اعلاميه هدف کليه جميعتهاي سياسي را حفظ حقوق طبيعي و جدا ناپذير بشر خواند که عبارتند از ازادي، مالکيت، امنيت و سرانجام مقاومت در برابر ستم.&lt;br /&gt;اين علاميه هدف داراي ١٧ ماده مي باشد، که در متن اندوهبار تاريخ بشريت به شکل يک سند رسمي و تاريخي عرض اندام نمود&lt;br /&gt;مرحلۀ سوم – ١٠ دسامبر ١٩٤٨ (تبارز حقوق بشر)&lt;br /&gt;پس از جنگ دوم جهاني (١٩٣٩ – ١٩٤٥ ) و تلقات بيش از ٥٥ ميليون انسان سر انجام در دهم دسامبر ١٩٤٨ در مجمع عمومي سازمان ملل متحد اعلاميۀ جهاني حقوق بشر دريک مقدمه و ٣٠ ماده به تصويب رسيد.&lt;br /&gt;مرحلۀ چهارم ١٩٦٦ (استحکام حقوق بشر):&lt;br /&gt;در پهلوي اعلاميۀ جهاني حقوق بشر سه سند حقوق بشري ديگر نيز طي اين سالها به تصويب مي رسند، که مکمل اعلاميۀ جهاني حقوق بشر به شمار مي روند&lt;br /&gt;١. ميثاق بين المللي حقوق مدني وسياسي&lt;br /&gt;٢. پروتوکول اختياري به ارتباط کنوانسيون بين المللي  حقوق مدني – سياسي.&lt;br /&gt;ميثاق بين المللي حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي.&lt;br /&gt;به تعقيب اين اسناد حقوق بشر بيش از ٢٠ ميثاق و معاهده در را بطه با حقوق بشر به تصويب رسيدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مرحلۀ پنجم – ١٩٩٢ (معيار قرار گرفتن حقوق بشر)&lt;br /&gt;خصلت عمدۀ اين مرحله همانا تلاش به مه منظور جهاني شدن حقوق بشر مي باشند.&lt;br /&gt;نيمۀ دوم دهۀ هشتاد پايان جنگ سرد را نشاني مي نمايد. ايد يولوژيهايي که حقوق بشر را هر کدام به زعم خويش زمزمه مي نمودند به گونه يي رنگ با ختند و زمينه را براي جهاني شدن حقوق بشر مساعدتر نمودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;اعلاميه جهاني حقوق بشر&lt;br /&gt;مصوب 10 دسامبر 1948 ميلادي&lt;br /&gt;(مطابق 19/9/1327 شمسي)&lt;br /&gt;مجمع عمومي سازمان ملل متحد&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;مقدمه:&lt;br /&gt;از آنجا كه شناسايي حيثيت ذاتي كليه اعضاي خانواده بشري و حقوق يكسان و انتقال نا پذير  آنان اساس آزادي، عدالت و صلح را در جهان تشكيل ميدهد. از آنجا كه عدم شناسايي و تحقير حقوق بشر منتهي به اعمال وحشيانه يي گرديده است كه روح بشريت را به عصيان واداشته و ظهور دنيايي كه در آن افراد بشر در بيان عقيده ، آزاد و از ترس و فقر ، فارغ باشند و به عنوان بالاترين آمال بشر اعلام شده است. از آنجا كه اساساً حقوق انساني را بايد با اجراي قانون حمايت كرد تا بشر به عنوان آخرين علاج به قيام برضد ظلم و فشار مجبور نگردد.&lt;br /&gt;از آنجا كه اساساً لازم است توسعه روابط دوستانه بين الملل را مورد تشويق قرار داد.&lt;br /&gt;آنجا كه مردم ملل متحد، باور خود را به حقوق اساسي بشر و مقام و ارزش فرد انساني و تساوي حقوق زن و مرد مجدداً در منشور، اعلام كرده اند و تصميم راسخ گرفته اند كه به پيشرفت اجتماعي كمك كنند و در محيط آزاد، وضع زنده گي بهتر بوجود آورند.&lt;br /&gt;از آنجا كه دول عضو متعهد شده اند كه احترام جهاني و رعايت واقعي حقوق بشر و آزادي هاي اساسي را با همكاري سازمان ملل متحد تامين كنند.&lt;br /&gt;از آنجا كه حسن تفاهم مشتركي نسبت به اين حقوق و آزادي ها براي اجراي كامل اين تعهد كامل اهميت را دارد.&lt;br /&gt;مجمع عمومي اين اعلاميه جهاني حقوق بشر را آرمان مشتركي براي تمام مردم و كليه ملل اعلام ميكند. تا جميع افراد و همه اركان اجتماع اين اعلاميه را دايماً مد نظر داشته باشند و مجاهدت كنند كه به وسيله تعليم و تربيت، احترام به اين حقوق و آزادي ها توسعه يابد و با تدابير تدريجي ملي و بين المللي شناسائي و اجراي واقعي و حياتي آنها چه در ميان خود ملل عضو و چه در بين مردم  كشور هايي كه در قلمرو آنها مي باشند تامين گردد.&lt;br /&gt;ماده اول:&lt;br /&gt;تمام افراد بشر آزاد به دنيا مي آيند و از لحاظ حيثيت و حقوق با هم برابرند، همه داراي عقل و وجدان ميباشند و بايد نسبت به يكديگر با روح برادري رفتار كنند.&lt;br /&gt;ماده دوم:&lt;br /&gt;هر كس ميتواند بدون هيچ گونه تمايز، مخصوصاً از حيث نژاد، رنگ ، جنس، زبان ، مذهب، عقيده سياسي يا هر عقيده ديگر و همچنين مليت ها وضع اجتماعي ، ثروت ولادت يا هر موقعيت ديگر از تمام حقوق و كليه آزاديهايي كه در اعلاميه حاضر ذكر شده است بهره مند گردد.&lt;br /&gt;بر علاوه هيچ تبعيضي به عمل نخواهد آمد كه مبتني بر وضع سياسي، اداري، قضايي يا بين المللي كشور يا سرزميني باشد كه شخص به آن تعلق دارد، خواه اين كشور مستقل، تحت قيمومت يا غيره خود مختار بوده يا حاكميت آن به شكلي محدود شده باشد.&lt;br /&gt;ماده سوم:&lt;br /&gt;هر كس حق زنده گي ، آزاد و امنيت شخصي دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ماده چهارم:&lt;br /&gt;احدي را نميتوان در برده گي نگاه داشت و داد و ستند برده گان به هر شكلي كه باشد ممنوع است.&lt;br /&gt;ماده پنجم:&lt;br /&gt;احدي را نميتوان تحت شكنجه يا مجازات يا رفتاري قرار داد كه ظالمانه و يا بر خلاف انسانيت و شئون بشري يا موهن باشد.&lt;br /&gt;ماده ششم:&lt;br /&gt;هر كس حق دارد كه شخصيت حقوقي او در همه جا به عنوان يك انسان در مقابل قانون شناخته شود.&lt;br /&gt;ماده هفتم:&lt;br /&gt;همه در بربر قانون مساوي هستند و حق دارند بدون تبعيض و بالسويه از حمايت قانون بر خوردار شوند در مقابل هر تبعيضي كه ناقض اعلاميه حاضر باشد و بر عليه هر تحريكي كه براي چنين تبعيضي به عمل آيد بطور تساوي از حمايت قانون بهره مند شوند.&lt;br /&gt;ماده هشتم:&lt;br /&gt;در برابر اعمالي كه حقوق اساسي فرد را دمورد تجاوز قرار بدهد و آن حقوق به وسيله قانون اساسي يا قانون ديگري براي او شناخته شده باشد، هر كس حق رجوع موثر به محاكم ملي صالحه دارد.&lt;br /&gt;ماده نهم:&lt;br /&gt;احدي نميتواند خود سرانه توقيف، حبس يا تبعيد شود.&lt;br /&gt;ماده دهم:&lt;br /&gt;هر كس با مساوات كامل حق دارد كه دعوايش به وسيله دادگاه مستقل و بيطرفي، منصفانه و علناً رسيده گي شود و چنين دادگاهي درباره حقوق و الزامات او يا هر اتهام جزايي كه به او منسوب شده باشد اتخاذ تصميم بنمايد.&lt;br /&gt;ماده يازدهم:&lt;br /&gt;1-       هر كس كه به جرمي متهم شده باشد بي گناه محسوب خواهد شد تا وقتي كه در جريان يك دعواي عمومي كه در آن كليه تضمينهاي لازم براي دفاع او تامين شده تقصير او قانوناً محرز گردد.&lt;br /&gt;2-       هيج كس براي انجام يا عدم انجام عملي كه در موقع ارتكا آن عمل به موجب حقوق ملي يا بين المللي جرم شناخته نشود محكوم نخواهد شد به همين طريق هيچ مجازاتي شديد تر از آنچه كه در موقع ارتكاب جرم بدان تعلق ميگرفت درباره احدي اعمال نخواهد شد.&lt;br /&gt;ماده دوازدهم:&lt;br /&gt;احدي در زنده گي خصوصي، امور خانواده گي ، اقامتگاه يا مكاتبات خود نبايد مورد مداخله هاي خودسرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نبايد مورد حمله قرار گيرد، هر كس حق دارد كه در مقابل اين گونه مداخلات و حملات، مورد حميت قانون قرار گيرد.&lt;br /&gt;ماده سيزدهم:&lt;br /&gt;1-       هر كس حق دارد كه در داخل خر كشوري آزادانه عبور و مرور كند و محل اقامت خود را انتخاب نمايد.&lt;br /&gt;2-       هر كس حق دارد هر كشوري و از جمله كشور خود را تك كند يا به كشور خود باز گردد.&lt;br /&gt;ماده چهاردهم:&lt;br /&gt;1-       هر كس حق دارد در برابر تعقيب، شكنجه و آزار، پناهنده گي جستجو كند و در كشور هاي ديگر پناه اختيار نمايد.&lt;br /&gt;2-       در موردي كه تعقيب واقعاً مبتني به جرم عمومي و غيره سياسي يا رفتار هاي مخالف با اصول مقاصد ملل متحد باشد، نميتوان از اين حق استفاده نمود.&lt;br /&gt;ماده پانزدهم:&lt;br /&gt;1-       هر كس حق دارد كه داراي تابيعت باشد.&lt;br /&gt;2-       احدي را نميتوان خود سرانه از تابيعت خود يا از حق تغيير تابيعت محروم كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ماده شانزدهم:&lt;br /&gt;1-       هر زن و مرد بالغي حق دارد بدون هيچگونه محدوديت از نظر نژاد، مليت، تابيعت، يا مذهب با همديگر زناشويي كنند و تشكيل خانواده دهند. در تمام مدت زناشويي و هنگام انحلال آن، زن و شهر در كليه امور مربوط به ازدواج ، داراي حقوق مساوي ميباشند.&lt;br /&gt;2-       ازدواج بايد با رضايت كامل و آزادانه زن و مرد واقع شود.&lt;br /&gt;3-       خانواده ركن طبيعي و اساسي اجتماع است و حق دارد از حمايت جامعه و دولت بهره مند شود.&lt;br /&gt;ماده هفدهم:&lt;br /&gt;1-       هر شخص ، منفرداً يا بطور جمعي حق مالكيت دارد.&lt;br /&gt;2-       احدي را نميتوان خود سرانه از حق مالكيت محكوم نمود.&lt;br /&gt;ماده هژدهم:&lt;br /&gt;هر كس حق دارد كه از آزادي فكر، وجدان و مذهب بهره مند شود. اين حق متضمن تغيير مذهب يا عقيده و همچنين متضمن آزادي اظهار عقيده و ايمان ميباشد و نيز شامل تعليمات مذهبي و اجراي مراسم ديني است. هر كس ميتواند از اين حقوق منفرداً يا جمعاً به طور خصوصي يا به طور عمومي برخوردار باشد.&lt;br /&gt;ماده نزده هم:&lt;br /&gt;هر كس حق آزادي عقيده و بيان دارد و حق مزبور شامل آن است كه از داشتن عقايد خود بيم و اصطرابي نداشته باشد و در كسب اطلاعات و افكار و در اخذ و انتشار آن با تمام وسايل ممكن و بدون ملاحظات مرزي، آزاد باشد.&lt;br /&gt;ماده بيستم:&lt;br /&gt;1-       هر كس حق دارد آزادانه مجامع و جميعتهاي مسالمت آميز تشكيل دهد.&lt;br /&gt;2-       هر كس را نميتوان مجبور به شركت در اجتماع كرد.&lt;br /&gt;ماده بيست و يكم:&lt;br /&gt;1-       هر كس حق دارد كه در اداره امور عمومي كشور خود، خواه مستقيماً و خواه با وساطت نمايندگاني كه آزادانه انتخاب شده باشند شركت جويد.&lt;br /&gt;2-       هر كس حق دارد كه با تساوي شراط، با مشاغل عمومي كشور خود نايل آيد.&lt;br /&gt;3-       اساس و منشاً قدرت حكومت ارادة مردم است اين اراده بايد به وسيلة انتخاباتي بر گزار گردد كه از روي صداقت و به طور ادواري صورت پذيرد. انتخابات بايد عمومي و با رعايت مساوات باشد و با رأي مخفي يا طريقة نظير آن انجام گيرد كه آزادي رأي را تامين نمايد&lt;br /&gt;ماده بيست و دوم:&lt;br /&gt;هر كس به عنوان عضو اجتماع حق امنيت اجتماعي داراد و مجاز است و به وسيله مساعي ملي و همكاري بين المللي، حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي خود را كه لازمة مقام و رشد آزادانة شخصيت اوست با رعايت تشكيلات و منابع عر كشور به دست آورد.&lt;br /&gt;ماده بيست و سوم:&lt;br /&gt;1-       هر كس حق دارد كاركند، كار خود را آزادانه انتخاب نمايد، شرايط منصفانه و رضايتبخشي براي كار خواستار باشد و در مقابل بيكاري مورد حمايت قرار گيرد.&lt;br /&gt;2-       همه حق دارند كه بدون هيچ تبعيضي در مقابل كار مساوي، اجرت مساوي دريافت دارند.&lt;br /&gt;3-       هر كس حق دارد كه براي دفاع از منابع خود با ديگران اتحاديه تشكيل دهد و در اتحاديه ها نيز شركت نمايد.&lt;br /&gt;ماده بيست و چهارم:&lt;br /&gt;هر كس حق استراحت و فراغت و تفريح دارد و مستحق محدوديت معقول ساعات كار و مرخصيهاي ادواري، با اخذ حقوق ميباشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ماده بيست و پنجم:&lt;br /&gt;1-     هر كس حق دارد كه سطح زنده گي سلامتي و رفاه خود و خانواده اش را از حيث خوراك و مسكن و مراقبتهاي طبي و خدمات لازم اجتماعي تامين كند و همچنين حق دارد كه در موقع بيكاري، بيماري ، نقص اعضا، بيوه گي ، پيري يا در تمام موارد ديگري كه به علل خارج از اراده انسان، وسايل امرار معاش از بين رفته باشد. از شرايط آبرومندانة زنده گي برخوردار شود.&lt;br /&gt;2-     مادران و كودكان حق دارند كه از كمك و مراقبت مخحصوصي بهره مند شوند. كودكان چه بر اثر ازدواج و چه بدون ازدواج بدنيا آمده باشند حق دارند كه همه از يك نوع حمايت اجتماعي برخوردار شود.&lt;br /&gt;ماده بيست و ششم:&lt;br /&gt;1-     هر كس حق دارد كه از آموزش و پرورش بهره مند شود. آموزش و پرورش لا اقل تا حدودذي كه مربوط به تعليمات ابتدايي و اساسي است بايد مجاني باشد. آموزش ابتدايي اجباري است. آموزش حرفه يي يابد عموميت پيدا كند و آموزش عالي بايد با شرايط تساوي كامل، به روي همه باز باشد، همه بنابه استعداد خود بتوانند از آن بهره مند گردند.&lt;br /&gt;2-     آموزش و پرورش بايد طوري هدايت شود كه شخصيت انساني هر كس را به حد كامل رشد آن برساند و احترام به حقوق و آزاديهاي بشر را تقويت كند. آموزش و پرورش بايد با حسن تفاهمف گذشت واحترام به عقايد مختلف و دوستي بين تمام ملل ، جميعتهاي نژادي يا مذهبي و همچنين توسعه فعاليتهاي ملل متحد ا در راه حفظ صلح و تسهيل نمايد.&lt;br /&gt;3-       پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به ديگران اولويت دارند.&lt;br /&gt;ماده بيست و هفتم:&lt;br /&gt;1-       هر كس حق دارد آزادانه در زنده گي فرهنگي ، اجتماعي شركت كند، از فنون و هنر ها متمتع گردد و در پيشرفت عملي و فوايد آن سهيم باشد.&lt;br /&gt;2-       هر كس حق دارد از حمايت منافع معن وي و مادي آثار علمي، فرهنگي يا هنري خود برخوردار شود.&lt;br /&gt;ماده بيست و هشتم:&lt;br /&gt;1-       هر كس حق دارد برقراري نظمي را بخواهد كه از لحاظ اجتماعي و بين المللي، حقوق و آزاديهاي را كه در اين اعلاميه ذكر گرديده است تامين كند و آنها را به مورد عمل بگذرد.&lt;br /&gt;ماده بست و نهم:&lt;br /&gt;1-       هر كس در مقابل آن جامعه يي وظيفه دارد كه رشد آزاد و كامل شخصيت او را ميسر سازد.&lt;br /&gt;2-     هر كس در اجراي حقوق و استفاده از آزاديهاي خود، فقط تابع محدوديتهاي است كه به وسيله قانون، منحصراً به منظور تامين شناسايي و مراعات حقوق و آزاديهاي ديگران و براي مقتضيات صحيح اخلاقي و نظم عمومي و رفاه همه گاني، در شرايط يك جامعه، دموكراتيك وضع گرديده است.&lt;br /&gt;3-       اين حقوق و آزاديها، در هيچ موردي نميتواند بر خلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد&lt;br /&gt;ماده سي ام:&lt;br /&gt;هيچ يك از مقررات اعلاميه حاضر نبايد طوري تفسير شود كه متضمن حقي براي دولتي يا جميعتي يا فردي باشد كه به موجب آن بتواند هر يك از حقوق و آزاديهاي مندرج درين اعلاميه را از بين ببرد و يا در آن راه فعاليتي بنمايد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;اعلامية اسـلامي حقوق بشر&lt;br /&gt;مصوب 12 محرم 1411 قمري&lt;br /&gt;(مطابق با 5 اگست 1990 ميلادي و 15 اسد 1369 هجري شمسي)&lt;br /&gt;اجلاس وزراي امور خارجه سازمان كنفرانس اسلامي در قاهره&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;(يا ايهاالناس انا خلقناكم من ذكر و انثي وجعلناكم شعوباً و قبائل لتعارفواان اكرمكم عندالله اتقاكم) «قرآن كريم»&lt;br /&gt;دولتهاي عضو سازمان كنفرانس اسلامي با ايمان به الهل، پروردگار جهانيان او حيثيت داده و وي را خليفة خود در زمين گردانيده ، خداوندي كه آباداني و اصلاح زمين را بر عهده بشر گذارده و امانت (تكاليف الهي) را بر گردن او نهاده و آنچه در آسمانها و زمين است همه گي را تحت تصرف وي قرار داده و با تصديق رسالت محمد (ص) كه خداوند ايشان را براي هدايت با آيين راستين فرستاده و وي را رحمتي براي جهانيان و نجاتبخش برده گان و شكنندة طاغوت ها و مستكبران گردانيده است، پيامبري كه برابري را ميان همه بشريت اعلام نموده و هيچ اولويتي براي كسي بر ديگري جز در تقوي قايل نشده و فاصله ها و اكراه را از ميان مردم برچيده ، مردمي كه خداوند آنانرا از روح واحد آفريده است.&lt;br /&gt;با در نظر گرفتن عقيده توحيد ناب كه ساختار اسلام بر پاية آن استوار شده است، عقيده يي كه بشريت را فرا خواند تا جز خدا كسي را پرستش نكرده و  شريكي براي او قايل نشوند و احدي را بعنوان خدا به جاي الله نگيرند، عقيده يي كه پايه راستين آزادي مسئوولانه بشريت و حيثيت آنانرا پي ريزي كرده و رهايي انسان از برده گي را اعلان نموده است.&lt;br /&gt;براي تحقق آن چيز هايي كه در شريعت جاودان اسلامي آمده است از آن جمله پاسداري از دين، جان، خرد، ناموس، مال، نسل و ديگر امتيازات چون جامعيت و ميانه روي در كليه مواضع و احكام. اين شريعت معنويات و ماده را با هم در آميحت و عقل و قلب را هماهنگ ساخت و ميان حقوق و وظايف موازنه به وجود آورد و بين حرمت فرد و مصلحت عمومي تلفيقاتي به وجود آورد و معيار هاي قسط را ميان طرفهاي ذيربط برقرار كرد، تا اين كه نه طغياني باشد و نه زياني.&lt;br /&gt;ضمن تاكيد بر نقش تاريخي امت اسلامي در پيشرفت تمدن «آن امتي كه خداوند آنرا بهترين امت برگزيد» تا يك تمدن جهاني همگون را به بشريت تقديم نمايد. تمدني كه ميتواند دنيا را به آخرت ربط داده و علم و ايمان را بهم بپيوندد. لذا از چنين امنتي امروزه انتظار ميرود كه به هدايت بشريت گمراه در امواج رقابت مسلكهاي متضاد قدم نهاده و راه حلهايي براي مشكلات مزمن تمدن مادي ارايه دهد.&lt;br /&gt;به جهت ايفاي سهم خود در تلاشهاي بشري كه مربوط به حقوق بشر است، حقوقي كه هدفش حمايت بشر در مقابل بهره كشي و ظلم بوده و تاكيد بر آزادي و حقوق او در حيات شرافتمندانه يي كه با شريعت اسلامي هماهنگ است، با اعتقاد به اينكه بشريتي كه به بالاترين در جات علم مادي رسيده است، پيوسته و در هر زمان نيازمند تكيه گاهي ايماني جهت پاسداري از تمدن خود و عامل حمايت كننده از حقوق خويش ميباشد، همنوا شود.&lt;br /&gt;با ايمان به اينكه حقوق اساسي و آزادي هاي عمومي در اسلام جزئي از دين مسلمين است، پس هيچ احدي بطور اصولي حق متوقف كردن كلي يا جزئي يا زير پا نهادن يا چشم پوشي كردن از احكام الهي و تكليفي كه خداوند از راه كتابهاي 9خود نازل نموده و خاتم پيغمبرانش را فرستاده و بوسيلة او پايان و اختتامي براي رسالت آسماني به عمل آورده است را ندارد. بنابر اين مراعات آنها عبادت است و كوتاهي از آنها يا تجاوز بر آنها منكر است و هر انسان بطور منفرد، مسئوول پاسداري و اجراي آن است و امت به گونة هماهنگ در تضمين (مشترك) در قبال آن مسئووليت دارد. بدين جهت، دولت هاي عضو سازمان كنفرانس اسلامي بر اين اساس مواد زير را اعلام مي نمايند:&lt;br /&gt;ماده اول:&lt;br /&gt;الف: بشر بطور كلي يك خانواده مي باشد كه بنده گي نسبت به خداوند و فرزندي نسبت به آدم آنها را به هم گرد آورده و همة مردم در اصل شرافت انساني و تكليف و مسئووليت بدون هر گونه تبعيض از لحاظ نژاد يا رنگ يا زبان يا جنس يا اعتقاد ديني با وابسته گي سياسي يا وضع اجتماعي و ... برابر اند.&lt;br /&gt;ضمناً عقيدة صحيح تنها تضميني براي رشد اين شرافت از راه تكامل انساني ميباشد.&lt;br /&gt;ب: همه مخلوقات به منزله عايلة خداوند هستند و محبوب ترين آنها نزد خداوند سود مندترين آنان به همنوع خود است و هيچ احدي بر ديگري برتري ندارد، مگر در تقوي و كارنيكو.&lt;br /&gt;ماده دوم:&lt;br /&gt;الف: زنده گي موهبتي است الهي و حقي است كه براي هر انساني تضمين شده است و بر همه افراد و جوامع و حكومت ها واجب است كه از اين حقوق حمايت نموده و در مقابل هر تجاوز عليه آن ايستاده گي كنند و جايز نيست كشتن هيچ كس بدون مجوز شرعي.&lt;br /&gt;ب: استفاده از وسيله يي كه منجر به از بين بردن سرچشمة بشريت بطور كلي يا حزئي گردد، ممنوع است.&lt;br /&gt;ج: پاسداري از ادامه زنده گي بشريت تا هر جايي كه خداوند مشيت نمايد، وظيفة شرعي ميباشد.&lt;br /&gt;د: حرمت جنازه انسان بايد حفظ شود و بي احتارمي به آن جايز نسيت كما اين كه جايز نيست لمس كردن آن، مگر با مجوز شرعي و بر دولت است حمايت از اين امر.&lt;br /&gt;ماده سوم:&lt;br /&gt;الف: در صورت به كارگيري زور يا كشمكشهاي مسلحانه نبايد آناني را كه در آن مشاركتي نداشته اند، همچون پير مردان، زنان و كودكان را كشت و هر مجروح و بيماري حق مداوا و اسراء حق خوراك و پناهگاه و لباس دارند. و مثله كردن مقتولين ممنوع است و بايد اسراء را مبادله و في مابين خانواده هاي كه اوضاع جنگ باعث جدايي آنان شده است، ديدارهايي بعمل آيد.&lt;br /&gt;ب: قطع درختان يا از بين بردن زراعت و دامها يا تخريب ساختمانها و مؤسسات كشوري در اثر خصومت به وسيلة بمباران يا موشك باران و غيره جايز نميباشد.&lt;br /&gt;ماده چهارم:&lt;br /&gt;هر انسان حرمتي دارد و ميتواند از شهرت خود در زنده گي يا پس از مرگ پاسداري نمايد، دولت و جامعه مؤظف اند كه از پيكر و مدفن او پاسداري كنند.&lt;br /&gt;ماده پنجم:&lt;br /&gt;الف: خانواده پاية ساختار جامعه است و زنا شويي اساس ايجاد آن ميباشد، بنابر اين مردان و زنان حق ازدواج دارند و هيچ قيد و بندي كه بر پاية نژاد يا رنگ يا قوميت باشد، نميتواند از اين حق جلوگيري كند.&lt;br /&gt;ب: جامعه و دولت موظف اند موانع را از سر راه ازدواج برداشته و راههاي آنرا آسان و از خانواده خمايت بعمل آورد.&lt;br /&gt;ماده ششم:&lt;br /&gt;الف: در حيثيت انساني، زن با مرد بربر است و به همان اندازه كه زن وظايفي دارد، از حقوقي نيز برخوردار است و داراي شخصيت مدني وذمة مالي و مستقل و حق حفظ نام و نسب خويش را دارد.&lt;br /&gt;ب: بار نفقة خانواده و مسئووليت نگهداري آن، از وظايف مرد ميباشد.&lt;br /&gt;ماده هفتم:&lt;br /&gt;الف: هر كودكي از زمان تولد، حقي بر گردن والدين خويش و جامعه و دولت، در محافظت دوران طفوليت و تربيت نمودن و تامين مادي و بهداشتي و ادبي دارد، در ضمن بايد از جنين و مادر نگهداري شود و مراقبتهاي ويژه نسبت به آنها مبذول شود.&lt;br /&gt;ب: پدران و كساني كه از نظر قانون شرع به منزلة پدرانند، حق انتخاب نوع تربيتي را كه براي فرزندان خود ميخواهند، با مراعات منافع و آيندة آنان در پرتو ارزشهاي اخلاقي و احكام شرعي دارند.&lt;br /&gt;ج: بر طبق احكام شرع فرزندان نسبت به والدين خود و اقوام نسبت به اقوام خود حقوقي برگردن دارند.&lt;br /&gt;ماده هشتم:&lt;br /&gt;هر انسان از لحاظ الزام و التزارم از يك شخصيت شرعي برخورداس است و اگر اين شخصيت از بين رفت يا محدوش گرديد، قيسم جاي او را ميگيرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ماده نهم:&lt;br /&gt;الف: طلب علم يك فريضه است و آموزش يك امر واجب است بر جامعه و دولت، و بر دولت لازم است كه راه ها و وسايل آن را فراهم نموده و متنوع بودن آنرا بگونه يي كه مصلحت جامعه را بر آورده سازد، تامين نمايد و به انسان فرصت دهد كه نسبت به دين اسلام و حقايق هستي معرفت حاصل كند و آنرا براي خير بشريت به كار گيرد.&lt;br /&gt;ب: حق هر انساني است كه موسسات تربيتي و توجيهي مختلف از خانواده و مدرسه و دانشگاه گرفته تا دستگاههاي تبليغاتي و غيره كه كوشش در جهت پرورش ديني و دنيوي انسان مي نمايد، براي تربيت كامل و متوازن او تلاش كند و شخصيتش را پرورش دهد بگونه يي كه ايمانش به خدا و احترامش به حقوق و وظايف آن فراهم شود.&lt;br /&gt;ماده دهم:&lt;br /&gt;اسلام دين فطرت است و به كار گرفتن هر گونه اكراه نسبت به انسان يا بهره برداري از فقر يا جهل انسان جهت تغيير اين دين به ديني ديگر يا به الحاد جايز نميباشد.&lt;br /&gt;ماده يازدهم:&lt;br /&gt;الف: انسان آزاد متولد ميشود و هيچ احدي حق به برده گي كشيدن يا ذليل كردن يا مقهور كردن يا بهره كشيدن يا به بنده گي كشيدن او را ندار، مگر خداي تعالي.&lt;br /&gt;ب: استعمار به انواه گوناگونش و به اعتبار اين كه بد ترين نوع برده گي است، شديداً تحريم ميشود و ملتهايي كه از آن رنج ميكشند، حق دارند از آن رهايي يافته و سر نوشت خويش را تعين كنند. همة دول و ملل نيز موظف اند از اين گروه در مبارزه عليه نابودي هر نوع استعمار و اشغال ياري نمايند. همة ملتها نيز حق حفظ شخصيت مستقل و سلطة خود بر منابع و ثروتهاي طبيعي را دارند.&lt;br /&gt;ماده دوازدهم:&lt;br /&gt;هر انساني بر طبق شريعت حق انتقال و انتخاب مكان براي اقامت در داخل يا خارج كشورش را دارد و در صورت تحت ظلم قرار گرفتن ميتواند به كشور ديگري پنا هنده شود. و بر آن كشور پناهنده واجب است كه با او مدارا كند تا اين كه پناهنگاهي برايش فراهم شود. با اين شرط كه علت پناهنده گي بخاطر ارتكاب جرم از طبق نظر شرع نباشد.&lt;br /&gt;ماده سيزدهم:&lt;br /&gt;كار حقي است كه بايد دولت و جامعه براي هر كسي كه قادر به انجام آن است، تضمين كند. هر انسان آزادي حق انتخاب كار شايسته را دارد به گونه يي كه هم مصلحت خودش و هم مصلحت جامعه بر آورده شود. هر كارگري حق دارد از امنيت و سلامت و ديگر تامينات اجتماعي برخوردار باشد و نبايد او را به كاري كه توانش را ندارد وا داشت يا او را به كاري اكراه نمود يا از او بهره كشي كد يا به او زيان رساند و هر كار گري بدون فرق ميان مرد و زن حق دارد كه مزد عادلانه در مقابل كاري كه ارائه ميكند سريعاً دريافت نمايد و نيز حق استفاده از مرخصيها و پاداشها و ترفيعات استحقاقي را دارد و در عين حال موظف است كه در كار خود اخلاص و درستكاري داشته باشد و اگر كارگران با كار فرمايان اختلاف پيدا كردند، دولت موظف است براي حل اين اختلاف و از بين بردن ظلم و اعادة حق و پايبندي به عدل بدون اينكه بنفع طرفي عدول كند، دخالت نمايد.&lt;br /&gt;ماده چهاردهم:&lt;br /&gt;انسان حق دارد كسب مشروع بكند، بدون احتكار و فريب، يا زيان رساندن به خود يا ديگران و ربا شديداً ممنوع ميباشد.&lt;br /&gt;ماده پانزدهم:&lt;br /&gt;الف: هر انساني حق مالك شدن از راه هاي شرعي را دارد و ميتواند از حقوق مالكيت بگونه يي كه به خود و يا ديگران و يا جامعه ضرر نرساند، برخوردار باشد و نميتوان مالكيت را از كسي سلب كرد مگر بنابر ضرورت حفظ منافع عمومي و در مقابل پرداخت غرامت فوري و عادلانه.&lt;br /&gt;ب: مصادره اموال و ضبط آنها ممنوع است مگر بر طبق احكام شرح (قانون)&lt;br /&gt;ماده شانزدهم:&lt;br /&gt;هر انساني حق دارد از ثمرة دست آورد هاي علمي، ادبيف هنري يا تكنولوژيكي خود سود ببرد و حق دارد از منافع ادبي و مالي حاصله از آن حمايت نمايد، مشروط بر اين كه آن دستآورد (اثر) مغاير با احكام شريعت نباشد.&lt;br /&gt;ماده هفدهم:&lt;br /&gt;الف: هر انساني حق دارد كه در يك محيط پاك از مفاسد و بيماريهاي اخلاقي بگونه يي كه بتواند در آن خود را از لحاظ معنوي بسازد، زنده گي كند، جامعه و دولت مؤظف اند اين حق را براي او فراهم كنند.&lt;br /&gt;ب: دولت و جامعه مؤظف اند كه براي هر انساني تامين بهداشتي و اجتماعي را از طريق ايجاد مراكز عمومي مورد نياز بر حسب امكانات موحود فراهم نمايند.&lt;br /&gt;ج: دولت مكلف است حق هر انساني را در زنده گي شرافتمندانه يي كه بتواند از طريق آن مايحتاج خود و خانواده اش را بر آورده سازد و شامل خوراك و پوشاك و مسكن و آموزش و درمان و ساير نبازهاي اساسي ميشود تضمين نمايد.&lt;br /&gt;ماده هجدهم:&lt;br /&gt;الف: هر انساني حق دارد كه نسبت به جان و دين و خانواده ، ناموس و مال خويش، در آسوده گي زنده گي كند.&lt;br /&gt;ب: هر اسناني حق دارد كه در امور زنده گي خصوصي خود (در مسكن و خانواده و مال و ارتباطات) استقلال داشته باشد و جاسوسي يا نظارت بر او يا مخدوش كردن حيثيت او جايز نيست و بايد از او در مقابل هر گونه دخالت زور گويانه در اين شئوون حمايت شود.&lt;br /&gt;ج: مسكن در هر حالي خرمت دارد و نبايد بدون اجازه ساكنين آن يا بصورت غير مشروع وارد آن شد، و نبايد آنرا خراب يا مصادره كرد يا ساكنينش را آواره نمود.&lt;br /&gt;ماده نزدهم:&lt;br /&gt;الف: مردم در برابر شرع مساوي هستند در اين امر حاكم و محكوم نيز با هم برابر اند.&lt;br /&gt;ب: مراجعه و پناه بردن به دادگاه حقي است كه براي همه تضمين شده است.&lt;br /&gt;ج: مسكن در هر حالي حرمت دارد و نبايد بدون اجازة ساكنين آن يا بصورت غير مشروع وارد آن شد، و نبايد آنرا خراب يا مصادره كرد يا ساكنينش را آواره نمود.&lt;br /&gt;ماده نزدهم:&lt;br /&gt;الف: مردم در برابر شرع مساوي هستند در اين امر حاكم و محكوم نيز با هم برابرند.&lt;br /&gt;ب: مراجعه و پناه بردن به دادگاه حقي است كه براي همه تضمين شده است.&lt;br /&gt;ج: مسئووليت در اصل شخصي است.&lt;br /&gt;د: هيچ جرمي يا مجازاتي نيست مكر به موجب احكام شريعت.&lt;br /&gt;هـ : متهم، بي گناه است تا اين كه محكوميتش از راه محاكمه عادلانه يي كه همه تضمينها براي دفاع از او فراهم باشد ثابت گردد.&lt;br /&gt;ماده بيستم:&lt;br /&gt;دستگيري يا محدود ساختن آزادي يا تبيعد يا مجازات هيچ انساني جايز نيست، مگر به مقتضاي شرع و نبايد او را شكنجه بدني يا روحي كرد يا با او بگونة حقارت آميز يا سخت، يا منافي حيثيت انساني، رفتار كرد. همچنين اجبار هر فردي براي آزمايشات پزشكي يا علمي جايز نيست. مگر با رضايت وي و مشروط بر اين كه سلامتي و زنده گي او به مخاطره نيفتد. همچنين تدوين قوانين استثنايي كه به قوة اجرائيه چنين اجازه يي را بدهد، نيز جايز نميباشد.&lt;br /&gt;ماده بيست و يكم:&lt;br /&gt;گروگان گيري به هر شكلي و بخاطر هر هدف ممنوع است.&lt;br /&gt;ماده بيست و دوم:&lt;br /&gt;الف: هر انساني حق دارد كه نظر خود را به هر شكلي كه مغاير با اصول شرعي نباشد، آزادانه بيان دارد.&lt;br /&gt;ب: هر انساني حق دارد براي خير و نهي از منكر بر طبق ضوابط شريعت اسلامي دعوت كند.&lt;br /&gt;ج: تبليغات يك ضرورت حياتي براي جامعه است و سؤ استفاده و سؤ استعمال آن و حملعه به مقدسات و كرامت انبيا يا بكار گيري هر چيزي كه منجر به ايجاد اختلال در ارزشها يا متشتت شدن جامعه يا زيان يا متلاشي شدن اعتقاد شود، ممنوع است.&lt;br /&gt;د: بر انگيختن احساسات قومي يا مذهبي و يا چيزي كه منجر به بر انگيخت هر نوع حس تبعيض نادي گردد، جايز نيست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ماده بيست و سوم:&lt;br /&gt;الف: ولايت امانتي است كه استبداد يا سؤ استفاده از آن شديداً ممنوع ميباشد، زيرا كه حقوق اساسي از اين راه تضمين ميشود.&lt;br /&gt;ب: هر انساني حق دارد در اداره امور عمومي كشور خود بطور مستقيم يا غير مستقيم شركت نمايد. همچنين او ميتواند پستهاي عمومي را بر طبق احكام شريعت متصدي شود.&lt;br /&gt;ماده بسيت و چهارم:&lt;br /&gt;كليه حقوق و آزاديهاي مذكور در اين سند، مشروط به مطابقت با احكام شريعت اسلامي ميباشد.&lt;br /&gt;ماده بيست و پنجم:&lt;br /&gt;شريعت اسلامي تنها مرجع براي تفسير يا توضيح هر ماده از مواد اين اعلاميه ميباشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اعلاميه حقوق بشر و شهروند&lt;br /&gt;مصوب 26 – اگست 1789&lt;br /&gt;مجلس موسسان فرانسه&lt;br /&gt;ديباچه:&lt;br /&gt;نماينده گان ملت فرانسه كه در مجمع ملي گرد آمدند، با توجه به اين كه بي اطلاعي از حقوق بشر و اهمال ورزيدن در مورد آن يا حقير انگاشتن آن تنها علت تيره روزيهاعي عمومي و فساد حكومتها ميباشد، بر آن شدند تا ضمن اعلامية رسمي حقوق طبيعي و لايزال و مقدس بشر را عرضه دارند تا دايماً نصب العين همه افراد هيئت اجتماع قرار گيرد و حقوق و تكاليف آن را پيوسته يادآوري كند و نيز به اين منظور كه اعمال قوه مقننه و قوه اجرائيه كه هردم ميتوان آنها را با هدف كليه سازمان هاي سياسي سنجيد بيشتر مراعات گردد و نيز به اين مقصد كه اعتراضات مردم كشور كه از اين پس بر مبناي اصول ساده و بي چون و چرا مبتني خواهد بود پيوسته متوجه حفظ قانون اساسي و ناظر به نيكبختي همه باشد.&lt;br /&gt;در نتيجه، مجمع ملي، در پيشگاه الهي و با تاييدات ايزد متعال، با اعتراف به مقام والاي حقوق بشر و مردم كشور به شرح زير آن را اعلام ميدارد:&lt;br /&gt;1-       بشر آزاد تولد ميشود و آزاد زيست ميكند و از حيث حقوق با يكديگر برابر است. برتريهاي اجتماعي جز بر پاية سودمندي عام استوار نميباشد.&lt;br /&gt;2-       هدف از كلية جمعيتهاي سياسي حفظ حقوق طبيعي و لايزال و تملك ناپذير بشر ميباشد آن عبارت است از آزدي ، مالكيت ، امنيت ، مقاومت در مقابل ستم.&lt;br /&gt;3-       اصل هر حاكميت، اساساً در ملت وجود دارد، هيچ هيئت و هيچ فرد نميتواند قدرتي را بكار برد كه صريحاً از ملت ناشي نشده باشد.&lt;br /&gt;4-     آزادي عبارتست از توانايي انجام دادن هر كاري كه به ديگران زيان نرساند. بنابر اين، اجراي حقوق طبيعي هيچ يك از افراد داراي حد و مرزي نيست مگر حدودي كه استفاده از همان حقوق را براي ساير اعضاي جامعه تضمين كرده باشد. اين حدود و مرز را فقط قانون ميتواند تضمين كند.&lt;br /&gt;5-     قانون حق ندارد از هيچ عملي جلوگيري كند مكر از اعمالي كه براي جامعه زيان بخش باشد. از اجراي هيچ امري كه قانون آنرا منع نكرده باشد نميتوان جلوگيري كرد و هيچ كس را نميتوان به ارتكاب عملي كه قانون به آن امر نكرده باشد مجبور ساخت.&lt;br /&gt;6-       قانون عبارت است از بيان ارادة عموم همه مردم كشور حق داند شخصاً يا بوسيله نماينده گان خود در تدوين قانون همكاري كنند.&lt;br /&gt;7-     هيچ كس را نميتوان متهم كرد يا بازداشت نمود يا زنداني ساخت مگر در مواردي كه قانون معين كرده و به طريقي كه قانون مقرر داشته باشد. هر كس بنا به ارادة شخصي اجراي امري را از ديگر بخواهد يا ديگري را به انجام دادن امري بر انگيزد يا ديگري را وادار به اجراي امر غير قانوني كند مجازات ميشود. اما هر فرد ملت كه به موجب قانون احضار يا توقيف شود بايد فوراً اطاعت كند و در صورت مقاومت مجازات خواهد شد.&lt;br /&gt;8-     قانون جزء مجازاتهاي را كه دقيقاً و مسلماً ضروي باشد نبايد وضع كند. هيچ كس را نميتوان مجازات كرد و مگر به موجب قانوني كه قبل از وقوع جرم وضع شده و انتشار يافته و حسب قانون به مراحله اجرا در آمده باشد.&lt;br /&gt;9-     هر كس بيگناه محسوب ميشود مكر كسي كه تقصير او به ثبوت برسد. بنابر اين اگر بازداشت كسي ضروري تشخيص داده شود براي تضمين سلامت شخص او بايد از هر گونه فشار به او كه ضروري نباشد جداً از طرف قانون جلوگيري شود.&lt;br /&gt;10-    هيچ كس نبايد از بابت عقايد خود حتي عقايد ديني مورد تعرض قرار گيرد بشرط آن كه تظاهرات او نظم عمومي را كه قانون بر قرار كرده است مختل سازد.&lt;br /&gt;11-   آزادي آگاهي از افكار و عقايد، از گرانبها ترين حققو بشر است. بنابرين هر يك از افراد كشور ميتواند هر چه ميخواهند آزادانه بگويند، بنويسند، به چاپ برسانند، مگر در مواردي كه قانون تعيين كرده باشد. در آن صورت تجاوز از آزادي مزبور مستلزم مسئووليت خواهد بود.&lt;br /&gt;12-   تضمين حقوق بشر و اهالي كشور، وجود قواي عمومي را ايجاب ميكند. بنابراين قواي مزبور براي استفاده عموم مردم سازمان مييابد نه براي فايدة اختصاصي كساني كه آن قوا به آنان سپرده ميشود.&lt;br /&gt;13-     براي نگهداري قواي عمومي و براي هزينه هاي اداري ناچار بايد همة مردم سهميه يي بپردازند و نيز بايد سهميه مزبور بين همه افراد كشور به نسبت قدرتمالي آنان توزيع شود.&lt;br /&gt;14-    افراد كشور حق دارند شخصاً يا بوسيله نماينده گان خود ضرورت مالياتي را كه وضع شده است تحقيق كنند و آزادانه آنرا بررسي نمايند، حصه و مدت آنرا معلوم نمايند.&lt;br /&gt;15-    جامعه حق دارد كه از هر يك از ذيحسابات عمومي، حساب ادارة او را استفسار كند.&lt;br /&gt;16-     جامعه يي كه در آن تضمين حقوق تامين نگديده و تفكيك قوا معلوم نشده باشد داراي هيچ گونه سازمان بنيادي نيست.&lt;br /&gt;17-   نظريه اين كه ملكيت حقي است نقض ناشدني و مقدس، بنابر اين هيچ كس را نميتوان از آن محروم ساخت مگر وقتي كه ضرورت اجتماع كه قانوناً مورد امعان نظر قرار گرفته باشد، بطور مسلم مقتضي آن باشد، بعه شرط آن كه غرامت عادلانه و مقدم رعايت شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ميثاق بين المللي حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي&lt;br /&gt;مصوب 16 دسامبر 1966 (مطابق 25 قوس 1345 هـ ش)&lt;br /&gt;مجمع عمومي سازمان ملل متحد&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;نوت: افغانستان بتاريخ 24 اپريل 1983 (مطابق 4 ثور 1362 هـ ش) به اين ميثاق ملحق گرديده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كشور هاي طرف اين ميثاق:&lt;br /&gt;با توجه به اين كه بر طبق اصولي كه در منشور ملل متحد اعلام گرديده است شناسايي حيثيت ذاتي و حقوق يكسان و غير قابل انتقال كليه اعضاي خانواده بشر بر مبناي آزادي، عدالت و صلح در جهان است.&lt;br /&gt;با اذغان به اين كه بر طبق اعلامية جهاني حقوق بشر كمال مطلوب انسان آزاد رهايي يافته و از ترس و فقر فقط در صورتي حاصل ميشود كه شرايط تمتع هر كس از حقوق اقتصاديف اجتماعي و فرهنگي خود و همچنين از حقوق مدني و سياسي او ايجاد شود.&lt;br /&gt;با توجه به اين كه كشو رها بر طبق منشور ملل به ترويج احترام جهاني و موثر حقوق و آزاديهاي بشر ملزم هستند.&lt;br /&gt;با در نظر گرفتن اين حقيقت كه هر فرد نسبت به افراد ديگر و نيز نسبت به اجتماعي كه بدان تعلق دارد عهده دار وظايفي است و مكلف است به اين كه در ترويج و رعايت حوق شناخته شده به موجب اين ميثاق اهتمام نمايد با مواد زير موافقت دارند.&lt;br /&gt;ماده اول:&lt;br /&gt;1-       كليه ملل داراي حق خود مختاري هستند. به موجب حق مزبور ملل وضع سياسي خود را آزادانه تعيين و توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي خود را آزادانه تامين ميكنند.&lt;br /&gt;2-     كليه ملل ميتوانند براي نيل به هدف هاي خود در منابع و ثروتهاي طبيعي خود بدون اخلال به الزامات ناشي از همكاري اقتصادي بين المللي مبتني بر منافع مشترك و حقوق بين الملل آزادانه هر گونه تصرفي بنمايند. در هيچ مورد نمي توان ملتي را از وسايل معاش خود محروم كرد.&lt;br /&gt;3-     كشور هاي طرف اين ميثاق از جمله كشور هاي مسئوول اداره سرزمين هاي غير خود مختار تحت قيموميت مكلف اند، تحقق حق خود مختاري ملل را تسهيل و احترام اين حق را طبق مقررات منشور ملل متحد رعيت كنند.&lt;br /&gt;ماده دوم:&lt;br /&gt;1-     هر كشور طرف اين ميثاق متعهد ميگردد به سعي و اهتمام خود و از طريق همكاري و تعاون بين المللي بويژه در طرح هاي اقتصادي و فني، با استفاده ازحد اكثر منابع موجود خود به منظور تامين تدريجي اعمال كامل حقوق شناخته شده در اين ميثاق با كليه وسايل مقتضي به خصوص با اقدامات قانون گذاري اقدام نمايند.&lt;br /&gt;2-     كشور هاي طرف اين ميثاق متعهد ميشوند كه اعمال حقوق مذكور در اين ميثاق را بدون هيچ نوع تبعيض از حيث نژاد، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقيده ، سياسي يا هر گونه عقيده ديگر ، اصل و منشاء ملي يا اجتماعي ، ثروت نسب يا هر وضعيت ديگر تضمين نمايند.&lt;br /&gt;3-     كشور هاي در حال رشد با توجه لازم به حقوق بشر و وضع اقتصاد ملي خود ميتوانند تعيين كنند كه تا چه اندازه حقوق اقتصادي شناخته شده در اين ميثاق را درباره ابتاع بيگانه تضمين خواهند كرد.&lt;br /&gt;ماده سوم:&lt;br /&gt;كشور هاي طرف اين ميثاق متعهد ميشوند كه تساوي حقوق مردان و زنان را در استفاده از كليه حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي مقرر در اين ميثاق تامين نمايند.&lt;br /&gt;ماده چهارم:&lt;br /&gt; كشور هاي طرف اين ميثاق معترفند كه در تمتع از حقوقي كه مطابق اين ميثاق در هر كشوري مقرر ميشود آن كشور نميتواند حقوق مزبور را تابع محدوديت هاي جز به موجب قانون بنمايد و آنهم فقط تا حدودي كه با ماهيت اين حقوق سازگار بوده و منظور آن منحصراً توسعه رفاه عامه در يك جامعه دموكراتيك باشد.&lt;br /&gt;ماده پنجم:&lt;br /&gt;1-     هيچ يك از مقررات اين ميثاق را نمي توان به نحوي تفسير نمود كه متضمن ايجاد حقي براي كشور يا گروهي يا فردي گردد كه به استناد آن به منظور تضييع هر يك از حقوق و آزاديهاي شناخته شده در اين ميثاق و يا محدود نمودن آن پيش از آنچه در اين ميثاق پيش بيني شده است مبادرت و فعاليتي بكند و يا اقدامي بعمل آورد.&lt;br /&gt;2-     هيچ گونه محدوديت يا انحراف از هر يك از حقوق بشر كه به موجب قوانين، مقاوله نامه ها ، لوايح يا عرف و عادات در هر كشور طرف اين ميثاق بر سميت شناخته شده يا نافذ و جاري است بعذر اين ، كه اين ميثاق چنين حقوقي را بر سميت نشناخته يا اين كه به ميزان كمتري بر سميت شناخته، قابل قبول نخواهد بود.&lt;br /&gt;ماده ششم:&lt;br /&gt;1- كشور هاي طرف اين ميثاق حق كار كردن را كه شامل حق هر كس است به اين كه فرصت يابد بوسيله و كاري كه آزادانه انتخاب يا قبول مينمايد معاش خود را تامين كند، بر سميت ميشناسند و اقدامات مقتضي براي حفظ اين حق معمول خواهند داشت.&lt;br /&gt;اقداماتي كه كشور هاي طرف اين ميثاق به منظور تامين اعمال كامل اين حق بعمل خواهند آورد بايد شامل رهنمايي و تربيت فني و حرفه يي و طرح برنامه ها و خط مشي ها و تدابير فني باشد، كه از لوازم تامين توسعه مداوم اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي اشتغال تام و مولد است تحت شرايطي كه آزاديهاي اساسي سياسي و اقتصادي را براي افراد حفظ نمايد.&lt;br /&gt;ماده هفتم:&lt;br /&gt;كشور هاي طرف اين ميثاق حق هر كس را به تمتع از شرايط عادلانه و مساعد كار كه بويژه متضمن مراتب زير باشد به رسميت ميشناسد:&lt;br /&gt;الف) اجرتيكه در اصل ، امور ذيل را براي كليه كارگران تامين نمايد.&lt;br /&gt;1-     مزد منصفانه و اجرت مساوي براي كار، با ارزش مساوي و بدون هيچ نوع تمايز، بويژه اين كه زنان تضمين داشته باشند كه شرايط كار آنان پائين تر از شرايط مورد استفاده مردان نباشد و براي كار مساوي مزد مساوي با مردان دريافت دارند.&lt;br /&gt;2-       مزاياي كافي براي آنان و خانواده شان طبق مقررات اين ميثاق.&lt;br /&gt;ب: ايمني و بهداشتي كار.&lt;br /&gt;ج: تساوي فرصت براي هر كس كه بتواند در خدمت خود به مدارج مناسب عاليتري ارتقاء يابد، بدون در نظر گرفتن هيچ گونه ملاحظات ديگري جز طول مدت خدمت و لياقت.&lt;br /&gt;د: استراحت، فراغت و محدوديت معقول ساعت كار و مرخصي ادواري با استفاده از حقوق و همچنين مزد ايام تعطيل رسمي.&lt;br /&gt;ماده هشتم:&lt;br /&gt;1- كشور هاي اطرف اين ميثاق متعهد ميشوند كه مراتب زير را تضمين كنند:&lt;br /&gt;الف: حق هر كس به اين كه به منظور پيشبرد و حفظ منافع اقتصادي و اجتماعي خود با رعايت مقررات سازمان ذيربط مبادرت به تشكيل اتحاديه نمايد و به اتحادية مورد انتخاب خود ملحق شود. اعمال اين حق را نميتواند تابع هيچ محدوديتي نمود مگر آنچه كه به موجب قانون تجويز شده و در يك جامعه دموكراتيك براي مصالح امنيت ملي يا نظم عمومي يا حفظ حقوق و آزاديهاي افراد ديگر ضرورت داشته باشد.&lt;br /&gt;ب: حق اتحاديه ها (سنديكاها) كه به تشكيل فدراسيونها كنفدراسيونهاي ملي و حق كنفدراسيونها به تشكيل سازمان هاي سنديكايي بين المللي يا الحاق به آنها.&lt;br /&gt;ج: حق اتحاديه ها (سنديكاها) كه آزادانه به فعاليت خود مبادرت نمايند، بدون هيچ محدوديتي جز آنچه به موجب قانون تجويز شده و در يك جامعه دموكراتيك براي مصالح امنيت ملي يا نظم عمومي يا براي حفظ حقوق و آزاديهاي ديگران ضرورت داشته باشد.&lt;br /&gt;د: حق اعتصاب مشروط بر اين كه با رعايت مقررات كشور مربوط اعمال شود.&lt;br /&gt;2- اين ماده مانع از آن نخواهد بود كه افراد نيرو هاي مسلح يا پوليس يا مقامات اداري دولت در اعمال اين حقوق تابع محدوديتهاي قانوني شوند.&lt;br /&gt;هيچ يك از مقررات اين ماده كشور هاي طرف مقاوله نامه 1948 سازمان بين المللي كار مربوط به آزادي سنديكاي و حمايت از حق سنديكايي را مجاز نميدارد كه با اتخاذ تدابير قانونگذاري يا نحوه اجراي قوانين به تضمينات مقرر در مقاوله نامه مزبور لطمه يي وارد آورند.&lt;br /&gt;ماده نهم:&lt;br /&gt;كشور هاي طرف اين ميثاق هر شخص را به تامين اجتماعي از جمله بيمه هاي اجتماعي به رسميت مي شناسد.&lt;br /&gt;ماده دهم:&lt;br /&gt;كشور هاي طرف اين ميثاق اذعان (قبول ) دارند كه:&lt;br /&gt;1-     خانواده عنصر طبيعي و اساس جامعه است بايد از حمايت و مساعدت بحد اعلاي ممكن بر خوردار گردد، بويژه براي تشكيل و استقرار آن و مادامي كه مسئووليت نگاهداري و آموزش و پرورش كودكان خود را بعهده دارد.ازدواج بايد با رضايت آزادانه طرفين كه قصد آن را دارند واقع شود.&lt;br /&gt;2-     مادران در مدت معقولي پيش از زايمان و پس از آن بايد ا حمايت خاص برخوردار گردند، در آن مدت مادران كارگر بايد از مرخصي با استفاده از حقوق و يا مرخصي با مزاياي تامين اجتماعي كافي برخوردار گردند.&lt;br /&gt;3-     تدابير خاص در حمايت و مساعدت به نفع كليه اطفال غير مميز و مميز بدون هيچگونه تبعيض به علت نسب يا علل ديگر بايد اتخاذ شود. اطفال غير مميز و مميز بايد در مقابل استثمار اقتصادي واجتماعي حمايت شوند.&lt;br /&gt;واداشتن اطفال به كارهايي كه براي جهات اخلاقي يا سلامت آنها زيان آور است و يا زنده گي آنها را به مخاطره مياندازد يا مانع رشد طبيعي آن ميگردد بايد به موجب قانون قابل مجازات باشد.&lt;br /&gt;ماده يازدهم:&lt;br /&gt;1-     كشور هاي طرف اين ميثاق حق هر كس را به داشتن سطح زنده گي كافي براي خود و خانواده اش شامل خوراك، پوشاك و مسكن كافي همچنين بهبود مداوم شرايط زنده گي به رسميت ميشناسند. كشور هاي طرف اين ميثاق به منظور تامين تحقق اين حق تدابير مقتضي اتخاذ خواهند كرد و از اين لحاظ اهميت اساسي همكاري بين المللي بر اساس رضايت آزاد را اذعان (قبول) دارند.&lt;br /&gt;2-     كشور هاي طرف اين ميثاق با اذعان به حق اساسي هر كس به اين كه از گرسنه گي فارغ باشد، منفرداً و از طريق همكاري بين امللي تدابير لازم از جمله برنامه هاي مشخصي به قرار ذيل اتخاذ خواهند كرد:&lt;br /&gt;الف) بهبود روشهاي توليد و حفظ و توزيع خوار بار با استفاده كامل از معلومات فني و علمي با اشاعه اصول آموزش تغذيه و با توسعه يا اصلاح نظام زراعتي بنحوي كه حد اكثر توسعه موثر و استفاده از منابع طبيعي را تامين نمايند.&lt;br /&gt;ب) تامين توزيع منصفانه ذخاير (منابع) خواربار جهان بر حسب حوايج با توجه به مسايل (مبتلا به) كشور هاي صادر كننده و وارد كننده خواربار (غذا).&lt;br /&gt;ماده دوازدهم:&lt;br /&gt;1-       كشور هاي طرف اين ميثاق حق هر كس را به تمتع از بهترين حال سلامت جسمي و روحي ممكن الحصول به رسميت ميشناسند.&lt;br /&gt;2-       تدابيري كه كشور هاي طرف اين ميثاق براي تامين استيفاي كامل اين حق اتخاذ خواهند كرد شامل اقدامات لازم براي تامين امور ذيل خواهند بود.&lt;br /&gt;الف) تقليل ميزان مرده متولد شدن كودكان، مرگ و مير كودكان و رشد سالم آنان.&lt;br /&gt;ب: بهبود بهداشت محيط و بهداشت صنعتي از جميع جهات.&lt;br /&gt;ج: پيشگيري و معالجه بيماريهاي همه گير ، بومي ، حرفه يي و ساير بيماريها و همچنين پيكار عليه اين بيماريها.&lt;br /&gt;د: ايجاد شرايط مناسب براي تامين مراجع پزشكي و كمك هاي پزشكي براي عموم در صورت ابتلا به بيماري.&lt;br /&gt;ماده سيزدهم:&lt;br /&gt;1-     كشور هاي طرف اين ميثاق حق هر كس را به آموزش و پرورش به رسميت ميشناسد كشور هاي مزبور موافقت دارند كه هدف آموزش و پرورش بايد نموي كامل شخصيت انساني و احساس حيثيت آن و تقويت احترام حقوق بشر و آزاديهاي اساسي باشد. علاوه بر اين كشور هاي طرف اين ميثاق موافقت دارند كه آموزش و پرورش بايد كلية افراد را براي ايفاي نقش سودمند در يك جامعة آزاد آماده سازد و موجبات تفاهم و تساهل و دوستي بين كليه ملل و كلية گرو هاي نژادي، قومي يا مذهبي را فراهم آورد و توسعة فعاليتهاي سازمان ملل متحد را به منظور حفظ صلح تشويق نمايد.&lt;br /&gt;2-       كشور هاي طرف اين ميثاق اذعان دارند كه به منظور استيفاي اين حق:&lt;br /&gt;الف) آموزش و پرورش ابتدايي بايد اجباري باشد و رايگان در دسترس عموم قرار گيرد.&lt;br /&gt;ب) آموزش و پرورش متوسطه به اشكال مختلف از جمله آموزش و پرورش فني و حرفه يي متوسط بايد تعميم يابد و به كلية وسايل مقتضي بويژه وسيلة معمول كردن تدريجي آموزش و پرورش مجاني در دسترس عمومي قرار گيرد.&lt;br /&gt;ج) آموزش و پرورش عالي بايد به كليه وسايل مقتضي بويژه بوسيله معمو كردن تدريجي آموزش و پرورش مجاني به تساوي كامل بر اساس استعداد هر كس در دسترس عموم قرار گيرد.&lt;br /&gt;د) آموزش و پرورش پايه (اساس) بايد حتي الامكان براي كساني كه فاقد آموزش و پرورش ابتدائي بوده يا آنرا تكمل نكرده باشند تشويق و تشديد شود.&lt;br /&gt;هـ) توسعة شبكة مدارس در كليه مدارج بايد فعالانه دنبال شود و نيز بايد يك ترتيب كافي اعطاي بورسها (هزينة تحصيلي) برقرار گردد و شرايط مادي معلمات بايد پيوسته بهبود يابد.&lt;br /&gt;3-     كشور هاي طرف اين ميثاق متعهد ميشوند كه آزادي والدين يا سرپرست قانوني كودكان را بر حسب مورد در انتخاب مدرسه براي كودكانش سواي مدارس دولتي محترم بشمارند مشورط به اين كه مدارس مزبور با حد اقل موازين (قواعد) آموزش و پرورش، كه ممكن است دولت تجويز يا تصويب كرده باشد، مطابقت كنند و آموزش و پرورش مذهبي و اخلاقي كودكان مطابق معتقدات شخصي والدين يا سرپرستان آنان تأمين گردد.&lt;br /&gt;4-     هيچ يك از اعضاي اين ماده نبايد به نحوي تفسير گردد كه با آزادي افراد و اشخاص حقوقي به ايجاد و ادارة موسسات آموزشي اخلال نمايد. مشروط بر اين كه اصول مقر در بند اول اين ماده رعايت شود و تعليماتي كه در چنين موسساتي آموزش داده ميشود با موازين حد اقل كه ممكن است دولت تجويز كرده باشد مطابقت كند.&lt;br /&gt;ماده چهاردهم:&lt;br /&gt;هر كشور طرف اين ميثاق كه در زمان امضاي آن هنوز نتوانسته است در قلمرو اصلي خود يا ديگر سرزمينهاي تحت حاكميت خود آموزش و پرورش اتبدايي اجباري، مجاني تأمين نمايد، متعهد ميشود ظرف مدت دو سال يك طرح تفصيلي تدابير لازم براي تحقق بخشيدن تدريجي اجراي كامل اصل آموزش و پرورش اجباري مجاني براي عموم در ظرف چند سالي كه در خود طرح تصريح شود تنظيم و تصويب كند.&lt;br /&gt;ماده پانزدهم:&lt;br /&gt;1- كشور هاي طرف اين ميثاق حق هر كس را در امور ذيل به رسميت ميشناسند:&lt;br /&gt;الف) شركت در زنده گي فرهنگي.&lt;br /&gt;ب) بهره مند شدن از پيشرفتهاي علمي و مجاري آن.&lt;br /&gt;ج) بهره مند شدن از حمايت منافع معنوي و مادي ناشي از هر گونه اثر علمي، ادبي يا هنري كه منصف (يا مخترع) آن است.&lt;br /&gt;2- تدابيري كه براي تأمين اعمال كامل اين حق توسط كشور هاي طرف اين ميثاق اتخاذ خواهد شد شامل تدابير لازم براي تامين حفظ و توسعه و ترويج علم و فرهنگ باشد.&lt;br /&gt;3- كشور هاي طرف اين ميثاق متعهد ميشوند كه آزادي لازم براي تحقيقات علمي و فعاليتهاي خلاقه را محترم بشمارند.&lt;br /&gt;كشور هاي طرف اين ميثاق به فوايد حاصل از تشويق و توسعه، همكاري و تماسهاي بين المللي در زمينة علم و فرهنگ اعتراف مينمايند.&lt;br /&gt;ماده شانزدهم:&lt;br /&gt;1- كشور هاي طرف اين ميثاق متعهد ميشوند بر طبق مقررات اين بخش از ميثاق دربارة تدابيري كه منظور تأمين و رعايت حقوق شناخته شده در اين ميثاق اتخاذ كرده باشند و از پيشرفتهاي كه در اين زمينه حاصل شده است گزارشهايي تقديم بدارند.&lt;br /&gt;الف) كلية گزارشها به عنوان سر منشي سازمان ملل متحد تقديم ميشود. مشاراليه رونوشت گزارشها را براي بررسي، طبق مقررات اين ميثاق به شوراي اقتصادي و اجتماعي ارسال ميدارد.&lt;br /&gt;ب) سرمنشي سازمان ملل متحد همچنين رونوشت تمام ياقمستهاي مربوط گزارشهاي و اصل از كشور هاي طرف اين ميثاق و نيز عضو موسسات تخصصي را تا جايي كه اين گزارشها با قسمتهاي مربوط آنها راجع به مسايلي باشد كه بر طبق اساسنامة موسسات تخصصي مذكور در صلاحيت آنها قرار ميگيرد براي آن موسسات ارسال ميدارد.&lt;br /&gt;ماده هفدهم:&lt;br /&gt;1-     كشور هاي طرف اين ميثاق گزارشهاي خود را مرحله به مرحله بر طبق برنامه يي كه شوراي اقتصادي و اجتماعي ظرف يكسال از تاريخ لازم الاجرا شدن اين ميثاق پس از مشاوره با كشور هاي طرف ميثاق و موسسات تخصصي مربوط تنظيم خواهد كرد، تقديم خواهند شد.&lt;br /&gt;2-       گزارشها ممكن است خاكي از عوامل و مشكلاتي باشد كه مانع دولتها در اجراي كامل تعهدات مقرر در اين ميثاق شده است.&lt;br /&gt;3-     در مواردي كه اطلاعات مربوط توسط هر كشور طرف اين ميثاق قبلاً به سازمان ملل متحد يا هر يك از موسسات تخصصي فرستاده شده باشد تهية مجدد اطلاعات مزبور ضرورت نخواهد داشت بلكه اشارة صريح به اطلاعات ارسال شدة قبلي كفايت خواهد كرد.&lt;br /&gt;ماده هجدهم:&lt;br /&gt;شوراي اقتصادي و اجتماعي به موجب مسئووليتهاي كه طبق منشور ملل متحد در زمينة حقوق بشر و آزاديهاي اساسي به آن محول شده است ميتواند به منظور تقديم گزارشهاي از طرف موسسات تخصي به شورا در حدود فعاليتهاي مربوط به خود شان در بارة پيشرفتهاي حاصل در تأمين رعايت مقررات اين ميثاق با موسسات مزبور قرار هايي بگذارند. اين گزارشها ممكن است متضمن اطلاعاتي باشند در خصوص تصميمات و توصيه هاي كه اركان ذيصلاحيت موسسات مزبور اجع به عمليات اجرايي تصويب كرده اند.&lt;br /&gt;ماده نزدهم:&lt;br /&gt;شوراي اقتصادي و اجتماعي ميتواند گزارشهاي مربوط به حقوق بشر را كه كشور ها بر طبق مواد 16 و 17 و موسسات تخصصي بر طبق مادة 18 تقديم ميدارند براي مطالعه و توصية كلي يا در صورت اقتضاء براي اطلاع به كميسيون حقوق بشر احاله نمايد.&lt;br /&gt;ماده بيستم:&lt;br /&gt; كشور هاي طرف اين ميثاق و موسسات تخصصي مربوط ميتوانند دربارة هر توصيه كلي كه به موجب مادة 19 شده باشد يا در بارة هر گونه ذكري كه از يك توصية كلي در يك گزارش كميسيون حقوق  بشر يا در هر سند مذكور در آن گزارش شده باشد ملاحظات خود را به شوراي اقتصادي و اجتماعي تقديم دارند.&lt;br /&gt;ماده بيست و يكم:&lt;br /&gt;شوراي اقتصادي و اجتماعي ميتوانند گاه گاه گزارشهاي متضمن توصيه هاي كلي و خلاصة اطلاعات و اصل از كشور هاي طرف اين ميثاق و عضو موسسات تخصصي دربارة تدابير متخذه و پيشرفتهاي حاصله در رعايت كلي حقوق شناخته شده در اين ميثاق را به مجمع عمومي تقديم بدارد.&lt;br /&gt;ماده بيست و دوم:&lt;br /&gt;شوراي اقتصادي و اجتماعي ميتواند توجه ساير اركان سامان ملل متحد و اركان فرعي و موسسات تخصصي مربوط را كه عهده دار كمك فني هستند به مسايلي معطوف بدارد كه در گزارشهاي مذكور در اين بخش اين ميثاق عنوان شده و ممكن است به اين موسسات كمك كند كه هر يك در حدود صلاحيتشان راجع به مقتضي بودن اتخاذ تدابير بين المللي مفيد به اجراي موثر و تدريجي اين ميثاق اظهار نظر كند.&lt;br /&gt;ماده بيست و سوم:&lt;br /&gt;كشور هاي طرف اين ميثاق موافقت دارند كه تدابير بين المللي به منظور تامين و تحقيق حقوق شناخته شده در اين ميثاق بالاخص شامل انعقاد مقاوله نامه ها، تصويب نامه ها، دادن كمك فني و تشكيل كنفرانسهاي منطقه يي و كنفرانسهاعي فني با شركت دولتهاي مربوط به منظور مشاروه و بررسي ميباشد.&lt;br /&gt;ماده بيست و چهارم:&lt;br /&gt;هيچ يك از مقررات اين ميثاق نبايد بنحوي تفسير گردد كه به مقررات منشور ملل متحد و اساسنامه هاي موسسات تخصصي داير به تعريف مسئووليتهاي مربوط به هر يك از اركان مختلف سازمان ملل متحد و موسسات تخصصي نسبت به مسايل موضوع اين ميثاق لطمه يي وارد نمايد.&lt;br /&gt;ماده بيست و پنجم:&lt;br /&gt;هيچ يك از مقررات اين ميثاق نبايد بنحوي تفسير گردد كه به حق ذاتي كليه ملل و تمتع و استفادة كامل و آزادانة آنان از منابع و ثروتهاي طبيعي خود شان لطمه وارد آورد.&lt;br /&gt;ماده بيست و ششم:&lt;br /&gt;1-     اين ميثاق براي امضاي هر كشور عضو سازمان ملل متحد يا عضو هر يك از موسسات تخصصي ملل متحد يا هر كشور طرف متعاهد اساسنامه ديوان بين المللي داد گستري يا هر كشور ديگري كه مجمع عمومي سازمان ملل متحد دعوت كند كه طرف اين ميثاق شود مفتوح است.&lt;br /&gt;2-       اين ميثاق موكول به تصويب است. اسناد تصويب بايد نزد سرمنشي سازمان ملل متحد توديع شود.&lt;br /&gt;3-       اين ميثاق براي الحاق هر يك از كشور هاي مذكور در بند اول اين ماده مفتوح خواهد بود.&lt;br /&gt;4-       الحاق بوسيله توديع سند الحاق نزد سرمنشي سازمان ملل متحد صورت ميگيرد.&lt;br /&gt;سرمنشي سازمان ملل متحد كليه كشور هايي را كه اين ميثاق را امضا كرده اند يا به آن ملحق شده اند از توديع هر سند تصويب يا الحاق مطلع خواهد كرد.&lt;br /&gt;ماده بيست و هفتم:&lt;br /&gt;1-       اين ميثاق سه ماه پس از تاريخ توديع سي و پنجمين سند تصويب يا الحاق نزد سرمنشي سازمان ملل متحد لازم الاجرا ميشود.&lt;br /&gt;درباره هر كشوري كه پس از توديع سي و پنجمين سند تصويب يا الحاق اين ميثاق را تصويب كند يا به آن ملحق شود، اين ميثاق سه ماه پس از تاريخ توديع سند تصويب يا الحاق آن كشور لازم الاجرا خواهد شد.&lt;br /&gt;ماده بيست و هشتم:&lt;br /&gt;مقررات اين ميثاق بدون هيچ گونه محدوديت با استثنا درباره كليه واحد هاي تشكيل دهنده كشور هاي متحد (فدرال) شمول خواهد داشت.&lt;br /&gt;ماده بيست و نهم:&lt;br /&gt;1-     هر كشور طرف اين ميثاق ميتواند اصلاح (اين ميثاقرا) پيشنهاد و متن آن را نزد سرمنشي سازمان ملل محد توديع كند در اين صورت سرمنشي هر طرح اصلاح پيشنهادي را براي كشور هاي طرف اين ميثاق ارسال ميدارد و از آنها درخواست مينمايد به او اعلام دارند كه آيا مايلند كنفرانسي از كوش هاي طرف ميثاق به منظور بررسي و اخذ راي درباره طرحهاي پيشنهادي تشكيل گردد. در صورتيكه حد اقل يك ثلث كشور هاي طرف ميثاق موافق چنين كنفرانسي باشند، سر منشي كنفرانس را زير لواي سازمان ملل متحد دعوت خواهد كرد هر اصلاحي كه مورد قبول اكثريت كشور هاي حاضر و راي دهنده در كنفرانس واقع شود براي تصويب به مجمع عمومي سازمان ملل متحد تقديم خواهد شد.&lt;br /&gt;2-       اصلاحات موقعي لازم الاجرا ميشود كه به تصويب مجمع عمومي سازمان ملل متحد برسد و اكثريت دو ثلث كشور هاي طرف اين ميثاق بر طبق قواعد اساسي خود شان آن را قبول كرده باشند.&lt;br /&gt;موقعي كه اصلاحات لازم الاجرا ميشود براي آندسته از كشور هاي طرف ميثاق كه آن را قبول كرده اند الزام آور خواهد بود. ساير كشور هاي طرف ميثاق كمكان به مقررات اين ميثاق و هر گوه اصلاح آن كه قبلاً قبول كرده اند ملزم خواهند بود.&lt;br /&gt;ماده سي:&lt;br /&gt;قطع نظر از اعلاميه هاي مقرر در بند 5 ماده 26 سر منشي سازمان ملل متحد مراتب زير را به كليه كشور هاي مذكور در بند اول آن ماده اصلاح خواهد داد:&lt;br /&gt;الف) امضا هاي اين ميثاق و اسناد تصويب و الحاق توديع شده طبق ماده 26.&lt;br /&gt;ب) تاريخ لازم الاجرا شدن اين ميثاق طبق ماده 27 و تاريه لازم الاجرا شدن اصلاحات طبق ماده 29.&lt;br /&gt;ماده سي و يكم:&lt;br /&gt;1- اين ميثاق كه متنهاي چيني، انگليسي، فرانسوي، روسي و اساپنيايي آن داراي اعتبار مساوي است در بايگان (آرشيف) سازمان ملل متحد توديع خواهد شد.&lt;br /&gt;ذبير كل سازمان ملل متحد رونوشت مصدق اين ميثاق را براي كليه كشور هاي مذكور در ماده 26 ارسال خواهد داشت&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي&lt;br /&gt;مصوب 16 دسامبر 1966&lt;br /&gt;(مطابق 25 قوس 1345 هـ ش)&lt;br /&gt;مجمع عمومي سازمان ملل متحد&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;نوت: افغانستان بتاريخ 24 اپريل 1983 (مطابق 4 ثور 1362 هـ ش) به اين ميثاق ملحق گرديده د&lt;br /&gt;مقدمه&lt;br /&gt;كشور هاي طرف اين ميثاق:&lt;br /&gt;با توجه به اين كه بر طبق اصولي كه در منشور ملل متحد اعلام گرديده است شناسايي حيثيت ذاتي و حقوق يكسان و غير قابل انتقال كليه اعضاي خانواده بشر بر مبناي آزادي – عدالت و صلح در جهان است.&lt;br /&gt;با اذعان به اين كه حقوق مذكور ناشي از حيثيت ذاتي شخص انسان است.&lt;br /&gt;با اذعان به اين كه بر طبق اعلاميه جهاني حقوق بشر كمال مطلوب انسان آزاد و رهايي يافته از ترس و فقر فقط در صورتي حاصل ميشود كه شرايط تمتع هر كس از حقوق مدني و سياسي خود و همچنين از حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي او يجاد شود.&lt;br /&gt;با توجه به اين كه دولتها بر طبق منشور ملل متحد به ترويج احترام جهاني و موثر و رعايت حقوق و آزديهاي بشر ملزم هستند.&lt;br /&gt;با در نظر گرفتن اين حقيقت كه هر فرد نسبت به افراد ديگر و نيز نسبت به اجتماعي كه بدان تعلق دارد عهده دار وظايفي است و مكلف است به اين كه در ترويج و رعايت حقوق شناخته شده به موجب اين ميثاق اهتمام نمايد، با مواد زير موافقت دارند:&lt;br /&gt;بخش اول&lt;br /&gt;ماده اول:&lt;br /&gt;1-       كليه ملل داراي حقوق خود مختاري هستند به موجب حق مزبور ملل وضع سياسي خود را آزادانه تعين و رشد اقتصادي = اجتماعي و فرهنگي خود را آزادانه تامين ميكنند.&lt;br /&gt;2-     كليه ملل متيوانند براي نيل به هدفهاي خود در منابع و ثروتهاي طبيعي خود بدون اخلال به الزامات ناشي از همكاري اقتصادي بين المللي مبتني بر منافع مشترك و حقوق بشر بين المللي آزادانه هر گونه تصرفي بنمايند. در هيچ مورد نميتوان ملتي را از وسايل معاش خودش محروم كرد.&lt;br /&gt;3-     دولتهاي طرف اين ميثاق از جمله دولتهاي مسئوول اداره سرزمينهاي غير خود مختار و تحت قيموميت مكلفند تحقق حق خود مختاري ملل را تسهيل و احترام اين حق را طبق مقررات منشور ملل متحد رعايت كنند.&lt;br /&gt;بخش دوم&lt;br /&gt;ماده دوم:&lt;br /&gt;1-     دولتهاي طرف اين ميثاق متعهد ميشوند كه حقوق شناخته شده در اين ميثاق را در بارة كليه افراد مقيم در قملرو و تابع حاكميت شان بدون هيچ گونه تمايزي از قبيل نژاد، رنگ، جنس، زبان ، مذهب، عقيده سياسي يا عقايد ديگر، ديگر، اصل و منشا ملي يا اجتماعي، ثروت ، نسب يا ساير وضعيتها محترم شمرده و تضمين بكنند.&lt;br /&gt;2-     هر دولت طرف اين ميثاق متعهد ميشود كه بر طبق اصول قانون اساسي خود و مقررات اين ميثاق اقداماتي در زمينه اتخاذ تدابير قانونگذاري و غير آن به منظور تنفيذ حقوق شناخته شده در اين ميثاق كه قبلاً به موجب قوانين موجود يا تدابير ديگر لازم الاجرا نشده است بعمل آورد.&lt;br /&gt;3-       هر دولت طرف اين ميثاق متعهد ميشود كه:&lt;br /&gt;الف) تضمين كند براي هر شخصي كه حقوق و آزاديهاي شناخته شده در اين ميثاق در باره او نقض شده باشد. وسيله مطمين احقاق حق فراهم بشود هر چند كه نقض حقوق به وسيله اشخاص ارتكاب شده باشد كه در اجراي مشاغل رسمي خود عمل كرده باشند.&lt;br /&gt;ب) تضمين كنند كه مقامات صالح قضايي، اداري يا مقننه يا كدام مقام ديگري كه به موجب مقررات قانوني آن كشور صلاحيت دارد در بارة شخص درخواست دهنده (عارض) احقاق حق بكنند و همچنين امكانات تظلم به مقامات قضايي را توسعه بدهند.&lt;br /&gt;ج) تضمين كنند كه مقامات صالح نسبت به تظلماتي كه حقانيت آن محرز شود ترتيب اثر صحيح بدهند.&lt;br /&gt;ماده سوم:&lt;br /&gt;دولتهاي طرف اين ميثاق متعهد ميشوند كه تساوي حقوق زنان و مردان را در استفاده از حقوق مدني و سياسي پيش بيني شده در اين ميثاق تامين كنند.&lt;br /&gt;ماده چهارم:&lt;br /&gt;1-     هر گاه يك خطر عمومي استثنايي (فوق العاده) موجوديت ملت را تهديد كند و اين خطر رسماً اعلام شود ، كشور هاي طرف اين ميثاق ميتوانند تدابير خارج از الزامات مقرر در اين ميثاق را به ميزاني كه وضعيت حتماً ايجاب مينمايد اتخاذ نمايند، مشروط بر اين كه تدابير مزبور با ساير الزاماتي كه بر طبق حقوق بين المللي بعهده دارند، معايرت نداشته باشد و منجر به تبعيض منحصراً بر اساس نژاد، رنگ، جنس، زبان، صل و منشا مذهبي يا اجتماع نشود.&lt;br /&gt;2-       حكم مذكور دربند فوق هيچ گونه انحراف از مواد 6-7 (بند هاي اول و دوم) ماده 8-11-15-16-18 را تجويز نميكند.&lt;br /&gt;دولت هاي طرف اين ميثاق كه از حق انحراف استفاده كنند مكملفند بلافاصله ساير دولت هاي طرف ميثاق را توسط سرمنشي ملل متحد از مقرراتي كه از آن انحراف ورزيده و جهاتي كه موجب انحراف شده است، مطلع نمايند و در تاريخي كه به اين انحراف خاتمه ميدهند مراتب را به وسيلة اعلامية جديدي از همان مجري اطلاع دهند.&lt;br /&gt;ماده پنجم:&lt;br /&gt;1- هيچ يك از مقررات اين ميثاق نبايد به نحوي تفسير شود كه متضمن ايجاد حقي براي دولتي يا گروهي با فردي گردد كه استناد آن به منظور تضييع هر يك از حقوق و آزاديهاي شناخته شده در اين ميثاق و يا محدود نمودن آن بيشتر از آنچه در اين ميثاق پيش بيني شده است مبادرت به فعاليتي بكند و يا اقدامي بعمل آورد.&lt;br /&gt;هيچ گونه محدوديت يا انحراف از هر يك از حقوق اساسي بشر كه به موجب قوانين، كنوانسيون ها، آيين نامه ها يا عرف و عادات نزد هر دولت طرف اين ميثاق به رسميت شناخته يا اين كه به ميزان كمتري به رسميت شناخته است قابل قبول نخواهد بود.&lt;br /&gt;بخش سوم&lt;br /&gt;ماده ششم:&lt;br /&gt;1-       حق زنده گي از حقوق ذاتي شخص انسان است اين حق بايد به موجب قانون حمايت شود، هيچ فردي را نميتوان خود سرانه (بدون مجوز) از زنده گي محروم كرد.&lt;br /&gt;2-     در كشور هايي كه مجازات اعدام لغو نشده صدور حكم عدام جايز نيست مگر در مورد مهمترين جنايات طبق قانون لازم الاجرا در زمان ارتكاب جنايت كه آنهم نبايد با مقررات اين ميثاق و كنوانسيون ها راجع به جلوگيري و مجازات جرم كشتار جمعي باشد (ژنوسايد) منافات داشته باشد.  اجراي اين مجازات جايز نيست مكر به موجب حكم قطعي صادر شده از دادگاه صلح.&lt;br /&gt;3-     در مواقعي كه سلب حيات تشكيل دهنده جرم كشتار دسته جمعي باشد چنين معهود است كه هيچ يك از مقررات اين ماده دولتهاي طرف اين ميثاق را مجاز نميداند كه به هيچ نحو از هيچ يك از الزاماتي كه به موجب مقررات كنوانسيون جلوگيري و مجازات جرم كشتار دسته جمعي (ژنوسايد) تقبل شده انحراف ورزند.&lt;br /&gt;4-       هر محكوم به اعدامي حق خواهد داشت كه درخواست عفو يا تخفيف مجازت بنمايد. عفو عمومي يا عفو فردي يا تخفيف مجازات عدام در تمام موارد ممكن است اعطا شود.&lt;br /&gt;5-       حكم اعدام در مورد جرايم ارتكابي اشخاص كمتر از هژده سال صادر نميشود و در مورد زنان باردار قابل اجرا نيست.&lt;br /&gt;هيچ يك از مقررات اين ماده براي تاخير يا منع الغاي مجازات اعدام از طرف دولتهاي طرف اين ميثاق قابل استناد نيست.&lt;br /&gt;ماده هفتم:&lt;br /&gt;هيچ كس را نميتوان مورد آزار و شكنجه و يا مجازاتها يا رفتار هاي ظالمانه يا خلاف انساني يا ترذيلي قرار داد. مخصوصاً قرار دادن يك شخص تحت آزمايشهاي پزشكي يا عملي بدون رضايت آزادانه او ممنوع است.&lt;br /&gt;ماده هشتم:&lt;br /&gt;1-       هيچ كس را نميتوان در برده گي نگهداشت برده گي و خريد و فروش برده به هر نوعي از انحا ممنوع است.&lt;br /&gt;2-       هيچ كس را نميتوان در برده گي (غلامي) نگهداشت.&lt;br /&gt;الف) هيچ كس به انجام اعمال شاقه يا كار اجباري وادار نخواهد شد.&lt;br /&gt;ب: شق الف بند 3 را نميتوان چنين تفسير كرد كه در كشور هايي كه بعضي از جنايات قابل مجازات با اعمال شاقه است مانع اجراي مجازات اعمال شاقه مود حكم صادره از دادگاه صالح شود.&lt;br /&gt;ج: اعمال شاقه يا كار اجباري مذكور در اين بند شامل امور زير نيست.&lt;br /&gt;اول: هر گونه كار يا خدمت ذكر نشده در شق (ب) كه متعارفاً به كسي كه به موجب يك تصميم قضايي قانوني زنداني است يا به كسي كه موضوع چنين تصميمي بوده و در حال آزادي مشروط باشد در حكم مزاحمت است.&lt;br /&gt;دوم: هر گونه خدمت نظامي و در كشور هايي كه امتناع از خدمت وظيفه به سبب محظورات وجداني به رسميت شناخته شده است هر گونه خدمت ملي كه به موجب قانون به امتناع كننده گان وجداني باعث زحمت او ميباشد.&lt;br /&gt;سوم: هر گونه خدمت كه در مورد قوه قهريه يا بلياتي كه حيات يا رفاه جامعه را تهديد ميكند خود زحمت شمرده ميشود.&lt;br /&gt;چهارم: هر كار يا خدمتي كه جزئي از الزامات مدني (اجتماعي) متعارف باشند.&lt;br /&gt;ماده نهم:&lt;br /&gt;1-     هر كسي حق آزادي و امنيت شخصي دارد. هيچ كس را نميتوان خود سرانه (بدون مجوز) دست گير يا بازداشت (زنداني) كرد. از هيچ كس نميتوان سلب آزادي كرد مگر به جهات و طبق آيين داد رسي مقرر به حكم قانون.&lt;br /&gt;2-       هر كس كه دست گير ميشود بايد در موقع دست كير شدن از جهات (علل) آن مطلع شود و در اسرع وقت اطلاعيه يي داير به هر گونه اتهامي كه به او نسبت داده ميشود دريافت دارد.&lt;br /&gt;3-     هر كس به اتهام جرمي دستگير يا بازداشت (زنداني) ميشود بايد او را در اسرع وقت در محضر داد رسي يا هر مقام ديگر كه به موجب قانون مجاز به اعمال اختيارات قضايي باشد حاضر نمود و بايد در مدت معقولي داد رسي يا آزاد شود بازداشت (زنداني نمودن)  اشخاص خاصيكه در انتظار داد رسي هستند نبايد قانون كلي باشد ليكن آزادي مؤقت ممكن است موكول به اخذ تضمين هايي شود كه حضور متهم در جلسه دادرسي و ساير مراحل رسيده گي قضايي و حسب مورد براي اجراي حكم تامين نمايد.&lt;br /&gt;4-     هر كس كه بر اثر دستگيري يا بازداشت (زنداني) شدن از آزادي محروم ميشود حق دارد كه به دادگاه عرض نمايد به اين منظور كه دادگاه بدون تاخير راجع به قانوني بودن بازداشت اظهار راي بكند و در صورت غير قانوني بودن بازداشت، حكم آزادي او را صادر كند.&lt;br /&gt;هر كس كه به طور غير قانوني دستگير يا بازداشت (زنداني) شده باشد حق جبران خسارات خواهد داشت.&lt;br /&gt;ماده دهم:&lt;br /&gt; 1- درباره كليه افرادي كه از آزادي خود محروم شده اند بايد با انسانيت و احترام به حيثيت ذاتي شخص انسان رفتار كرد.&lt;br /&gt;الف) متهمين جز در موارد استثنايي از محكومين جدا نگهداري خواهند شد و تابع نظام جداگانه متناسب با وضع اشخاص غير محكوم خواهند بود.&lt;br /&gt;ب) صغار متهم بايد از بزرگسالان جدا بوده و بايد در اسرع اوقات ممكن در مورد آنان اتخاذ تصميم شود.&lt;br /&gt;1- نظام زندانها متضمن رفتار با محكومين خواهد بود كه هدف اساسي آن اصلاح و اعاده حيثيت اجتماعي زندانيان باشد.&lt;br /&gt;مجرمين كم سن بايد از بزرگسالان جدا بوده و تابع نظام متناسب با سن و وضع قانوني شان باشند.&lt;br /&gt;ماده يازدهم:&lt;br /&gt;هيچ كس را نميتوان تنها به اين علت كه قادر به اجراي يك تعهد قراردادي خود نيست زنداني كرد.&lt;br /&gt;ماده دوازدهم:&lt;br /&gt;1-       هر كس كه قانوناً در سرزمين دولتي مقيم باشد حق عبور و مرور آزادانه و انتخاب آزادانه مسكن خود را در آنجا خواهد داشت.&lt;br /&gt;2-       هر كس آزاد است هر كشوري و از جمله كشور خود را ترك كند.&lt;br /&gt;3-     حق مذكور فوق تابع هيچگونه محدوديتي نخواهد بود مگر محدوديت هاي كه به موحب قانون مقرر گرديده و براي حفظ امنيت ملي ، نظم عمومي، سلامت يا اخلاق عمومي يا حقوقي و آزادي هاي ديگران لازم بوده و با ساير حقوق شناخته شده در اين ميثاق سازگار باشد.&lt;br /&gt;هيچ كس را نمي توان خودسرانه (بدون مجوز) از حق ورود به كشور خود محروم كرد.&lt;br /&gt;ماده سيزدهم:&lt;br /&gt;بيگانه يي كه قانوناً در قلمرو يك دولت طرف اين ميثاق باشد فقط در اجراي تصميمي كه مطابق قانون اتخاذ شده باشد ممكن است از آن كشور اخراج شود و جز در موارد يكه جهات حتمي امنيت ملي طور ديگر اقتضا نمايد بايد امكان داشته باشد كه عليه اخراج خود موجها اعتراض كند و اعتراض او در مقام صالح يا نزد شخص يا اشخاص منسوب به خصوص از طرف مقام صالح با حضور نماينده يي كه به اين منظور تعيين ميكند رسيده گي شود.&lt;br /&gt;ماده چهاردهم:&lt;br /&gt;1-     همه در مقابل دادگاه ها و ديوانهاي قضايي متساوي هستند. هر كس حق دارد به اين كه به دادخواهي او منصفانه و علني در يك دادگاه صالح مستقل و بي طرف، طبق قانون رسيده گي شود و آن دادگاه در باره حقانيت اتهامات جزايي  عليه او يا اختلافات راجع به حقوق و الزامات او در امور مدني اتخاذ تصميم بنمايد. تصميم سريع بودن جلسات در تمام يا قسمتي از داد رسي خواه به جهات اخلاقي حسنه يا نظم عمومي يا امنيت ملي در يك جامعه ديموكرات و خواه در صورتي كه مصلحت زنده گي خصوصي اصحاب دعوي اقتضا كند و خواه در مواردي كه از لحاظ كيفيات خاص علتي بوده جلسات مضر به مصالح دادگستري باشد تا حدي كه دادگاه لازم بداند امكان دارد، ليكن حكم صادر در امور جزايي يا مدني علني خواهد بود مگر آنكه مصلحت صغار طور ديگر اقتضا نمايد يا دادرسي مربوط به اختلافات زنا شويي يا ولايت اطفال باشد.&lt;br /&gt;2-       هر كس به اتركاب جرمي متهم شده باشد حق دارد بي گناه فرض شود تا اينكه مقصر بودن او بر طبق قانون ظاهر شود.&lt;br /&gt;3-       هر كس متهم به اتركاب جرمي شود با تساوي كامل لا اقل حق تضمين هاي ذيل را خواهد داشت:&lt;br /&gt;الف) در اسرع وقت به تفصيل به زبانيكه او بفهمد، از نوع و علل اتهامي كه به او نسبت داده ميشود، مطلع شود.&lt;br /&gt;ب) وقت و تسهيلات كافي براي تهيه دفاع خود و ارتباط با وكيل منتخب خود داشته باشد.&lt;br /&gt;ج) بدون تاخير غير موجه درباره او قضاوت شود.&lt;br /&gt;د) در محاكمه حاضر شود و شخصاً يا به وسيله وكيل منتخب خود از خود دفاع كند و در صورتيكه وكيل نداشته باشد حق داشتن وكيل به او اطلاع داده شود. و در مواردي كه مصالح دادگستري اقتضا نمايد از طرف دادگاه راساً براي او وكيلي تعين شود. كه در صورت عجز او از پرداخت حق الوكاله مصرفي نخواهد داشت.&lt;br /&gt;هـ) از شهودي كه عليه او شهادت ميدهند سوالاتي بكنند با بخواهند كه از آنها سوالاتي شود و شهودي كه عليه او شهادت ميهند با همان شرايط شهود عليه او احضار و از آناه پرسش صورت گيرد.&lt;br /&gt;و) اگر زباني را كه در دادگاه تكلم ميشود نمي فهميد و يا نميتوانست به آن تكلم كند يك مترجم مجاناً به او كمك كند.&lt;br /&gt;ز) مجبور نشود كه عليه خود شهادت دهد و يا به مجرم بودن اعتراف نمايد.&lt;br /&gt;4- آيين داد رسي جوانان كه از لحاظ قانون جزا هنوز بالغ نيستند بايد به نحوي باشد كه رعايت سن و مصلحت اعاده حيثيت آنان را بنمايد.&lt;br /&gt;5- هر كس مرتكب جرمي اعلام شود حق دارد كه اعلام مجرميت و محكوميت او به وسيله يك دادگاه عالي طبق قانون مورد رسيده گي واقع شود.&lt;br /&gt;6- هر گاه حكم قطعي محكوميت جزئي شخص بعداً فسخ شود با يك امري حادث يا امريكه جديداً كشف شده دال بر وقوع يك اشتباه قضايي باشد و در نتيجه مورد عفو قرار گيرد، شخصيكه در نتيجه اين محكوميت متحمل مجازات شده استحقاق خواهد داشت كه خسارات او طبق قانون جبران شود، مگر اينكه ثابت شود كه عدم افشاي بموقع حقيقت مكتوم كلا يا جزاء منتسب به خود او بوده است.&lt;br /&gt;هيچ كس را نميتوان براي جرمي كه به علت اتهام آن به موجب حكم قطعي صادره طبق قانون اجراات جزايي هر كشوري محكوم و يا تبرئه شده مجدداً مورد تعقيب و مجازات قرار داد.&lt;br /&gt;ماده پانزدهم:&lt;br /&gt; 1- هيچ كس به علت فعل يا ترك فعلي كه در موقع ارتكاب بر طبق قوانين ملي يا بين المللي جرم نبوده محكوم نميشود و همچنين هيچ مجازاتي شديد تر از آن چه در زمان ارتكاب جرم قابل اعمال بوده تعيين نخواهد شد. هر گاه پس از ارتكاب جرم قانون مجازات خفيف تري براي آن مقرر دارد مرتكب از آن استفاده خواهد نمود.&lt;br /&gt;هيچ يك از مقررات اين ماده با داد رسي و محكوم كردن هر شخصي كه بلعت فعل يا ترك فعلي كه در زمان ارتكاب بر طبق اصول كلي حقوق شناخته شده در جامعه ملت ها مجرم بوده منافات نخواهد داشت.&lt;br /&gt;ماده شانزدهم:&lt;br /&gt;هر كس حق دارد به اين كه شخصيت حقوقي او همه جا شناخته شود.&lt;br /&gt;ماده هفدهم:&lt;br /&gt;1- هيچ كس نبايد در زنده گي خصوصي و خانواده و اقامت گاه يا مكاتبات مورد مداخلات خود سرانه (بدون مجوز) يا خلاف قانون قرار گيرد و همچنين شرافت و حيثيت او نبايد مورد تعرض غير قانوني واقع شود.&lt;br /&gt;هر كس حق دارد در مقام اينگونه مداخلات يا تعرض ها از حمايت قانون برخوردار گردد.&lt;br /&gt;ماده هژدهم:&lt;br /&gt;1-     هر كس حق آزادي فكر و وجدان و مذهب دارد. اين حق شامل داشتن آزادي قبول يك مذهب و يا معتقدات به انتخهاب خود، همچنين آزادي ابراز مذهب يا معتقدات خود، خواه بطور فردي يا اجماعات ، خواه به طور علني يا در خفا در عبادات و اجراي اداب و اعمال و تعليمات مذهبي ميباشد.&lt;br /&gt;2-       هيچ كس نبايد مورد اكراه واقع شود كه به آزادي او در داشتن يا قبول يك مذهب يا معتقدات به انتخاب خودش لطمه وارد آورد.&lt;br /&gt;3-     آزادي ابراز مذهب يا معتقدات را نميتوان تابع محدوديت هاي نمود مگر آنچه منحصراً به موجب قانون پيش بيني شده و براي حمايت از امنيت، نظم ، سلامت يا اخلاقي عمومي يا حقوق و ازاديهاي اساسي ديگران ضرورت داشته باشد.&lt;br /&gt;دولتهاي طرف اين ميثاق معتقد ميشوند كه آزادي والدين و بر حسب مورد سر پرستان قانوني كودكان را در تامين آموزش مذهبي و اخلاقي كودكان مطابق معتقدات خودشان محترم بشمارند.&lt;br /&gt;ماده نزدهم:&lt;br /&gt;1-       هيچ كس را نميتوان بمناسبت عقايدش مورد مزاحمت قرار داد.&lt;br /&gt;2-     هر كس حق آزادي بيان دارد. اين حق شامل آزادي تفحض و تحصيل و اشاعة اطلاعات و فاكار از هر قبيل بدون توجه به سرحدات خواه شفاها يا به صورت نوشته يا چاپ ياد به صورت هنري يا بهر وسيله ديگر به انتخاب خود شخص ميباشد.&lt;br /&gt;3-     اعمال حقوقي مذكور در بند 2 اين ماده مستلزم حقوق و مسئووليت هاي خاص است و لذا ممكن است تابع محدوديت هاي معيني گردد كه در قانون تصريح شده و براي امور ذيل ضرورت داشته باشد:&lt;br /&gt;الف) احترام حقوق يا حيثيت ديگران.&lt;br /&gt;ب) حفظ امنيت ملي يا نظم عمومي يا اخلاق عمومي.&lt;br /&gt;ماده بيستم:&lt;br /&gt;1- هر گونه تبعيض براي جنگ به موجب قانون ممنوع است.&lt;br /&gt;هر گونه دعوت (ترغيب) به كينه (تنفر) ملي يا نژادي يا مذهبي كه محرك تبعيض يا مخاصمه يا اعمال زور باشد به موجب قانون ممنوع است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ماده بيست و يكم:&lt;br /&gt;حق تشكيل مجامع مسالمت آميز به رسميت شناخته ميشود. اعمال اين حق تابع هيچ گونه محدوديتي نميتواند باشد جز آنچه بر طبق قانون مقرر شده و در يك جامعه ديموكراتيك به مصلحت امنيت ملي يا امني عمومي يا نظم عمومي يا براي حمايت از سالمت يا اخلاقي عمومي يا حقوق و آزراديهاي ديگران ضرورت داشته باشد.&lt;br /&gt;ماده بيست و دوم:&lt;br /&gt;1-       هر كس حق اجتماع آزادانه با ديگران را دارد از جمله حق تشكيل سنديكا (اتحاديه هاي صنفي) و الحاق به آن براي حمايت از منافع خود.&lt;br /&gt;2-     اعمال اين حقوق تابع هيچ گونه محدوديتي نميتواند باشد مگر آنچه كه به موجب قانون مقر گرديده و در يك جامعه ديموكراتيك به مصلحت امنيت ملي يا ايمني عمومي ، نظم عمومي يا براي حمايت از سلامت يا اخلاق عمومي يا حقوق و آزاديهاي ديگران ضرورت داشته باشد. اين ماده مانع از آن نخواهد شد كه اعضاي نيرو هاي مسلح و پوليس در اعمال اين حق تابع محدوديت هاي قانوني شوند.&lt;br /&gt;هيچ يك از مقررات اين ماده ، دولت هاي طرف كنوانسيون 1948 سازمان بين المللي كار مربوط به آزادي سنديكايي و حمايه از حق سنديكايي (حق متشكل شدن) را مجاز نمي دارد كه با اتخاذ تدابير قانون گذاري يا با نحوه اجراي قوانين به تضمين هاي مقرر در آن كنوانسيون لطمه وارد آوردند.&lt;br /&gt;ماده بسيت و سوم:&lt;br /&gt;1-       خانواده عنصر طبيعي و اساسي جامعه است و استحقاق حمايت جامعه و حكومت را دارد.&lt;br /&gt;2-       حق نكاح و تشكيل خانواده براي زنان و مردان از زمانيكه به سن ازدواج ميرسند به رسميت شناخته ميشود.&lt;br /&gt;3-       هيچ نكاحي بدون رضايت آزادانه و كامل طرفين آن منعقد نمي شود.&lt;br /&gt;در لت هاي طرف اين ميثاق تدابير مقتضي به منظور تامين تساوي حقوق و مسئووليت هاي زوجين در مورد ازدواج در مدت زوجيت و هنگام انحلال آن اتخاذ خواهند كرد. در صورت انحلال ازدواج پيش بيني هاي براي تامين حمايت لازم از اطفال بعمل خواهند آورد.&lt;br /&gt;ماده بيست و چهارم:&lt;br /&gt;1- هر كودكي بايد بلافاصله پس از ولادت به ثبت برسد و داراي نامي شود.&lt;br /&gt;هر كودكي حق تحصيل تابعيتي را دارد.&lt;br /&gt;ماده بيست و پنجم:&lt;br /&gt;هر انسان در اجتماع حق و امكان خواهد داشت بدون «در نظر گرفتن» هيچ يك از تبعيضات در ماده 2 و بدون محدوديت غير معقول:&lt;br /&gt;الف) در اداره امور عمومي بالمباشره يا بالواسطه نماينده گاني كه آزاد انتخاب شوند شركت نمايند.&lt;br /&gt;ب) در انتخاب ادواري كه از روي صحت به اراي عموم مساوي و مخفي انجام شود و تضمين كننده بيان آزادانه اراده انتخاب كننده گان باشد راي بدهد و انتخاب شود.&lt;br /&gt;ج) با حق تساوي طبق شرايط كلي بتواند به مشاغل عمومي كشور خود نايل شود.&lt;br /&gt;ماده بيست و ششم:&lt;br /&gt;در كشور هايي كه اقليت هاي نژادي، مذهبي يا زباني وجود دارند، اشخاص متعلق به اقليت  هاي مزبور را نميتوان از اين حق محروم نمود كه مجموعاً با ساير افراد گروه خودشان از فرهنگ هاص متمتع شوند و به دين خود متدين بوده و بر طبق آن عمل كنند، يا به زبان خود تكلم نمايند.&lt;br /&gt;بخش چهارم&lt;br /&gt;ماده بيست و هشتم:&lt;br /&gt;1- يك كميته حقوق بشر (كه از اين پس در اين ميثاق كميته نام خواهد داشت) تاسيس ميشود. اين كميته مركب از هژده عضو است و متصدي خدمات بشرح ذيل ميباشد:&lt;br /&gt;الف) كميته مركب خواهد بود از اتباع كشور هاي طرف اين ميثاق كه بايد از شخصيت هاي داراي مكارم عالي اخلاعقي بوده و صلاحيت شان در زمينه حقوق بشر محرز (شناخته شده) باشد. مفيد بودن شركت بعضي اشخاص واجد تجربه در امور قضايي در كار هاي اين كميته مورد توجه واقع خواهد شد.&lt;br /&gt;ب) اعضاي كميته انتخابي هستند و بر حسب صلاحيت شخصي خود شان خدمت خواهند نمود.&lt;br /&gt;ماده بيست و نهم:&lt;br /&gt;1-       اعضاي كميته با راي مخفي از فهرست اشخاص واجد شرايط مذكور در ماده 28 كه به اين منظور به وسيله كشور هاي طرف اين ميثاق نامزد شده اند انتخاب ميشوند.&lt;br /&gt;2-       هر كشور طرف اين ميثاق نميتواند بيش از دو نفر نامزد كند.&lt;br /&gt;تجديد نامزدي يك شخص مجاز است.&lt;br /&gt;ماده سي:&lt;br /&gt;1-       اولين انتخابات ديرتر از شش ماه پس از لازم الاجرا شدن اين ميثاق انجام نخواهد شد.&lt;br /&gt;2-     براي انتخابات كميته هر بار حد اقل چهار ماه پيش از تاريخ انجام آن به استثناي انتخاباتي كه براي اشغال محل خالي طبق ماده 34 بعمل مي آيد، سر منشي سازمان ملل متحد از كشور هاي طرف اين ميثاق كتباً دعوت خواهد نمود كه نامزد هاي خود را براي عضويت كميته ظرف سه ماه معرفي كنند.&lt;br /&gt;3-     سرمنشي ملل متحد فهرستي به ترتيب حروف الفبا از كليه اشخاصي كه به اين ترتيب نامزد ميشوند با ذكر نام كشور هاي كه آنان را معرفي كرده اند تهيه و آنرا حد اكثر يك ماه قبل از تاريخ انتخابات به كشور هاي طرف اين ميثاق ارسال خواهد داشت.&lt;br /&gt;4-       انتخابات اعضاي كميته در جلسه يي كه بدعوت سرمنشي ملل متحد از كشور هاي طرف اين ميثاق در مركز سازمان ملل متحد تشكيل خواهد شد انجام ميشود.&lt;br /&gt;نصاب اين جلسه دو سوم كشور هاي طرف اين ميثاق است و منتخبين نامزدي هاي خواهند بود كه بيشترين تعداد راي را بدست آورده و حايز اكثريت تام اراي نماينده گان كشور هاي حاضر و راي دهنده باشند.&lt;br /&gt;ماده سي و يك:&lt;br /&gt;1- كميته نمي تواند بيش تر از يك تبعه از هر كشوري داشته باشد.&lt;br /&gt;در انتخابات اعضاي كميته رعايت تقسيمات عادلانه جغرافيايي و شركت نماينده گان اشكال مختلف تمدن ها و مسيستم (نظام) هاي عمده محقق خواهد شد.&lt;br /&gt;ماده سي و دوم:&lt;br /&gt;1-     اعضاي كميته براي چهار سال انتخاب ميشوند و در صورتي كه مجدداً نامزد شوند تجديد انتخاب مجاز خواهد بود. ليكن مدت عضويت 9 تن از اعضاي منتخب در اولين انتخابات در پايان دو سال منقضي ميشود نام اين 9 تن بلافاصله پس از اولين انتخابات بوسيله قرعه توسط رئيس جلسه مذكور در بند 2 ماده 30 معين ميشود.&lt;br /&gt;در انقضاي دورة تصدي انتخابات طبق مواد قبلي اين بخش بعمل خواهد آمد.&lt;br /&gt;ماده سي و سوم:&lt;br /&gt;1- هر گاه يك عضو كميته، بنظر مورد اتفاق آراي ساير اعضاي كميته انجام خدمات خود را به هر علتي جز غيبت موقت قطع نموده باشد رئيس كميته، سر منشي سازمان ملل متحد را مطلع و او كرسي عضو مزبور را بلا متصدي اعلا ميكند.&lt;br /&gt;در صورت فوت يا استعفاي يك عضو كميته، رئيس كميته فوراً سرمنشي سازمان ملل متحد را مطلع و او آن كرسي را از تاريخ فوت يا تاريخي كه به استعفا ترتيب اثر داده ميشود بلا متصدي اعلان ميكند.&lt;br /&gt;ماده سي و چهارم:&lt;br /&gt;1-     هر گاه بلا متصدي بودن يك كسي بر طبق ماده 33 اعلام شود و دوره تصدي عضوي كه جانشينش بايد انتخاب گردد ظرف شش ماه از تاريخ اعلام بلامتصدي بودن منقضي نشود، سر منشي سازمان ملل متحد به ه يك از كشور هاي طرف اين ميثاق&lt;br /&gt;2-       اعلام خواهد نمود كه ميتوانند در ظرف مدت دو ماه نامزد هاي خود را بر طبق ماده 29 به منظور اشغال كرسي بلا متصدي معرفي كنند.&lt;br /&gt;3-     سرمنشي سازمان ملل متحد فهرستي به ترتيب حروف القبا از اشخاصي كه به اين ترتيب نامزد شده اند تهيه خواهد نمود و آن را براي كشور هاي طرف اين ميثاق ارسال خواهد داشت. انتخاب براي اشغال كرسي بلا متصدي بر طبق مقررات مربوط اين بخش از ميثاق صورت خواهد گرفت.&lt;br /&gt;هر عضوي كه براي اشغال كرسي بلا متصدي اعلام شده به شرح مذكور در ماده 33 انتخاب ميشود، براي بقيه مدت عضويت عضوي كه كرسي او در كميته طبق مقررات آن ماده بلا متصدي شده است عضو كميته خواهد بود.&lt;br /&gt;ماده سي و پنجم:&lt;br /&gt;اعضاي كميته با تصويب مجمع عمومي سازمان ملل متحد طبق شرايطي كه مجمع عمومي با توجه به اهميت خدمات كميته تعيين نمايد از منابع سازمان ملل متحد مققري دريافت خواهند داشت.&lt;br /&gt;ماده سي و ششم:&lt;br /&gt;سر منشي سازمان ملل متحد كارمندان و واسيل مادي مورد احتياج براي اجراي موثر وظايفي كه كميته بموجب اين ميثاق بعهده دارد در اختيار كميته خواهد گذاشت.&lt;br /&gt;ماده سي و هفتم:&lt;br /&gt;1-       سرمنشي سازمان ملل متحد اعضاي كميته را براي تشكيل نخستين جلسه در مركز سازمان ملل متحد دعوت ميكند.&lt;br /&gt;2-       پس از نخستين جلسه كميته در اوقاتي كه در آيين نامه، داخلي آن پيش بيني ميشود تشكيل جلسه خواهد داد.&lt;br /&gt;3-       كميته معمولاً در مركز سازمان ملل متحد يا در دفتر سازمان ملل متحد در ژنو تشكيل جلسه خواهد داد.&lt;br /&gt;ماده سي و هشتم:&lt;br /&gt; هر عضو كميته بايد پيش از تصدي وظايف خود در جلسه علني طي تشريفات رسمي تعهد كند كه وظايف خود را با كمال بيطرفي و از روي كمال و وجدان ايفاء خواهد كرد.&lt;br /&gt;ماده سي و نهم:&lt;br /&gt;1-       كميته ، هيئات رئيسه خود را براي مدت دو سال انتخاب خواهد كرد. اعضاي  هيئات رئيس قابل انتخاب مجدد هستند.&lt;br /&gt;2-       كميته آيين نامة داخلي اش را خود تنظيم ميكند. آيين نامة مزبور از جمله مشتمل بر مقررات ذيل خواهد بود.&lt;br /&gt;الف) حد نصاب رسميت جلسات حضور دوازده عضو است.&lt;br /&gt;ب) تصميمات كميته با اكثريت آراي اعضاي حاضر اتخاذ ميگردد.&lt;br /&gt;ماده چهل:&lt;br /&gt;1- كشور هاي طرف اين ميثاق متعهد ميشوند درباره تدابيري كه اتخاذ كرده اند و آن تدابير به حقوق شناخته شده در اين ميثاق ترتيب اثر ميدهد و در باره پيشرفتهاي حاصل در تمتع از اين حقوق گزارشهايي تقديم بدارند.&lt;br /&gt;الف) ظرف يك سال از تاريخ لازم الاجرا شدن اين ميثاق براي هر كشور طرف ميثاق در امور مربوطه آن كشور.&lt;br /&gt;ب) پس از آن هر موقع كه كميته چنين درخواستي بنمايد.&lt;br /&gt;2- كليه گزارشها بايد خطاب به سر منشي سازمان ملل متحد باشد و او آنها را براي رسيده گي به كميته ارجاه خواهد كرد. گزارشها بايد حسب المورد حاكي از عوامل و مشكلاتي باشد كه در اجراي مقررات اين ميثاق تاثير دارند.&lt;br /&gt;3- سرمنشي سازمان ملل متحد ميتواند پس از مشورت با كميته رونوشت قسمتهايي از گرشاها را كه ممكن است مربوط به امور مشمول صلاحيت موسسات تخصصي باشد براي آن موسسات ارسال دارد.&lt;br /&gt;4- كميته گزارشهاي واصل از كشور هاي طرف اين ميثاق را بررسي ميكند و گزارشهاي خود و همچنين هر گونه ملاحظات كلي كه مقتضي بداند به كشور هاي طرف اين ميثاق ارسال خواهند داشت. كميته نيز ميتواند اين ملاحظات را به ضميمه گزارش هاي واصل از كشور هاي طرف اين ميثاق به شوراي اقتصادي و اجتماعي تقديم بدارد.&lt;br /&gt;كشور هاي طرف اين ميثاق ميتوانند نظرياتي در باره هر گونه ملاحظاتي كه بر طبق بند 4 اين ماده اظهار شده باشد به كميته ارسال دارند.&lt;br /&gt;ماده چهل و يكم:&lt;br /&gt;1- هر كشور طرف اين ميثاق ميتواند به موجب اين ماده هر موقع اعلام بدارد كه صلاحيت كميته را براي دريافت و رسيده گي به اطلاعيه هاي داير بر ادعاي هر كشور طرف ميثاق كه كشور ديگر طرف ميثاق تعهدات خود را طبق اين ميثاق انجام نميدهد بر سميت ميشناسد. به موجب اين ماده فقط اطلاعيه هاي قابل دريافت و رسيده گي خواهد بود كه توسط يك كشور طرف ميثاق كه شناسايي صلاحيت كميته را نسبت به خود اعلام كرده باشد تقديم شود. هيچ اطلاعيه مربوط به يك كشور طرف اين ميثاق كه چنين اعلامي نكرده باشد قابل پذيرش نخواهد بود. نسبت به اطلاعيه هاي كه به موجب اين ماده دريافت ميشود به ترتيب ذيل اقدام خواهد شد:&lt;br /&gt;الف) اگر يك كشور طرف اين ميثاق تشخيص دهد كه كشور ديگر طرف ميثاق به مقررات اين ميثاق ترتيب اثر نميدهد، ميتواند بوسيله اطلاعيه كتبي توجه آن كشور طرف ميثاق را به موضوع جلب كند. در ظرف مدت سه ماه پس از وصول اطلاعيه كشور دريافت كننده آن توضيح هر گونه اظهار كتبي ديگر داير به روشن كردن موضوع در اختيار كشور فرستنده اطلاعيه خواهد گذارد. توضيحات و اظهارات مزبور حتي الامكان و تا جايي كه مقتضي باشد از جمله حاوي اطلاعاتي خواهد بود در خصوص قواعد دادرسي طبق قوانين داخلي آن كشور و آنچه كه براي علاج آن بعمل آمده يا در جريان رسيده گي است يا آنچه در اين مورد قابل استفاده بعدي است.&lt;br /&gt;ب) اگر در ظرف شش ماه پس از وصول اولين اعلاميه به كشور دريافت كننده موضوع با رضايت هر دو طرف مربوط فيصله نشود هر يك از طرفين حق خواهند داشت با ارسال اخطاريه يي به كميته و به طرف مقابل موضوع را به كميته ارجاع نمايد.&lt;br /&gt;ج) كميته به موضوع مرجوعه فقط پس از احراز اين كه بنابر اصول متفق عليه حقوق بين الملل كليه طرف شكايت طبق قوانين داخلي در موضوع مورد استناد واقع و طي شده است به موضوع مرجوعه رسيده گي ميكند. اين قاعده در مواردي كه طي طرق شكايت به نحو غير معقول طولاني باشد مجري نخواهد بود.&lt;br /&gt;د) كميته در موقع رسيدگي به اطلاعيه هاي واصل به موجب اين ماده جلسات سري تشكيل خواهد داد.&lt;br /&gt;هـ) با رعايت مقررات فقره (ج) كميته به منظور حل دوستانه موضوع مورد اختلاف بر اساس احترام به حقوق بشر و آزاديهاي اساسي شناخته شد در اين ميثاق مساعي جميله خود را در اختيار كشور هاي ذينفع طرف ميثاق خواهد گذاشت.&lt;br /&gt;و) كميته در كليه امور مرجوعه به خود ميتواند از كشور هاي (ذينفع) طرف اختلاف موضوع فقره (ب) هر گونه اطلاعات مربوط به قضيه را بخواهد.&lt;br /&gt;ز) كشور هاي ذينفع طرف ميثاق موضوع فقره (ب) حق خواهند داشت هنگام رسيده گي به قضيه در كميته نماينده داشته باشند و ملاحظات خود را شفاهاً يا كتباً يا بهر يك از دو فقره اظهار بدارند.&lt;br /&gt;ح) كميته بايد در مدت 12 ماه پس از تاريخ دريافت اخطاريه موضوع فقره (ب) گزارش بدهد.&lt;br /&gt;1- اگر راه حلي طبق مقررات فقره (هـ) حاصل شده باشد كميته گزارش خود را به شرح مختصر قضايا و راه حل حاصله حصر خواهد كرد.&lt;br /&gt;2- اگر راه حلي طبق مقررات فقره (هـ) حاصل نشده باشدكميته در گزارش خود به شرح مختصر قضايا اكتفا خواهد كرد. متن ملاحظات كتبي و صورت مجلس ملاظات شفاهي كه كشور هاي ذينفع طرف ميثاق اظهار كرده اند ضميمه گزارش خواهد بود.&lt;br /&gt;براي هر موضوعي گزارشي به كشور هاي ذينفع طرف ميثاق ابلاغ خواهد داشت.&lt;br /&gt;قرار اين ماده موقع لازم الاجرا خواهد شد كه در كشور طرف اين ميثاق اعلاميه هاي پيش بيني شده در بند اول اين ماده را داده باشند. اعلاميه هاي مذكور توسط كشور طرف ميثاق نزد سر منشي سازمان ملل متحد توديع ميشود. و او رونوشت آنرا براي ساير كشور هاي طرف ميثاق ارسال خواهد داشت. اعلاميه ممكن است هر موقع به وسيله اخطاريه خطاب به سرمنشي مسترد گردد. اين استرداد به رسيده گي هر مسالة موضوع يك اعلاميه كه قبلاً به موجب اين ماده ارسال شده باشد، خللي وارد نمي كند. هيچ اطلاعيه ديگر پس از وصول اخطاريه استرداد اعلاميه به سرمنشي پذيرفته نميشود. مگر اينكه كشور ذينفع طرف ميثاق اعلامية جديدي داده باشد.&lt;br /&gt;ماده چهل و دوم:&lt;br /&gt;الف: اگر مسالة مرجوعه به كميته طبق ماده 41 با رضايت كشور هاي ذينفع طرف ميثاق حل نشود كميته ميتواند با موافقت قبلي كشور هاي ذينفع طرف ميثاق يك كميسيون خاص سازش تشكيل دهد (كه از اين پس كميسيون ناميده ميشود) كميسيون به منظور نيل به يك راه حل دوستانه مسالة بر اساس احترام اين ميثاق مساعي جميله خود را در اختيار كشور هاي ذينفع طرف ميثاق ميگذارد.&lt;br /&gt;ب) كميسيون مركب از 5 عضو است كه با توافق كشور هاي ذينفع طرف ميثاق تعيين ميشوند. اگر كشور هاي ذينفع طرف ميثاق درباره تركيب تمام يا بعضي از اعضاي كميسيون در مدت 3 ماه به توافق نرسند آن عده از اعضاي كميسيون كه در باره آنها توافق نشده است از بين اعضاي كميته با راي مخفي با اكثريت دو ثلث اعضاي كميته انتخاب ميشوند.&lt;br /&gt;2- اعضاي كميسيون بر حسب صلاحيت شخصي خود شان انجام وظيفه ميكنند. آنها نبايد از اتباع كشور هاي ذينفع طرف ميثاق بوده يا ارتباع كشوري كه طرف اين ميثاق نيست يا از اتباع كشور طرف اين ميثاق كه اعلاميه مذكور در ماده 41 را نداده باشد.&lt;br /&gt;3- كميسيون رئيس خود را انتخاب و لايحة امور داخلي خود را تصويب ميكند.&lt;br /&gt;4- جلسات كميسيون معمولاً در مركز سازمان ملل متحد يا در دفتر سازمان ملل متحد در ژنو تشكيل خواهد شد. مع هذا جلسات مزبور ممكن است با مشورت سر منشي سازمان ملل متحد و كشور هاي ذينفع طرف ميثاق در محل مناسب ديگري تشكيل شود.&lt;br /&gt;5- دبير خانه پيش بيني شده در ماده 36 خدمات دفتري كميسيونهاي متشكل به موجب اين ماده را انجام ميدهد.&lt;br /&gt;6- اطلاعاتي كه كميته دريافت و رسيده گي ميكند در اختيار كميسيون گذارده ميشود و كميسيون ميتواند از كشور هاي ذينفع طرف ميثاق تهية هر گونه اطلاع تكميلي مربوط ديگري را بخواهد.&lt;br /&gt;7- كميسيون پس از مطالعة مساله از جميع جهات ولي در هر صورت حد اكثر در مدتدوازده ماه پس از ارجاع امر به آن گزارشي به رئيس كميته تقديم ميدارد و آنرا به كشور هاي ذينفع طرف ميثاق ابلاغ مينمايد:&lt;br /&gt;الف) اگر كميسيون نتواند در مدت دوازده ماه رسيده گي را به اتمام برساند در گزارش خود اكتفا به بيان مختصر اين نكته ميكند كه رسيده گي مساله به كجا رسيده است.&lt;br /&gt;ب) هر گاه يك راه حل دوستانه بر اساس احترام حقوق بشر بنحو شناخته شده در اين ميثاق حاصل شده باشد كميسيون در گزارش خود به ذكر مختصر قضايا و راه حلي كه به آن رسيده اند اكتفا ميكند.&lt;br /&gt;ج) هر گاه يك راه حل به مفهومك بند (ب) حل نشده باشد كميسيون استنباطهاي خود را در خصوص كليه نكات ماهيتي مربوط به مساله مورد بحث بين كشور هاي ذينفع طرف ميثاق و همچنان نظريات خود را در خصوص امكانات حل دوستانه قضيه در گزارش خود درج ميكند.&lt;br /&gt;اين گزارش همچنان محتوي ملاحظات كتبي و صورت مجلس ملاضات شفاهي كشور هاي ذينفع طرف ميثاق خواهد بود.&lt;br /&gt;د) هر گاه گزارش كميسيون طبق فقره (ج) تقديم شود كشور هاي ذينفع ميثاق در مدت سه ماه پس از حصول گزارش به رئيس كميته اعلام ميدارند كه مندرجات گزارش كميسيون را مي پذيرند يا نه ؟&lt;br /&gt;1- مقررات اين ماده به اختيارات كميته بر طبق ماده 41 خللي وارد نمي كند.&lt;br /&gt;2- كليه هزينه هاي اعضاي كميته بطور مساوي بين كشور هاي ذينفع طرف ميثاق بر اساس بر آوردي كه سرمنشي سازمان ملل متحد تهيه ميكند تقسيم ميشود.&lt;br /&gt;سرمنشي سازمان ملل متحد اختيار دارد در صورت لزوم هزينه هاي اعضا را قبل از آن كه كشور هاي ذينفع طرف ميثاق طبق بند 9 اين ماده پرداخت كنند كار سازي دارد.&lt;br /&gt;ماده چهل و سوم:&lt;br /&gt;اعضاي كميته و اعضاي كميسيون هاي خاص سازش كه طبق ماده 42 ممكن است تعيين شوند حق دارند از تسهيلات و امتيازات و مصئوونيت مقرر درباره كارشناسان مذكور مامور سازمان ملل متحد در قسمتهاي مربوط مقاوله نامه امتيازات و مصئوونيتهاي ملل متحد استفاده نمايند&lt;br /&gt;ماده چهل و چهارم:&lt;br /&gt;مقررات اجرايي اين ميثاق بدون اين كه به آيين نامه هاي دادرسي مقرر در زمينه حقوق بشر طبق اسناد تشكيل دهنده يا به موجب آن مقاوله نامه هاي سازمان ملل متحد و موسسات تخصصي خللي وارد سازد اعمال ميشود و مانع از آن نيست كه كشور هاي طرف ميثاق براي حل يك اختلاف طبق موافقتهاي بين المللي عمومي با اختصاصي كه ملزم به آن هستند متوسل به آيين نامه هاي دادرسي ديگري شوند.&lt;br /&gt;ماده چهل و پنجم:&lt;br /&gt;كميته هر سال گزارشهاي خود را توسط شوراي اقتصادي و اجتماعي به مجمع عمومي سازمان ملل متحد تقديم ميدارد.&lt;br /&gt;بخش پنجم&lt;br /&gt;ماده چهل و ششم:&lt;br /&gt;هيچ يك از مقررات اين ميثاق نبايد بنحوي تقسير شود كه مقررات منشور ملل متحد و اساسنامه هاي موسسات تخصصي داير به تعريف مسئووليتهاي مربوط به هر يك از اركان سازمان ملل متحد و موسسات تخصصي نسبت به مسايل موضوع اين ميثاق لطمه يي وارد آورد.&lt;br /&gt;ماده چهل و هفتم:&lt;br /&gt;هيچ يك از مقررات اين ميثاق نبايد بنحوي تفسير شود كه به حق ذاتي كليه ملل به تمتع و استفاده كامل و آزادانة انان از منابع و ثروتهاي طبيعي خود شان لطمه يي وارد آورد.&lt;br /&gt;بخش ششم&lt;br /&gt;ماده چهل و هشتم:&lt;br /&gt;1-     اين ميثاق براي امضاي هر كشور عضو سازمان ملل متحد يا عضو هر يك از موسسات تخصصي آن يا كشور طرف متعهد اساسنامه ديوان بين المللي دادگستري همچنين هر كشوري كه مجمع عمومي سازمان ملل متحد دعوت كند كه طرف اين ميثاق شود مفتوح است.&lt;br /&gt;2-       اين ميثاق موكول به تصويب است. اسناد مصوبه بايد نزد سرمنشي سازمان ملل متحد توديع شود.&lt;br /&gt;3-       اين ميثاق براي الحاق هر يك از كشور هاي مذكور در بند اول اين ماده مفتوح خواهد بود.&lt;br /&gt;4-       الحاق بوسيله توديع سند الحاق نزد سر منشي سازمان ملل متحد بعمل مي آيد.&lt;br /&gt;5-       سر منشي سازمان ملل متحد كليه كشور هاي را كه اين ميثاق را امضا كرده اند يا به آن ملحق شده اند از توديع هر سند تصويب يا الحاق مطلع خواهد كرد.&lt;br /&gt;ماده چهل و نهم:&lt;br /&gt;1- اين ميثاق سه ماه پس از تاريخ توديع سي و پنجمين سند تصويب يا الحاق نزد سر منشي سازمان ملل متحد لازم الاجرا ميشود.&lt;br /&gt;در باره هر كشوري كه اين ميثاق را پس از توديع سي و پنجمين سند تصويب يا الحاق تصويب كند، يا به آن ملحق شود، اين ميثاق سه ماه پس از تاريخ توديع سند تصويب يا الحاق آن كشور لازم الاجرا ميشود.&lt;br /&gt;ماده پنجاه:&lt;br /&gt;مقررات اين ميثاق بدون هيچ گونه محدوديت با استثنا كليه واحدهاي تشكيل دهندة كشور هاي متحد (فدرال) را شامل خواهد نمود.&lt;br /&gt;ماده پنجاه و يكم:&lt;br /&gt;1-     هر كشور طرف ميثاق ميتواند اصلاح اين ميثاق را پيشنهاد كند و متن آن را نزد سرمنشي سازمان ملل متحد توديع كند. در اين صورت سر منشي سازمان ملل متحد هر طرح اصلاح پيشنهادي را به كشور هاي طرف اين ميثاق ارسال ميدارد و از آنها درخواست مينمايد به او اعلام دارند كه آيا مايلند كنفرانسي از كشور هاي طرف ميثاق به منظور بررسي و اخذ راي درباره طرحهاي پيشنهادي تشكيل گردد در صورتي كه حد اقل يك ثلث كشور هاي طرف ميثاق موافق تشكيل چنين كنفرانس باشند، سر منشي كنفرانس را در زير لواي سازمان ملل متحد دعوت خواهد كرد، هر اصلاحي كه در مورد قبول اكثريت كشور هاي حاضر و راي دهنده در كنفرانس واقع شود، براي تصويب و مجمع عمومي سازمان ملل متحد تقديم خواهد شد.&lt;br /&gt;2-     اصلاحاتموقعي لازم الاجرا ميشود كه به تصويب مجمع عمومي سازمان ملل متحد برسد واكثريت دو ثلث كشور هاي طرف اين ميثاق بر طبق قواعد قانون اساسي خودشان آن را قبول كرده باشند.&lt;br /&gt;3-     موقعي كه اصلاحات لازم الاجرا ميشود براي آندسته از كشور هاي طرف ميثاق كه آن را قبول كرده اند الزام آور خواهد بود. ساير كشور هاي طرف ميثاق كماكان به مقررات اين ميثاق و هر گوه اصلاح آن كه قبلاً قبول كرده اند ملزم خواهند بود.&lt;br /&gt;ماده پنجاه و دوم:&lt;br /&gt;قطع نظر از اطلاعيه هاي مقرر در بند 5 ماده 48 سر منشي سازمان ملل متحد مراتب زير را به كليه كشور هاي مذكور در بند اول آن ماده اطلاع خواهد داد.&lt;br /&gt;الف) امضاء هاي اين ميثاق و اسناد تصويب و الحاق توديع شده طبق ماده 48.&lt;br /&gt;ب) تاريخ لازم الاجرا شدن ميثاق طبق ماده 49 و تاريخ لازم الاجرا شدن اصلاحات طبق ماده 51.&lt;br /&gt;ماده پنجاه و سوم:&lt;br /&gt;1- اين ميثاق كه متنهاي چيني، انگليسي ، فرانسوي، روسي و اسپانيوي آن داراي اعتبار مساوي است در بايگاني (آرشيف) سازمان ملل متحد محافظه خواهد شد.&lt;br /&gt;سر منشي سازمان ملل متحد رونوشت مصدق اين ميثاق را براي كليه كشور هاي متذكره در ماده 48 ارسال خواهد داشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;پروتوكول اختياري مربوط به&lt;br /&gt;ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي&lt;br /&gt;تهيه و تقديم به مجمع عمومي ملل متحد&lt;br /&gt;غرض امضاء تصويب و الحاق به توافق 2200 الف (هـ 21)&lt;br /&gt;مورخ 16 دسامبر 1966 آن مجمع&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;كشور هاي طرف اين پروتوكول، در صورت لزوم به منظور حصول هر چه بيشتر مقاصد ميثاق حقوق مدني و سياسي (كه از اين پس ميثاق ناميده مي شود) و اعمال مقررات آن مقتضي است كه به كميته حقوق بشر تشكيل شده طبق مندرجات بخش چهارم ميثاق (كه از اين پس كميته ناميده مي شود) و اعمال مقررات آن مقتضي است كه به كميته حقوق بشر تشكيل شده طبق مندرجات بخش چهارم ميثاق (كه از اين پس كميته ناميده مي شود) اختيار داده شود، مكتوبات افرادي را كه مدعي هستند قرباني نقض هر يك از حقوق مذكور در ميثاق شده اند، دريافت و به نحو مذكور در اين پروتوكول مورد رسيدگي قرار دهد، به قرار ذيل توافق كرده اند:&lt;br /&gt;ماده اول:&lt;br /&gt;هر كشور طرف ميثاق كه طرف معاهده اين پروتوكول مي شود، صلاحيت كميته را براي دريافت رسيدگي به اطلاعيه هاي افرد تابع صلاحيت خود كه مدعي هستند قرباني نقض هر يك از حقوق مذكور در ميثاق از طرف آن كشور شده اند، به رسميت مي شناسد، كميته هيچ اطلاعية مربوط به يك كشور طرف ميثاق را كه طرف معاهده اين پروتوكول نيست، نمي پذيرد.&lt;br /&gt;ماده دوم:&lt;br /&gt;با رعايت مقررات مادة يك ، افرادي كه مدعي هستند هر يك از حقوق آنان در اين ميثاق احصا شده است نقض گرديده و كليه طرق شكايت وجود طبق قوانين دادرسي را طي كرده اند، مي تواند يك اطلاعيه كتبي براي رسيدگي به كميته تقديم بدارند.&lt;br /&gt;ماده سوم:&lt;br /&gt;كميته، هر اطلاعية تقديم شده به موجب اين پروتوكول را كه بي نام (بدون امضاءؤ) بوده يا اينكه تقديم آن را وسيلة سوؤ استفاده از حقوق تقديم چنين اطلاعيه ها تشخص دهد يا منافي مقررات ميثاق باشد، غير قابل قبول (مردود) اعلام مي كند.&lt;br /&gt;ماده چهارم:&lt;br /&gt;1-     با رعايت مقررات ماده سه، كميته هر اطلاعيه تقديم شده به موجحب اين پروتوكول را به اطلاع كشور طرف معاهده اين پروتكول كه با ادعاي مدعي ناقض هر يك از مقررات ميثاق باشد، مي رساند.&lt;br /&gt;2-     در ظرف شش ماه، كشور دريافت كننده اطلاعيه توضيحات يا اظهارات روشن كننده مسئله و تدبايري را كه براي علاج وضعيت ممكن اتخاذ شده باشد، در صورت اتخاذ چنين تدابير كتباً به كميته تقديم مي دارد.&lt;br /&gt;ماده پنجم:&lt;br /&gt;1-       كميته به اطلاعيه هاي واصل، به موجب اين پروتوكول با توحه به كليه اطلاعات كتبي كه از طرف شاكي و از طرف كشور ذينفع طرف معاهده آن تقديم شده است، رسيدگي مي كند.&lt;br /&gt;2-       كميته، به هيچ اطلاعية واصل از يك فرد رسيدگي نخواهد كرد؛ مگر اين كه اطمينان حاصل كند كه:&lt;br /&gt;الف: همان موضوع به موجب آيين دادرسي تحقيق يا تصفيه بين المللي ديگر تحت رسيدگي نيست.&lt;br /&gt;ب: شاكي كليه طق شكايت موجود داخلي را طي كرده است. اين قاعده در مواردي كه طي طرق شكايت به نحو غير معقول طولاني باشد، مجري نخواهد بود.&lt;br /&gt;3-       كميته در موقع رسيدگي به اطلاعيه هاي واصل به موجب اين پروتوكول جلسات سري تشكيل مي دهد.&lt;br /&gt;4-       كميته نظريات (تشخيص هاي) خود را به كشور ذينفع طرف معاهده پروتوكول و فرد شاكي اطلاع مي دهد.&lt;br /&gt;ماده ششم:&lt;br /&gt;كميته در گزارش سالانة خود كه طبق ماده 45 ميثاق تنظيم مي كند، خلاصة فعاليت هايي را كه به موجب اين پروتوكول انجام داده است، مي گنجاند.&lt;br /&gt;ماده هفتم:&lt;br /&gt;تا زماني كه هدف هاي قطعنامه 1514 (دوره اجلاسية پانزدهم) مصوب مجمع عمومي سازمان ملل متحد به تاريخ 15 دسامبر 1960 راجع به اعلامية اعطاي استقلال به سرزمين ها و مردم مستعمرات تحقق يابد، مقررات اين پروتوكول حق شكايتي را كه به موجب منشور ملل متحد و ساير مقاوله نامه ها و اسناد بين المللي منعقد در تحت لواي سازمان ملل متحد يا موسسات تخصصي آن به اين مردم اعطا شده به هيچ وجه محدود نمي كند.&lt;br /&gt;ماده هشتم:&lt;br /&gt;1-       اين پروتوكول براي امضاي هر كشوري كه ميثاق را امضا كرده است، مفتوح است.&lt;br /&gt;2-       اين پروتوكول موكول به تصويب هر كشوري است كه ميثاق را تصويب كرده باشد يا به آن ملحق شدهاست. اسناد تصويب نزد سر منشسي سازمان ملل متحد توديع خواهد شد.&lt;br /&gt;3-       اين پروتوكول براي الحاق هر كشوري كه ميثاق را تصويب كرده يا به آن ملحق شده مفتوح است.&lt;br /&gt;4-       الحاق به وسيله توديع سند الحاق نزد سر منشي سازمان ملل متحد به عمل مي آيد.&lt;br /&gt;5-       سر منشي سازمان ملل متحد كليه كشور هايي را كه اين پروتوكول را امضا كرده اند يا به آن ملحق شده اند، از توديع هر سند تصويب يا الحاق مطلع مي كند.&lt;br /&gt;ماده نهم:&lt;br /&gt;1-       به شرط لازم الاجرا شدن ميثاق اين پروتوكول سه ماه پس از تاريخ توديع دهمين سند تصويب ياالحاق نزد سر منشي سازمان ملل متحد لازم الاجرا خواهد شد.&lt;br /&gt;2-     براي هر يك از كشور هايي كه بعد از توديع دهمين سند تصويب ياالحاق اين پروتوكول را تصويب خواهند كرد يا به آن ملحق خواهند شد. اين پروتوكول سه ماه پس از تاريخ توديع سند تصويب يا الحاقآن كشور لازم الاجرا خواهد شد.&lt;br /&gt;ماده دهم:&lt;br /&gt;مقررات اين پروتوكول بدون هيچ گونه محدوديت يا استثنا به كليه واحدهاي تشكيل دهنده كشور هاي متحده (فدرال) شمول خواهد داشت.&lt;br /&gt;ماده يازدهم:&lt;br /&gt;1-     هر كشور طرف معاهده اين پروتوكول مي تواند يك اصلاحيه پيشنهاد و متن آن را نزد سرمنشي سازمان ملل متحد توديع كند، سر منشي طرح اصلاحيه هاي پيشنهادي را به كشور هاي طرف معاهده اين پروتوكول ارسال ميدارد و از آنها درخواست مي نمايد به او اطلاع دهند كه آيا مايل هستند كنفرانس از كشور هاي طرف معاهده براي بررسي اين طرحها و اخذ راي درباره آنها تشكيل شود؟ هر گاه اقلاً يك ثلث كشور هاي طرف معاهده موافق تشكيل چنين كنفرانسي باشند، سرمنشي، كنفرانس را زير لواي سازمان ملل متحد تشكيل خواهد داد. هر اصلاحيه كه به اكثريت آراي كشور هاي حاضر و راي دهنده در كنفرانس پذيرفته شود، براي تصويب به مجمع عمومي ملل متحد تقديم ميشود.&lt;br /&gt;2-     اصلاحيه ها وقتي كه به تصويب مجمع  عمومي ملل متحد رسيد و يا اكثريت دو ثلث از كشور هاي طرف معاهده اين پروتوكول طبق قواعد قانون اساسي هر يك پذيرفته شد، لازم الاجرا مي شود.&lt;br /&gt;3-     وقتي اين اصلاحيه ها لازم الاجرا مي شود براي كشور هايي كه آنها را پذيرفته اند، الزام آور خواهد بود. ساير كشور هاي طرف معاهده كماكان به مقررات اين پروتوكول و هر اصلاحيه قبلي كه پذيرفته اند، ملزم خواهند بود.&lt;br /&gt;ماده دوازدهم:&lt;br /&gt;هر كشور طرف معاهده مي تواند هر موقع اين پروتوكول را از طريق اخطاريه كتبي خطاب به سرمنشي سازمان ملل متحد فسخ كند.و اين فسخ سه ماه پس از تاريخ وصول اخطاريه به سرمنشي نافذ خواهد شد.&lt;br /&gt;1-       فسخ به اجراي مقررات اين پروتوكول در مورد هر اطلاعيه كه به موجب ماده 2 قبل از تاريخ نافذ شدن فسخ تقديم شده باشد، خلي وارد نمي كند.&lt;br /&gt;ماده سيزدهم:&lt;br /&gt;قطع نظر از اطلاعيه هاي پيش بيني شده در بند 5 ماده 8 اين پروتوكول سر منشي سازمان ملل متحد كليه كشور هاي مذكور در بند يك ماده 48 ميثاق را از امور ذيل مطلع خواهد كرد.&lt;br /&gt;الف) امضا هاي اين پروتوكول و اسناد تصويب و الحاق توديع شده طبق ماده 8.&lt;br /&gt;ب) تاريخي كه اين پروتوكول طبق ماه 9 لازم الاجرا خواهد شد و تاريخي كه اصلاحيه ها طبق ماده 11 لازم الاجرا خواهد شد.&lt;br /&gt;ج) فسخ هايي كه طبق ماده 12 شود.&lt;br /&gt;ماده چهاردهم:&lt;br /&gt;اين پروتوكول كه منتهاي چيني، انگليسي، فرانسوي ، روسي و اسپانيايي آن داراي اعتبار مساوي است در بايگاني سازمان ملل متحد توديع خواهد شد.&lt;br /&gt;1- سرمنشي سازمان ملل متحد رونوشت مصدق اين پروتوكول را به كليه كشور هاي مذكور در ماده 48 ميثاق ارسال خواهد داشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;كنوانسيون منع شكنجه&lt;br /&gt;و ساير رفتار ها و مجازات هاي ظالمانه،&lt;br /&gt;غير انساني يا تحقير آميز&lt;br /&gt;مصوب 10 دسامبر 1984 قطعنامه شماره 46/39&lt;br /&gt; مجمع عمومي سازمان ملل متحد قدرت اجرائي كنوانسيون، 26 ژوئن 1987.&lt;br /&gt;كشور هاي طرف اين كنوانسيون (ميثاق)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;-      با توجه به اصول مندرج در منشور سازمان ملل متحد كه شناسائي حيثيت ذاتي و حقوق برابر و غير قابل انتقال تمام اعضاء خانواده بشري را مبناي آزادي ، عدالت و صلح در جهان اعلام داشته است.&lt;br /&gt;-         با توجه به اين كه حقوق مذكور از شان و منزلت ذاتي انسان سرچشمه گرفته است.&lt;br /&gt;-         با توجه به تعهدات دولتهاي امضاء كننده منشور ، به وژيه ماده 55 آن كه اعتلاي رعايت و حرمت حقوق بشر و آزديهاي اساسي را متذكر مي شود.&lt;br /&gt;-      با در نظر گرفتن ماده پنجم اعلاميه جهاني حقوق بشر و ماده هفتم كنوانسيون بين المللي حقوق مدني و سياسي كه مقرر داشته است: هيچ كس را نمي توان مورد آزار و شكنجه و يا مجازات و رفتار هاي ظالمانه و غير انساني قرار داد كه سلب كننده حقوق مدني و اجتماعي فرد است.&lt;br /&gt;-      با توجه به اعلايمه مجمع عمومي 9 دسامبر 1975 مبني بر حمايت از انسانهائي كه مورد شكنجه و اعمال ظالمانه ، غير انساني و رفتار هائي كه باعث سلب حقوق مدني و اجتماعي آنها مي شود.&lt;br /&gt;-      با آرزو و تلاش و تاثيرگذاري بيشتر عليه شكنجه و ديگر اعمال وحشيانه و غير انساني و مجازات و رفتارهائي كه حقوق انسانهاع را در سراسر جهان به مخاطره مي اندازد. ما امضاء كنندگان اين كنوانسيون ، اصول زير را مي پذيريم:&lt;br /&gt;قسمت اول&lt;br /&gt;ماده اول:&lt;br /&gt;1-     از نظر اين كنوانسيون شكنجه چنين تعريف مي گردد: هر عمل عمدي كه بر اثر آن درد يا رنج شديد جسمي يا روحي عليه فردي به منظور كسب اطلاعات يا گرفتن اقرار از او و يا شخص سوم اعمال مي شود ، شكنجه نام دارد. (همچنين) مجازات فردي به عنوان عملي كه او يا شخص سوم انجام داده است و يا احتمال مي رود كه انجام دهد ، با تهديد و اجبار و بر مبناي تبعيض از هر نوع و هخنگامي كه وارد شدن اين درد و رنج و يا به تحريك و ترغيب يا با رضايت و عدم مخالفت مامور دولتي و يا هر صاحب مقام ديگر انجام گيرد ، شكنجه تلقي مي شود.&lt;br /&gt;2-     اين ماده خلل نسبت به اسناد بين المللي و يا (مصوبات) قوانين داخلي كشور ها كه مفهوم وسيعتري براي شكنجه در نظر گرفته اند ، وارد نمي كند . (بايد بر اساس همان مفهوم وسيعي كه آن سند بين المللي و يا قانون داخلي در نظر گرفته است ، عمل نمود.)&lt;br /&gt;ماده دوم:&lt;br /&gt;1-       هر دولت عضو اين كنوانسيون ، موظف است اقدامات لازم و موثر قانوني، اجرائي ، قضائي و ديگر امكانات را جهت ممانعت از اعمال شكنجه در قلمرو حكومت خود ، به عمل آورد.&lt;br /&gt;2-       هيچ وضعيت استثنائي كشوري ، مانند جنگ و يا تهديد به جنگ ، بي ثباتي سياسي داخلي و يا هر گونه وضعيت اضطراري ديگر ، مجوز و توجيه كننده اعمال شكنجه نمي باشد.&lt;br /&gt;3-       دستور و حكم مقام مافوق (حكومتي) و يا مرجع دولتي ، نمي تواند توجيه كننده عمل شكنجه باشد.&lt;br /&gt;ماده سوم:&lt;br /&gt;1-       هيچ دولت عضو، فردي را كه جانش در خطر است و مورد شكنجه واقع خواهد شده ، به دولتي كه زمينه واقعي (چنين اعمالي را) دارد، مسترد نخواهد كرد.&lt;br /&gt;2-       به منظور پايان دادن به ايجاد زمينه هاي عمل شكنجه، مراجع شايسته و صلاحيت داري بايد در نظر گرفت تا بتوان بدينوسيله دولتي كه وجود نمونه هاي فاحش و آشكار و عملي شكنجه و نقض مداوم حقوق بشر در آن مشاهده مي شود را بررسي كنند.&lt;br /&gt;ماده چهارم:&lt;br /&gt;1-     هر دولت عضو ، مراقب و مطمين خواهد شد كه تمام انواع شكنجه تحت قوانين جنائي ، جرم محسوب گردد و براي كسي كه مبادرت به انجام شكنجه مي كند و يا كسي كه در انجام اين عمل با او مشاركت و همكاري مي نمايد، جرم شناخته شود.&lt;br /&gt;2-       هر دولت عضو براي اين جرايم و با در نظر گرفتن نوع و اهميت آنها، كيفري مناسب تعين خواهد كرد.&lt;br /&gt;ماده پنجم:&lt;br /&gt;1- هر دولت عضو، اقدامات لازم و ضروري و اختيارات قانوني براي جرم هاي كه راجع به ماده چهارم است را (در دستگاه قضائي) خود به قرار زير انجام خواهد داد.&lt;br /&gt;الف: هنگامي كه جرمي در قلمرو قضائي و يا مرز دريايي و هوائي شناخته شده (آن كشور) ، انجام گرفته است.&lt;br /&gt;ب: هنگامي كه متهم شهروند آن كشور باشد.&lt;br /&gt;ج: هنگامي كه قرباني (شكنجه) شهروند آن كشور باشد و آن دولت آن را تائيد نمايد.&lt;br /&gt;2- هر دولت عضو همچنين ، اقدامات لازم را در جعهت كسب اختيارات قانوني در نظام قضائي خود ، به عمل خواهد آورد. اين اقدامات در مواردي است كه جرم هاي در قلمرو قضائي آن كشور صورت گرفته است و فرد متهم به كشور متبوعش تسليم نشده است. طبق ماده هشتم بند اول ، متهم به دولت هاي كه نامشان ذكر شده است، مسترد خواهد شد.&lt;br /&gt;3- اين كنوانسيون از جرايم جنائي كه در ارتباط با قوانين داخلي است ، مستثني نمي باشد.&lt;br /&gt;ماده ششم:&lt;br /&gt;1-     هر دولت عضو، فرد متهمي را كه جرمي مطابق ماده 4 (اين كنوانسيون) مرتكب شده است، باز داشت خواهد نمود و يا اقدامات ديگري جهت اطمينان از حضور متهم به عمل خواهد آورد. (اين دولت) برا اطمينان از وضعيت متهم ، اطلاعات موجود و قابل استفاده را مورد بررسي قرار خواهد داد و سپس حكم بازداشت و يا هر اقدام ديگري را مطابق قوانين خود انجام خواهد داد. اين بازداشت متهم بر حسب ضرورت ، ممكن است براي مدتي ادامه داشته باشد تا روند جرم و استرداد مجرم ، طي گردد.&lt;br /&gt;2-       دولت (مذكور) مقدمات تحقيق و رسيدگي (دوسيه متهم) را فراهم خواهد كرد.&lt;br /&gt;3-     فردي كه در بازداشت بسر مي برد، حق خواهد داشت كه طبق بند 1 اين ماده ، بي درنگ با نزديكترين نمايندگي دولت متبوعش تماس حاصل نمايد. اگر فرد بازداشتي تابيعتي نداشته باشد، او حق خواهد داشت كه با نمايندگي كشوري كه او در آنجا معمولاً اقامت داشته است، تماس گيرد.&lt;br /&gt;4-     هنگامي كه دولتي فردي را طبق اين ماده بازداشت مي كند، مراتب امر را به دولت هاي كه در ماده 5 بند 1 به آنها اشاره شده است، بي درنگ اطلاع خواهد داد و شرايط و موقعيت بازداشتي فرد متهم را بازگو خواهد نمود.&lt;br /&gt;ماده هفتم:&lt;br /&gt;1-     دولت عضوي كه تحت قلمرو قضائي خود، فرد متهم در مطابقت يا ماده 4 مرتكب جرمي شده است، با در نظر گرفتن ماده 5 عمل خواهد نمود. اگر (آن دولت) فرد متهم را به (دولت متبوعش) مسترد ننمايد، مي بايد دوسيه متهم را به مراجع صلاحيت دار و شايسته به منظور تعقيب قضائي واگذار نمايد.&lt;br /&gt;2-     مراجع (صلاحيت دار) مذكور ، مانند هر جرم عادي و در يك جريان طبيعي و جدي ، تحت قوانين دولتيف نظر و تصميم خود را خواهند گرفت. مدارك قانوني و معتبر بنا به ماده 5 بند 2 براي پيگرد و تعقيب قانوني و محكوميت ضروري است. اين مدارك در تطابق با ماده 5 بند 1 مي بايست مستدل و محكم باشد؟ به طوري كه تعقيب قضائي را قابل اجرا گرداند.&lt;br /&gt;3-       هر فردي با توجه به اقامه دعوي جرمي كه عليه او و در ارتباط با ماده 4 صورت گرفته است، مي بايست در تمام مراجل قضائي رفتار مناسب با او ، تضمين گردد.&lt;br /&gt;ماده هشتم:&lt;br /&gt;1-     دولتهاي عضو جرايم مربوط به ماده چهارم كه شامل استرداد مجرمين به كشور متبوع شان است و يا هر نوع اخراج و استردادي كه آنها به وسيله قراردادهاي دو جانبه پذيرفته اند، تضمين خواهند كرد.&lt;br /&gt;2-     اگر دولت عضوي درخواست استرداد (متهمي) را از دولت عضو ديگر كه معاهده اي را براي استرداد با اين دولت امضاء نكرده است، دريافت دارد، اين كنوانسيون به مثابه معاهده اي قانوني براي استراداد مجرمين به شمار ميرود.&lt;br /&gt;3-     دولتهاي عضوي كه شرط استرداد را بنابر معاهده اي نپذيرفته اند، جرايم (مربوط به شكنجه) را به مثابه جرايم قابل استرداد در قراردادهاي دو جانبه ملحوظ خواهند داشت و آن را (جرم شكنجه) همانند يك جرم قابل استرداد و قانوني از دولت عضو خواستار ميشوند.&lt;br /&gt;4-     اين نوع جرايم (شكنجه) با هدف استرداد ضرورت داردكه به وسيله قرارداد دو جانبه اي بين كشور هاي عضو ، انجام گردد. چنان كه قرارداد دو جانبه اي بين (آنها) امضاء شده است، لازم است بنابه ماده 5 بند 1 و بر اساس اختيارات قضائي دولتها ، نه فقط براي مكاني كه جرم در آن به وقوع پيوسته است، باشد، بلكه شامل قلمرو دولتها نيز گردد.&lt;br /&gt;5-       ماده نهم:&lt;br /&gt;1-     دولتهاي عضو در فراه مكردن امكاني كه در ارتباط با روند پيگري جرايم و مجرميني كه مشمول ماده چهار مي باشند، اقدامات لازم را به عمل خمواهند آورد و نيز يكديگر را با ارائه شواهد و اسنادي كه در اختيار دارند، جهت پيگيري روند جرايم ياري خواهند رساند.&lt;br /&gt;2-       دولتهاي عضو ف تعهدات خويش را بنابر بند 1 اين ماده مبني بر مساعدت هاي قضائي متقابل در بين خود عمل خواهند كرد.&lt;br /&gt;ماده دهم:&lt;br /&gt;1-     هر دولت عضو، با توحه به ممنوعيت شكنجه به مجريان قانون ، پوليس و نظامي ، كاركنان خدمات صحي ، كارمندان و ديگر افرادي كه به نحوي در بازداشت، بازجويي و بازرسي (افراد دخالت دارند) و نيز هر رفتاري كه موجب دستگيري ، بازداشت و زنداني افراد مي شود، آموزشها و اطلاعات لازم را به آنها بدهند و مطمين شوند كه آنها از اين آموزشها و اطلاعات برخوردار خواهند شد.&lt;br /&gt;2-       هر دولت عضو، در قوانين و دستور ها به فراخور وظايف و مسئووليتهاي افراد ، ممنوعيت شكنجه را ملحوظ خواهد كرد.&lt;br /&gt;ماده يازدهم:&lt;br /&gt;هر دولت عضو، موظف است به طور مرتب و منظم قواعد و روشهاي مربوط به بازجويي (بازپرسي) و ترتيبات راجع به نگهداري افراد را (در بازداشتگاه ها) انجام دهد. اين بازنگري و مراقبت شامل هر نوع دستگيري ، زندان و در هر قلمروي كه حوزه قضائي آن دولت است، با در نظر گرفتن اصل ممنوعيت شكنجه مي باشد.&lt;br /&gt;ماده دوازدهم:&lt;br /&gt;هر دولت عضو، موظف است ترتيب اطمينان بخشي بدهد تا اگر قراين معقولي بر انجام عمل شكنجه در مكان و يا در قلمرو قضائي آن دولت وجود داشت ، مقامات صلاحيت دار بي درنگ و بي طرفانه به آنها رسيدگي نمايند.&lt;br /&gt;ماده سيزدهم:&lt;br /&gt;هر دولت عضو، موظف است حق شكايت فردي را كه عنوان مي كند او در قلمرو قضائي آن دولت مورد شكنجه قرار گرفته است را محفوظ بدارد و شكايت او را بي درنگ و بي طرفانه به مقامات صلاحيت دار جهت رسدگي ارجاع دهد و نيز مطمين گردد كه شكايت كننده و شاهدان از تهديد هاي كه نتيجه عمل آنهاس در امان خواهند بود.&lt;br /&gt;ماده چهاردهم:&lt;br /&gt;1-     هر دولت عضو، موظف است از طريق نظام قانوني خود ترتيب اطمينان بخشي بدهد كه قرباني شكنجه حق گرفتن خسارات و جبران غرامت مناسب (عادلانه) و كافي داشته باشد. اين جبران شامل اعاده وضع اوليه قرباني شكنجه تا حد امكان نيز هست. هر گاه فردي بر اثر شكنجه بميرد، جبران خسارات شامل بستگان او مي گردد.&lt;br /&gt;2-       هيچ موردي از اجراي اين ماده مبني بر اعاده حقوق قرباني شكنجه و افراد ديگري كه بنابر قوانين كشوري غرامت به آنها تعلق مي گكيرد، جلوگيري نخواهد كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ماده پانزدهم:&lt;br /&gt;هر دولت عضو، موظف است به نحوي اطمينان حاصل نمايد كه اقرار در اثر شكنجه به هيچ وجه مدرك محسوب نخواهد شد و نمي توان آن مدارك را به جز در مورد شخصي شكنجه گر و در جهت پيگرد او به لحاظ ارتكاب جرم، مورد استناد قرار داد.&lt;br /&gt;ماده شانزدهم:&lt;br /&gt;1-     هر دولت عضو، متعهد است كه در قلمرو قضائي خود اعمال وحشيانه، غير انساني و رفتار هاي تحقير كننده و مجازات هائي را كه مشمول تعريف شكنجه و ماده يك اين كنوانسيون نيست و اين اعمال به تحريك و ترغيب و يا با رضايت و عدم مخالفت مامور دولتي و يا هر صاحب مقام ديگر انجام مي گيرد، جلوگيري به عمل آورد. اين تعهدات به ويژه، تعهداتي است كه در مواد 13-12-11 و 10 مبني بر تعويض و جايگزيني افرادي كه در عمل شكنجه و يا ديگر اعمال وحشاينه غير انساني و رفتار هاي تحقير آميز و مجازاتهاي خشن آمده است.&lt;br /&gt;2-     مقررات اين كنوانسيون نسبت به مقررات ، اسناد بين المللي و قوانين ملي كه اعمال وحشيانه و غير انساني و رفتارهاي تحقير آميز كه مربوط به استرداد يا اخراج مي باشد و ممنوع اعلام كرده اند، خللي وارد نخواهد كرد.&lt;br /&gt;قسمت دوم&lt;br /&gt;ماده هفدهم:&lt;br /&gt;1-     يك كميته ضد شكنجه تاسيس خواهد شد (از اين پس در اين كنوانسيون كميته ناميده مي شود) و وظايفي كه در مواد بعدي به آنها اشاره خواهد شد را عهده دار است. اين كميته از 10 كارشناس عاليرتبه كه برخودرا از اصلاحيت اخلاقي و شايستگي در زمينه حقوق بشر مي باشند، تشكيل خواهد شد. آنها با صلاحيت شخصي خود انجام وظيفه مي نمايند (نه به عنوان نماينده دولت متبوع خويش) همچنين اين كارشناسان به وسيله دولتهاي عضو و با رعايت تقسيمات عادلانه جغرافيايي و نيز همكاريهاي سودمندانه و تجربيات حقوقي آنها انتخاب خواهند شد.&lt;br /&gt;2-     اعضاء كميته بعه وسيله راي محخفي و از فهرست نامزدهائي كه دولتهاي عضو تعين كرده اند، انتخاب مي گردند. دولتهاي عضو در نظر خواهند داشت كه افراد سودمند و كساني از اعضاء كميته حقوق بشر تحت نظارت پيمان بين المللي حقوق مدني و سياسي و نيز افرادي كه مايل به خدمت در كميته ضد شكنجه باشند را نامزد نمايند.&lt;br /&gt;3-     انتخابا اعضاء كميته با دعوت به گردهمائي سرمنشي سازمان ملل متحد از دولتهاي عضو و در هر دو سال يكبار انجام خواهد گرفت. حد نصاب در اين گردهمائي ، شركت دوسوم كشور هاي عضو مي باشد. افرادي كه حائز اكثريت آراء از طرف نمايندگان حاضر دولتهاي عضو باشند، انتخاب خواهند شد.&lt;br /&gt;4-     اولين انتخابات نبايد بيشتر از 6 ماه پس از لازم الاجرا شدن اين كنوانسيون به درازا بكشد. براي انتخابات حد اقل 4 ماه پيش از تاريه انجام آن ، سرمنشي سازمان ملل متحد، از دولتهاي عضو، به وسيله نامه دعوت خواهد نمود كه نامزدهاي خود را براي عضويت در كميته ظرف 3 ماه معرفي كنند. سرمنشي سازمان ملل فهرستي به ترتيب حروف الفباء از افرادي كه نامزد شده اند، با ذكر نام كشور هاي كه آنان را معرفي كرده اند، تهيه و به دولتهاي عضو ارسال خواهد داشت.&lt;br /&gt;5-     اعضاء كميته براي مدت 4 سال انتخاب مي شوند و در صورتي كه مجدداً نامزد شوند، تجديد انتخاب آنها مجاز خواهد بود. ليكن مدت زمان پنج عضو كميته منتخب در اولين انتخابات در پايان 2 سال منقضي مي شود. نام اين 5 عضو پس از اولين دوره انتخابات با قيد قرعه و به وسيله رئيس جلسه مذكور، بنابر بند 3 اين ماده معين مي گردد.&lt;br /&gt;6-     اگر عضوي از اضعاء كميته فوت كند و يا استعفا دهد و يا به هر دليل ديگري نتواند انجام وظيفه كند، دولت عضوي كه اين فرد را نامزد كرده بود، شخص كارشناس ديگري كه تبعه آن كشور باشد را جهت جايگزيي و خدمت تعيين مي كند و تصوب او را با اكثريت آراء از دولتهاي عضو خواستار مي گردد. دولتهاي عضو تصويب (عضو جديد) را مورد بررسي قرار خواهند داد، اگر نصف يا بيشتر آنها راي منفي به اين تصويب دهند، مراتب امر به اطلاع سرمنشي سازمان ملل خواهد رسيد تا در خلال 6 هفته فرد ديگري معرفي و تعيين گردد.&lt;br /&gt;7-       دولتهاي عضو، مسووليت هزينه هاي اعضا كميته را در هنگام انجام وظيفه متقبل خواهند شد.&lt;br /&gt;(اصلاحيه – به تصميم عمومي 111/16.47 دسامبر 1992 شرايط تصويب رجوع شود).&lt;br /&gt;ماده هجدهم:&lt;br /&gt;1-       كميته ف هيأت رئيسه خود را براي مدت 2 سال انتخاب خواهد كرد، آنها مي توانند مجدداً انتخاب شوند.&lt;br /&gt;2-       كميته آئين نامه داخلي اش را خود تنظيم مي كندو. مقررات اين آئين نامه به قرار زير خواهد بود.&lt;br /&gt;الف: حد نصاب رسميت جلسات حضور 6 عضو است.&lt;br /&gt;ب: تصميمات كميته با اكثريت آرا اعضا حاضر اتخاذ مي گردد.&lt;br /&gt;3-       سرمنشي سازمان ملل متحد، كارمندان و امكانات لازم و مورد احتياج را جهت اجراي موثر وظائفي كه كميته به موجب اين كنوانسيون به عهده دارد ، در اختيار كميته خواهد گذاشت.&lt;br /&gt;4-       سرمنشي سازمان ملل متحد اعضاي كميته را براي تشكيل نخستين جلسه دعوت مي كند. پس از آن، كميته در اوقاتي كه در آئين نامه داخلي آن پيش بيني شده است، تشكيل جلسه خواهد داد.&lt;br /&gt;5-     دولتهاي عضو مسووليت (پرداخت) هزينه هاي كه در ارتباط با گردهمائي هاي دولتهاي عضو كميته و هزينه هاي كه به وسيله سازمان ملل در اين مورد پرداخت مي شود، مانند هزينه كارمندان و تهيه امكانات بنابر بند 3 اين ماده را بعهده خواهند داشت.&lt;br /&gt;(اصلاحيه – به تصميم مجمع عمومي 111/16.47 دسامبر 1992 شرايط تصويب رجوع شود).&lt;br /&gt;ماده نوزدهم:&lt;br /&gt;1-     دولتهاي عضو به واسطه سرمنشي سازمان ملل ، اقداماتي كه در جهت اجراي تعهداتشان طبق اين كنوانسيون انجام داده اند را به كميته تقديم مي نمايند. (نخستين گزارش) يكسال پس از لازم الاجرا شدن كنوانسيون براي دولت عضو باشد به كميته ارائه گردد و از آن پس دولتهاي عضو گزارشات تكميلي و اقدامات جديد خود در اين زمينه را هر چهار سال يكبار تقديم مي دارند.&lt;br /&gt;2-       سرمنشي سازمان ملل اين گزارشهاي را به دولت عضو ارسال خواهد داشت.&lt;br /&gt;3-     هر گزارشي مورد بررسي و رسيدگي كميته قرار خواهد گرفت و كميته نظر ها و پيشنهادهاي عمومي خود را نسبت به گزارش به دولتهاي مربوط اعلام مي دارد. دولت عضو مزبور مي تواند پاسخها و نظرات خود را به كميته اعلام نمايد.&lt;br /&gt;4-     كميته بنابر صلاحديد خود ممكن است نظرات و پيشنهادهايي كه در ارتباط با بند 3 اين ماده و مربوط به دولت عضو مذبور است و ملاحظات خود و نظر دولتها را در گزارش سالانه خود و بر طبق ماده 24 به مجمع عمومي ارائه دهد. اگر دولت عضو مزبور در خواست يك رونوشت از اين گزارش را نمايد، كميته طبق بند 1 اين ماده اين درخواست را اجابت مي نمايد.&lt;br /&gt;ماده بيستم:&lt;br /&gt;1-     اگر كميته ، اطلاعات موثق و قابل اعتمادي دريافت نمايد كه به وضوح نشان دهد، در قلمرو يكي از دولتهاي عضو به طور منظم شكنجه وجود دارد ، كميته، دولت مربوط را دعوت مي كند كه براي رسيدگي و بررسي اين موضوع همكاري نمايد و در پايان نظر هاي خود را با توحه بر اطلاعات مزبور ، ارائه خواهد داد.&lt;br /&gt;2-     با توجه به نظراتي كه دولت عضو ممكن است به كميته ارائه دهد و نيز اطلاعات قابل استناد ديگر كه كميته را به معتبر بودن اين اطلاعات متقاعد كرده است، كميته ممكن است يك يا چند عضو خود را براي رسدگي و تحقيق به طور محرمانه مامور كند تا بي درنگ گزارشي براي كميه تهيه نمايند.&lt;br /&gt;3-     با انجام اين تحقيقات، بنابر بند 2 اين ماده ، كميته از دولت عضو مربوط خواهد خواست كه در اين مورد همكاري نمايد. با توجه به تحقيقات انجام شده و توافق با دولت عضو ذيربط ، بازديد (و مسافرت) از قلمرو آن دولت به عمل خواهد آمد.&lt;br /&gt;4-     كميته بعد از رسيدگكي و تشخيص نظرات عضو و يا اعضا و با توحه به بند 2 اين ماده ، نظرات و تشخيص آنها را همراه با پيشنهادات و ارزيابي خود و با در نظر گرفتن موقعيت به دولت عضو مربطو، منتقل خواهد كرد.&lt;br /&gt;5-     تمام مراحل (تحقيق و بررسي) كه از طرف كميته انجام مي گيرد، بنابر بند 1 تا 4 اين ماده ، محرمانه خواهد بود. همچنين در تمام مراحل تحقيق و رسيدگي ، دولت عضو ذيربط به همكاري خواسته مي شود. پس از تكميل روند تحقيقات و با توجه به بند 2 ، كيمته با مشورت دولت عضو مربوط ، ممكن است تصميم گبيرد كه خلاصه اي از نتايج تحقيقات را با توجه به ماده 24 ، در گزارش سالانه خود ( به مجمع عمومي) منعكس نمايد.&lt;br /&gt;ماده بيست و يكم:&lt;br /&gt;1-     هر دولت عضو اين كنوانسيون ، به موجب اين ماده هر زمان اعلام نمايد كه صلاحيت كميته را براي دريافت و رسيدگي به شكايات داير بر ادعاي هر دولت عضو كه دولت عضو ديگر كنوانسيون تعهدات خود را طبق مواد اين ميثاق انجام نمي دهد، به رسميت بشناسد. به موجب اقدامات عملي كه در اين ماده قرار دارد، شكاياتي قابل دريافت و رسيدگي خواهد بود كه توسط دولت عضو صلاحيت كميته را نسبت به خود شناسائي و اعلام كند. هيچ شكاتي مربوط به يك دولت عضو اين كنوانسيون كه چنين اعلامي نكرده باشد بنابر اين ماده از طرف كميته پذيرفته نخواهد شد. نسبت به شكايات كه به موجب اين ماده دريافت مي شود، به ترتيب زيرا اقدام خواهد شد:&lt;br /&gt;الف: اگر يك دولت عضوي تشخيص دهد كه دولت عضو ديگري به مقررات اين كنوانسيون ترتيب اثر نمي دهد، مي تواند به وسيله نامه، توجه آن دولت عضو را جهت رسيدگي به موضوع جلب كند. در ظرف 3 ماه پس از دريافت اطلاعيه ، دولت دريافت كننده ، توضيح يا هر گونه اظهار كتبي ديگر دائر بر روشن كردن موضوع را در اختيار دولت فرستنده اطلاعيه خواهد گذارد. توضيحات و اظهارات مزبور تا حد امكان شامل اطلاعاتي در مورد آئين دادرسي طبق قوانين داخلي آن كشور و آنچه كه براي بهبودي آن بعمل آمده يا در جريان رسيدگي است يا آنچه در اين مورد قابل اصلاح است، خواهد بود.&lt;br /&gt;ب: اگر موضوعات به ترتيبي باشد كه رضايت هر دو دولت عضو پس از دريافت اولين اطلاعيه و در ظرف 6 ماه جلب ننمايد، هر يك از طرفين حق خواهد داشت با ارسال اخطاريه اي به كميته و به دولت مقابل ، موضوع را پيگري نمايد.&lt;br /&gt;ج: كميته با توجه به اين ماده فقط پس از اينكه برايش محقق شد كه اقدامات چاره جويانه و قابل اصلاح طبق قوانين داخلي دو كشور ، به نتيجه اي نرسيده است و دو دولت از حل موضوع بر طبق اصول متفق حقوق بين المللي عاجز مي باشند، آنگاه بموضوع مرجوعه رسيدگي خواهد كرد. اين قاعده در مواردي كه رسيدگي به شكايات بنحوي از راه هاي قانوني غير معقول و طلواني باشد و يا كمك موثر به فردي كه طبق اين ميثاق قرباني خشونت محسوب مي شود، غير مجحتمل و بعيد بنظر رسد، اجرا نخوهد شد.&lt;br /&gt;د: كميته در مواقع رسيدگي به شكايت هاي دريافتي، بنابر اين ماده جلسات محرمانه تشكيل خواهد داد.&lt;br /&gt;هـ : با رعايت مقررات بند (ج)، كميته بمنظور حل دوستانه موضوع مورد اختلاف و بر اساس احترام به تعهداتي كه در اين كنوانسيون ارايه شده است، كمكهاي قابل اجراي خود را در اختيار دولتهاي عضو مربوط خواهد گذارد. بدين منظور ، در زمان مقتضي ، كميته يك كميسيون حل اختلاف تخصصي تعيين خواهد كرد.&lt;br /&gt;و: كميته بنابر اين ماده ، در كليه اموري كه به آن ارجاع شود ميتواند از دولتهاي طرف اختلاف موضوع زير بند (ب) هر گونه اطلاعات مربوط راخواستار گردد.&lt;br /&gt;ز: دولتهاي عضو مربوط موضوع زير بند (ب) حق خواهند داشت هنگام رسيدگي بموضوع در كميته، نماينده اي داشته باشند و ملاحظات خود را بطور شفاهي و يا كتبي اظهار دارند.&lt;br /&gt;ح: كميته موظف است در مدت 12 ماه پس از تاريخ دريافت اخطاريه بنابه زير بند (ب) گزارش بدهد:&lt;br /&gt;1-       اگر راه حلي بنابه مقررات زير بند (هـ) حاصل شده باشد، كميته گزارش خود را به يك خلاصه گزارش منحصر خواهد كرد.&lt;br /&gt;2-     اگر راه حلي بنابه مقررات زير بند (هـ) حاصل نشود كميته در گزارش خود بشرح قضايا مختصراً اكتفا خواهد كرد. (همچنين) متن صورت مجلس ملاحظات كتبي و شفاهي دولتهاي عضو، ضميمه گزارش خواهد شد. در هر مورد گزارش به دولتهاي عضو مربوط ابلاغ خواهد شد.&lt;br /&gt;2-     مقررات اين ماده هنگامي قابل اجرا خواهد بود كه پنج دولت عضو كنوانسيون ، بنابر بند 1 اين ماده اعلاميه هاي پيش بيني شده را داده باشند. اعلامه هاي مذكور نزد سرمنشي سازمان ملل سپرده خواهد شد و رونوشت آن براي ساير كشور هاي عضو كنوانسيون ارسال خواهد شد. اعلاميه ممكن است در هر زمان بوسيله اخطاريه سرمنشي سازمان ملل باز پس گرفته شود. اين استرداد به رسيدگي مسئله ، موضوع يك شكايت كه قبلاً بموجب اين ماده ارسال شده باشد، خللي وارد نميكندف هيچ شكايت ديگري پس از دريافت اخطاريه استرداد اعلايمه به سرمنشي پذيرفته نيمش ود مگر آنكه دولت عضو مربوط اعلاميه جديدي داده باشد.&lt;br /&gt;ماده بست و دوم:&lt;br /&gt;1-     يك دولت عضو اين كنوانسيون مي تواند بموجب اين ماده در هر زمان صلاحيت كميته را براي دريافت و رسيدگي شكايات افرادي كه مدعي قرباني خشونت توسط يك دولت عضو اين ميثاق هستند، به رسميت شناسد و آنرا اعلام دارد. هيچ شكايتي از دولت عضوي كه چنين اعلامي نسبت به آن صورت نگرفته است از جانب كميته قابل پذيرش نخواهد بود.&lt;br /&gt;2-       كميته شكايات بدون مان و يا ناسازگار با مقررات كنوانسيون را بنابر اين ماده و يا شكاياتي كه در مقام سؤ استفاده از اين حق مطرح شده است را نخواهد پذيرفت.&lt;br /&gt;3-     با رعايت مقررات بند 2 ، كميته بنابر اين ماده ضمن رسيدگي كردن به شكايات دولت عضوي كه متهم به تخلف از مفاد اين كنوانسيون است، توجه آنرا نيز طبق بند 1 به اين شكايات جلب ميكند. در ظرف 6 ماه پس از وصول شكايات دولت متهم به تخلف، توضيحات كتبي و اظهاراتي مبني بر روشن نمودن موضوع و يا بهبودهاي كه توسط آن كشور انجام گرفته است را به كميته ارائه خواهد داد.&lt;br /&gt;4-       كميته شكايات را بنابر اين ماده و طبق اطلاعات روشن موجود كه به نيابت فرد يا بوسيله عضو مربوط دريافت ميكند، مورد بررسي و رسيدگي قرار خواهد داد.&lt;br /&gt;5-       كميته به شكايايت كه از طرف فرد و بنا بر اين ماده دريافت ميكند، مورد رسيدگي قرار نخواهد داد مگر اينكه براي كميته محقق شود كه:&lt;br /&gt;الف: وضوع شكايت در ارگانهاي بين المللي ديگر مطرح و مورد رسيدگي قرار نگرفته است.&lt;br /&gt;ب: فرد (شكايت كننده) از تمام اقدامات چاره جويانه در مراجع ذيصلاح داخلي نتيجه اي نگرفته است. همچنين در مواردي كه طي طريق شكايت بنحو غير معقول طولاني گشته است و با كمك موثر بر فردي كه طبق اين ميثاق قرباني خشونت شناخته مي شود غير محتمل و بعيد بنظر رسد.&lt;br /&gt;6-       كميته در مواقع رسيدگي به شكايات دريافتي، بنابر اين ماده جلسات محرمانه تشكيل خواهد داد.&lt;br /&gt;7-       كميته نظرات خود را به دولت غعضو مربوط و فرد (شكايت كننده) منعكس خواهد نمود.&lt;br /&gt;8-     مقررات اين ماده هنگامي قابل اجرا خواهد بود كه پنج دولت عضو كنوانسيون اعلايمه هاي پيش بيني شده در بند اول اين ماده را داده باشند. اعلاميه هاي مذكور توسط دولت عضو، نزد سرمنشي سازمان ملل بعه امانت سپرده خواهد شد. سرمنشي سازمان ملل ، رونوشت آنرا براي ساير دولتهاي طرف ميثاق ارسال خواهد داشت. اعلاميه ممكن است در هر زمان، بوسيله اخطاريه به سرمنشي مسترد گردد، اين استرداد به رسيدگي هر مسئله ، موضوع شكايتي كه قبلاً بموجب اين ماده ارسال شده بود، خللي وارد نمي كند.&lt;br /&gt;ماده بيست و سوم:&lt;br /&gt;اعضاء كميته و كميسيونهاي مشاورين متخصص كه بنا به ماده 21 بند 1 (هـ) انتصاب ميشوند، سزاوار برخورداري از امتيازات و مصئونيت هاي در ماموريت هاي سازمان ملل ، خواهند بود. اين موارد در قسمتهاي مربوط به كنوانسيون و بر اساس امتيازات و مصونيهاي سازمان ملل قرار خواهد گرفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ماده بيست و چهارم:&lt;br /&gt;كميته بموجب اين كنوانسيون ، فعاليتهاي خود را در يك گزارش سالانه تقديم دولتهاي عضو و مجمع عمومي سازمان ملل متحد خواهد نمود.&lt;br /&gt;قسمت سوم&lt;br /&gt;ماده بيست و پنجم:&lt;br /&gt;1-       اين كنوانسيون براي امضاء تمام دولتها مفتوح است.&lt;br /&gt;2-     اين كنوانسيون موكول به تصويب دولتها است  (اصلاح "تصويب" در پيمان نامه ها و پروتوكول هاي بين المللي ، به اين معني است كه تصويب بايد طبق قانون اساسي و يا مراجع صلاحيت دار مثل مجلس شورا و در داخل كشور، انجام شود) اسناد تصويب يا الحاق ، نزد سرمنشي سازمان ملل به امانت سپرده خواهد شد.&lt;br /&gt;ماده بيست و ششم:&lt;br /&gt;اين كنوانسيون براي الحاق تمام كشور ها مفتوح خواهد بود. الحاق دولتها بوسيله سند الجحاق كه نزد سرمنشي سازمان ملل سپرده خواهد شد، صورت مي گيرد.&lt;br /&gt;ماده بيست و هفتم:&lt;br /&gt;1-       اين كنوانسيون 30 روز پس از سپرده شدن بيستمين سند تصويب يا الحاق نزد سرمنشي سازمان ملل متحد، قدرت اجرائي پيدا خواهد كرد.&lt;br /&gt;2-     براي هر دولتي كه پس از سپرده شدن بيستمين سند تصويب يا الحاق ، اين كنوانسيون را تصويب كند و به آن بپيوندد ، كنوانسيون 30 روز بعد از تاريخ سپرده شدن سند تصويب يا الحاق آن دولت، قدرت اجرائي (براي آن دولت) پيدا خواهد كرد.&lt;br /&gt;ماده بيست و هشتم:&lt;br /&gt;1-       هر دولتي ممكن است در زمان امضاء يا تصويب اين كنوانسيون يا الحاق، اعلام دارد كه صلاحيت كميته را براي (وظايفي كه) در ماده 20 ارائه شده است، به رسميت نمي شناسد.&lt;br /&gt;2-       هر دولت عضوي كه شرط و حق محفوظي را در ارتباط با بند 1 اين ماده قايل شده است، در هر زمان مي تواند آنرا بوسيله نوشتن يادداشت به سرمنشي سازمان ملل متحد استرداد كند.&lt;br /&gt;ماده بيست و نهم:&lt;br /&gt;1-     هر دولت عضو اين كنوانسيون ميتواند اصلاحيه اي به آن ، پيشنهاد كند و متن آن را نزد سرمنشي سازمان ملل بسپارد. سر منشي هر طرح اصلاحي پيشنهادي را براي دولتهاي عضو اين ميثاق ارسال خواهد داشت و از آنها درخواست خواهد كرد كه به او اعلام دارند آيا با تشكيل كنفرانسي از دولتهاي عضو بمنظور رسيدگي و گرفتن راي در باره طرحهاي پيشنهادي موافق هستند. در صورتي كه حد اقل يك سوم دولتهاي عضو خواهان تشكيل چنين كنفرانسي باشند، سرمنشي كنفرانس را تحت نظر و توجه سازمان ملل تشكيل خواهد داد. هر اصلاحي كه مورد قبول اكثريت دولتهاي حاضر عضو و راي دهنده در كنفرانس قرار گيرد، به وسيله سرمنشي به تمام كشور هاي عضو براي پذيرفتن، ارسال خواهد شد.&lt;br /&gt;2-     اصلاحيه پذيرفته شده با توجه به بند 1 اين ماده ، هنگامي قدرت اجراي پيدا خواهد كرد كه دو سوم دولتهاي عضو اين كنوانسيون ، به سرمنشي سازمان ملل متحد اطلاع دهند كه آنها بر طبق قانون اساسي خود شان آنرا پذيرفته اند.&lt;br /&gt;3-     وقتي مفاد اصلاحي قدرت اجرائي پيدا كردند، براي دولتهاي عضو كه آن را پذيرفته اند، لازم الاجرا مي گردد، ديگر كشور هاي عضو به مقررات اين كنوانسيون و هر گونه اصلاحاتي كه پذيرفته اند، ملزم خواهند شد.&lt;br /&gt;ماده سي ام:&lt;br /&gt;1-     هر مشاجره و اختلافي كه بين دو دولت عضو و يا بيشتر در مورد تفسير يا كاربرد اين كنوانسيون بوجود آيد و آنها نتوانند اين اختلاف را طي مذاكرات بين خود حل نمايند، با درخواست يكي از آنها اين اختلاف به (هيئت) داوري و حكميت واگذار خواهد شد. اگر پس از 6 ماه يعني از زماني كه درخواست به هيئت واگذار شده است، دولتها قادر به پذيرفتن راي هيئت حكميت نيستند، هر كدام از طرفين موضوع مي توانند اين اختلاف را به دادگاه دادگستري بين المللي ارجاع دهند.&lt;br /&gt;2-     هر دولتي مي تواند در زمان امضاء اين كنوانسيون يا الحاق ان اعلام دارد كه خود را موظف به اجراي بند 1 اين ماده نمي داند. دولتهاي عضو ديگر با احترام به هر كشوري كه اين حق و شرط را براي خود محفوظ داشته اند، خود را موظف به اجراي بند 1 اين ماده ، در مورد آن كشور نمي دانند.&lt;br /&gt;3-       هر دولت عضوي كه شرط و حق محفوظي را در ارتباط با بند 2 اين ماده قائل شده است، در هر زمان مي تواند آنرا به وسيله يادداتش به سرمنشي سازمان ملل متحد مسترد كند.&lt;br /&gt;ماده سي و يكم:&lt;br /&gt;1-     يك دولت عضو مي تواند در هر زمان اين كنوانسيون را از طريق يادداشت كتبي به سرمنشي سازمان ملل ، فسخ نمايد و خروج خود را از اين كنوانسيون ( كه در واقع عدم تعهد خود به آن است) را اعلام دارد. يكسال پس از دريافت اين يادداشت به سرمنشي انصراف و خروج قطعي و لازم الاجرا خواهد شد.&lt;br /&gt;2-     اين فسخ و انصراف ، تاثيري بر تعهدات دولت عضو نسبت به اعمالي كه قبل از تاريخ لازم الاجرا شدن خروج انجام داده است، نخواهد داشت و مانع ادامه رسيدگي كميته كه قبل از آن تاريخ شروع شده ، نمي شود.&lt;br /&gt;3-       پس از تاريخ لازم الاجرا شدن خروج از كنوانسيون ، كميته ديگر نسبت به دولت خارج شده ، رسيدگي اي را انجام نخواهد داد.&lt;br /&gt;ماده سی ودوم:&lt;br /&gt;ماده سي و يكم:&lt;br /&gt;4-     يك دولت عضو مي تواند در هر زمان اين كنوانسيون را از طريق يادداشت كتبي به سرمنشي سازمان ملل ، فسخ نمايد و خروج خود را از اين كنوانسيون ( كه در واقع عدم تعهد خود به آن است) را اعلام دارد. يكسال پس از دريافت اين يادداشت به سرمنشي انصراف و خروج قطعي و لازم الاجرا خواهد شد.&lt;br /&gt;5-     اين فسخ و انصراف ، تاثيري بر تعهدات دولت عضو نسبت به اعمالي كه قبل از تاريخ لازم الاجرا شدن خروج انجام داده است، نخواهد داشت و مانع ادامه رسيدگي كميته كه قبل از آن تاريخ شروع شده ، نمي شود.&lt;br /&gt;6-       پس از تاريخ لازم الاجرا شدن خروج از كنوانسيون ، كميته ديگر نسبت به دولت خارج شده ، رسيدگي اي را انجام نخواهد داد.&lt;br /&gt;ماده سي و دوم:&lt;br /&gt;1- سر مشسي سازمان ملل متحد تمام دولتهاي عضو سازمان ملل و دولتهاي كه اين كنوانسيون را امضاء كرده اند و يا به آن پيوسته اند را مطلع خواهد كرد كه:&lt;br /&gt;الف: امضا ها ، مصوبات ( اسناد تصويب) و الحاق ها را بنابر ماده 25 و 26&lt;br /&gt;ب: تاريخ به ارا در آمدن اين كنوانسيون طبق ماده 27 و تاريخ لازم الاجراي اصلاحات طبق ماده 29&lt;br /&gt;ج: انصراف و فسخ دولتها طبق ماده 31&lt;br /&gt;ماده سي و سوم:&lt;br /&gt;1- متنهاي عربي، چيني ، انگليسي ، فراسنه ، روسي و اسپانيايي اين كنوانسيون ، داراي اعتباري يكسان مي باشند و آنها نزد سرمنشي سازمان ملل متحد به امانت سپرده خواهند شد.&lt;br /&gt;2- سرمنشي سازمان ملل متحد رونوشت گواهي شده اين كنوانسيون را براي تمام كشور ها ارسال خواهد داشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;معيار هاي بين المللي حقوق بشر&lt;br /&gt;براي تطبيق قوانين&lt;br /&gt;اصول عمومي:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;قوانين حقوق بشر بين المللي بالاي همه كشور ها و نمايندگان شان بشمول كارمندان مجري قانون نافذ و قابل اجرا مي باشد.&lt;br /&gt;حقوق بشر يك عنوان مشروع براي قانون بين المللي و رسيدگي دقيق بين المللي است.&lt;br /&gt;كارمندان مجري قوانين مكلف اند تا معيارهاي بين المللي حقوق بشر را درك نموده و آن را به كار برند.&lt;br /&gt;روش اخلاقي و حقوقي:&lt;br /&gt;حقوق بشر از كرامت ذاتي فرد بشر سرچشمه مي گيرد.&lt;br /&gt;كارمندان مجري قوانين، بايد در همه اوقات به قانون احترام داشته و از آن اطاعت نمايند.&lt;br /&gt;كارمندان مجري قوانين، بايد در همه مواقع با در نظرداشت خدمت به جامعه و حفاظت تمام اشخاص در مقابل اعمال غير قانوني، وظايف سپرده شده خويش را با مسئووليت زياد مسلكي ايفا نمايند.&lt;br /&gt;كارمندان مجري قوانين ، نبايد مرتكب هيچ عمل فساد و رشوه خوري شده و بايد با دقت و سخت گيري زياد عليه چنين اعمال مخالفت و مبارزه كنند.&lt;br /&gt;كارمندان مجري قوانين، بايد حيثيت و وقار انساني را احترام و حمايت كرده و از حقوق بشري تمام اشخاص پشتيباني و مراقبت نمايند.&lt;br /&gt;كارمندان محري قوانين، بايد گزارش نقض آن قوانين و مقرراتي را كه از حقوق بشر حمايت نموده و آن را رشد ميدهد ارائه بدارند.&lt;br /&gt;همه افراد پولبيس بايد اصول مطابقت با قانون حقوقي ، نيازمندي ها ، عدم تبعيض ، تطابق و انسانيت را احترام نمايند.&lt;br /&gt;تامين نظم و امنيت در ديموكراسي:&lt;br /&gt;براي استفاده از حقوق و آزادي هاي فردي، هر شخص بايد صرف محدوديت هاي را كه توسط قانون مشخص شده است مراعت نمايند.&lt;br /&gt;محدوديت ها براي استفاده از حقوق و آزادي ، صرف آن محدوديت هاي بايد باشد كه باعث تقويت ، رعايت و احترام به حقوق ديگران گرديده و در تطابق با مقتضيات عادلانه اخلاقي ، نظم عامه و رفاه همه گاني در يك جامعه ديموكراتيك باشد.&lt;br /&gt;هر كس حق دارد در امور دولتي كشور خويش مستقيماً يا از طريق نماينده گاني كه آزادانه انتخاب شده ، سهم بگيرد.&lt;br /&gt;اراده مردم اساس صلاحيت دولت است.&lt;br /&gt;اراده مردم بايد بواسطه انتخابات دوره يي و حقيقي بصورت حق انتخاب عمومي اظهار گردد.&lt;br /&gt;هر اداره مجري قانون بايد نماينده ، پاسخگو و مسئوول به عموم اجتماع باشد.&lt;br /&gt;هر كسي حق آزادي انديشه، بيان ، اجتماعات و تشكيل نها را دارد.&lt;br /&gt;همه كارمندان پوليس جزء جامعه بوده و وظيفه خدمت به جامعه را دارند.&lt;br /&gt;عدم تبعيض در تطبيق قوانين:&lt;br /&gt; همه افراد بشر با كرامت و حقوق مساوي به دنيا آمده اند.&lt;br /&gt;حقوق بشر از كرامت ذاتي فرد بشر سرچشمه مي گيرد.&lt;br /&gt;كارمندان مجري قوانين بايد حيثيت و وقار انساني را احترام و حمايت كرده و حقوق بشري تمام اشخاص را پشتيباني و مراقبت نمايند.&lt;br /&gt;مسئووليت همه افراد در مقابل قانون يكسان بوده و بدون تبعيض بايد از حمايت مساويانه قانون برخوردار باشند.&lt;br /&gt;پوليس در حين حمايت و خدمت به جامعه ، نبايد بطور غير قانوني از تبعيض بر اساس نژاد، جنس، زبان ، رنگ ، انديشه سياسي ، اصل قومي ، دارايي ، تولد يا ديگر مشخصات كار بگيرد.&lt;br /&gt;اتخاذ تدابير معين و ويژه توسط پوليس جهت برآورده ساختن نيازها ، مطابق به وضع خاص زنان (بشمول زنان باردار و تازه مادر شده)، نوجوانان ، مريضان و كهن سالان كه نياز به برخوردهاي ويژه مطابق به معيار هاي حقوق بشر بين المللي دارند، تبعيض غر قانون شمرده نمي شود.&lt;br /&gt;پاليسي استخدام، توظيف و ترفيع كارمندان پوليس بايد از هر گونه تبعيض غير قانون مبرا باشد.&lt;br /&gt;تحقيقات پوليس:&lt;br /&gt;در هنگام تحقيقات، در گفتگو با شاهدان، قربانيان و مظنونان، در بازرسي هاي شخصي ، عراده جات وتعميرات و در قطع مراسلات و ارتباطات، نكات ذيل بايد رعايت شود:&lt;br /&gt;هر كس حق مصونيت فردي دارد.&lt;br /&gt;هر كس حق دارد به گونه عادلانه محاكمه شود.&lt;br /&gt;هر شخص بي گناه شمرده ميشود تا زماني كه در نتيجه محاكمه عادلانه محكوم شناخته شود.&lt;br /&gt;مداخله خود سرانه در امور شخصي ، فاميلي ، منزل يا مكاتبات كسي مجاز نيست.&lt;br /&gt;اعتبار و حيثيت كسي بايد مورد تجاوز غير قانوني قرار نگيرد.&lt;br /&gt;هيچگونه فشار فزيكي و ذهني بالاي مظنونين، شاهدان و قربانيان به خاطر بدست آوردن معلومات آروشده شده نمي تواند.&lt;br /&gt;شكنجه و روش هاي ديگر غير انساني و تحقير آميز بطور مطلق منع مي باشد.&lt;br /&gt;با قربانيان و شاهدان بايد با تحمل و مهرباني رفتار شود.&lt;br /&gt;در همه اوقات محرميت واحتياط در حفظ و نگهداشت معلومات حساس بايد به كار برده شود.&lt;br /&gt;هچكس نبايد مجبور ساخته شود كه عليه خود شهادت بدهد و يا اعتراف كند.&lt;br /&gt;مساعي روي تحقيقات بايد تنها بصورت قانوني و به علت يك قضيه صورت گيرد.&lt;br /&gt;فعاليتهاي تحقيقاتي خلاف قانون و با جبر و اكراه ممنوع  است.&lt;br /&gt;تحقيقات بايد مسلكي ، مكمل ، به وقت و زمان و بيطرفانه باشد.&lt;br /&gt;تحقيقات بايد به تشخيص هويت قربانيان، بدست آوردن علامي اثبات، كشف شاهدان، علت قضيه ، موقعيت و زمان جرم، تشخيص و دستگيري مقصرين كمك كند.&lt;br /&gt;موقعيت هاي جرم بايد با احتياط مورد بررسي قرار گرفته و مدارك با احتياط جمع آوري و حفظ شود.&lt;br /&gt;دستگيري:&lt;br /&gt;هر كسي حق آزادي ، مصونيت فردي و تغير مكان را دارد.&lt;br /&gt;هيچ كس نبايد معروض بهدستگيري خودسرانه و يا توقيف شود.&lt;br /&gt;هيچ كس نبايد از حق آزادي محروم شود، مگر مطابق به دليل و طرز العمل هاي كه در قانون نافذه شده است.&lt;br /&gt;هر كسي كه دستگير مي شود بايد در موقع دستگيري از دليل دستگيرش اش آگاه ساته شود.&lt;br /&gt;هر كس كه دستگير مي شود حق حضور در يك مقام قضايي بخاطر مشروعيت دستگيري و توقيف خود را بدون معطلي داردو. در صورتي كه توقيف موصوف غير قانوني ثابت شود بايد رها گردد.&lt;br /&gt;هر شخصي كه دستگير مي شود حق دارد در يك وقت معين و معقول مورد محاكمه قرار گيرد و در صورت به اثبات نرسيدن جرم رها گردد.&lt;br /&gt;به تعويض انداختن محاكمه شخص توقيف شده كه انتظار محاكمه را دارد، موضوع استثنايي است نه قانوني.&lt;br /&gt;تمام اشخاص دستگير و يا توقيف شده بايد به وكيل دعوي و يا نماينده قانوني ديگر ، دسترسي داشته و فرصت كافي براي تماس با نماينده قانوني خود داشته باشند.&lt;br /&gt;تمام وقايع دستگيري بايد ثبت كتاب شده و نكات آتي را در برداشته باشد:&lt;br /&gt;-         موجب دستگيري&lt;br /&gt;-         زمان دستگيري&lt;br /&gt;-         زمان انتقال شخص به محل توقيف&lt;br /&gt;-         زمان احضار شخص در يك مقام قضايي&lt;br /&gt;-         هويت كارمندان پوليس دخيل در قضيه&lt;br /&gt;-         معلومات دقيق در مورد محل توقيف&lt;br /&gt;-         جزئيات استنطاق&lt;br /&gt;ثبت وقايع در مورد فرد توقيف شده به خود وي و يا مشاور حقوقي وي داده مي شود.&lt;br /&gt;به فاميل شهخص دستگير شده بايد فوراً از دستگيري و محل توقيف وي معلومات داده شود.&lt;br /&gt;هيچكس نبايد مجبور ساخته شود تا عليه خودش شهادت بدهد.&lt;br /&gt;در صورت ضرورت بايد هنگام استنطاق ترجمان اتسخدام شود.&lt;br /&gt;توقيف:&lt;br /&gt;توقيف قبل از محاكمه يك استثنا است نه قانون.&lt;br /&gt;بايد با تمام اشخاص كه از آزادي خود محروم مي شوند با شيوه انساني رفتار گردد و به كرامت ذاتي انساني آنها احترام شود.&lt;br /&gt;هر شخصي كه به يك تخلف جزائي متهم مي شود تا آنكه در يك محاكمه عادلانه جرم او به اثبات نرسيده بري الذمه شناخته مي شود.&lt;br /&gt;هيچ توقيف شده نبايد مورد شكنجه ، عمل وحشيانه ، جزا ، عمل غير انساني و اهانت آميز يا مچازات قرار گيرد و به همينسان نبايد در معرض هيچگونه تهديد و خشونت قرار گيرد.&lt;br /&gt;اشخاص توقيف شده بايد در محلات توقيف رسمي و مشخص توقيف شوند، فاميل و نمايندگان حقوقي آنها حق دسترسي به معلومات مكمل درباره آنها را دارند.&lt;br /&gt;بايد نوجوانان از بالغين ، زنان از مردان، و به همينسان كساني كه محكوم شده اند از آنهاي كه محكوم نشده اند جدا نگهداشته شوند.&lt;br /&gt;تصاميم در مورد قانوني بودن و مدت توقيف بايد از طرف يك مقام قضايي و يا مقامي كه مساوي به آن باشد اتخاذ گردد.&lt;br /&gt;توقيف شده حق دارد از دليل توقيف شدن و هر اتهام ديگر كه عليه او عنوان ميشود با خبر گردد.&lt;br /&gt;توقيف شدگان حق دارند با دنياي خارج از محل توقيف تماس داشته باشند، با اعضاي فاميل خود ملاقت كنند  و همچنان حق دارند بصورت خصوصي و يا شخصاٌ با نماينده قانوني خود ارتباط بگيرند.&lt;br /&gt;براي حفظ صحت و سلامتي ، توقيف شده بايد در محلي نگهداري شود كه داراي شرايط و تسهيلات مورد ضرورت انسان از قبيل غذاي كافي ، آب صحي ، محل سكونت، لباس، خدمات صحي ، تمرين ورزشي و حفظ الصحه شخصي باشد.&lt;br /&gt;به عقايد مذهبي و اخلاقي توقيف شده بايد احترام گذاشته شود.&lt;br /&gt;هر توقيف شده حق دارد در پيشگاه يك مقام با صلاحيت قضايي احضار گردد و حق دارد بر قانوني بودن توقيف او تجديد نظر صورت گيرد.&lt;br /&gt;به حق وضع خاص زنان و نوجوانان بايد احترام گذاشته شود.&lt;br /&gt;هيچ كس نمي تواند از وضع شخصي توقيف شده بخاطر مجبور ساختن او به اعتراف و يا اينكه خودش و يا كدام شخص ديگر را متهم سازد، استفاده كند.&lt;br /&gt;اقدامات براي نظم و دسپلين تنها آنهائي است كه در قانون تنظيم شده و براي توقيف محفوظ ضروري بوده و نبايد غير انساني باشد.&lt;br /&gt;استعمال زور:&lt;br /&gt;هر كس حق زندگي كردن ، مصونيت شخصي و آزادي از شكنجه ، اعمال وحشيانه، غير انساني و اهانت بار را دارد.&lt;br /&gt;در قدم نخست نبايد به هيچ عمل خشونت آميز توسل ورزيده شود.&lt;br /&gt;زور هنگامي بكار برده شود كه جداً ضروري باشد.&lt;br /&gt;بايد قوه تنها بخاطر تطبيق قانون و مطابق قانون استعمال شود.&lt;br /&gt;هيچ استثنا و عذري براي استعمال زور خلاف قانونف مجاز نيست.&lt;br /&gt;استعمال زور هميشه بايد با اهداف قانوني متناسب باشد.&lt;br /&gt;در استعمال زور بايد از احتياط و محدونيت كار گرفته شود.&lt;br /&gt;زبان و زخم بايد بسيار كم و محدود باشد.&lt;br /&gt;وسايل متعدد بمنظور استعمال زور به شكل متفاوت بايد ميسر گردد.&lt;br /&gt;تمام كارمندان بايد بخاطر استفاده از وسايل متعدد به منظور استعمال زور به شكل متفاوت آموزش بينند.&lt;br /&gt;بايد به تمام كارمندان تعليم داده شود تا از وسايل غير خشونت بار كار گيرند.پ&lt;br /&gt;مسئووليت استعمال زور و سلاح گرم:&lt;br /&gt;همه وقايع استعمال زور و سلاح هاي گرم بايد فوراً اطلاع داده شده و توسط كارمندان عالي رتبه مورد بررسي قرار گيرد.&lt;br /&gt;كارمندان مافوق ، در رابطه به اعمال پوليسف در صورتي كه آنها از سؤ استفاده مادونان خبر بوده و يا بايد خبر مي بودند ولي وارد اقدام مشخص نشده اند مسئوليت دارند.&lt;br /&gt;كارمنداني كه از دستورات غير قانوني آمرين شان سرباز مي زنند، بايد حفاظت شوند.&lt;br /&gt;كارمنداني كه مرتكب پايمال كردن اين مقررات ميگردند، نمي توانند دستورات آمرين را به حيث معذرت پيش نمايند.&lt;br /&gt;مواقع مجاز براي استعمال سلاح گرم:&lt;br /&gt;از سلاح هاي گرم بايد ر مواقع خيلي نهايي استفاده گردد.&lt;br /&gt;سلاح هاي گرم بايد فقط براي دفاع از خود يا ديگران در مقابل خطر حتمي مرگ و يا جراحت شديد مورد استفاده قرار گيرد. يا جهت جلوگيري از جنايتي كه داراي خطر وخيم جاني است يا جهت دستگيري يا جلوگيري از فرار شخصي كه در حالت بوجود آوردن خطري قرار داشته باشد و بخواهد در مقابل تلاش هاي كه بمنظور جلوگيري از خطر و تهديد وي صورت ميگيرد، مقاومت نمايد. و در حالاتيكه تدابير كمتر از آن كافي و موثر نباشد.&lt;br /&gt;استفاده عمدي از زور و سلاح گرم كه منجر به هلاكت گردد، فقط در صورت لزوم شديد براي حفاظت جان مجاز شمرده مي شود.&lt;br /&gt;طرز العمل هاي استفاده از سلاح گرم:&lt;br /&gt;كارمند بايد خود را به حيث افسر پوليس معرفي نمايد.&lt;br /&gt;و كارمند بايد يك هشدار روشن بدهد.&lt;br /&gt;و كارمند بايد وقت كافي و مناسب براي اعتنا به اطاعت از هشدار بدهد.&lt;br /&gt;ولي ، اين امر در صورتي كه تاخير ، خطر جاني و يا جراحت شديد را به كارمند و يا ديگران متوجه بسازد ضروري نيست.&lt;br /&gt;يا، در شرايطي كه اجراي اين امر بطور روشن و واضح بي معني و غير مناسب باشد ، رعايت آن ضروري نيست.&lt;br /&gt;حالت بعد از استفاده از سلاح گرم:&lt;br /&gt;كمك هاي طبي بايد براي همه افراد زخمي فراهم شود.&lt;br /&gt;بايد به وابستگان و دوستان متاثيرين خبر داده شود.&lt;br /&gt;براي تحقيقات در صورت درخواست و ضرورت اجازه داده شود.&lt;br /&gt;يك گزارش كامل از واقعه تهيه گردد.&lt;br /&gt;بي نظمي داخلي:&lt;br /&gt;همه تدابير براي اعاده نظم جهت احترام به حقوق بشر بايد گرفته شود.&lt;br /&gt;اعاده نظم بايد بدون تبعيض انجام شود.&lt;br /&gt;هر گونه محدوديت بالاي حقوق بايد مطابق قانون باشد.&lt;br /&gt;هر اقدام ومحدوديت بر حقوق بايد براي تحكيم احترام حقوق و آزادي ديگران با رعايت عادلانه اخلاقي، نظم عمومي و رفاه عامه باشد.&lt;br /&gt;هر اقدام و محدوديت بر حقوق بايد با ايجابات يك جامعه دموكراتيك سازگار باشد.&lt;br /&gt;هيچ استثنائي در رابطه به حق زندگي ، حق آزادي از تعذيب ، منع بردگي ، منع زندان براي عجز از اداي يك مسئووليت عقدي، منع نفاذ قوانين گذشته، مساوي بودن همه در مقابل قانون ، آزادي فكرف وجدان و دين مجاز نيست.&lt;br /&gt;قبل از استفاده از زور بايد به وسايل صلح آميز توسل جسته شود.&lt;br /&gt;هر گونه تدابير استثنايي بايد مطابق ايجابات عاجل و وضعيت گرفته شود.&lt;br /&gt;قبل از استفاده از زور بايد به وسايل صلح آميز توسل جسته شود.&lt;br /&gt;از زور فقط در صورتي استفاده شود كه شديداً به آن ضرورت باشد.&lt;br /&gt;از زور فقط براي تحميل اصولي قوانين استفاده شود.&lt;br /&gt;اندازه استفاده از زور بايد متناسب به اندازه اهداف تطبيق قوانين باشد.&lt;br /&gt;هر گونه تلاش بايد براي محدود ساختن خسارات و تلفات صورت گيرد.&lt;br /&gt;وسايل متعدد بمنظور استعمال زور به شكل متفاوت بايد ميسر گردد.&lt;br /&gt;هيچ گونه محدوديت غير لازم نبايد بالاي حق آزادي بيان و اجتماعات يا تحرك تحميل گردد.&lt;br /&gt;هيچ محدوديت نبايد بالاي آزادي انديشه تحميل گردد.&lt;br /&gt;آزدي پروسه كار ارگان قضايي بايد حفظ گردد.&lt;br /&gt;همه مجروحين و وحشت زده گان بايد به زودي مورد معالجه قرار گيرند.&lt;br /&gt;وضعيت هاي اضطراري:&lt;br /&gt;وضعيت اضطراري مي تواند فقط در مطابقت با قانون اعلام گردد.&lt;br /&gt;وضعيت اضطراري مي تواند فقط در صورتي كه خطر عمومي زندگي ملت را تهديد نمايد، و تدابير معمول از عهده كنترول اوضاع بر آمده نتواند اعلام گردد.&lt;br /&gt;وضعيت اضطراري بايد بطور رسمي و قبل از اتخاذ تدابير استثنايي اعلام گردد.&lt;br /&gt;هيچ يك از تدابير استثنايي نبايد با محتواي قانون بين المللي در تضاد باشد.&lt;br /&gt;هيچ يك از تدابير استثنايي نباشد باعث تبعيض بر اساس نژاد، رنگ، جنس، زبان، دين و اصل اجتماعي گردد.&lt;br /&gt;هيچ استثنايي در مورد حق زندگي ، آزادي از شكنجه، برخورد غير انسانيف منع بردگي، منع زنداني براي عجز از اجراي مسئووليت عقدي، عدم التزام به قوانين گذشته، مساوات هر فرد در مقابل قانون، آزادي انديشه، وجدان و دين مجاز نيست.&lt;br /&gt;هيچ كسي براي ارتكاب كاري كه در هنگام اجراي آن جرم شمرده نشده، مجرم شمرده نمي شود.&lt;br /&gt;هيچ كسي مجبور به پرداخت جريمه اضافه از آنچه در هنگام ارتكاب جرم ضروري بود، نمي گردد.&lt;br /&gt;اگر جريمه براي اتركاب يك جرم توسط قانون بعد از ارتكاب آن تخفيف يابد ، مرتكب جرم بايد از آن مستفيد گردد.&lt;br /&gt;برخورد مسلحانه:&lt;br /&gt;در جريان برخورد مسلحانه و اشغالف پوليس بايد در صورتي كه بشكل رسمي داخل نيرو هاي مسلح نباشد، جزء افراد غير نظامي شمرده شود.&lt;br /&gt;پوليس حق دارد كه از اداي وظيفه خويش در هنگام اشغال بدليل وجداني شانه خالي كند، البته اين نبايد موجب تغيير در جايگاه آنها گردد.&lt;br /&gt;قانون بشري در همه وضعيت هاي برخورد مسلحانه قابل تطبيق است.&lt;br /&gt;از اصول انساني بايد در هر شرايطي محافظت شود.&lt;br /&gt;افراد ملكي كه در نتيجه جراحت، مريضي، دستگيري و علل ديگر غير فعال شده اند. بايد احترام و حمايه گردند.&lt;br /&gt;به افراد متضرر شده از جنگ بايد بدون تبعيض كمك صورت گيرد.&lt;br /&gt;اعمالي كه در همه و وضعيت ها غير مجاز است عبارتند از:&lt;br /&gt;-         قتل&lt;br /&gt;-         شكنجه&lt;br /&gt;-         تعذيب فزيكي&lt;br /&gt;-         قطع اعضاي بدن&lt;br /&gt;-         زيرپا نمودن كرامت انساني&lt;br /&gt;-         گرورگان گيري&lt;br /&gt;-         شكنجه دسته جمعي&lt;br /&gt;-         اعدام بدون محاكمه&lt;br /&gt;-         روش ظالمانه و تحقير آميز&lt;br /&gt;انتقام گيري در مقابل مجروحين ، مريضان ، كارمندان و خدمات طبي، اسيران جنگي، افراد ملكي، اهداف ملكي و فرهنگي، محيط طبيعي و انجام كار هاي داراي نيروي خطرناك ممنوع است.&lt;br /&gt;هيچ كس نبايد از حمايت قانون بشري چشم پوشي كرده و يا بالاي كسي تحميل نمايد تا چشم پوشي كند.&lt;br /&gt;اشخاص حمايت شده بايد در همه حال به يك نيروي حمايت كننده (يك كشور بيطرف كه حامي منافع آنها باشد) يا ICRC و يا يك سازمان بشري بيطرف ديگر دسترسي داشته باشند.&lt;br /&gt;حفاظت نوجوان&lt;br /&gt;كودكان بايد مانند بزرگسالان از همه حقوق بشري برخوردار باشند بر علاوه مقررات ذيل در رابطه با كودكان بايد در نظر گرفته شود.&lt;br /&gt;با كودكان بايد طوري برخورد گردد كه حس ارزش و كرامت در آنها كه باعث برگشت آنها به اجتماع مي گردد و براي تامين و منافع و اقتضاي سن آنها ضروري است، تقويت يابد.&lt;br /&gt;كودكان نبايد مورد شكنجه ، روش ظالمانه و غير انساني، تعذيب جسمي و زندان ابداغ بدون امكان رهايي قرار گيرند.&lt;br /&gt;توقيف و حبس كودكان بايد تدبير نهايي براي آنها بوده، توقيف شان بايد كوتاه ترين وقت ممكن را دربر گيرد.&lt;br /&gt;كودكان بايد از زندانيان بالغ جدا نگهداشته شوند.&lt;br /&gt;كودكان توقيف شده بايد حق ديدار با اقارب و خانواده را داشته باشند.&lt;br /&gt;يك سن حد اقل براي مسئووليت جنايي بايد در نظر گرفته شود.&lt;br /&gt;طرز العمل هاي غير قضايي و راه هاي متناوب ديگر براي حفاظت آنها در مؤسسات محافظوي ايجاد گردد.&lt;br /&gt;مطالب محرمانه كودك بايد احترام شده وگزارش كامل و محفوظ از وي نوت گرفته شده و سري نگهداري شود.&lt;br /&gt;استفاده از قيودات فزيكي و زور در مقابل كودكان بايد استثنايي باشد و فقط در صورت ناكامي تدابير ديگر و در حد اقل مدت زمان بايد به كار بسته شود.&lt;br /&gt;سلاح نبايد در داخل مؤسسات نوجوانان حمل گردد.&lt;br /&gt;دسپلين بايد كرامت كودك را احترام نموده و در وي يك حس عدالت جويي، احترام بخود و احترام به حقوق شر را بپروراند.&lt;br /&gt;كارمندان مسئوول در رابطه با نوجوانان بايد آموزش ديده و شخصاً براي اين كار مناسب باشند.&lt;br /&gt;باز ديد هاي دوره يي و غير مترقيه از سهولتها و جاهاي نگهداري نوجوانان از طرف مفتشين بايد انجام يابد.&lt;br /&gt;بايد دستگيري ، توقيف، انتقال ، مريضي، جراحت و مرگ كودكان به اطلاع والدين شان رسانده شود.&lt;br /&gt;حقوق بشري زنان:&lt;br /&gt;زنان مستحق استفاده از حقوق بشري مساوي در همه ساحات سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، مدني و عرصه هاي ديگر اند.&lt;br /&gt;اين حقوق شامل حق زندگي، مساوات، آزاديف مصونيت شخصي، مساوات در مقابل قانون، آزادي از تبعيض ، برخورداري از صحت جسمي و رواني كامل، شرايط عدلانه و مناسب كاري، آزادي از شكنجه و اعمال ديگر ظالمانه و برخورد و عقوبت غير انساني مي گردد.&lt;br /&gt;خشونت عليه زنان ممكن است فزيكي ، جنسي و يا رواني بوده و شامل لت و كوب سؤ استفاده جنسي، خشونت در جهت اتجاوز جنسي از طرف شوهر، رويه هاي زيان آور عنعنوي، هتك ناموس، آزار جنسي، فحشاي جبري، خريد و فروش زنان، و خشونت هاي مربوط به استفاده بيجا از آنان مي باشد.&lt;br /&gt;خشونت عليه زنان در هر شكل كه باشد حق زنان را در استفاده از حقوق و آزادي هاي اساسي و انساني شان پايمال و آسيب پذير مي سازد.&lt;br /&gt;پوليس بايد هوشياري كامل بمنظور جلوگيري، تحقيق و دستگيري ها در رابطه با هر گونه خشونت عليه زنان از طرف كارمندان عامه يا افراد عادي در منازل، اجتماع و موسسات رسمي بخرچ دهد.&lt;br /&gt;پوليس بايد اقدام جدي و رسمي براي جلوگيري از قرباني شدن زنان نموده و مراقبت كند تا اين قرباني ها ناشي از غفلت پوليس و ناديده گرفتن حقوق مساوي زن در عمل نباشد.&lt;br /&gt;خشونت عليه زنان جرم است و بايد با آن منحيث يك جرم معامله صورت بگيرد، به شمول خشونت هاي كه در داخل فاميل واقع مي گردد.&lt;br /&gt;زنان توقيف شده و بازداشت شده نبايد از تبعيض متضرر شوند و بايد از هر گونه خشونت و سؤ استفاده در امان بمانند.&lt;br /&gt;زنان توقيف شده بايد توسط افسران زن تلاشي، نظارت و اداره شوند.&lt;br /&gt;زنان بايد جدا از مردان توقيف گردند.&lt;br /&gt;براي زنان حامله و مادران شيرده بايد تسهيلات لازم آماده گردد.&lt;br /&gt;دفاتر تنفيذ كننده قوانين نبايد در مقابل زنان در مسايل استخدام، آموزش، توظيف، ارتقا، معاش و ديگر مسايل وظيفوي و اداري برخورد تبعيض آميز نمايند.&lt;br /&gt;دفاتر تنفيذ كننده قوانين ، بايد تعداد كافي زنان را استخدام نمايند تا به نمايندگي از جوامع مربوط در حفاظت از حقوق زنان مظنون، بازداشت شده وتوقيف شده اطمينان حاصل نمايند.&lt;br /&gt;مهاجرين:&lt;br /&gt; هر شخص حق دارد تا براي رهايي از تعقيب در كشوري ديگري، در خواست پناهنده گي بدهد و از آن استفاده نمايد.&lt;br /&gt;يك مهاجر شخصي است كه ترس از تعقيب بر اساس نژاد، دين ، مليت، عضويت در يك سازمان معين و يا انديشه سياسي داشته و نمي تواند و يا نمي خواهد به كشور اصلي خويش (يا اگر بي كشور است به كشوري كه در آن اقامت داشته) بر گردد.&lt;br /&gt;مهاجرين حق برخورداري از همه حقوق اساسي بشري به استثناي بعضي حقوق سياسي را دارا هستند. اما اگر در داخل يك قلمرو غير  قانوني باشند، بعضي از محدود ها بالاي حركت و گشت و گذار آنها بمنظور حفظ نظم عامه و صحت وضع مي گردد.&lt;br /&gt;مهاجرين بايد مثل يك تبعه عادي كه از حقوق آزادي اجتماعات، دين ، تعليمات ابتدايي، امداد عمومي ، دسترسي به محاكم، ملكيت و سرپناه مستفيد اند، برخوردار باشند.&lt;br /&gt;هيچ شخصي نبايد به كشوري كه وي در آن مورد تهديد و يا تعقيب قرار مي گيرد و نه به كشوري ديگري كه او را به چنين كشور تسليم بدهد، برگردانده شود.&lt;br /&gt;مهاجرين غير قانوني كه مستقيماً از كشوري كه در آن احساس خطر كرده اند وارد خاك كشور ديگر گرديده و خود را بدون تاخير به مسئووولين تسليم نموده اند، نبايد جزا بينند.&lt;br /&gt;مهاجريني كه مستقيماً از كشوري ديگري كه در آنجا مورد تعقيب قرار داشتند، مي آيند نبايد حد اقل از ورود مؤقت محروم گردند.&lt;br /&gt;مهاجريني كه بصورت قانوني در خاك يك كشور زندگي دارند، بايد از حق گشت و گذار آزاد و اقامت برخوردار باشند. براي مهاجرين قانوني بايد اسناد و شناسنامه هاي سفر فراهم گردد.&lt;br /&gt;متقاضيان پناهندگي بايد از طرزالعمل لازم آگاته ساخته شده و تسهيلات ضروري براي آنها فراهم و به آنها اجازه داده شود تا فيصله نهايي در آنجا بمانند.&lt;br /&gt;هيچ مهاجري نبايد به استثناي حالاتيكه به امنيت ملي و نظم عامه تعلق مي گيرد و آن هم مراحل اصولي قانوني را طي نموده باشد، اخراج گردد.&lt;br /&gt;قبل از اخراج ، به يك مهاجر بايد فرصت آوردن شاهد، وكالت و استيناف خواهي داده شود.&lt;br /&gt;خارجيان:&lt;br /&gt;خارجيان شامل كساني استند كه تابيعت كشور را ندارند.&lt;br /&gt;خارجيان زماني در يك كشور قانوني شناخته مي شوند كه مطابق قوانين نافذه داخل گرديده و يا اجازه اقامت معتبر را در اختيار داشته باشند.&lt;br /&gt;اشخاص خارجي كه قانوناً در يك كشور زندگي مي نمايند، مستحق حقوق بشر هستند، لاكن از حقوق سياسي بهره مند نمي گردند.&lt;br /&gt;اشخاص خارجي مانند اتباع حق خارج شدن و مهاجرت را يكسان دارند.&lt;br /&gt;اشخاص خارجي كه قانوناً در يك خطه زندگي مكرده و به آن احساس وابستگي و آن را از خود مي دانند (آنهائي كه از خود منزل دارند، در آن جا تولد شده و يا براي مدت طولاني در آن كشور اقامت گزيده اند) اخراج نمي گردند. اشخاص خارجي كه در داخل كشور اقامت دارند تنها در صورتي اخراج مي گردند كه تصميم آن روي قوانين بوده و اين تصميم استبدادي و تبعضي نبوده و طي مراحل اصولي در مورد تضمين دنبال شده باشد.&lt;br /&gt;تضمين طي مراحل اصولي براي اخراج شامل حق بازپرسي براي شكايت، حق رسيدگي موضوع توسط مرجع با صلاحيت، حق استفاده از وكيل قانونيف حق استيناف خواهي در مرجع مافوق، استفاده از تسهيلات كامل براي يافتن راه حل، حق به تعويق انداختن استيناف خواهي و حق اطلاع از دادخواهي مي باشد.&lt;br /&gt;استثنائات در مورد طي مراحل اصولي، تنها به دلايل اجباري امنيت  ملي، از قبيل تهديد سياسي و نظامي تمامي كشور مجاز خواهد بود.&lt;br /&gt;اخراج دسته جمعي مجاز نيست.&lt;br /&gt;زوجه و كودكان صغير مربوط به اشخاص خارجي كه قانوناً در كشور اقامت دارند بايد پذيرفته شوند.&lt;br /&gt;تمام اشخاص خارجي بايد آزاد گذاشته شوند تا با قنسل گري و سفارت هاي خويش در تماس شوند.&lt;br /&gt;به اشخاص خارجي كه اخراج شده اند اجازه خروج به هر كشوري كه آنها را قبول نموده است، داده شود و نبايد به كشوري فرستاده شوند كه در آنجا حقوق بشري شان نقض مي گردد.&lt;br /&gt;قربانيان:&lt;br /&gt;با تمام قربانيان جرم ، سؤ استفاده از قدرت و يا نقض حقوق بشر با دلسوزي و احترام رفتار شود.&lt;br /&gt;قربانيان بايد به دستگاه عدلي و رفع شكايات عاجل دسترسي داشته باشند.&lt;br /&gt;قربانيان بايد از حقوق شان براي رفع شكايت و جحمايه قانوني مطلع گردند.&lt;br /&gt;قربانيان بايد از نقش آنان در اجراات رسمي ، وسعت ، وقت ، پيشرفت و هكذا درباره چگونگي قضاياي شان مطلع گردند.&lt;br /&gt;قربانيان اجازه دارند تا نظريه و احساسات خويش را در همه مسايل كه بالاي منافع شخصي شان تاير مي گذارد ، ابراز نمايند.&lt;br /&gt;قربانيان تمام كنمك هاي قانوني، مادي ، طبي، رواني و اجتماعي را حاصل كرده و از ميسر بودن آنها مطلع گردند. ناراحتي هاي قربانيان در مورد اداره و پيشرفت جريان حقوقي به حد اقل تقليل يابد.&lt;br /&gt;مطالب محرمانه و مصونيت قربانيان بايد محافظت گردد.&lt;br /&gt;از تاخير و معطلي بدون موجب ، جريان دعوي قربانيان بايد اجتناب به عمل آيد.&lt;br /&gt;متخلفين در صورت لزوم بايد جبران خساره را بپردازند.&lt;br /&gt;در صورتي كه كارمندان دولتي مقصر باشند، بايد حكومت جبران خساره را بپردازد.&lt;br /&gt;جبران خساره مالي از جانب مختلف و يا در حالت موجود نبودن توسط دولت پرداخته شود.&lt;br /&gt;پوليس براي برآو.رده شدن ضروريات قربانيان و براي كمك مطلوب و عاجل بايد رهنمايي و آموزش ببيند.&lt;br /&gt;كنترول و اداره پوليس:&lt;br /&gt;كارمندان مجري قوانين بايد وظايف سپرده شده خويش را در همه مواقع با در نظرداشت خدمت به جامعه و حفاظت تمام اشخاص در مقابل اعمال غير قانوني با مسئووليت زياد حرفوي ايفا نمايند.&lt;br /&gt;كارمندان مجري قوانين مرتكب هيچ عمل فساد و رشوه خوري نشده و با دقت و سخت گيري زياد بايد عليه چنين اعمال مخالفت و مبارزه كنند. كارمندان مجري قوانين حيثيت و وفار انساني را احترام و حمايت كرده و بايد حقوق بشري تمام اشخاص را پشتيباني و مراقبت نمايند. هر اداره مجري قوانين، نماينده، جوابگو و مسئوول اجتماعي مي باشد.&lt;br /&gt;خط مشي مقرري ، استخدام، توظيف و ارتقاي مربوط به اداره پوليس بايد از هر نوع تبعيض پسندي غير قانوني مبرا باشد.&lt;br /&gt;ريكارد واضيح، مكمل و دقيق در مورد تحقيقات، دستگيري ، توقيف، استفاده از زور و سلاح مساعدت به قربانيان و موضوعات ديگر مربوط به فعاليت هاي پوليس بايد حفظ و نگهداري گردند.&lt;br /&gt;تعليمات و دستورات واضيح در مورد همه مسايل مربوط به فعاليت هاي پوليس كه حقوق بشر را متاثر مي سازدف بايد مهيا گردد.&lt;br /&gt;دفاتر پوليس وسايل متعدد بمنظور استفاده از زور به شكل متفاوت را مهيا سازد و كارمندان را تعليم دهند تا چگونه از آنها استفاده نمايند.&lt;br /&gt;تمام وقايع مربوط به استفاده از زور و سلاح گرم گزارش داده شده و از طرف كارمندام مافوق بررسي شود.&lt;br /&gt;كارمندان مافوق در رابطه با اعمال پوليس در صورتي كه آنها از سؤ استفاده مادونان خبر بوده و يا بايد خبر مي بودند، ولي وارد اقدام مشخص نشده اند مسئووليت دارند.&lt;br /&gt;كارمنداني كه از دستورات غير قانوني آمرين شان سرباز مي زنند ، بايد حفاظت شوند.&lt;br /&gt;معلومات محرمانه بايد بطور محفوظ نگهداري شوند.&lt;br /&gt;تمام اشخاص كه براي خدمت در صفوف پوليس نامزد مي شوند بايد از لحاظ فكري وجسمي سالم باشند.&lt;br /&gt;تمام افراد پوليس بايد تابع طرز العمل هاي راپوردهي موثر و بررسي مداوم شوند.&lt;br /&gt;استراتيذي هاي پوليس براي تطبيق قوانين بايد موثر و قانوني بوده و به حقوق بشر احترام گذارد.&lt;br /&gt;تامين نظم و امنيت در جامعه:&lt;br /&gt;بوجود آوردن يك ارتباط بين پوليس و اعضاي حمايت كننده قانون در جامعه&lt;br /&gt;اتخاذ  پاليسي ارتباطي با جامعه و پلان كاري&lt;br /&gt;استخدام اشخاص از همه ساحات جامعه&lt;br /&gt;تربيه كارمندان براي برخورد با طبقات مختلف مردم&lt;br /&gt;تاسيس پروگرام ها براي ايجاد تماس و اطلاعات عامه&lt;br /&gt;ارتباط نزديك و منظم با همه گروه ها در اجتماع&lt;br /&gt;برقراري ارتباط با جامعه از طريق فعاليت هاي غير رسمي&lt;br /&gt;تعين دايمي كارمندان براي نگهباني از محلات مسكوني&lt;br /&gt;افزايش اشتراك جامعه در فعاليت هاي محافظوي و پروگرامهاي امنيتي&lt;br /&gt;سهيم ساختن جوامع در تشخيص مشكلات و نگراني ها&lt;br /&gt;استفاده از طرق جديد حل مشكلات بمنظور جوابگويي به مشكلات جامعه از راه هاي غير عنعنوي.&lt;br /&gt;هماهنگ ساختن تدابير، نقشه ها ، پلان ها و فعاليت ها با ارگانهاي ديگر دولتي و موسسات غير دولتي.&lt;br /&gt;نقض حقوق بشر توسط پوليس:&lt;br /&gt;كارمندان مجري قانون بايد به كرامت انساني اجترام گذاشته و حقوق بشر همه افراد را تامين و حفظ نمايند.&lt;br /&gt;موسسات مجري قانون در مقابل جامعه مسئوول و جوابگو ميباشند.&lt;br /&gt;تاسيس امكانات و طرز العمل هاي موثر بمنظور تامين انظباط داخليف كنترول خارجي و همژنان نظارت موثر بر كارمندان مجري قانون.&lt;br /&gt;راپوردهي كارمندان مجري قانون در حالاتي كه به اساس دلايل باور دارند كه تخلف از قانون صورت گرفته و يا صورت خواهد گرفت.&lt;br /&gt;وضع و نشر مقررات براي دريافت و رسيدگي شكايات مردم عليه كارمندان مجري قانون.&lt;br /&gt;تحقيقات بالاي قضاياي تخطي از قانون بايد به صورت فوري آغاز شده و با صلاحيت ، كامل و بيطرفانه باشد.&lt;br /&gt;تحقيقات بايد در صدد شناختن قربانيان ، بدست آوردن و حفظ مدارك ، پيدا نمودن شواهد ، تشخيص نمودن علت، شكل ، محل و وقت تخلف و تشخيص هويت و دستگير نمودن مختلفين باشد.&lt;br /&gt;محل جرم بايد به دقت رسيدگي و آزمايش گردد.&lt;br /&gt;كارمندان مافوق در حالت وقوع سؤ استفاده ها در صورتي كه از آن آگاه بوده و يا مي بايست خبر مي بودند و اقدامي نكرده اند مسئوول شناخته مي شوند.&lt;br /&gt;پوليس بايد از تعقيب و انضباط ناشي از نپذيرفتن اوامر غير قانوني مافوق خود مصون باشد.&lt;br /&gt;اطاعت از اوامر مافوق دليل و مدافعه براي راتكاب تخلف از جانب پوليس نمي گردد.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8683646454284248093-5733651541313068350?l=edportal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://edportal.blogspot.com/feeds/5733651541313068350/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8683646454284248093&amp;postID=5733651541313068350' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8683646454284248093/posts/default/5733651541313068350'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8683646454284248093/posts/default/5733651541313068350'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://edportal.blogspot.com/2008/01/human-rights-education-manual-part-0.html' title='Human Rights Education Manual - part 0'/><author><name>Khyber Himmat</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://1.bp.blogspot.com/_Z8E-XIpPBYY/SRf2n56c4KI/AAAAAAAACMQ/cpi3GP5Ryk4/S220/Devedas.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8683646454284248093.post-4407772476034980608</id><published>2008-01-26T21:16:00.000-08:00</published><updated>2008-01-26T21:30:48.026-08:00</updated><title type='text'>Human Rights Education Manual - part 1</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size="4"&gt;قرارداد بين المللي رفع هر نوع تبعيض نژادي&lt;br /&gt;مصوب 21 دسامبر 1965 ميلادي (30/8/1344 هجري شمسي)&lt;br /&gt;مجمع عمومي سازمان ملل متحد&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دول عاقد اين قرارداد:&lt;br /&gt;نظر به اين كه منشور ملل متحد مبتني است بر اصولحيثيت ذاتي و تساوي كليه افراد انساني و كليه دول عضو ملل متعهد شده اند كه منفرداً و مشتركاً با همكاري سازمان براي نيل به يكي از هدف هاي مل متحد يعني توسعه و تشويق احترام جهاني و واقعي به حقوق بشر و آزادي هاي اساسي براي همگان بدون تمايز نژاد يا جنس يا زبان و يا مذهب اقدام نمايند.&lt;br /&gt;نظر به اين كه اعلامية جهاني حقوق بشر اعلام مي دارد كه كليه افراد انساني به طور آزاد و يكسان از لحاظ حيثيت و حقوق متولد مي شوند، بايد بتوانند از كليه و حقوق و آزادي هاي مندرج در آن اعلاميه بدون تمايز به خصوص از حيثيت نژاد و رنگ و يا مليت برخوردار شوند.&lt;br /&gt;نظر به اين كه كليه افراد بشر در پيشگاه قانون برابر بوده و حق دارند عليه هر نوع تبعيض و هر نوع تحريك به تبعيض از حمايت يكسان قانون برخوردار شوند.&lt;br /&gt;نظر به اينكه ملل متحد استعمار و كليه روشهاي تفكيك و تبعيضي را كه به همراه دارد به هر شكل و در هر محلي كه موجود باشد، محكوم نموده و اعلامية مورخ 14 دسامبر 1960 راجع به اعطاي استقلال به كشور ها و ملل مستعمره (قطعه نامه 1514 دورة 15 مجمع عمومي) لزوم ختم سريع و بي قيد و شرط استعمار را تأئيد و رسماً اعلام نموده.&lt;br /&gt;نظر به اين كه اعلامية مورخ 20 نوامبر 1963 ملل متحد (قطعنامه 1904 دورة هژدهم مجمع عمومي) راجع به رفع هر نوع تبعيض نژادي رسماً لزوم رفع سريع كليه اشكال و همه مظاهر تبعيضات نژادي را در سراسر گيتي و همچنان لزوم تأمين تفاهم و احترام به حيثيت شخص انساني را مورد تائيد قرار داده.&lt;br /&gt;با اطمينان به اين كه فرضيه سيادت و تفوق مبتني بر اختلاف بين نژادها عملاً مردود و اخلاقاً محكوم و از نظر اجتماعي غير عادلانه و خطرناك بوده و تبعيض نژادي نه از لحاظ نطري و نه از لحاظ عملي قابل توجيه نمي باشد، با تائيد مجدد اين كه تبعيض بين افراد بشر به جهات مبتني بر نژاد و رنگ و يا ريشة قومي سدي در برابر وجود روابط دوستانه و مسالمت آميز در ميان ملل بوده و امكان دارد صلح و امنيت ملل و همنين هم زيستي و هماهنگ اشخاص را در داخل يك دولت مختل سازد.&lt;br /&gt;با اطمينان به اين كه وجود موانع نژادي با آرمانهاي جامعه بشري قابل جمع نيست.&lt;br /&gt;با احساس خطر از مظاهر تبعيض نژادي كه هنوز در برخي از نواحي جهان مشهود است و نيز از سياستهاي حكومتي مبتني بر برتري يا تنفر نژادي از قبيل آپارتايد و تفكيك وجداني مصمم به اتخاذ كليه تدابير لازم براي امحاي سريع كليه اشكال و تمامي مظاهر تبعيض نژادي و مصمم به پيش گيري و مبارزه با فريه ها و رويه هاي نژادي به منظور تسهيل حسن تفاهم بين نژادها و مبناي يك جامعة بين المللي كه از قيد كليه اشكال تبعيض و تفكيك نژادي آزاد باشد.&lt;br /&gt;با تذكار مفاد قرارداد مربوط به رفع تبعيض در مورد شغل و حرفه مصوب سازمان بين المللي كار در سال 1958 و با توجه به قرارداد مربوط به مبارزه با تبعيض نژادي در زمينه تعليم كه از طرف سازمان فرهنگي و علمي و تربيتي ملل متحد (يونسكو) در سال 1960 به تصويب رسيده، با تمايل به اجراي اصول مقرر در اعلامية ملل متحد راجع به رفع كليه انواع تبعيضات نژادي و حصول اطمينان از اتخاذ سريع تدابير عملي در اين راه به شرح ذيل موافقت نمودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;بخش اول&lt;br /&gt;ماده اول:&lt;br /&gt;1-     در قرارداد حاضر اصطلاح "تبعيض نژادي" اطلاق ميشود به هر نوع تمايز و ممنوعيت يا محدوديت و يا رجحاني كه بر اساس نژاد و رنگ يا نسب و يا منشا ملي ، قومي مبتني بوده هدف يا اثر آن از بين بردن و يا در معرض تهديد و مخاطره قراردادن شناسايي يا تمتع يا استيفاء در شرايط متساوي از حقوق بشر و آزاديهاي اساسي در زمينه سياسي، اجتماعي و فرهنگي و يا در هر زمينة ديگري از حيات عمومي باشد.&lt;br /&gt;2-       قرارداد حاضر ناظر به ممنوعيتهاي و محدوديتها و يا رجحاناتي كه هر يك از دول عاقد قرارداد بين اتباع خود و اتباع ساير دول قايل ميشوند نخواهد بود.&lt;br /&gt;3-     مقررات قرارداد حاضر را نبايد طوري تفسير نمود كه در مقررات قانوني دول عاقد راجع به تابعيت و مليت و قبول تابيعت به نحوي از انجاء موثر واقع شود .مشروط بر اين كه مقررات مزبور عليه مليت خاصي قايل به تبعيض نباشد.&lt;br /&gt;4-     تدابير خاصي كه صرفاً به منظور تأمين ترقي شايستة برخي از گروه هاي نژادي يا قومي يا افرادي كه براي تمتع و استيفا از حقوق بشر و آزاديهاي اساسي در شرايط متساوي محتاج حمايت اند اتخاذ شده باشد، به منزله تدابيري كه جنبه تبعيض نژادي دارند، تلقي نخواهد گرديد. مشروط بر اينكه اين اقدامات منجز به برقراري حقوق متمايز براي گروه هاي نژادي مختلف نشود و پس از حصول هدف هايي كه موجب اتخاذ تدابير مذكوره گرديد بود، ادامه نيابد.&lt;br /&gt;ماده دوم:&lt;br /&gt;1- دول عاقد تبعيض نژادي را محكوم مي نمايند و متعهد مي شوند كه با توسل به كليه وسايل مقتضي و بدون درنك، سياستي را دنبال كنند كه هدف آن از بين بردن هر نوع تبعيض نژادي و متسهيل توافق و تفاهم در بين كليه نژادها باشد و براي نيل به اين مقصود:&lt;br /&gt;الف) هر يك از دول عاقد متعهد مي شود كه به هيچ نوع اقدام و يا رفتار تبعيض نژادي عليه اشخاص و گروه هاي افراد و يا موسسات مبادرت نورزد و ترتيبي فراهم آورد كه كليه مقامات و موسسات دولتي اعم از مملكتي يا محلي اين تعهد  را رعايت نمايند.&lt;br /&gt;ب) هر يك از دول عاقد متعهد مي شود كه هيچ روش تبعيض نژادي را كه از طرف فرد يا سازماني اتخاذ گرديده مورد تشويق و دفاع و يا تاييد قرار ندهد.&lt;br /&gt;ج) هر يك از دول عاقيد موظف است تدابير موثري اتخاذ نمايد كه سياستهاي مملكتي و محلي تجديد نظر و مقرراتي را كه موجب ايجاد و يا تثبيت و استمرار تبعيضات نژادي گردد در هر كجا كه باشد اصلاح يا ابطال و يا فسخ كند.&lt;br /&gt;د) هر يك از دول مكلف است به كليه وسايل متقضي و منجمله در صورت اقتضاء از طريق تدابير تقنينيه اعمال هر نوع تبعيض نژادي را از ناحيه افراد يا دسته ها يا سازمانها ممنوع سازد و بدان پايان دهد.&lt;br /&gt;هـ ) هر يك از دول عاقيد متعهد ميشود عنداللزوم تشكيلات و نهضت هاي طرفدار يگانه گي نژادها و ساير وسايل از ميان بردن موانع بين نژادها را مورد تشويق قرار دهد و موجبات عدم ترغيب هر عملي را كه باعث تقويت تفرقه نژادي مي شود، فراهم آورد.&lt;br /&gt;1- دول عاقد در صورت اقتضاء در زمينه هاي اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي و غيره تدابير خاص و معيني براي تأمين رشد و توسعه مطلوب برخي گروه هاي نژادي يا افراد وابسته به آناه و حمايت از اين گروه ها و افراد اتخاذ مي نمايند. اين تدابير بدين منظور اتخاذ مي گردد كه استيفاي كامل حقوق بشري و آزادي هاي اساسي در شرايط متساوي براي ايشان تضمين شود؛ ولي نبايد پس از نيل به هدف موجب و منشا حفظ حقوق غير متساوي و متمايز براي گروه هاي نژادي گردد.&lt;br /&gt;ماده سوم:&lt;br /&gt;دول عاقد به خصوص تفكيك نژادي و اعمال روش هاي اپارتايد را تقبيح و محكوم مي كنند و متعهد مي شوند كه در كليه اراضي كه در قلمرو صلاحيت قضايي آنهاست انجام اين قبيل اعمال و روشهاي را قدغن و ممنوع ساخته و آنرا ريشه كن سازند.&lt;br /&gt;ماده چهارم:&lt;br /&gt;دول عاقد هر نوع تبليغات و تشكيلاتي را كه از افكار و نظريه هاي مبتني بر تفوق يك نژاد و يا گروهي از اشخاصي كه رنگ و يا منشاء قومي معين دارند، الهام بگيرد و يا هر نوع تنفر و تبعيض نژادي را توصيه يا تشويق كند، تقبيح مي نمايند و متعهد مي شوند كه به منظور ريه كن ساختن اين چنين تحريكات يا تبعيضات و به طور كلي براي محو هر قسم تبعيض نژادي سريعاً تدابير لازم را اتخاذ نمايند و در اين راه اصول اعلامية جهاني حقوق بشر و نيز حقوقي را كه در ماده پنجم اين قرارداد تصريح گرديده است، مورد توجه قرار دهند.&lt;br /&gt;دول عاقد مخصوصاً متعهد مي شوند كه:&lt;br /&gt;الف) نشر هر نوع افكار مبتني بر تفوق يا نفرت نژادي و تحريك به تبعيض نژادي و همچنين اعمال زور يا تحريك به زور عليه هر نژاد و يا هر گروه كه از حيث رنگ و قوميت متفاوت باشند و نيز بذل هر نوع مساعدت منجمله كمك مالي به فعاليتهاي تبعيض نژادي را قانوناً از جرايم قابل مجازات اعلام نمايد.&lt;br /&gt;ب) سازمانها و فعاليتهاي تبليغاتي متشكل و هر قسم فعاليت تبليغاتي ديگر را كه محرك تبليغات نژادي بوده و يا آن را تشويق نمايد و عضويت در اين چنين سازمانها را قانوناً از جرايم قابل مجازات اعلام نمايد.&lt;br /&gt;ج) به مقامات مسئوول يا موسسات عمومي از مملكتي و يا محلي اجازه ندهند تبعيضات نژادي را ترغيب يا تشويق نمايند.&lt;br /&gt;ماده پنجم:&lt;br /&gt;دول عضو طبق تعهدات اساسي مندرج در ماده 2 متعهد مي شوند كه تبعيضات نژادي را به هر شكل و صورتي كه باشد ممنوع و ريشه كن سازند و حق هر فرد را به مساوات در برابر قانون و به ويژه در تمتع از حقوق زير بدون تمايز از لحاظ نژاد يا رنگ يا مليت يا قوميت تضمين نمايند.&lt;br /&gt;الف) حق برخورداري از رفتار مساوي در برابر محاكم و ساير مراجعي كه اجراي عدالت را به عهده دارند.&lt;br /&gt;ب) حق برخورداري از امنيت شخصي و حمايت دولت در برابر تجاوز و صدمه جسمي از ناحيه مامورين دولت و يا هر فرد يا دسته يا تشكيلات.&lt;br /&gt;ج) حقوق سياسي به خصوص حق شركت در انتخابات و رأي دادن و نامزد شدن به اساس سيستم اخذ رأي همگاني يكسان و حق مشاركت در حكومت و اداره امور عمومي و حق نيل به مشاغل عمومي دولتي به هر رتبه و مقام در شرايط مساوي.&lt;br /&gt;د) ساير حقوق مدني، خصوصا:&lt;br /&gt;1.        حق رفت و آمد آزاد و انتخاب اقامتگاه در داخل يك كشور.&lt;br /&gt;2.        حق ترك هر كشور و مجمله ترك ميهن خود و بازگشت به آن.&lt;br /&gt;3.        حق داشتن يك تابعيت.&lt;br /&gt;4.        حق ازواج و انتخاب همسر خود.&lt;br /&gt;5.        حق تملك چه به صورت فردي و چه به شكل مشاركت.&lt;br /&gt;6.        حق توارث (ميراث)&lt;br /&gt;7.        حق آزادي فكر و وجدان و مذهب.&lt;br /&gt;8.        آزاديعقيده و بيان&lt;br /&gt;9.        حق آزادي اجتماع تشكيل جمعيتهاي مسالمت آميز.&lt;br /&gt;ه) حقوق اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي خصوصا:&lt;br /&gt;1-     حق كار كردن  و انتخاب آزاد شغل واستفاده از شرايط عادلانه و رضايتبخش كار و برخودداري از حمايت در برابر بيكاري و دريافت دستمزد مساوي براي كار مساوي و دريافت پاداش منصفانه و رضايتبخش.&lt;br /&gt;2-       حق تشكيل اتحاديه هاي صنفي و عضويت در آنها.&lt;br /&gt;3-       حق مسكن.&lt;br /&gt;4-       حق استفده از بهداشت عمومي و مراقبت هاي پزشكي و بيمه هاي اجتماعي و خدمات اجتماعي.&lt;br /&gt;5-       حق تحصيل و كار آموزي حرفه يي.&lt;br /&gt;6-       حق مشاركت در فعاليتهاي فرهنگي با شرايط يكسان.&lt;br /&gt;و) حق دسترسي به كليه امكنه خدماتي كه به عموم عرضه مي شود از قبيل وسايط نقليه و هوتل ها و رستورانت ها و كافيها و تماشاخانه ها و پاركها.&lt;br /&gt;ماده ششم:&lt;br /&gt;دول عاقد براي كليه افراد مشمول صلاحيت قضايي خود در برابر هر نوع تبعيض نژادي كه حقوق بشر و آزادي هاي اساسي افراد را برخلاف مقررات اين قرارداد مورد تجاوز قرار دهد حمايت و يك طريقة دادرسي موثر در برابر محاكم ذيصلاحيت ملي و ساير مراجع صلاحيت دار مملكتي تامين خواهند كرد و همچنين حقوق افراد را در مطالبة غرامت و جبران عادلانه و متناسب خسارتي كه بر اثر اعمال تبعيضات نژادي وارد مي گردد، تضمين خواهند نمود.&lt;br /&gt;ماده هفتم:&lt;br /&gt;دول عاقد متعهد مي شوند به منظور مبارزه با تعصباتي كه منجر به تبعيضات نژادي مي شود ونيز براي تعميم و بسط تفاهم و روحية گذشت و سازش و مودت در ميان ملل و گروه ها و نژادها و اقوام مختلف و ترويج نيات و اصول منشور مل متحد و مفاد اعلامية جهاني حقوق بشر و اعلاميه ملل متحد درباره رفع تبعيضات نژادي و مفاد اين قرارداد اقدامات موثر علي الخصوص در زمينه تعليم و تربيت، فرهنگ و نشر اخبار معمول دارند.&lt;br /&gt;بخش دوم&lt;br /&gt;ماده هشتم:&lt;br /&gt;1-     كميته يي به منظور رفع تبعيضات نژادي (كه از اين پس كميته ناميده ميشود) مركب از هژده نفر كارشناس واجد صفات عالي اخلاقي و بي طرفي كه من باب اهليت و مقام شخصي انجام وظيفه خواهند نمود و از طرف دول عاقد با توجه به لزوم توزيع جغرافيايي عادلانه و در برگرفتن اشكال مختلفه تمدن و سيستمهاي عمده قضايي انتخاب مي شوند،‌ تشكيل خواهد شد.&lt;br /&gt;2-       اعضاي كميته با رأي مخفي از بين كساني كه دول عاقد براي عضويت كميته نامزد كرده اند، انتخاب ميشوند. هر دولت عضو مي تواند يك نفر را از ميان اتباع خود نامزد كند.&lt;br /&gt;3-     سرمنشي ملل متحد فهرست اسامي كليه كساني را كه به اين ترتيب نامزد شده اند به ترتيب حروف الفبا و با ذكر نام دول عضوي كه آنها را نامزد كرده اند تهيهو به دول عاقد اين قرار داد تسليم مي كند.&lt;br /&gt;4-     انتخاب اعضاي كميته در جلسة متشكل از كليه دول عضو كه از طرف سرمنشي ملل متحد در مقر ملل متحد دعوت مي شوند، انجام خواهد گرفت. در اين جلسه كه با حضور دوسوم دول عضو حايز اكثريت مي شود، كساني به عضويت كميته انتخاب مي شوند كه تعداد بيشتر به اكثريت مطلق آرا نماينده گان حاضر و راي دهنده دول عضو را به دست آورند.&lt;br /&gt;الف) اعضاي كميته براي مدت چهار سال انتخاب مي شوند. معذلك دوره عضويت نه نفر از كساني كه در نخستين انتخابات به عضويت برگزيده مي شوند پس از دو سال مقتضي مي گردد و رئيس كميته بالافاصله پس از انجام نخستين انتخابات اسامي اين نه عضو را به حكم قرعه تعيين مي نمايد.&lt;br /&gt;ب) براي جانشيني كارشناسي كه به علل غير منتظره از ادامه وظايف خود در كميته دست كشيده، دوست متبوع او كارشناس ديگري را از ميان اتباع خود مشروط به تصويب كميته منسوب مي كند.&lt;br /&gt;پرداخت هزينه و مخارج اعضاي ميته مادامي كه در كميته انجام وظيفه مي كنند به عهدة دول عضو خواهد بود.&lt;br /&gt;ماده نهم:&lt;br /&gt;1- دول عاقد متعهد مي شوند گزارشي درباره اقدامات قانني و قضايي و اداري و غيره كه به منظور اجراي مقررات و مفاد اين قرار داد معمول داشته اند در مواعد زير به سرمنشي تسليم نمايند كه مورد مطالعه و بررسي كميته قرار گيرد.&lt;br /&gt;الف) ظرف يكسال  از تاريخ لازم الاجرا شدن قرارداد در مورد هر يك از دول.&lt;br /&gt;ب) متعاقباً هر دو سال يك بار و به علاوه هر وقت كه كميته چنين تقاضايي بنمايد كميته مي تواند از دول عاقد تقاضاي اطلاعات تكميلي بنمايد.&lt;br /&gt;كميته هر سال گزارش اقدامات و فعاليتهاي خود را توسط سرمنشي به مجمع عمومي تسليم مي دارد و مي تواند بر اساس مطالعه و بررسي گزارشها و اطلاعات واصله از دول عضو پيشنهادها و توصيه هايي كه داراي جنبه عمومي است بنمايد. اين پيشنهاد ها و توصيه هاي عمومي در صورت لازم همراه با ملاحظات دول عضو به مجمع عمومي گزارش خواهد شد.&lt;br /&gt;ماده دهم:&lt;br /&gt;1-       كميته آيين نامه و مقررات داخلي خود را تعين و تصويب خواهد كرد.&lt;br /&gt;2-       كميته هيئت رئيسه خود را براي مدت دو سال انتخاب خواهد نمود.&lt;br /&gt;3-       دارالانشاي كميته به عهده سرمنشي ملل متحد خواهد بود.&lt;br /&gt;4-       جلسات كميته عادتاً در مقر سازمان ملل متحد منعقد خواهد گرديد.&lt;br /&gt;ماده يازدهم:&lt;br /&gt;1-     هر گاه يكي از دول عضو چنين تشخيص دهد كه يكي از دول عضو مقررات قرارداد حاضر را مرعي و مجري نمي دارد. مي تواند توجه كميته را به موضوع جلب كند و كميته مراتب را به اطلاع دولت مربوطه مي رساند. دولت مربوطه ظرف سه ماه توضيحات كتبي براي روشن شدن قضيه و عنداللزوم اقداماتي كه ممكن بود به عمل آيد، تسليم كميته مي كند.&lt;br /&gt;2-     هر گاه ظرف شش ماه پس از اطلاع اوليه به دولت ديافت كنده مووع از طريق مذاكرات دو جانبه يا از طريق ديگري كه براي دو دولت مقدور باشد به صورت مرضي الطرفين حل و فصل نشود، هر يك از دو دولت مزبور حق خواهند داشت كه موضوع را مجدداً به وسيله يادداشتي به كميته مرجوع دارد و مراتب را به دولت ديگر نيز اطلاع دهد.&lt;br /&gt;3-     كميته فقط در صورتي مي تواند در مورد يكاختلاف طبق بند 2 اين ماده رسيدگي نمايد كه قبلاً اطمينان حاصل كرده باشد كه كليه طرق داد خواهي در حقوق داخلي كه بر اساس اصول كلي مورد قبول حقوق بين المللي استوار باشد،  مورد استفاده و توسل قرار گرفته است. اين قاعده در مواردي كه آيين دادخواهي متضمن مواعد طولاني غير معقولي باشد اعمال نمي گردد.&lt;br /&gt;4-       كميته مي تواند در مورد هر موضوعي كه به آن ارجاع مي شود، اطلاعات تكميلي ديگري كه لازم بداند از دول مربوط بخواهد.&lt;br /&gt;در مواقعي كه كميته به موجب ماده حاضر مشغول بررسي موضوع مي باشد، هر يك از دول ذينفع مي توانند نماينده يي تعيين كند كه بدون داشتن حق راي در تمام مدت رسيدگي در لسات كميته شركت نمايد.&lt;br /&gt;ماده دوازدهم:&lt;br /&gt;1. الف: پس از آن كه كيمته كليه اطلاعاتي را كه لازم تشخيص مي دهد تحصيل نمود و مورد بررسي و مداقه قرارداد، رئيس كميته كميسيون سازش ويژه يي (كه منبعد كميسيون ناميده ميشود) مركب از پنج تن كه ممكن است عضو كميته باشند و يا نباشند تعيين خواهد كرد، اعضاي كميسيون با رضايت كامل طرفين اختلاف انتخاب مي شوند و كميسيون مساعي جميلة خود را به منظور يافتن راه حل دوستانه موضوع ، كه مبتني بر احترام و مراعات مفاد قرارداد حاضر باشد، براي دول ذينفع به كار خواهد برد.&lt;br /&gt;ب) هر گاه طرفين اختلاف ظرف سه ماه در خصوص تركيب كميسيون جزئاً يا كلاً به توافق نرسند آن عده از اعضاي كميسيون كه مورد توافق طرفين اختلاف قرار نگرفته اند با راي مخفي و به اكثريت دو ثلث آرا اعضاي كميته از بين اعضاي خود كميته انتخاب خواهند شد.&lt;br /&gt;2. اعضاي كميسيون من باب اهليت و مقام شخصي خود خدمت مي كنند و نباي از اتباع دول طرف اختلاف و يا از اتباع دول غير عضو قرارداد حاضر باشند.&lt;br /&gt;3- كميسيون رئيس خود را انتخاب و روش كار و لايحه داخلي خود را تعيين و تصويب خواهد نمود.&lt;br /&gt;جلسات كميسيون عادتاً در مقر سازمان ملل متحد يا محل مناسب ديگري كه كميسيون تعيين كند، منعقد خواهد گرديد.&lt;br /&gt;5- دارالانشاي مذكور در بند 3 ماده 10 قرارداد حاضر در صورتي كه اختلاف بين دول، موجب تشكيل كميسيون شود خدمات خود را در اختيار كميسيون مي گذارد.&lt;br /&gt;6- دول طرف اختلاف ، هزينه اعضاي كميسيون را بر اساس صورت برآوردي كه به وسيله سرمنشي تسليم مي شود، علي السويه پرداخت خواهند نمود.&lt;br /&gt;7- سرمنشي اختيار دارد در صورت لزوم پيش از آن كه دول طرف اختلاف هزينه هاي متعلقه را طبق بند 6 اين ماده تاديه نمايند، هزينه اعضاي كميسيون را پرداخت نمايد.&lt;br /&gt;اطلاعاتي كه كميته تحصيل و بررسي نموده است، در اختيار كميسيون قرار خواهد گرفت و كميسيون مي تواند از دول ذيربط تقاضاي ارسال اطلاعات مربوطه ديگري را بنمايد.&lt;br /&gt;ماده سيزدهم:&lt;br /&gt;1-     كميسيون پس از بررسي همه جوانب موضوع گزارشي تهيه و به رئيس كميته تسليم مي كنند اين گزارش مشتمل بر استنتاجات كميسيون در مورد واقعيات مربوطه به اختلاف بين طرفين بوده و متضمن توصيه هايي كه براي حل دوستانه اختلاف مناسب تشخيص مي شود، خواهد بود.&lt;br /&gt;2-     رئيس كميته گزارش كميسيون را به هر يك از دول طرف اختلاف ارسال خواهد داشت. دول مذكور ظرف سه ماه موافقت يا مخالفت خود را با توصيه هاي مندرج در گزارش كميسيون به رئيس كميته اطلاع خواهند داد.&lt;br /&gt;3-       پس از انقضاي مهلت مقر در بند 2 اين ماده رئيس كميته گزارش كميسيون را به انضمام اظهاريه هاي دول ذينفع براي ساير دول عاقد قرار داد، ارسال خواهد داشت.&lt;br /&gt;ماده چهاردهم:&lt;br /&gt;1-     هر يك از دول عاقد قرارداد مي توانند در هر موقع اعلام نمايد كه صلاحيت كميته را براي دريافت و رسيدگي به شكايات و عرايض افراد يا دسته هايي از اشخاصي كه تابع آن دولت بوده و مدعي باشند كه با نقض يكي از حقوق مصرحه در قرارداد حاضر از طرف آن دولت در معرض تعدي قرار گرفته اند، به رسميت مي شناسد. كميته هيچ عريضه يا شكايت راجع به دولتي را كه مبادرت به اعلام چنين اعلاميه يي ننموده باشد،  دريافت نخواهد داشت.&lt;br /&gt;2-     هر يك از دول عاقد اين قرارداد كه شناسايي صلاحيت كميته را طبق بند 1 اين ماده اعلام دارد، مي تواند در داخل نظام قضايي مملكتي خود، براي دريافت و رسيدگي به شكايات افراد يا دسته هايي از اشخاص كه تابع آن دولت مي باشند و مدعي هستند كه با نقض يكي از حقوق مصرحه در قرارداد حاضر از طرف دولت مذكور در معرض تعدي قرار گرفته اند و ساير طرق دادخواهي كه در دسترسشان بوده مراجعه نموده اند، مرجعي را ايجاد يا تعيين نمايد.&lt;br /&gt;3-     اعلام شناسايي كه طبق بند 1 اين ماده صورت ميگيرد و نام مرجعي كه به موجب بند 2 اين ماده ايجاد و يا تعيين مي شود توسط دولت مربوط به سرمنشي سازمان ملل متحد تسليم مي شود و مشاراليه رونوشت آن را براي ساير دول عاقد قرار داد مي فرستند. اعلام شناسايي را مي توان هر موقع از طريق ارسال يادداشت به سرمنشي سازمان ملل متحد مسترد داشت، ليكن اين استرداد در مورد عرايضي كه كميته تا آن تاريخ دريافت داشته، موثر نخواهد بود.&lt;br /&gt;4-     مرجعي كه طبق بند 2 اين ماده ايجاد و يا تعيين مي شود موظف است شكايات واصله را در دفتر را به نام دفتر عراي ثبت كند و نسخه هاي مصدق و متحد الشكل اين دفتر همه ساله از طريق مناسب در اختيار سرمنشي قرار دهد، محتويات دفتر مزبور افشا نخواهد شد.&lt;br /&gt;5-       هر گاه مرجعي كه طبق بند 2 اين ماده ايجاد و يا تعيين ميشود، نتواند موجبات رضايت عارض يا شاكي را فراهم سازد، عارض حق دارد ظرف شش ماه مراتب را به استحضار كميته برساند.&lt;br /&gt;6-     الف) كميته هر عريضه يي را كه به آن ارجاع گردد، محرمانه به نظر دولت عاقدي كه شاكي مدعي است مقررات اين قرارداد را نقض كرده ميرساند، ليكن هويت شخص و يا گروه افراد شاكي را بدون رضايت صريح شخصي و يا گروه مذكور نمي توان فاش ساخت. كميته شكاياتي را كه فاقد امضاي صريح باشد، نخواهد پذيرفت.&lt;br /&gt;ب) دولت مربوطه ظرف سه ماه پس از اطلاع از مفاد شكايت توضيحات و اظهارات لازم را كه براي روشن شدن موضوع و عنداللزوم اقدماتي كه ممكن بود به عمل آيد، كتباً به اطلاع كميته ميرساند.&lt;br /&gt;7-     الف) كميته با توجه به اطلاعاتي كه دولت مربوط و شخص شاكي در اختيار گذارده اند، عرايض و شكايات را مورد بررسي قرار مي دهد. كميته در صورتي شكايتي را مورد بررسي قرار خواهد داد كه قبلاً اطمينان حاصل كرده باشد كه شخص شاكي كليه طرق دادخواهي ممكن را مورد استفاده و توسيل قرار داده است. اين قاعده در مواردي كه آيين دادخواهي متضمن مواعد طولاني غير معقول باشد، اعمال نميگردد.&lt;br /&gt;ب) كميته پيشنهادها و توصيه هاي اجتماعي خود را به اطلاع دولت مربوطه و شخص عارض خواهد رسانيد.&lt;br /&gt;8-        كميته خلاصه عرايض واصله و در صورت اقتضاء خلاصه توضيحات و اظهارات دول مربوطه و نيز پيشنهادها و توصيه هاي خود را درگزارش سالانه منتشر خواهد كرد.&lt;br /&gt;9-       كميته فقط در صورتي صلاحيت خواهد داشت وظايف مقرره در اين ماده را انجام دهد كه حد اقل ده دولت عاقد اين قرار داد صلاحيت آن را طبق مفاد بند 1 اين ماده به رسميت شناخته باشند.&lt;br /&gt;ماده پانزدهم:&lt;br /&gt;مقررات قرارداد حاضر در مورد تدابيري كه بايتسي براي حل اختلافات و رسيدگي به شكايات اتخاذ شود ، بدون خلل به ساير طرق حل اختلافات و رسيدگي به شكايات راجع به موضوع تبعيضات كه در اسناد اساسي سازمان ملل و يا اسناد مربوط به تاسيس موسسات تخصصي آن و يا در قراردادهاي مصوبة سازمان ملل متحد در نظر گرفته شده، اجرا مي شود و مقررات مذكور مانع از آن نخواهد بود كه دول  عاقد به ساير طرق حل اختلافات طبق موافقت نامه هاي بين المللي عمومي و يا خصوصي كه بين آنان منعقد و مجري است، توسل جويند.&lt;br /&gt;ماده هفدهم:&lt;br /&gt;1- قرارداد حاضر براي امضاي هر دولتي كه عضو سازمان ملل متحد يا يكي از موسسات تخصصي آن بوده يا هر دولتي كه اساسنامه ، محكمه بين المللي دادگستري را امضا كردهباشد و همچنين هر دولتي كه از طرف مجمع عمومي سازمان ملل متحد براي عضويت در قرارداد حاضر دعوت شود، مفتوح خواهد بود.&lt;br /&gt;قرار داد حاضر به تصويب خواهد رسيد و اسناد تصويب آن به سرمنشي سازمان ملل متحد تسليم خواهد شد.&lt;br /&gt;ماده هژدهم:&lt;br /&gt;1-       قرار داد حاضر براي الحاق هر يك از دول مذكور در بند 1 ماده 17 مفتوح خواهد بود.&lt;br /&gt;2-       الحاق با تسليم سند الحاق به سرمنشي ملل متحد انجام مي گيرد.&lt;br /&gt;ماده نزدهم:&lt;br /&gt;1- قرارداد حاضر سي روز پس از تاريخ تسليمي بيست هفتمين سند تصويب و يا الحاق به سرمنشي سازمان ملل متحد لازم الاجرا خواهد شد. قرار داد حاضر براي دولي كه آن را تصويب كنند و يا پس از تسليم بيست و هفتمين سند تصويب يا الحاق بدان ملحق شوند سي روز پس از تاريخ كه سند تصويب يا سند الحاق خود را به سرمنشي ملل متحد تسليم نمايند لازم الاجرا خواهد بود.&lt;br /&gt;ماده بيستم:&lt;br /&gt;1-     سرمنشي سازمان ملل متحد متن قيود و شروطي را كه احتمالاً دول در موقع تصويب اين قرارداد تا الحاق به آن قايل شوند، دريافت داشته و به كليه دول عاقد يا دولي كه ممكن است به قررداد ملحق شوند، كتباً اطلاع خواهد داد، هر دولتي كه به شرايط مذكور معترض باشد ظرف نود روز پس از تاريخ اطلاعيه مذكور به سرمنشي اطلاع خواهد داد كه شرط مورد بحث را نمي پذيرد.&lt;br /&gt;2-     قيود و شروطي كه با موضوع و هدف قرارداد حاضر غير قابل جمع است و همچنين شروطي كه اثر آن فلج ساختن فعاليت يكي از ارگانهاي كه توسط اين قرارداد ايجاد شده باشد. مجاز نخواهد بود و شروطي داراي وصف فوق تلقي ميگردد كه مورد اعتراض حد اقل دو سوم دول عاقد قرار داد واقع گردد.&lt;br /&gt;قيود و شروط قايله را مي توان هر موقع با اطلاع كتبي به سرمنشي مسترد داشت اطلاعيه مذكور از تاريخ وصول ناقذ و معتبر خواهد بود.&lt;br /&gt;ماده بيست و يكم:&lt;br /&gt;هر يك از دولت عاقد ميتواند اين قرارداد را با اطلاع كتبي به سرمنشي ملل متحد فسخ كند. فسخ قرارداد يك سال پس از تاريخ وصول اعلاميه مذكور به سرمنشي نافذ خواهد بود.&lt;br /&gt;ماده بيست و دوم:&lt;br /&gt;اختلافات بين دو يا چند دولت عاقد راجع به تفسير و يا اجراي قرارداد حاضر كه از طريق مذاكره يا از طريق ديگر مصرح در اين قرارداد حل و فصل نشود، بنابه درخواست هر يك از طرفي اختلاف در مورد راه حل ديگري توافق نكرده باشند.&lt;br /&gt;ماده بيست و سوم:&lt;br /&gt;1- هر يك از دول عاقد مي تواند هر موقع كتباً از سرمنشي ملل متحد تقاضاي تجديد نظر در قرارداد حاضر را بنمايد.&lt;br /&gt;مجمع عمومي سازمان ملل متحد درباره اقداماتي كه بايد عنداللزوم در مورد چنين تقاضايي اتخاذ گردد ، تصميم خواهد گرفت.&lt;br /&gt;ماده بيست و چهارم:&lt;br /&gt;سرمنشي سازمان ملل متحد جزئيات ذيل را به اطلاع كليه دول مذكور در بند 1 ماده 17 قرار داد حاضر خواهد رسانيد.&lt;br /&gt;الف) امضا و تصويب و يا الحاق به قرارداد طبق مواد 17 و 18.&lt;br /&gt;ب) تاريخ اجراي قرارداد حاضر طبق ماده 19.&lt;br /&gt;ج) اطلاعيه ها و اعلاميه ها و مماتبات واصله طبق مواد 14 و 20 و 23 .&lt;br /&gt;د) موارد فسخ طبق ماده 21.&lt;br /&gt;ماده بيست و پنجم:&lt;br /&gt;1-       قرارداد حاضر كه متون انگليسي و چيني و اسپانيايي و فرانسوي و روسي آن داراي اعتبار يكسان مي باشد در بايگان سازمان ملل متحد ضبط خواهد شد.&lt;br /&gt;2-       سرمنشي ملل متحد نسخه هاي مصدق اين قرارداد را براي كليه دولي كه به يكي از طبقات مذكور در بند 1 ماده 17 تعلق داشته باشد، ارسال خواهد داشت.&lt;br /&gt;قرارداد فوق مستمل بر يك مقدمه و بيست و پنج ماده منضم به قانون مربوط به قرارداد بين المللي رفع هر نوع تبعيض نژادي است.&lt;br /&gt;كنوانسيون رفع كليه تبعيضات عليه زنان&lt;br /&gt;مصوبه 18 دسامبر 1979&lt;br /&gt;مجمع عمومي سازمان ملل متحد&lt;br /&gt;دول عضو كنوانسيون حاضر ، با عنايت به اينكه منشور سازمان ملل متحد بر حقوق اساسي بشر، مقام و م منزلت هخر فرد و برابري حقوق زن و مرد تاكيد مجدد دارد، با اعتقاد بر اينكه اعلاميه جهاني حقوق بشر بر اصل جايز نبودن تبعيض تاكيد دارد و اعلام ميدارد كه كليه افراد بشر آزاد به دنيا آمده و از نظر مقام و منزلت و حقوق يكسان بوده و مجاز به استفاده از كليه حقوق و آزاديها بدون هيچگونه تمايزي از جمله جنسيت مي باشند، با تاكيد بر اينكه دول عضو ميثاق هاي بين الملي حقوق بشر متعهد ميباشند تا زنان و مردان از حقوق اساسي، اجتماعي ، فرهنگي ، مدني و سياسي برخوردا گردند، با در نظر گرفتن اينكه كنوانسيون هاي بين المللي كه تحت نظر سازمان ملل متحد و آژانسهاي تخصصي منعقد گرديده موجب استيفاء حقوق زن و مرد گرديده، با توجه به اينكه به موجب قطعنامه ها، اعلاميه ها و توصيه هاي سازمان ملل متحد و آژانسهاي تخصصي برابري حقوق زن و مرد ارتقاء بخشيده شده، با نگراني از اينكه عليرغم صدور اسناد مختلف ، اعمال تبعيضات عليه زنان بطور گسترده يي همچنان ادامه دارد.&lt;br /&gt;با يادآوري اينكه اعمال تبعيضات عليه زنان ناقض اصول برابري حقوق و احترام به شخصيت بشر مي باشد و مانع شركت زنان در شرايط مساوي با مردان در زنده گي سياسي، اجتماعي اقتصادي و فرهنگي به كشور خود ميشوند و از كاميابي و موفقيت جامعه و خانواده ممانعت مي نمايند و تحول كامل استعداد هاي زنان را در خدمت به كشور و بشريت مشكلتر ميسازد، با نگراني از اينكه زنان در شرايط فقر و تنگدستي حد اقل دسترسي را به مواد غذايي، بهداشتي، تحصيلات، دوره آموزشي و امكانات استخدامي و ساير نيازها دارند.&lt;br /&gt;با اعتقاد بر اينكه تشكيل نظام نوين اقتصاد بين المللي بر اساس مساوات و عدالت در استيفاء برابري بين مردان و زنان نقش مهمي را ايفا مي نمايد. با تاكيد بر اينكه ريشه كن كردن آپارتايد، اشكال مختلف ناد پرستي، تبعيض نژادي، استعمال، استعارنو، تجاوزف اشغال، سلطه و دخالت خارجي در امور داخلي دولت ها ركن اساسي برخورداري زنان و مردان از حقوق خود مي باشد. با تاكيد بر اينكه تحكيم صلح و امنيت بين المللي تشنج زدايي بين المللي، همكاري هاي دو جانبه دول صرف نظر از سيستم هاي اجتماعي و اقتصادي آنها، خلع سلاح عمومي و كامل و بالاخص خلع سلاح اتومي تحت نظارت و كنترول شديد و موثر بين المللي، تاييد اصول عدالت ، مساوات و منافع متقابل در روابط بين كشور ها و احقاق حق مردم تحت سلطه استعمار و بيگانه و اشغال خارجي در مقابل خود مختاري و اتسقلال و همچنين احترام به حق حاكميت ملي و تماميت ارضي باعث رشد و پيشرفت اجتماعي خواهد شد و در نتيجه باعث ايجاد مساوان بين مردان و زنان ميگردد، با اعتقاد بر اينكه رشد تمام و كامل يك كشور، رفاه جهاني و برقراري صلح مستلزم شركت يكپارچه زنان در تمام زمينه ها در شرايط مساوي با مردان است.&lt;br /&gt;با در نظر گرفتن سهم عمده زنان در ايجاد رفاه خانواده و پيشرفت جامعه كه تا كنون كاملاً شناخته نشده است، اهميت اجتماعي مادر و نقش والدين در خانواده و در تبيت كودكان و با آگاهي از اينكه نقش زنان در زايمان نبايد اساس تبعيض باشد و تربيت كودكان نيازمند، تقسيم مسئووليت بين زن و مرد و جامعه بطور كلي ميباشد.&lt;br /&gt;با اطلاع از اينكه هر گونه تغيري در نقش معمولي مردان و همچنين زنان در جامعه و خانواده مستلزم وجود حقوق مساوي بين زن و مرد ميباشد.&lt;br /&gt;تصميم گرفتند اصول مربوط به اعلاميه رفع تبعيضات عليه زنان را به مورد اجرا گذاشته و بدين منظور اقداماتي را جهت از ميان برداشتن كليه اشكال و انواع آن اتخاذ نمايند و بشرح زير توافق كردند:&lt;br /&gt;ماده اول:&lt;br /&gt;واژه «تبعيضات عليه زنان» در اين كنوانسيون به معني قابل شدن هر گونه وجه تمايز ، قايل شدن استثناء يا محدوديتي بر اساس جنسيت است كه به رسميت شناختن آزاديهاي اساسي زنان حق بهره وري و رعايت حقوق بشر در مورد آنها در زمينه هاي سياسي و اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي و مدني و يا ساير موارد بدون توجه به وضعيت تاهل آنها و مسلوات حقوق زن و مرد خلل و آسيب وارد آورد.&lt;br /&gt;ماده دوم:&lt;br /&gt;دول عضو تبعيضات عليه زنان را به هر شكلي محكوم كرده و موافقت مينمايند بدون درنگ و به طرق مقتضي سياست رفع تبعيضات عليه زنان در پيش گرفته شود و بدين منظور در مود مسايل زير تعهد مي نمايند.&lt;br /&gt;الف: گنجاندن اصل مساوات زن و مرد در قانون اساسي و ساير قوانين مربوط هر كشور چنانچه تاكنون منظور نشده باشد، و حصول اطمينان از تحقق چنين اصلي بوسيله وضع قانون يا ساير طرق مقتضي ديگر.&lt;br /&gt;ب: اتخاذ تدابير قانوني و غيره از آن جمله اعمال تحريم در صورت اقتضاء به منظور جلوگيري از بكار بردن تبعيضات عليه زنان.&lt;br /&gt;ج: حمايت قانونياز حقوق زنان بر اساس شرايط مساوي با مردان و حصول اطمينان از حمايت موثر از زنان عليه تبعيضات از طريق مراجع ملي ذيصلاح و ساير موسسات قضايي دولتي.&lt;br /&gt;د: خودداري از انجام هر گونه عملي عليه زنان و يا به كار بردن تبعيضات در مورد آنها و حصول اطمينان از اينكه مقامات دولتي و موسسات مطابق با تعهدات خود به وظايف شان عمل خواهند كرد.&lt;br /&gt;هـ : اتخاذ اقدامات مقتضي به منظور رفع تبعيضات عليه زنان توسط هر فرد، سازمان يا شركت.&lt;br /&gt;اتخاذ تدابير لازم از جمله وضع قوانين به منظور جحرخ و تعديل يا فسخ قوانين متعارف و مقررات موجودكه موجب به كار بردن تبعيض عليه زنان ميگردد.&lt;br /&gt;ز: فسخ كليه مقررات كيفري يا جزايي كه تبعيضات عليه زنان را در بر دارد.&lt;br /&gt;ماده سوم:&lt;br /&gt;دول عضو در تمام زمينه ها بالاخص زمينه هاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي كليه اقدامات لازم از جمله وضع قوانين را به منظور رشد و پيشرفت كامل زنان به عمل مي آورند تا اجراي حقوق بشر و بهره مندي آنها از آزادي هاي اساسي بر مبناي مساوات با مردان تضمين گردد.&lt;br /&gt;ماده چهارم:&lt;br /&gt;1-     اتخاذ تدابير ويژه موقتي توسط دول عضو كه هدف آن تسريع دو فاكتور مساوان بين مردان و زنان ميباشد، بنابه تعريف اين كنوانسيون نبايد (تبعيض) تلقي گردد. اما به هيچ وجه حفظ ستندارهاي جدا و نابرابر را به عنوان يك پي آمد در بر نخواهد داشت. اين اقدامات پس از تحقق رفتار و فرصتهاي برابر متوقف خواهد شد.&lt;br /&gt;2-       اتخاذ تدابير ويژه توسط دول عضو از جمله اقداماتي هستند كه در اين كنوانسيون براي حمايت از مادران صورت ميگيرد و نبايد تبعيض آميز تلقي گردد.&lt;br /&gt;ماده پنجم:&lt;br /&gt;دول عضو اقدامات مقتضي زير را بعمل مي آورند:&lt;br /&gt;الف: تغيير الگوهاي اجتماعي و فرهنگي رفتار مردان و زنان به منظور از ميان برداشتن تعصبات، سنت ها و روش هايي كه مبتني بر آرمان طرز فكر، پست نگري يا برتر نگري جنسيت و يا نقش هاي كليشه يي براي مردان و زنان ميباشد.&lt;br /&gt;ب: حصول اطمينان از اين كه تربيت خانواده ، درك صحيح از وظيفه اجتماعي مادر و شناسايي مسئووليت مشترك مرد و زن در پرورش و تربيت كودكان را شامل ميگردد، منافع كودكان در تمام موارد در اولويت قرار دارد.&lt;br /&gt;ماده ششم:&lt;br /&gt;دول عضو كليه اقدامات مقتضي از جمله وضع قوانين را به منظور جلوگيري از سؤ استفاده از زنان و استثمار آنان بعمل خواهند آورد.&lt;br /&gt;ماده هفتم:&lt;br /&gt;دولت عضو به منظور رفع تبعيضات عليه زنان در زندگي سياسي و اجتماعي كشور كليه اقدامات مقتضي را بعمل خواهند آورد. بالاخص در شرايط مساوي با مردان حقوق زير را به زنان اعطا خواهند كرد.&lt;br /&gt;الف: حق شركت در كليه انتخابات و همه پرسي هاي عمومي و واجد صلاحيت بودن براي انتخاب شدن در تمام ارگان هاي منتخب مردمي.&lt;br /&gt;ب: حق شركت در تعيين سياست دولت و اجراي آن در دواير دولتي و انجام كليه وظايف عمومي در تمام سطوح دولت.&lt;br /&gt;ج: حق شركت در سازمانها و انجمن هاي غير دولتي كه با زنده گي سياست و اجتماعي كشور در ارتباط باشد.&lt;br /&gt;ماده هشتم:&lt;br /&gt; دول عضو اقدامات مقتضي را بعمل خواهند آورد تا بدون هيچگونه تبعيض در شرايط مساوي با مردان اين فرصت به زنان داده شود كه دولت خود را در سطح بين الملي معرفي نمايند و در سازمانهاي بين المللي نقش داشته باشند.&lt;br /&gt;ماده نهم:&lt;br /&gt;1-     دول عضو به زنان حقوق مساوي با مردان در مورد كسب، تغيير يا حفظ مليت آنان اعطا خواهند كرد. ممالك عضو بالاخص تضمين ميكنند، كه با ازدواج با فرد خارجي و تغير مليت همسر در طي دوران ازدواج بطور خود بخود باعث تغير مليت زن بين وطني شدن يا تحميل اجباري مليت شوهر نمي گردد.&lt;br /&gt;2-       دولت هاي عضو در مود مليت كودكان به زنان حقوق مساوي با مردان اعطا خواهند كرد.&lt;br /&gt;ماده دهم:&lt;br /&gt;دول عضو كليه اقدامات مقتضي را به عمل خواهند آورد تا به منظور رفع تبعيضات عليه زنان به آنها حقوق مساوي با مردان در زمينه آموزش و پرورش و بالاخص بر اساس مسلوات بين زن و مرد در موارد زير اعطا گردد.&lt;br /&gt;الف: امكانات و شرايط مساوي با مردان در زمينه شغلي و حرفه يي و در جهت اخذ مدارك شامل دور هاي پيش دبستاني (مرحله كودكستان) آموزش عمومي، فني، حرفه يي و آموزش عالي فني و نيز دوره هاي حرفه يي مختلف ميباشد.&lt;br /&gt;ب: امكان دسترسي به برنامه هاي آموزشي، امتحانات و كادر آموزشي مشابه كه مشخصات و استاندارد هاي مشابه را دارا باشند، و ساختمان و لوازم مدرسه همان كيفيت را داشته باشند.&lt;br /&gt;ج: از بين بردن هر گونه مفهوم كليشه يي از نقش زنان و مردان در كليه سطوح و دراشكال مختلف آموزشي از طريق تشويق به آموزش مختلط و ساير انواع روشهاي آموزشي كه نيل به اين هدف را ممكن مي سازد و بالاخص از طريق تجديد نطر در كتب درسي و برنامه هاي آموزشي مدارس و تاييد روش هاي آموزشي.&lt;br /&gt;د: امكانات استفاده از بورسها و ساير مزاياي تحصيلي مشابه.&lt;br /&gt;هـ : امكانات مشابه جهت دست يابي به برنامه هاي مربوط به ادامه تحصيلات از جمله برنامه هاي عملي سواد آموزشي بزرگسالان بخصوص برنامه هاييكه به هدف كاهش هر چه سريعتر شكاف آموزشي موجود بين زنان و مردان ميباشد.&lt;br /&gt;و: كاهش تعدادش دانش آموزان دختري كه ترك تحصيل ميكنند و تنظيم برنامه هاي براي دختران و زنانيكه قبلاً ترك تحصيل كرده اند.&lt;br /&gt;ز: امكانات مشابه براي شركت فعال زنان در امور ورزشي و تربيت بدني.&lt;br /&gt;ح: دسترسي به اطلاعات آموزشي ويژه (خاص) كه سلامتي و تندرستي خانواده را تضمين مينمايد، از جمله اطلاعات و پيشنهاداتي در مورد برنامه ريزي خانواده.&lt;br /&gt;ماده يازدهم:&lt;br /&gt;1- دول عضو كليه اقدامات مقتضي را بعمل خواهند آورد تا هر گونه تبعيض عليه زنان در زمينه شغلي از بين برود و بر اساس اصل تساوي حقوق، بين زنان و مردان حقوق مشابه براي آنها تضمين شود بالاخص در موارد زير:&lt;br /&gt;الف: حق اشتغال بكار بعنوان حق لايتجزاي افراد بشر.&lt;br /&gt;ب: حق استفاده از امكانات مشابه شغلي، از جمله رعايت ضوابط يكسان در مورد انتخاب شغل.&lt;br /&gt;ج: حق انتخاب آزادانه حرفه و پيشه، حق ارتقاي مقام، برخورداري از امنيت شغلي و تمام امتيازات و شرايط شغلي و حق استفاده از دوره هاي آموزش حرفه يي و باز آموزشي از جمله كار آموزي و حق شركت در دوره هاي آموزشي حرفه يي پيشرفته و آموزش مرحله يي.&lt;br /&gt;د: حق دريافت دستمزد برابر و نيز استفاده از مزايا و حق برخورداري از رفتار يكسان در مشاغلي كه داراي ارزش برابر اند. همچنين قضاوت يكسان در ارزيابي كار مشابه.&lt;br /&gt;هـ : حق استفاده از بيمه هاي اجتماعي بخصوص در هنگام باز نشسته گي، دوران بيكاري، هنگام بيماري و ناتواني و دوران بيكاري، هنگام بيماري و ناتواني و دوران پيري و در ساير موارد مشابه و نيز حق استفاده از رخصتي استحقاقي.&lt;br /&gt;و: حق رعايت اصول بهداشتي براي حفظ سلامتي و رعايت ايمني (امنيت) در محيط كار، بطور يك تندرستي آنها در دوران بارداري تضمين شود، آسيبي به سلامت آنها وارد نگردد.&lt;br /&gt;2- به منظور  جلوگيري از اعمال تبعيضات عليه زنان به هنگام ازدواج و بارداري و تضمين حق مسلم آنان جهت كار، دول عضو اقدامات زير را بعمل خواهند آورد:&lt;br /&gt;الف: ممنوعيت اخراج به دليل بارداري يا مريضي زايمان و تبعيض در اخراج بر اساس وضعيت زنا شويي كه در غير اينصورت مشمول تحميل مجازات ميشود.&lt;br /&gt;ب: صدور اجازه مرخصي زايمان با حقوق يا مزاياي اجتماعي مشابه بدون از دست رفتن شغلي قبلي سمت يا مزاياي اجتماعي.&lt;br /&gt;ج: تشويق به ارائه خدمات اجتماعي لازم بنحوي كه والدين را قادر نمايد تعهدات خانواده گي را با مسئووليت هاي شغلي هماهنگ سازند و به خصوص با فراهم آوردن تسهيلات براي مراقبت از كودكان تا (مادران) بتوانند در زندگي اجتماعي شركت نمايند.&lt;br /&gt;د: حمايت خاص از زنان هنگام بارداري، در مشاغلي كه به اثبات رسيده براي آنها زيان آور است.&lt;br /&gt;3- قوانين حمايت كننده متذكره در اين باره بطور متناوب همراه با پيشرفت اطلاعات و دانشهاي علمي و تكنولوژي مورد بررسي قرار خواهند گرفت. و در صورت لزوم اين قوانين تجديد چاپ، لغو و يا تمديد خواهند گرديد.&lt;br /&gt;ماده دوازدهم:&lt;br /&gt;1-     دول عضو كليه اقدامات لازم را در مورد رفع تبعيضات عليه زنان در زمينه حفظ سلامتي آنان بعمل خواهند آورد، تا دسترسي به خدمات صحي از جمله خدمات كه به برنامه ريزي خانواده مربوط ميشود. بر اساس رعايت مساوات بين مردان و زنان امكان پذير باشد.&lt;br /&gt;2-     دول عضو علاوه بر مفاد پاراگراف يك اين ماده خدمات لازم را در دوران بارداريف هنگام زايمان و در دوران پس از زايمان ارائه خواهند كرد، در صورت لزوم خدمات رايگان در اختيار آنها خواهند گذاشت و نيز آناه را ز غذاي مناسب در دوران بارداري و دوران شيردهي بهرنمند خواهند ساخت.&lt;br /&gt;ماده سيزدهم:&lt;br /&gt;1- دول عضو كليه اقدامات لازم را به منظور رفع تبعيضات عليه زنان در ساير زمينه هاي زنده گي اقتصادي و اجتماعي بعمل خواهند آورد تا بر اساس اصل برخورداري از حقوق مساوي و يكسان مردان و زنان بالاخص موارد ذيل رعايت گردد.&lt;br /&gt;الف: حق استفاده از مزاياي خانواده گي.&lt;br /&gt;ب: حق استفاده از وامهاي بانكي، رهن و ساير اشكال اعتبارات مالي.&lt;br /&gt;ج: حق شركت در فعاليت هاي تفريحي ، رشته هاي ورزشي و كليه زمينه هاي زنده گي فرهنگي.&lt;br /&gt;ماده چهاردهم:&lt;br /&gt;1-     دول عضو مشكلات خاص زنان روستائي را مورد توجه قرار داده و به نقش مهمي كه اين زنان در جهت رفاه اقتصادي خانواده هاي خود از جمله كار در بخشهاي غير مالي اقتصاد به عهده دارند توجه خاص مبذول خواهند داشت. و كليه اقدامات مقتضي را به عمل خواهند آورد تا مفاد اين كنوانسيون در مورد زنان روستايي اجرا گردد.&lt;br /&gt;2-     دول عضو كليه اقدامات مقتضي (قدامات ضروري) جهت رفع تبعيضات عليه زنان روستايي را به عمل خواهند آورد. تا اين زنان بر اساس تساوي حقوق مردان و زنان در بنرامه هاي عمراني و روستايي شركت كنند و از آن بهره مند گردند و به خصوص از حقوق آتي برخوردار شوند.&lt;br /&gt;الف: شركت در اجرا و تكميل برنامه هاي عمراني در كليه سطوح.&lt;br /&gt;ب: دسترسي به تسهيلات صحي كافي از جمله اطلاعات ، مشاوره و خدمات در برنامه ريزي خانواده.&lt;br /&gt;ج: استفاده مستقيم از برنامه هاي بيمه اجتماعي.&lt;br /&gt;د: استفاده از كليه دوره هاي آموزش رسمي و غير رسمي از جمله سواد آموزشي عملي و نيز بهره مندي از خدمات و امكانات به منظور بالا بردن كارآيي فني آنان.&lt;br /&gt;هـ : تشكيل گروه ها و تعلوني هاي انتفاعي به منظور دسترسي يكسان به امكانات اقتصادي يعني دسترسي به مسايل دولتي و آزاد.&lt;br /&gt;و: شركت در كليه فعاليت هاي جامعه.&lt;br /&gt;ز: دسترسي به وامهاي و اعتبارات كشاورزي، تسهيلات بازاريابي ، تكنالوجي مناسب و استفاده يكسان از زمين و اصلاحات ارضي و طرحهاي اسكان مجدد زمين.&lt;br /&gt;ج: بهره مند شدن از وسايل مناسب زنده گي بالاخص مسكن، ئوسايل صحي، آب و برق ارتباطات و حمل و نقل.&lt;br /&gt;ماده پانزدهم:&lt;br /&gt;1-       دول عضو با استفاده از قانون به زنان حق مساوي با مردان اعطا ميكند.&lt;br /&gt;2-     دول عضو در مسايل مدني به زنان اهليت قانوني يكسان با مردان اعطا ميكنند. تا زنان با در نظر گرفن امكانات مشابه از اين اهليت استفاده كنند. دول عضو بالاخص به زنان حقوق يكسان با مردان اعطا ميكنند، تا بتوانند قرار داد منعقد نمايند، به اداره املاك شان بپردازند و در كليه مراحل داد رسي در دادگاه ها (محاكم) از حقوق يكسان با مردان برخوردار شوند.&lt;br /&gt;3-       دول عضو موافقت مينمايند كه كليه قرارداد ها و ساير اسناد خصوصي داراي مدت اجرايي قانوني و محدود كننده اهليت قانوني زنان، كان لم يكن تلقي گردد.&lt;br /&gt;4-       دول عضو با در نر گرفتن قانون نقل مكمان  قانون حق انتخاب آزادانه محل اقامت و سكونت افراد حقوق برابر با مردان به زنان اعطا ميكنند.&lt;br /&gt;ماده شانزدهم:&lt;br /&gt;1- دول عضو كليه اقدامات مقتضي را به منظور رفع تبعيضات عليه زنان در زمينه مسايل مربوط به ازدواج و روابط خانواده گي به عمل خواهند آورد، تا بر اساس اصل و برخورداري مردان و زنان از حق مساوي و يكسان موارد زير بالاخص مراعات شده باشد.&lt;br /&gt;الف: حق مشابه براي ازدواج.&lt;br /&gt;ب: حق مشابه در انتخاب آزادانه همسر و صورت گرفتن ازدواج به رضائيت كامل آنان.&lt;br /&gt;ج: حقوق و تعهدات مشابه در طي دوران زنا شويي و پس از جدايي.&lt;br /&gt;د: حقوق و مسئوليت هاي مشابه به عنوان والدين صرف نظر از وضع روابط زنا شويي در مسايلي كه به فرزندان آنان مربوط ميشود، در كليه موارد منافع كودكان از اوليت برخوردار است.&lt;br /&gt;هـ : حقوق مشابه در مورد تصميم گيري آزادانه و مستقلانه نسبت به تعداد فرزندان و فاصله زماني بارداري و دسترسي به اطلاعات و آموزش لازمه و استفاده از مسايلي كه برخورداري از چنين خوق قار ميسر ميسازد.&lt;br /&gt;و: حق و مسئوليت هاي مشابه در مورد قيموميت (سرپرستي و يا زير حمايت خود گرفتن) خضانت (پرورش نمودن، طفل را پرورش دادن دايه گي كردن) سرپرستي و فرزند خوانده گي و يا استفاده از دستور العمل هاي مشابه كه بموجب قانون حقوق مزبور در آنها پيش بيني شده است، در كليه موارد منابع كودكان در اولويت قرار دارد.&lt;br /&gt;ز: حقوق فردي مشابه براي شوهر وزن منجمله حق انتخاب نام خانواده گي ، حق انتخاب شغل و حرفه.&lt;br /&gt;2- نامزادي و ازدواچ اطفال از نظر قانون داراي قدرت اجرايي نمي باشد و كليه اقدامات ضروري منجمله وضع قانون براي تعين حد اقل سن مناسب براي ازدواج بايد به عمل آيد و ازدواج در دفاتر رسمي بايد ثبت گردد&lt;br /&gt;ماده هفدهم:&lt;br /&gt;1-     به منظور بررسي و در نظر گرفتن پيشرفت حاصله در اجراي مفاد اين كنوانسيون (ميثاق) كميته رفع تبعيضات عليه زنان (كه از اين به بعد كميته خوانده ميشود) تشكيل خواهد شد اين كميته از تاريخ لازم الاجرا شدن كنوانسيون از هژده عضو پس از تصديق و الحاق سي و پنجمنين دولت به كنوانسيون و بيست و سه نفر از كار شناسان داراي صلاجيت و مشهور به داشتن حسن اخلاق در زمينه مربوط به كنوانسيون تشكيل ميشود. كار شناسان توسط دولت هاي عضو از ميان اتباع كشور هاي شان انتخاب ميشوند و در سمت شخصي خود خدمت ميكنند. در انتخاب اين اشخاص به توضيع جغرافيايي عادلانه و به موجوديت اشكال مختلف تمدن و نيز اصل نظامهاي حقوقي توجه ميشود.&lt;br /&gt;2-       اعهضاي كميته توسط دول عضو از طريق راي مخفي و از ميان كانديدها انتخاب ميشوند، هر دولت عضو ميتواند يك نفر از اتباع خود را نامزد نمايد.&lt;br /&gt;3-     نخستين انتخابات شش ماه پس از اجراي اين كنوانسيون برگزار خواهد شد، حد اقل سه ماه قبل از تاريخ (تدوير) هر انتخابات، دبير كل سازمان ملل متحد در طي نامه يي از دول عضو ميخواهد تا ظرف دو ماه كانديداهاي خود را معرفي كنند. سرمنشي فهرست كانديدا هاي دول عضو را به ترتيب حرف الفبا تهيه و براي دول عضو ارسال خواهد داشت.&lt;br /&gt;4-     انتخابات اعضاي كميته در جلسه يي متشكل از دول عضو به رياست سر منشي ملل متحد و در مقر آن سازمان برگزار خواهد شد. در اين جلسه كه حد نصاب تشكيل آن حضور دو سوم نماينده گان دولت هاي عضو ميباشد، اشخاصي انتخاب خواهد شد كه بيشترين تعداد آراي و اكثريت مطلق آرا نمايندگان دول عضو حاضر در جلسه را بدست آوردند.&lt;br /&gt;5-     اعضاي كميته براي يك دوره چهار ساله انتخاب ميشوند، اگر چه دوره عضويت (9) نفر از اعضاي منتخب در اولين انتخابات اسامي اين (9) نفر عضو به قيد قرعه و توسط رئيس كميته اعلام خواهد شد.&lt;br /&gt;6-     انتخاب 5 عضو ديگر كميته مطابق با مفاد پاراگرافهاي 3،2 و 4 اين ماده و به دنبال سي و پنجمين تصديق يا الحاق صورت خواهد گرفت. دوره عضويت دو نفر از اعضاي فوق در پايان دو سال خاتمه خواهد يافت و اسامي اين دو نفر به قيد قرعه و توسط رئيس كميته اعلام خواهد شد.&lt;br /&gt;7-       به منظور اشغال پست بلا متصدي احتمالي، دولتي كه كارشناس به عنوان عضو كميته به انجام وظيفه مشغول نمي باشد. كارشناس ديگري را با تائيد كميته از بين اتباع خود انتخاب خواهد كرد.&lt;br /&gt;8-       اعضاي كميته با تائيد مجمع عمومي و بر طبق ضوابط و شرايط مقرره آن مجمع و با در نظر گرفتن اهميت مسئوليت هاي كميته از سازمان ملل متحد مقرري دريافت ميكنند.&lt;br /&gt;9-       سر منشي ملل متحد تشهيلات و اقدامات لازم به منظور انجام موثر وظايف كميته تحت اين كنوانسيون به عمل خواهد آورد.&lt;br /&gt;ماده هژده:&lt;br /&gt;1- دول عضو متقبل ميشوند گزارشي براي بررسي كميته در مورد اقدامات تضميني، قضايي و اجرايي و ساير اقدامات متخذه در راستاي اجراي مفاد اين كنوانسيون و پيشرفتهاي حاصله از آن به سرمنشي سازمان ملل متحد بشرح زير ارايه كنند.&lt;br /&gt;الف: تهيه گزارش ظرف يكسال پس از لازم الاجرا شدن براي دول مربوط.&lt;br /&gt;ب: پس از آن حد اقل هر چهار سال يكبار و در صورت درخواست كميته زودتر از چهار سال.&lt;br /&gt;3-       اين گزارشات حاوي مسايل و مشكلاتي است كه بر اجراي تعهدات و وظايف اين كنوانسيون اثر ميگذارد.&lt;br /&gt;ماده نوزدهم:&lt;br /&gt;1-       كميته نظامنامه داخلي خود را تصويب ميكند.&lt;br /&gt;2-        كميته كارمندان خود را براي يك دوره دو ساله انتخاب ميكند.&lt;br /&gt;ماده بيست:&lt;br /&gt;1-       كميته به منظور بررسي گزارشاتي كه مطابق با ماده 18 اين كنوانسيون ارايه شده هر سال به مدتي كه از دو هفته تجاوز نكند، تشكيل جلسه ميدهد.&lt;br /&gt;2-       جلسات كميته عموماً در مقر (مركز) سازمان ملل متحد يا د هر محل ديگري كه به در خواست كميته تعيين ميشود، برگزار خواهد شد.&lt;br /&gt;ماده بيست و يك:&lt;br /&gt;1-     كميته همه ساله از طريق شوراي اقتصادي و اجتماعي گزارشي در مورد فعاليتهاي خود در مجمع عمومي تسليم مينمايد و بر اساس گزارشات و اطلاعات و اصله از دول عضو پيشنهادات و توصيه هاي كلي ارايه ميدهد، اين پيشنهادات و توصيه هاي كلي همراه با نظرات احتمالي دول عضو در گزارش كميته درج ميگردد.&lt;br /&gt;2-       سر منشي گزارشات كميته را جهت اطلاع به كميسيون وضعيت زنان ارسال مينمايد.&lt;br /&gt;ماده بيست و دو:&lt;br /&gt;آژانسهاي تخصصي ميتوانند در محدودة فعاليت هاي خود بر اجراي مفاد اين كنوانسيون نظارات كننده، كميته ميتواند از آژانسهاي تخصصي دعوت كند تا گزارشاتي در مورد نحوة اجراي كنوانسيون در زمينه هاي كه به حوزه فعاليت آنها مربوط ميشود ارايه نمايند.&lt;br /&gt;ماده بيست و سه:&lt;br /&gt;هيچ عاملي بر مفادي كه موجب دستيابي سريعتر بر اصل تساوي حقوق زن و مرد در اين كنوانسيون باشد موثر نخواهد بود عامل ياد شده ممكن است در موارد ذيل باشد.&lt;br /&gt;الف: در قانون گذاري يك دولت عضو.&lt;br /&gt;ب: در هر كنوانسيون ديگر، پيمان يا قرارداد بين المللي لازم الاجرا براي آن دولت.&lt;br /&gt;ماده بيست و چهار:&lt;br /&gt;دول عضو متعهد ميگردند كليه اقدامات لازم در سطح ملي را كه هدف از آن تحقق كامل حقوقي است كه در اين كنوانسيون به رسميت شناخته شده بعمل آورند.&lt;br /&gt;ماده بيست و پنج:&lt;br /&gt;1-       در اين كنوانسيون براي كليه دول مفتوح ميباشد.&lt;br /&gt;2-       سرمنشي سازمان ملل متحد بعنوان مانند اين كنوانسيون تعين شده است.&lt;br /&gt;3-       رسميت اين كنوانسيون منوط به تصديق است. اسناد تصديق نزد سرمنشي سازمان ملل متحد به امانت گذاشته شده است.&lt;br /&gt;4-       اين كنوانسيون جهت الحاق كليه دول مفتوح ميباشد اسناد الحاق به سرمنشي ملل متحد بايد سپرده شود.&lt;br /&gt;ماده بيست و شش:&lt;br /&gt;1-       دول عضو ميتوانند در هر زمان طي برنامه يي خطاب به سرمنشي ملل متحد درخواست كنند، اين كنوانسيون مورد تجديد نظر قرار گيرد.&lt;br /&gt;2-       مجمع عمومي سازمان ملل متحد در مورد اقدامات احتمالي در مورد نين درخواستي تصميم خواهد گرفت.&lt;br /&gt;ماده بيست و هفت:&lt;br /&gt;1-       اين كنوانسيون سي روز پس از تاريخي كه بيستمين سند تصديق يا الحاقيه آن نزد سرمنشي سازمان ملل متحد به امانت گذاشته شد، لازمه الاجرا ميگردد.&lt;br /&gt;2-     پس از به و ديعه سپردن بيستمين سند تصديق يا الحاق، براي هر دولتي كه اين كنوانسيون را تصديق ميكند يا به آن ملحق ميگردد، كنوانسيون مذكور سي روز بعد از تاريخي كه اين سند تصديق يا الحاق به امانت گذارده شده، لازم الاجرا ميگردد.&lt;br /&gt;ماده بيست و هشت:&lt;br /&gt;1-       سرمنشي سازمان ملل متحد پس از دريافت تحفظات دولت ها به هنگام تصديق يا الحاق آنها را در اختيار كليه دول قرار ميدهد.&lt;br /&gt;2-       تحفظاتيكه با هدف و منظور اين كنوانسيون سازگار نباشد پذيرفته نخواهد شد.&lt;br /&gt;3-       هر گاه اين تحفظات مورد قبول واقع شود بايد به سرمنشي اعلام گردد كه وي سپس مرابت را به اطلاع كليه دول خواهد رسانيد چنين تحفظات به مجرد دريافت به مورد اجرا گذاشته خواهد شد.&lt;br /&gt;ماده بيست و نه:&lt;br /&gt;1-     هر گونه اختلاف در تغير يا اجراي اين كنوانسيون بين دو دولت يا اعضاي بشيتر كه از طريق مذاكره حل نگردد. بنابه تقاضاي يكي از طرفين به حكميت ارجاع ميگرد. اگر چنانچه ظرف شش ماه از تاريخ درخواست تشكيل داوريف طرفين در مورد تشكيل آن به توافق نرسند، يكي از طرفين ميتواند درخواست نمايد تا موضوع به ديوان بين المللي دادگسترسي مطابق به اساس نامه دادگاه ارجاع گردد.&lt;br /&gt;2-     هر دولت عضو ميتواند به هنگام امضا يا تصديق اين كنوانسيون يا الحاق به آن اعلام كند كه خود را موظف به اجراي پاراگراف يك اين ماده نمي داند، ساير دول عضو با توجه به تحفظات هر دولت عضو در اين مورد ملزم به رعايت پاراگراف فوق نمي باشد.&lt;br /&gt;3-       هر دولت عضو كه بر طبق پاراگراف دو اين ماده تحفظاتي انجام داده باشد، ميتواند در هر زمان به سرمنشي سازمان ملل متحد اعلام نمايد كه از اين تحفظات صرف نظر كرده است.&lt;br /&gt;ماده سي:&lt;br /&gt;اين كنوانسيون كه متون عربي، چيني، انگليسي، فرانسوي، روسي و هسپانيوي آن داراي اعتبار يكسان ميباشند، نزد سرمنشي سازمان ملل متحد به امانت گزارده ميشود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size="4"&gt;عهدنامه حقوق سياسي زنان&lt;br /&gt;31 مارچ 1953&lt;br /&gt;مورد اجرا: 7 جولاي 1954&lt;br /&gt;جوانب قرارداد:&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;با آرزومدي تطبيق اصول برابري حقوق زنان و مردان كه در منشور (فرمان) ملل متحد ذكر شده است، با فهم اينكه هر كس حق دارد در حكومت كشورش، مستقيم و يا غير مستقيم از طريق انتخاب نماينده گان سهم گيرد و حق دارد كه بطور مساويانه در كشور شان به خدمات عامه دسترسي داشته باشند و با آرزوي تساوي مقام مردان و زنان جهت كسب اميتزا حقوق سياسي بر مبناي منشور ملل متحد و اعلاميه جهاني حقوق بشر.&lt;br /&gt;بنابرين موافقت ميشودكه از اين به بعد موارد ذيل قابل اجرا خواهد بود:&lt;br /&gt;ماده اول:&lt;br /&gt;زنان بايد بدون تبعيض مساويانه با مردان در تمام انتخابات سهم گرفته و حق راي دهي را داشته باشند.&lt;br /&gt;ماده دوم:&lt;br /&gt;زنان واجد شرايط بايد در تمام انتخابات براي اخذ كرسي كه از طريق انتخابات تعيين شده و توسط قانون داخلي تنظيم ميگردد، بطور مساوي با مردان بدون تبعيض حق داشته باشند.&lt;br /&gt;ماده سوم:&lt;br /&gt;زنان بايد حق داشته باشند كه در دفاتر خدمات عامه اجراي وظيفه نموده و در تمام وظايف عامه در روشنايي قانون وضع گرديده است، بدون تبعيض بطور مساوي با مردان همگام باشند.&lt;br /&gt;ماده چهارم:&lt;br /&gt;1-       اين عهد نامه جهت امضا از طرف هر يكي از اعضاي ملل متحد و همچنان از طرف هر يكي از دولت هاي ديگري كه از طرف مجلس عمومي از او دعوت شده باشد باز است.&lt;br /&gt;2-       اين عهد نامه بايد تاييد و تصديق شود و وسايل تاييديه توسط سرمنشي ملل متحد در دفتر او نگهداري شود.&lt;br /&gt;ماده پنجم:&lt;br /&gt;1-       اين عهد نامه براي تمام دولتهاي كه به آن مراجعه ميكنند و از آن در پاراگراف (1) ماده چهارم اشاره شده باز خواهد بود.&lt;br /&gt;2-       دسترسي به عهد نامه از طريق اعطاي يك سند به سرمنشي ملل متحد مورد اجرا قرار خواهد گرفت.&lt;br /&gt;ماده ششم:&lt;br /&gt;1-       اين عهد نامه بعد از نودمين روز متعاقب تاريخ سند ششم تاييديه كه امانت گذاشته شده است به مورد اجرا قرار خواهد گرفت.&lt;br /&gt;2-       هر دولت كه عهد نامه را بعد از امانت گذاشتن سند ششم تاييد ميدارد، عهد نامه به روز نودمين بعد از تقديم سند كتبي ازط رف همچو يك دولت مورد اجرا قرار گرفته ميتواند.&lt;br /&gt;ماده هفتم:&lt;br /&gt;در صورتيكه هر يكي ا دولت ها شرايط و ملاحظاتي را در ارتباط به هر يكي از مواد اين عهندنامه در هنگام امضا پيشكش ميدادر، سرمنشي همان ملاحظات را با تمام دولت هاي كه جوانب قرارداد را تشكيل ميدهند ارسال كرده و بعد هر يكي از دولت هايي كه مخالف آن شرايط و ملاحظات پيشنهاد شده باشد، در مدت 90 روز موضوع را به سرمنشي ملل متحد ارسال كرده و اين شرطيه مرسله (يا بتاريخي كه او جانب ميثاق يا عهدنامه ميشود) و به سرمنشي خاطر نشان ميدارد كه آن را قبول ندارد. در همچو يك مورد عهدنامه بين دو دولت هاي كه چنين شرايط و ملاحظات را به ميان مياورند قابل اجرا نمي گردد.&lt;br /&gt;ماده هشتم:&lt;br /&gt;1-     هر دولتي كه طور كتبي اين عهدنامه را قبول نميدارد و از آن سرمنشي ملل متحد را در جريان ميگذارد، پيشنهاد عدم قبولي يك دولت بعد از يك سال يعيني بعد از تاريخ رسيد آن توسر سرمنشي ملل متحد مورد اجرا قرار ميگيرد.&lt;br /&gt;2-       هر گاه تعداد دولت هايي كه عهد نامه را رد ميدارند، به كمتر از شش دولت رسد. بعداً عهدنامه مورد اجرا قرار ميگيرد.&lt;br /&gt;ماده نهم:&lt;br /&gt;هر گونه مشاجره اي كه ميان دو يا چند دولت بر تعبير و تفسير يا تطبيق اين عهدنامه وجود آيد كه از طريق گفتگو و مذاكره حل نگردد، بنابر درخواست هر يكي از جوانب در گير مشاجره به منظور حل قضيه به محكمه قضايي بين المللي راجع شده، يا اينكه جانبين به شكل ديگري راه حل را در يابند.&lt;br /&gt;ماده دهم:&lt;br /&gt;سر منشي ملل متحد تمام دولت هاي عضو ملل متحد و دولت هاي غير عضو را كه در پراگراف (1) ماده نهم اين عهدنامه بدان اشاره شده است از موارد ذيل با خبر ميدارد:&lt;br /&gt;الف: امضا ها و اسناد تاييديه كه مطابق ماده چهارم دريافت شده است.&lt;br /&gt;ب: اسناد تاييديه مطابق و بر اساس ماده پنجم دريافت شده است.&lt;br /&gt;ج: تاريخ اين عهدنامه مطابق ماده ششم قابل اجرا ميشود.&lt;br /&gt;د: مراسلات و يادداشت هايكه مطابق ماده هفتم دريافت شده است.&lt;br /&gt;هـ : يادداشت هاي غير قبول شده مطابق پاراگراف (1) ماده هشتم دريافت شده است.&lt;br /&gt;و: نسخه هاي لغو شده مطابق پاراگراف 2 ، ماده هشتم دريافت شده است.&lt;br /&gt;ماده يازدهم:&lt;br /&gt;1-       اين ميثاق كه متن هاي آن بزبان هاي چينيي، ‌انگليسي، فرانسوي، روسي و هسپانيوي تسويد گرديده است همه درست اند و در آرشيف ملل متحد قيد گرديده است.&lt;br /&gt;2-       سر منشي ملل متحد يك كاپي سند تاييد شده را به تمام اعضاي ملل متحد و دولت هاي غير عضو ارسال داشته طوريكه در پاراگراف (1) ماده چهارم ذكر گرديده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;font size="5"&gt;حقوق طفل از ديدگاه اسلام:&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اسلام به عنوان كاملترين دين الهي درباره حقوق ارشادات و رهنمايهاي فراواني به ارمغان گذاشته است. اسلام دوره طفوليت را چون دنياي دلپذير شادي ها ، زيبايها ، روياها و محبت ترسيم ميكند. آيات قرآن مجيد نشان دهنده عشق خداوند (ج) به اطفال است چنانچه خداوند در سوره البد به اطفال سوگند ياد مي كند.&lt;br /&gt;همچنان ، خداوند (ج) در سوره الكهف در آيه 46 مي فرمايد: مال و فرزندان در زنده گي، زينت دنيا است. پيغمبر اسلام دنياي طفوليت را مانند بهشت تصور كرده، مي فرمايد: اطفال، پروانه هاي بهشت اند.&lt;br /&gt;تعاليم اسلامي عاليترين نوع توجه را به اطفال مرغي و مجري نموده و پدران را از كشتن فرزندانشان به خاطر ترس از كمبود هزينه آينده منع كرده است. در تعاليم اسلام طفل آنچنان ارزش و جايگاته يافته است كه تا وقتي كه اما م حسين (ع) بر دوش حضرت محمد (ص) نشسته بود، او از سجده بر نمي خواست، نماز را با تمام ارزشها و اهميتي كه دارد، بخاطر گريه طفل با عجله تمام مي كرد.&lt;br /&gt;قلب پيغمبر اسلام حضرت محمد (ص) سرشار از محبت به اطفال بوده ، روايت شده است كه: روزي پيغمبر اسلام به منبر نشسته براي مردم سخنراني ميكرد، ناگهان نواسه هاي ايشان حسن و حسين را ديد كه ميان مردم راه مي روند و به سختي راه را باز ميكند، حضرت سخنان خود را قطع كرده از منبر پادين آمده و بهخ استقبال اين دو طفل رفت، هر دو را در بازوان خود گرفته بالاي منبر رفت و گفت: اي مردم! به درستي كه مال و فرزندان تان باعث امتحان تان مي باشد. به خدا سوگند، ديدم فرزندان من به سختي راه مي روند، طاقت نياوردم تا از منبر پادين نيابم و در كنار شان نگيرم.&lt;br /&gt;روايت است، روزي حضرت محمد (ص) در حال نماز خواندن بود، هنگام ركوع  ، نواسه هاي ايشان بر پشت پيغمبر بالا رفتند پيغمبر (ص) نخواست كه با عجل اطفال را از پشت خود به پائين بكشد و آنقدر در حال ركوع باقي ماند تا اينكه نواسه هاي مبارك از پشت پيغمبر (ص) پائين آمدند، پس از آن حضرت محمد (ص) سلام گفت و دعاي خود را به پايان رسانيد، يكي از اطرافيان از ايشان پرسيد كه چرا آنقدر مدت زياد در حال ركوع باقي مانديد؟ پيغمبر (ص) جواب جواب دادند كه پسران من به پشتم بالا شدند و من نفرت داشتم از اينكه آنها را به عجله پائين كنم.&lt;br /&gt;روزي پيغمبر (2) در مقابل خانه دخترش بي بي فاطمه (رض) ميگذشت، صداي گريه حسين را شنيد پيغمبر تاب نياورد كه بيايستد و صداي گريه حسين را بشنود، داخل خانه شد و پس از سرزنش بي بي فاطمه به وي گفت: آيا نمي داني كه شنيدن صداي گريه وي باعث آزرده گي من مي شود.&lt;br /&gt;چنين روايت شده است كه روزي العكبره ابن حابس به ديدار حضرت پيغمبر رفت و آنحرت را در حال بوسيدن نواسه هاي خود ديد العكبره به حضرت محمد (ص) گفت: پسر هاي دختر تان را مي بوسيد به خداوند (ج) قسم ياد ميكنم كه ده طفل دارم و تا هنوز هيچكدام شان را نه بوسيده ام ، پيغمبر (ص) در جوابش گفت! آيا اين تقصير من است كه خداوند شفقت را از دل تو بيرون كشيده است.&lt;br /&gt;از نظر دين مبين اسلام، حقوق اطفال، متعدد و اغلب طوري است كه بزرگسالان واحد و حقدار آن هستند. اين مساله از اين نظر قابل ذكر است كه بسياري از مكاتب و همه مذاهب در عهد و دوره خود به آن قايل اند. از نظر اسلام طفل مانند يك فرد بزرگسال داراي ارج ، بها و كرامت است. اسلام طفل را از نظر حقوقي و كرامت بشري به چشم انسان بزرگ مي بيند و مانند بزرگ ها با او معامله مي كند، و بر عكس از بازيچه به حساب آوردنش پرهيز نموده و از سهل انگاري درباره حقوقش خود داري مينمايد.&lt;br /&gt;از نظر دين مبين اسلام، اگر فردي نتوانست از عهده اداره همسرش برايد و نتواند او را اعاشه و اباته كند ، مي تواند آزادش بسازد (طلاق دهد). اما درباره طفل چنين حقي نيست، بايد به اداره اش بپردازد، آنهم به وجه نيكو. توصيه هاي اسلامي مي گويند، مهمترين ميراث پدر براي فرزندان تربيت صحيح است. اسلام تربيه درست در حق طفل را نوع بخشش و عطيه والدين به فرزندان ذكر كرده است.&lt;br /&gt;از نظر فلسفه اسلام اداي حق طفل ضروري است. زيرا طفل مظلوم است. او هم به حفظ و نگهداري خود و هم به دفاع از حقوق و حيثيت خود قادر نيست، اين مراقبت ها و تلاش ها تا سنيني بايد ادامه يابد كه اسلام آنرا 21 سال ميداند.&lt;br /&gt;بدون ترديد طفل از ديدگاه دين مبين اسلام داراي حقوق است. اداي اين حقوق بايد به گونه صورت گيرد كه مصالح و منافع طفل در ميان باشد و از راههاي به آن رسيده گي شود كه باعث صدمه و لطمه اي براي او نگردد. از آنجايكه حقوق طفل از ديدگاه اسلام يك وجيبه است، و خود داراي در انجام اين وظيفه مايه عقوبت و كيفراست، زيرا عدم رعايت حقوق منشأ بسياري از نابسامانيها سوء رفتار ها و شكنجه و صدمه اي براي فل است. همچنين اين خطر وجحود دارد كه طفل در اثر عدم توجه فاميل يا جامعه به راههاي ناسالم رو آورد و در دستيابي به استقلال راي و انديشه دچار عوارض گردد يا وجود خودش براي او كوچك و ناچيز معلوم شود كه در آن صورت از شرش در آمان نتوان بود.&lt;br /&gt;قابل ياد آوريست كه والدين يا ساير افراد جامعه بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه از نظر دين مبين اسلام اداري حقوق طفل يك وظيفه است نه يك احساس، زيرا خداوند (ج) اين وظيفه را بدوش بزرگسالان گاذارده و آنها را در اين راستا مسئول ساخته است او امانتدار خداوند (ج) است و درباره حفظ امانت حق منت گذاري بر او را ندارد. البته كساني كه اين حق را ادا ميكنند اجر او با خداوند (ج) خواهد بود.&lt;br /&gt;بايد توجه داشت كه در صدر اسلام قوانيني براي حقوق طفل وضع شده كه تقريباً پس از چهارده قرن ، بشر و جامعه بشري اندك اندك به آن مي رسد. اسلام در سراسر دوره طفوليت كه مهمترين دوره رشد و تربيه انسان است، رهنمايها و سفارشات زيادي درباره رعايت حقوق طفل ارايه نموده كه برخي از آن به اختصار به اين شرح بيان ميشود.&lt;br /&gt;الف – جلوگيري از قتل اطفال: در اسلام قوانين عمومي و يك سلسله دستورها وجود دارد كه نشان دهنده ارزش حيات بشر است. در اين قوانين يا دستورها آمده است كه هر گونه كوتاهي و سهل انگاري در راه حفظ و بقاي حيات طفل گناه بزرگ است. اين دستور ها در آيات زيرين روشن شده است:&lt;br /&gt;قرآن كريم مي فرمايد: فرزندان خود را از ترس فقر و گرسنگي نكشيد، ما به آنها و شما روزي ميدهيم، زيرا كشتن آنها خطاي بزرگ است. (سوره اسرا آيه 21).&lt;br /&gt;دين مبين اسلام، پدر و مادر را به عنوان مسئولين حفظ حيات و بقاي طفل شان قلمداد نموده كه بر اين اساس طفل امانتي است كه بايد توسط پدر و مادر از وي پرستاري شود، زيرا بر مبناي دين مبين اسلام پدر و مادر و ساير مسئولين در مورد نگهداريف مواظبت و مراقبت از طفل خود ، به نزد خداوند (ج) جوابده اند.&lt;br /&gt;طفل در سالهاي اوليه زنده گي از خطراتي كه جان وي را به مخاطره مي اندازه، آگاه نبوده و همچنان قادر به تهيه مواد غذايي و نيز مراقبت از زنده گي خود نمي باشد، به همين دليل است كه اسلام بزرگسالان بخصوص والدين را در زمينه حفاظت از اطفال شان در برابر امراض و خطراتيكه حيات آناه را تهديد مي كند ، مسئول مي داند.&lt;br /&gt;ب – پذيرش اطفال: اين امر از بديهي ترين حقوق طفل است. طفل مهماني است كه پدر و مادر او را در عرصه حيات دعوت كرده است. در مورد نوع آفرينش ، جنسيت، سلامت يا مريضي خود نقشي نداشته و الحاق از اين باب مظلوم است.&lt;br /&gt;عدم پذيرش اين مهمان و بي اعتنايي به او ستمي است كه در حق او بعمل مي آيد. بايد او را به هر شكلي و جنسي كه هست، سالم يا معيوّف زشت يا زيبا پسر يا دختر پذيرا شد و بر اساس وظيفه در راه رشد سالم او سعي فراوان مبذول داشت. پذيرفتن طفل از اساس ترين عوامل ايجاد شخصيت مطلوب در طفل است.&lt;br /&gt;طفلي كه خود را در جامعه و يا فاميل مورد پذيرش نمي بيند، ممكن است، دجار احساس خود كم بيني شود يا موضوع پرخاشگرانه و نا سازگاري را پيش گيرد و در نتيجه خود و ديگران را دچار مشكلاتي نمايد. به اين منظور بايد طفل را پذيرفت تا احساس عظمت و بزرگي در او رشد و پرورش يابد و بدين سبب دين مبين اسلام طفل را مانند عضو ارزشمند جامعه ميپندارد و او را مستحق پذيرش و حمايت ديگران ميداند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ج- حق احترام: طفل آفريده خداوند (ج)، ملك او و امانتي در دست پدر و مادر و ديگران است. قرآن كريم از سوي خداوند (ج) او را موجودي گرامي و مورد احترام معرفي مي كند. (و لقد كرما بني آدم) (سوره اسرآ آيه 70) او موجوديست كه بر بسياري از آفريده هاي خداوند (ج) فضيلت و برتري دارد. (و فضلنا هم علي كثير ممن خلقنا)&lt;br /&gt;بنابر آن ، كسي كه مورد تكريم و عنايت خداوند (ج) است ، نبايد مورد بي مهري و بي اعتنايي ديگران باشد و حتي پدر و مادر حق ندارند او را مورد اهانت قرار دهند. اسلام ميگويد: در حقيقت احترام به طفل حق او است نه عنايت والدين يا ديگران و اين امر را از پدر و مادر طل گار است و والدين بايد در طريق ادا آن در رابطه با فرزند گام بردارند.&lt;br /&gt;اگر مساله تربيه و اخلاق مطرح است، اساس آن مبني بر همين احترام است. روش پيغمبر اسلام حضرت محمد (ص) در طرز برخورد با اطفال خود و فرزندان مردم براي ما درس آموزنده است. چنانچه ، هر گز در آثار و رواياتي كه نشان بدهند رسول اكرم (ص) طفلي را به سيلي زده يا اشك او را جاري ساخته باشد نه شنيده ايم، بر عكس اين قضيه را شنيده ايم كه گاهي او براي مظلوميت طفل مي گريست و از بي پناهي طفل ناراحت مي شد. همچنان درباره احترام به اطفال اين موضوع را نيز شنيده و خوانده ايم كه گاهي جناب شان خود را به صورت شتر در مي آورد تا نواسه هايش بر دوش او سوار شوند. زماني بخاطر خواست طفل بچه ها را بر دوش مي گرفت و آنها را جابجا مي كرد در حين سجيده نماز را طولاني مي كرد، براي اينكه طفل بر پشت او سوار بود. گاهي نماز را سريع تراداً مي كرد تا به فرياد طفلي كه مي گريست برسد و به او كمك كند.&lt;br /&gt;حال ديدم كه حضرت محمد (ص) پيشوا و رهبر مسلمانان جهان با اطفال اينچنين برخورد و معامله مي كرد، ديگران چه عذري مي توانند در زمينه داشته باشند كه اطفال را مورد ترحم و نوازش قرار ندهند و حقوق شان را ادا نكنند.&lt;br /&gt;د- حق غذا: نموي جسماني طفل با فراهم آوردن وسايل مادي امكان پذير مي باشد كه خواسته بدني او را اشباع نمايد. رشد و نموي طفل با غذا و حفظ الصحه كافي، آب ، هوا و مسكن، خواب، استراحت و بازي و امثال آن بدست مي آيد. هر طفل برحسب اختلاف سن يا حالات صحت و مريضي، نيازمنديهاي مختلفي دارد. نوع و مقدار غذا و خوابي كه طفل در سالهاي اول زنده گي به آن نياز دارد با سالهاي بعدي متفاوت است.&lt;br /&gt;مسلم است نيازمنديهاي طفل در رشد و نموي جسماني، در غريزه كاوش و تمايل او به غذا تجلي مي كند و سلوك او از اين احتياج حكايت مي نمايد، پس از نظر غذائي حقي بر والدين دارد كه بايد از نظر غذايي نيازمنديهاي او را تامين كند. در تعاليم اسلامي سفارشهاي زيادي در حق طرز تغذيه طفل نقل گرديده است كه بخشي از آن را در فصل هاي بعدي تحت عنوان نقش مادر و پدر در تامين حقوق طفل به بررسي خواهيم گرفت.&lt;br /&gt;و- حق بازي: فعاليت يكي از نيازهاي انسان و اساس رشد وتكامل جسمي و بدني او است.&lt;br /&gt;اكثر دانشمندان به اين نظر اند كه طفل سالم خوب مي خورد، خوب مي خوابد و خوب بازي مي كند. در مورد بازي تعريف هاي زيادي بعمل آمده است كه يكي از آنها اين است: بطور كلي بازي به آن نوع فعاليتي گفته ميشود كه طفل براي لذت بردن انجام ميدهد ، بدون آنكه به نتيجه نهايي آن توجه داشته باشد يا منتظر باشد چيزي يا پاداشي دريافت كند. طفل به كمال ميل و بدون اجبار و تحرك خارجي صرف براي سرگرمي و لذت بردن به حكم غريزه ، به بازي ميپردازد.&lt;br /&gt;بازي براي اطفال يك فعاليت طبيعي و منطبق بر فطرت او است. طفل با بازي زنده گي ميكند، از آن لذت مي برد و انرژي بي پايان براي انجام دادن آن دارد. بنابر آن، اگر ما به خاطر راحت و آسوده گي خود طفل را از بازي كردن ممانعت مي كنيم در حقيقت خلاف فطرت انساني او عمل نموده ايم و سعادت او را فداي آسوده گي خود ساخته اي ، از همين سبب است كه در منطق اسلام طفل در دوران اوليه زندگي براي انجام بازي، آزاد است دين مبين اسلام براي والدين توصيه مي كند تا هر چه بيشتر زمينه و فرصتي براي بازي اطفال فراهم آورند حضرت محمد (ص) مي فرمايد: اگر كسي داراي طفل خورد سالي باشد بايد با او در حركت هاي طفلانه و حالت بچه گانه اش همكاري و هماهنگي نمايد.&lt;br /&gt;بر اساس روايات معتبر اسلامي پيغمبر اسلام با فرزندان و اصولاً با اطفال هم بازي مي شد و در تحركات بچه گانه آنها شركت مي جست. پيغمبر اسلام حضرت محمد (ص) در جائي ميفرمايد: ترجمه اين حديث چنين است: هر كه وارد بازار شود و تحفه براي خانواده اش بخرد مثل كسي است كه صدقه اي براي قوم محتاج حمل كند و بايد اول به دختران توزيع كند قبل از پسران (24).&lt;br /&gt;اين يك حقيقت است كه بازي در زنده گي اطفال با شادي و لذت همراه است و در عين حال وسايل بازي نيز باعث گسترش سيطح آگاهي طفل مي شود.&lt;br /&gt;اصول اسلامي براي طافال حقوق زياد قابل شده و براي زنده گي سعادتمند و توأم با خوشبختي آنها هدايات زياد فرموده است. پختگي و پاكي اين اصول كه اطفال با روشني نور چشمان ما تشبيه شده اند، بخوبي هويداست. يك طفل موفق و كامياب گنجينه گرانبها براي ملتش به حساب مي آيد.&lt;br /&gt;در فرجام مي توان گفت كه ديد اسلام در برابر بازي اطفال خيلي گسترده و مثبت است و همواريه دستور ميدهد كه بگذاريد طفل تان تا هفت سال اول بازي كند.&lt;br /&gt;از طرف ديگر، سر گذشت زنده گينامه پيغمبر اسلام حضرت محمد (ص) و ساير پيشوايان اسلام گوياي اين حقيقت است كه آنها طفل را په بازي واداشته و حتي گاه گاه خود همراه آنها بازي كرده اند.&lt;br /&gt;ز- حق داشتن نام: نخستين احسان و نيكي والدين در برابر طفل اينست كه پس از تولد نام زيبا و خودش آيندي براي او برگزيند، اگر پدر نام زشت يا زننده اي براي فرزند خود انتخاب كند حقيقتاً كه به شخصيت و حيثيت او لطمه وارد كرده است، زيرا نام خوب به منزله ي حيثيت و اعتبار او است. حضرت پيغمبر اسلام مي فرمايد: از جمله حقوق فرزند بر پدر سه چيز ضرور است: اسم نيكو و زيبا براي او انتخاب كند، نوشتن را با او بياموزد و زماني كه بالغ شد همسري براي او بگيرد.&lt;br /&gt;از نظر دين مبين اسلام نخست براي طفل بايد نامي برگزيده شود كه رغبت والدين را به طفل نشان دهد و از آن حكايت كند كه آنها طفل را مورد پذيرش و محبت قرار داده اند. ثانياً اينكه طفل در آينده از اسم خود احساس سرفرازي و افتخار كند. دين اسلام در موضوع نامگذاري طفل توصيه هاي زيادي كرده و همواره بر اين نكته تاكيد نموده است كه بايد براي فرزندان نام نيكو انتخاب كنيم. روايت شده است كه حضرت پيغمبر اسلام نام بسياري از افراد را كه در دوره جاهليت بصورت ناشايسته گذاشته شده بود، عوض كردند.&lt;br /&gt;ح- ترحم و محبت: در اسلام توصيه هاي زيادي در رابطه به محبت اطفال وجود دارد. دين مبين اسلام پيروان خود را به اين امر تشويق و ترغيب كرده است كه اطفال را دوست بدارند و بالاي آنها مهر ورزند.&lt;br /&gt;رسول اكرم (ص) فرموده است: اطفال را دوست بداريد و بر آنان رحم آوريد. چنانچه در جاي ديگر در باره ابراز محبت به فرزند مي فرمايد: فرزندان خود را ببوسيد زيرا با هر بوسه براي شما مقام و مرتبتي فراهم مي شود كه فاصله ميان هر مقام پنج صد سال است.&lt;br /&gt;بدون ترديد كه دين اسلام پيروان خود را در مورد ترحم و محبت بر اطفال و ساير انسانها دعوت مي كند روايت شده است كه: يك روز يك مرد به حضور پيغمبر اسلام رسول اكرم (ص) مشرف شد و چنين عرض كرد: من هر گز طفلي را نه بوسيده ام پيغمبر (ص)  فرمود: اين شخص مردي است كه از نظر ما اهل آتش، جهنم و عذاب است.&lt;br /&gt;ط- حق تعليم و تربيت: از آنجايي كه سرنوشت طفل نخست از همه در دست والدين است، پيغمبر اسلام حضرت محمد با سواد ساختن طفل را در مرحله نخست از وظايف اساسي پدر قلمداد مي كند. چون فرزند بايد بر زنده گي غلبه كند و جهت مبارزه در عرصه حيات، مسلح باشد و هيژ سلاحي نيرومند تر از سلاح علم نيست، لذا تعليمات ابتدايي كه پيغمبر اسلام آنرا به عنوان سلاح خواندن و نوشتن معرفي كرده است و اكنون اين امر در اكثر كشور هاي جهان اجباري است، حق طفل شمرده مي شود. در اين مورد پيغمبر اسلام حضرت محمد (ص) مي فرمايد: ترجمه: يكي از حقوق فرزند بر پدر آنست كه فرزندانش را نيكو با ادب تربيه كند.&lt;br /&gt;از آنجايكه تعليم و تربيه اساس و بنيادي است كه استحكام و پاعيداري و نظام اجتماعي بر روي آن استوار است، از ديدگاه اسلام، تعاليم و اندوخته هاي علمي به دديگران از مهمترين عبادت و موكدترين واجبات كفايي است.&lt;br /&gt;بدون ترديد، كه موضوع علم و دانش و اهميت آن در بين مسلمانان با ظهور دين مبين اسلام همراه بوده است، زيرا رسول اكرم (ص) بيش از هر كس به اين امر اهتمام مي ورزيد و در هيچ شرايطي چه در زمان جنگ و چه در زمان صلح از آن غفلت نمي كرد. روايت شده است كه هر اسير جنگ بدر كه بدست مسلمانان گرفتار شده بود در صورتي ميتوانست آزاد شوند كه ده طفل مدينه را خواندن و نوشتن ياد بدهند.&lt;br /&gt;در واقعيت هيچ ديني چنين ارزش براي خواندن و نوشتن اطفال قايل نشده جز دين مبين اسلام.&lt;br /&gt;بنابر آن اسلام به مسلمانان دستور ميدهد كه در جستجو و تحصيل علم باشند. اين دين طلب علم را بالاي مرد و زن مسلمان فرض دانسته و اين فريضه را به جنس يا گروهي خاصي متعلق نمي داند. همچنين پيغمبر اسلام ميفرمائيد: علم را حاصل كنيد ولو در چين باشد.&lt;br /&gt;نبايد از نظر دور داشت كه اولين آيه قرآن مجيد از تعليم و آموختن آغاز گريده است كه اين امر جانبداري اسلام را از حمايت تعليم و تربيه نشان ميدهد. خداوند متعال در سوره العلق آيات  1-2-3-4-5 مي فرمايد: بخوان به نام پروردگار مخلوقات را پيدا كرد وتعليم كردن انسان را آنچه را نميدانست وتعليم كردن انسان را به قلم/&lt;br /&gt;ك- حق حفظ الصحه: بر اساس شريعت اسلامي پاكيزه گي در اسلام برابر خلوص و پاكدامني است. در قرآن مجيد بيشتر از سي مرتبه درباره حفظ الصحه و پاكي ياد آوري شده است. خداوند كريم در سوره بقره در آيه 222 مي فرمائيد ترجمه: خداوند توبه كاران و پاكيزه گان را دوست دارد. همچنان در قرآن شريف در سوره المايده آيه 7 آمده چنين است:&lt;br /&gt;خداوند هيچگونه سختي براي شما قرار نخواهد داد، و ليكن ميخواهد تا جسم و جان شما را پاكيزه گرداند. همچنان در بسياري از احاديث شريف در رابطه با پاكيزه گي و نظافت اشاراتي شده است چنانچه حضرت پيغمبر (ص) مي فرمايد: پاكيزه گي كليد نماز است. همچنان در حديث شريف آمده است: نظافت نصف ايمان است.&lt;br /&gt;خلاصه اينكه در قرآن مجيد و احاديث نبوي درباره نظافت و پاكيزه گي بدن ارشادات فراواني موجود است، دين اسلام نظافت و پاكيزه گي را به عنوان جوهر زيبايي و خوبي ياد كرده و تندرستي، پاكيزه گي و آراستن ظاهري را از صفات و عادات عالي انسان شمرده و آنها را وابسته به پيام هاي خداوند به حساب آورده است.&lt;br /&gt;از آنجايي كه نظافت و بهداشت جسمي يك از نيازمنديهاي اساسي طفل است، از عوامل مهم سالمت او نيز محسوب ميگردد. رعايت حفظ الصحه در دوران طفوليت در مقايسه با هر دوره ديگر ضروري تر و مهمتر است، زيرا بسياري از داكتران طب سنين بين يك الي شش سالگي را سن آسيب پذيري ميدانند و از همين سبب رعايت حفظ الصحه را براي جلوگيري از امراض گوناگون در اين دوره توصيه مي نمايد.&lt;br /&gt;ل- حق مراقبت و نگهداري: دين مبين اسلام مراقبت و نگهداري اطفال را واجب دانسته و در علوم شرعي به اصطلاح «حضانت» مرسوم است، اگر از طفل مراقبت نشود و او در چنين حالتي بدون مراقبت گذاشته شود، مسلماً كه از بين خواهند رفت به همين سبب از ديدگاه اسلام نجات دادن طفل از مهالك و توجه به تعليم و تربيه او تازماني كه به آن احتياج دارد واجب است.&lt;br /&gt;«حضانت» در اصطلاح شرعي عبارت از تربيه و پرورش و نگهداري طفل توسط كسي كه مكلف به اين وظيفه مي باشد. به عباره ديگر، خضانت عبارت است از حفاظت و نگهداري كسي كه مستقلاً نمي تواند امور زنده گي خود را عهده دار شود و بيم آن موجود است كه به سبب عدم تميزبين خوب و بد به خود آسيبي وارد كند مسلم است كه در مورد مراقبت و نگهداري اطفال دين اسلام رهنمود هاي زيادي عنايت فرموده كه بعداً در بخش نقش والدين ، معلمان و كاركنان صحي مفصلاً توضيح خواهد شد.&lt;br /&gt;م- حق امنيت: امنيت در مقابل ترس و هخراس، اندوه، خوف و نا اميدي از نعمتهاي الهي است. در سوره قريش آيه 4 ، نياز به امنيت را از مهمترين نياز هاي بشري ذكر كرده و در وجود آن جوهر سلامت فرد را جستجو مي كند.&lt;br /&gt;بدون ترديد، امنيت مورد نياز همگان و مخصوصاً اطفال است، طفل حق دارد بدون مزاحمت و درد سر زنده گي كند، سلامتش به خطر نيفتد، از نظر مالكيت راحت باشد و هر چه از آن اوست، از دست او ربوده نشود و كسي نتواند از او اين حق و امتياز را سلب كند.&lt;br /&gt;نياز به امنيت، طفل را به جستجوي پناه گاه مي كشاند و او را واميدارد كه خود را از خطرات دور نگه دارد و هميشه در صدد كشف جنبه هاي دفاعي باشد. او حتي در مورد تأمين امنيت سعي ميكند دستهاي خود را روي چشمان بگذارد تا صحنه هاي نا آرام و ناراحت را مشاهده نكند و از عوامل هراس و ترس دور بوده و از خطر در گيري خود را بر كنار سازد.&lt;br /&gt;هركس امنيت خود را از طريق راههاي مختلف تامين ميكند، برخي از راه فرار، گروهي از راه پنهان شدن و بعضي از طريق وابسته شدن به ديگران، اينكه اطفال بر اين موضوع پا فشاري مينمايند كه محبت والدين خود را از دست ندهند، خود جلوه اي از امنيت خواهي طبيعي آنها است. امنيت از جهات مختلف براي ضرورت دادمه حيات طفل و عامل مهمي در حفظ الصحه او به حساب ميرود. در حقيقت امنيت نياز رشد طبيعي طفل را تامين ميكند و عوامل ترس، ناراحتي، تشويش ، عصبانيت ، نگراني و اضطراب و ساير حالات ديگر جريان رشد دايمي او را متوقف و از بين ميبرد.&lt;br /&gt;ن- حق عدالت: چنانچه قبلاً نيز به آن اشاره شد، بر اساس بينش اسلامي اطفال با يك سلسله حقوقي بدنيا مي آيند و والدين و ساير مسئوولين دولتي ناگزيرند اين حقوق را تامين كنند. يكي از اين حقوق اينست كه در مورد طفل و زنده گي او از عدالت كار گرفه شود. اين واقعيت است كه طفل در محيطي كه در آن عدالت وجود دارد به تلاش و كوشش فراوان مي پردازد و توقع دارد كه والدين و بزرگان در برابر شان اصول و موازين مساوات و عدالت را به كار گيرند و محيط زنده گي آنان را نيز عدلانه بسازند. تبعيض والدين نوع گريز از وظيفه، و سمي در حق اطفال است كه قطعاً والدين قادر به جوابگويي آن در پيشكاه طفل نخواهد بود. طفل خواستار عدالت است و اين امر در آرامش رواني او تاثير بسزايي دارد. طفل ميخواهد در مورد او عادلانه داوري و تصميم گرفته شود و هر گز بخاطر كاري كه انجام نداده است تحت سرزنش و مجازت قرار گيرد. او آرزو ندارد در باره كاري كه مقصر نيست تنبيه شود و يا احياناً اگر بين او و برادران و خواهرانش دعوايي ه راه افتد تنها مجازات گردد و پدر يا مادر از افرزندان ديگر كه از او بزرگتر اند طرفداري و جانبداري كند.&lt;br /&gt;در فرجام مي توان درباره آنچه نگارش يافت به اين نتيجه رسيد كه تعاليم اسلامي تمام جنبه هاي رشد طفل را مورد بررسي قرار داده و درباره هر مرحله زنده گي آنان رهنودها و ارشادهاي زيادي جهت پرورش سالم آنان بيان داشته و مسئولين امور را در راه تطبيق آن امر فرموده است كه درين جا شمه از آن ياد آوري شد. البته در هر بخش در رابطه به موضوعهاي كتاب حقوق طفل از ديدگاه اسلام مورد بررسي قرار خواهد گرفت و در زمينه معلوام ارايه خواهد شد.&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8683646454284248093-4407772476034980608?l=edportal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://edportal.blogspot.com/feeds/4407772476034980608/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8683646454284248093&amp;postID=4407772476034980608' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8683646454284248093/posts/default/4407772476034980608'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8683646454284248093/posts/default/4407772476034980608'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://edportal.blogspot.com/2008/01/human-rights-education-manual-part-1.html' title='Human Rights Education Manual - part 1'/><author><name>Khyber Himmat</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://1.bp.blogspot.com/_Z8E-XIpPBYY/SRf2n56c4KI/AAAAAAAACMQ/cpi3GP5Ryk4/S220/Devedas.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8683646454284248093.post-7353880395753974844</id><published>2008-01-20T04:33:00.000-08:00</published><updated>2008-01-20T20:42:13.341-08:00</updated><title type='text'>Human Rights Education Manual - part 2</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;UN-Convention on the Rights of the Child&lt;br /&gt;(CRC)&lt;br /&gt;يا&lt;br /&gt;فيصله نامه ملل متحد در&lt;br /&gt;مورد حقوق طفل&lt;br /&gt;فيصله نامه ملل متحد در باره حقوق اطفال (CRC )&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فيصله نامه ملل متحد در مورد حقوق اطفال در سال 1989 تصويب و به سال 1990 انتشار يافت. به موجب اين فيصله نامه اطفال سراسر جهان بدون در نظر داشت مسايل جنس، مذهب، رنگ و غيره دارای حقوق مساوی زندگي ، انکشاف ، محافظت و سهم گيری فعال در زندگي فردی و اجتماعي ميباشد.&lt;br /&gt;اين فيصله نامه حفاظت از آن حقوقي ميکند که از طرف همه کشور ها تصديق گرديده زيرا همه کشور ها معيار های مشخص را برای حقوق اطفال وضع کرده اند .&lt;br /&gt;آنها متعهد اند که ممالک شان زمينه های خدمات صحي ، تعليم و تربيه ، حق زندگي فردی و اجتماعي را برای اطفال مهيا نمايند.&lt;br /&gt;اين فيصله نامه نتيجه ده سال مباحثات اشخاص دولتي ، مذهبي ، قانوندانان ، متخصصين تعليم و تربيه و صحت عامه، گروپ دفاع از حقوق اطفال ، کارمندان اجتماعي ، نماينده گان موسسات غير دولتي از سراسر جهان ميباشد.&lt;br /&gt;نسبت به همه معاهدات تاريخي ، فيصله نامه ملل متحد در مورد حقوق اطفال از طرف اکثريت کشور ها تصويب ، تاييد و قبول گرديد ، که خود نمايان گر اهميت اين مسله است.&lt;br /&gt;چنانچه تا اکنون 193 کشور جهان اين فيصله نامه را قبول و تصويب نموده اند ، افغانستان نيز در جمله انها قرار دارد که در سال 1994 فيصله نامه را امضا و عضويت آنرا حاصل نموده است.&lt;br /&gt;چرا موجوديت يک سند که حقوق اطفال را تشريح کنند لازم است؟&lt;br /&gt;اگر چه اکثريت ممالک در قسمت حقوق و رفاه اطفال قوانين مربوطه شانرا دارند ولي حقيقت اين است که بعضي ممالک در قسمت پوره کردن حداقل معيار حقوق به وعده های شان ثابت نمي مانند. اطفال از فقر بي سر پناهي ، بيکاری ، تجاوز، بي توجهي ، امراض ، عدم دسترسي به خدمات صحي و تعليمي و عدم سيستم که به ضروريات آنها توجه کند رنج ميبرند مخصوصا اطفال جامعه اقليت ها ، معيوبين و غيره.&lt;br /&gt;تاييد و قبول فيصله نامه ملل متحد در مورد حقوق اطفال از طرف اکثريت ممالک سبب آن شده که حقوق و اصالت انساني اطفال به جهان شناخته شده و زمينه های انکشاف و بهبود وضع زندگي آنها را حتمي نموده باشد.&lt;br /&gt;فيصله نامه حقوق اطفال اين مسله را واضح ميکند که داشتن&lt;br /&gt;زنده گي ايديال و خوب حق مسلم هر طفل است نه اينکه يک مشت اطفال خاص از اين مزايا لذت ببرند.&lt;br /&gt;ممالکي که فيصله نامه را قبول و تاييد کرده اند مکلف به تطبيق احکام آن هستند .اين ممالک تحت نظر يک کميته مشخص حقوق اطفال، اقدامات کشور شانرا در تطبيق قوانين، به ملل متحد راپور مي دهند.&lt;br /&gt;فيصله نامه ملل متحد در مورد حقوق اطفال اولين مجمع حقوقي اطفال در تاريخ بشريت است. اين فيصله نامه تمام موادات حقوق اطفال از کشور های مختلف را جمع آوری نموده به شکل يک معاهده تنظيم و به دسترس همه کشور ها ی جهان قرار داده است.&lt;br /&gt;فيصله نامه ملل متحد در مورد حقوق اطفال دارای 54 ماده است .&lt;br /&gt;41 ماده آن مربوط حقوق بوده هر ماده آن دلالت به حق طفل ميکند.&lt;br /&gt;13 ماده آن مربوط کشور ها و دولت&lt;br /&gt;ها يکه فيصله نامه را قبول نموده اند ميشود که چگونه آنرا تطبيق نمايد.&lt;br /&gt;ضروريات تدوين کنوانسيون حقوق طفل&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از آنجاييکه دوره طفوليت يک دوره اساس زندگي بوده و آشکارا هر آ نچه را که انسان درين دوره مي آموزد يا مواجه ميشود تأثير سرنوشت سازي را در آينده دارد. پس اطفال بايد با درنظرداشت نيازمنديهاي که دربر گيرنده موضوعات مانند اهميت دوره کودکي ، آسيب پذيري و تفاوت بزرگسالان با اطفال ميباشد, تحت پرورش و مراقبت قرار گيرند.&lt;br /&gt;احترام به حقوق که سبب تسهيلات بيشتر به خاطر فراهم آوري يک محيط که اطفال بتوانند منحيث آينده سازان خوب، انسانهاي مفيد و پيش تازان اکتشافات و انکشافات عرض اندام نمايند, شود.&lt;br /&gt;روي همين ملحوظ کشور هاي عضو سازمان ملل متحد بعداز ده سال گفتگو در سال 1989 فيصله نامه را به نام فيصله نامه حقوق طفل تدوين و در سال 1990 به مرحله اجرا درآوردند.&lt;br /&gt;هدف اين فيصله نامه دفاع و حمايت از حقوق طفل ميباشد.&lt;br /&gt;افغانستان از جمله کشور هاي ميباشد که در سال1994 اين فيصله نامه را امضا و به تصويب رسانيد، آشنايي با اين فيصله نامه براي تمام کساني که با اطفال سروکار دارند بخصوص والدين ، مربيان و خود اطفال امري است ضروري و در خور اهميت .&lt;br /&gt;ضروريات تدوين کنوانسيون حقوق طفل&lt;br /&gt;1- اهميت دوران کودکي:&lt;br /&gt;دوران کودکي در رشد و پرورش اطفال اهميت خاصي دارد. در واقع پايه و اساس رشد جسمي، ذهني، عاطفي و اجتماعي اطفال در اين سال ها شکل ميگيرد. از اين رو، توجه به اين دوران از راه وضع قوانين مناسب براي اطفال و تلاش در راه بهتر کردن شرايط زندگي آنان امري ضروري است.&lt;br /&gt;2- آسيب پذيري اطفال:&lt;br /&gt;اطفال به علت شرايط سني خود آسيب پذيرند و نيازبه حمايت و مراقبت بزرگترها دارند. آسيب پذيري اطفال ايجاب ميکند که با وضع قوانين مناسب ،حمايت و مراقبت لازم از آنان، رشد و سلامت جسم و روان شان را تأمين کنيم.&lt;br /&gt;3- تفاوت اطفال با بزرگسالان:&lt;br /&gt;ضرورت قوانين خاصا براي اطفال از اين اصل اساسي روانشناسي ناشي ميشود که اطفال نه تنها از نظر کميت، بلکه از نظر کيفيت با بزرگسالان تفاوت هاي اساسي دارند ، آنان خواسته ها، نيازها و ويژگي هاي خود را دارند. بنا براين از نظر حقوقي نيز نياز با قوانين خاصي دارند که با بزرگسالان متفاوت است.&lt;br /&gt;پس منظر حقوق طفل از يک مفکوره تا کنوانسيون حقوق طفل.&lt;br /&gt;من به اين باور هستم که نه تنها حقوق را برای اطفال اعاده کنيم ، بلکه برای تطبيق آن به سطح جهان اقدام کنيم.&lt;br /&gt;Eglantyne Jebb بنيان گذارسازمان حمايه اطفال&lt;br /&gt;هفت ماده را در باره حقوق طفل انکشاف داده که قرار ذيل است.&lt;br /&gt;1- طفل بايد از همه ملاحظات نژادی ، قومي و عقيده وی به اندازه کافي محافظت شود.&lt;br /&gt;2- طفل بايد همراه با احترام لازم برای خانواده به حيث يک هستي مورد مواظبت قرار گيرد.&lt;br /&gt;3- به طفل بايد وسايل مهيا شود ، که برای انکشاف طبيعي وی از لحاظ مادی ، اخلاقي و معنوی ضروری است.&lt;br /&gt;4- طفلي که گرسنه است بايد تغذيه گردد ، طفلي که مريض است بايد پرستاری شود، طفلي که از لحاظ ذهني يا جسمي معيوب است ، بايد تربيه مجدد شود ، طفلي که يتيم و بي سر پرست است بايد حفاظت شود.&lt;br /&gt;5- در وقت مصايب طفل بايد در اولويت قرار بگيرد.&lt;br /&gt;(حق اوليت داده شود).&lt;br /&gt;6- طفل از خدماتي که به اساس تدابير رفاه اجتماعي و تامينات اجتماعي تهيه ميشود بايد کاملا بهره مند گردد،به وی تعليم داده شود تا او را قادر بسازند که در وقت درست معيشت خود را تامين کند و بايد در مقابل هر نوع استثمار محافظت شود.&lt;br /&gt;7- طفل بايد با روحيه اينکه استعدادش در خدمت انسان همنوع او وقف گردد پرورده شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مراحل طرح فيصله نامه حقوق طفل&lt;br /&gt;- سال 1923 : حقوق طفل از طرف مجمع بين المللي&lt;br /&gt;حمايه اطفال اتخاذ گرديد.&lt;br /&gt;- سال 1924 :حقوق طفل از طرف مجمع ملل پذيرفته شده ، اعلاميه هذا اولين اعلاميه جهاني در زمينه حقوق طفل بود.&lt;br /&gt;- سال 1948 : مجمع عمومي ملل متحد طرح و تطبيق حقوق بشر را در سطح جهاني مورد تاييد قرار داد.&lt;br /&gt;- سال 1959 : مجموع عمومي ملل متحد اعلاميه ده ماديي را در مورد حقوق اطفال تاييد و قبول کرد.&lt;br /&gt;- سال :1979 سال بين المللي طفل.(اعلاميه ده ماده يي حقوق طفل وسيعا نشر و پخش گرديد).&lt;br /&gt;- سال 1989 : کار مسوده فيصله نامه بين المللي حقوق طفل در همين سال پايان يافت.&lt;br /&gt;فيصله نامه مذکور از طرف مجمع عمومي ملل متحد مورد تاييد و تصويب قرار گرفت.&lt;br /&gt;- سال 1994 : افغانستان اين اعلاميه را امضا و تصويب نمود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ده مطلب اصلي اعلاميه حقوق طفل&lt;br /&gt;1- طفل بايد توسط والدين ، افراد خانواده با تقديم محبت و فهمي که به مثابه بنياد انکشاف در همه عرصه ها پنداشته ميشود ، تربيه شود.&lt;br /&gt;2- به طفل بايد غذايي داده شود که اقلا از لحاظ جسمي به آن نيازمند است.&lt;br /&gt;3- صحت و انکشاف طفل بايد بهبود بيابد.&lt;br /&gt;4- طفل بايد سر پناه شايسته و مناسب داشته باشد.&lt;br /&gt;5- طفل بايد حد اقل تعليمات ابتدايي داشته باشد.&lt;br /&gt;6- طفل بايد طوری انکشاف کند که از زندگي لذت ببرد و هويت و ميراث ملي خود را حفظ کند.&lt;br /&gt;7- به طفل بايد تعليم و دانشي داده شود که برای آماده ساختن استعداد ها، قابليتها و علاقه منديهای وی مناسب باشد.&lt;br /&gt;8- طفل بايد فرصت و قابليت بيان نظر خود را داشته باشد.&lt;br /&gt;9- طفل بايد دسترسي به خدمات اساسي حکومتي و غير حکومتي داشته باشد.&lt;br /&gt;10- طفل بايد فرصت آن را داشته باشد که حقوق و علايق اساسي خود را حفظ کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;طفل کيست ؟&lt;br /&gt;نظر به کنوانسيون حقوق طفل هر شخصيکه پاينتر از 18 سال باشد طفل گفته ميشود ، در صورتيکه مغاير با قانون که قبلا برای سن بلاغت طفل قبول شده، نباشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چهار اصل اساسي فيصله نامه ملل متحد در مورد حقوق اطفال&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مفاد عاليه طفل ماده سوم&lt;br /&gt;بقا و انکشاف&lt;br /&gt;ماده ششم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سهم گيری حفاظت (تبعيض)&lt;br /&gt;ماده دوازدهم ماده دوم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ضرورت: چيزهای که نبودن آن زندگي طفل را در معرض خطر قرار ميدهد. مثلا (نبودن غذا، امنيت ، تعليم و تربيه ...و غيره).&lt;br /&gt;خواست : چيز های که بالاتر از ضرورت بوده و برای يک زندگي مرفه و مجلل بکار ميرود. مثلا ( موتر، تلويزيون....و غيره).&lt;br /&gt;تعريف حق طفل&lt;br /&gt;اساسي ترِين نياز مندی های طفل حق طفل است.&lt;br /&gt;حقوق مي تواند به مثابه چيزهای تعريف شود که داشتن آن برای شخص يا طفل منصفانه و عادلانه بوده و يا قابل اجرا باشد.&lt;br /&gt;يا&lt;br /&gt;اساسي ترِين نياز مندی های طفل حق طفل است و شامل چيزهای ميشود که يک طفل آنرا داشته يا اجرا کرده بتواند.&lt;br /&gt;چهار کتگورى عمدهء فيصله نامه حقوق طفل&lt;br /&gt;حق زندگي:&lt;br /&gt;در اين کتگوري حقوق مانند حق زندگي، حق داشتن صحت کامل وحق دسترسي کامل به مواظبت هاي طبي شامل ميشوند.&lt;br /&gt;زنده ماندن:&lt;br /&gt;مدت زمانى شامل است که زندگى طفل را خطرى تهديد کند.&lt;br /&gt;زندگي کردن:&lt;br /&gt;به معني است که اطفال نه تنها زنده بمانند يعني (حرکت کنند، تنفس کنند و يا ببينند) بلکه همراه با اطرافيان در فضای آرام بسر برده از مزايای زندگي لذت ببرند.&lt;br /&gt;مرگ: ختم زندگي دينوی&lt;br /&gt;تمام اطفال حق دارند تا زندگي نمايند:&lt;br /&gt;- ما نبايد اطفال را طوری تربيه کنيم تا متکي به ديگران باشند.&lt;br /&gt;- اطفال مشتريان ما نيستند.&lt;br /&gt;- اطفال نبايد به مثابه شاگردان فکر شوند.&lt;br /&gt;بلکه:&lt;br /&gt;- به مثابه فرد، کارمندان پروژه و افراد جامعه مسوليت داريم تا تمام توانمندی های خود را جهت زنده ماندن اطفال به خرچ دهيم.&lt;br /&gt;حق محافظت:&lt;br /&gt;در اين کتگوري حقوق، حق محافظت از تبعيض، حق محافظت از بدرفتاري و تجاوز - غفلت و حق محافظت اطفال بدون خانواده و محافظت اطفال مهاجر شامل ميگردد&lt;br /&gt;کنوانسيون حقوق طفل تمام مسايل که مربوط به حق محافظت ميشود به سه کتگوری تقسيم نموده است.&lt;br /&gt;1- تبعيض.&lt;br /&gt;2- استثمار(سياسي ، اقتصادی و اجتماعي)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3- اطفال تحت شرايط خاص(حوادث طبيعي و غير طبيعي)&lt;br /&gt;4-&lt;br /&gt;حق انکشاف:&lt;br /&gt;دراين کتگوري حقوق، حق داشتن تمام شيوه هاي تعليم و تربيه (رسمي و غير رسمي) و حق داشتن زندگي در يک معيار قبول شده که براي انکشاف جسمي، دماغي، روحي، اخلاقي و اجتماعي طفل مناسب باشد شامل ميگردد.&lt;br /&gt;- انکشاف در لغت به معنى آوردن تغير مثبت و بهبودبخشى و در اصطلاح بهبودبخشى يک موضوعيکه از قبل در اجتماع وجود داشته باشد، را گويند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حق اشتراک در مسائل: در اين کتگوري، حق طفل غرض ابراز نظر طفل در تمامي مسائل که زندگي طفل را متأثر سازد، شامل ميباشد.&lt;br /&gt;هر گونه فرق، استثنا، محدوديت يا ترجيع دادن مبتني بر نژاد، رنگ، نسب يا منشا ملي يا قومي است که هدف يا تاثير آن خنثي نمودن يا لطمه زدن به شناسايي و تحقق حقوق و آزادی های اساسي بشری بر اساس نا برابری های سياسي، اقتصادی، اجتماعي فرهنگي يا هر گونه عرصه های ديگر زندگي عامه باشد.&lt;br /&gt;استثمار:&lt;br /&gt;از نگاه لغوی ثمر يا بهره گرفتن از ديگران، از نگاه CRC زجر،شکنجه،يا هر گونه اشکال مجازات يا سو رفتارغير انساني ديگر(روحي، جسمي، اجتماعي).&lt;br /&gt;سهمگيری اطفال چيست&lt;br /&gt;حقي که اطفال احساسات، عقايد، نظريات، نيازمندی ها وغيره مسايل مربوط به زندگي شان را ابراز بدارند و زمانيکه در تصميم گيری شامل گردند. تشخيص مشکلات، تطبيق پلان، نظارت کردن و ارزيابي طبق ظرفيت های تکاملي و مطابق سن شان.&lt;br /&gt;مشوره شده و اطلاع يافته&lt;br /&gt;ميتود ها و وسايل بخاطر تقويت سهمگيری اطفال:.&lt;br /&gt;ماده 1 - تعريف طفل:&lt;br /&gt;طفل کسي است که سنش کمتر از 18 باشد، مگر اينکه بر اساس قانون قابل تطبيق، سن قانوني کمتر تعيين شده باشد.&lt;br /&gt;ماده 2 - منع تبعيض:&lt;br /&gt;حقوق اين کنوانسيون بدون استثنا، متعلق به همه اطفال است و دولت ها بايد اطفال را در برابر هرگونه تبعيض، حمايت کنند.&lt;br /&gt;ماده 3 - منافع اطفال:&lt;br /&gt;در هر اقدامي بايد منافع عاليه طفل در نظر گرفته شود و در صورتيکه والدين يا سرپرستان طفل در زمينه کوتاهي کنند، دولت ها بايد حمايت و مراقبت لازم را از اطفال به عمل آورند.&lt;br /&gt;ماده 4 - اجراي حقوق طفل:&lt;br /&gt;دولت ها بايد در راه اجراي کنوانسيون حقوق طفل بيشترين تلاش خود را به کار ببندند.&lt;br /&gt;ماده 5- سرپرستي والدين:&lt;br /&gt;دولت ها بايد حقوق و مسؤليت هاي والدين يا کسي را که سرپرستي طفل به عهده او ميباشد در ارتباط با پرورش کودک، محترم بمشارند.&lt;br /&gt;ماده 6 - بقاء و پيشرفت:&lt;br /&gt;هر طفل داراي حق طبيعي زندگي است و دولت ها بايد زندگي، بقاء و رشد اطفال را تضمين کنند.&lt;br /&gt;ماده 7- نام ومليت:&lt;br /&gt;هر طفل حق دارد نام ومليت مشخص داشته باشد.&lt;br /&gt;ماده 8- هويت طفل:&lt;br /&gt;دولت ها بايد از هويت طفل که شامل نام، مليت، و پيوندهاي خانوادگي او ميباشد، حمايت کنند.&lt;br /&gt;ماده 9- جداي والدين:&lt;br /&gt;طفل حق دارد که با والدين خود زندگي کند و نميتوان او را با اجبار از پدر و مادرش جدا کرد، مگر اينکه اين امر، به سود او باشد.&lt;br /&gt;ماده 10- پيوستن به خانواده:&lt;br /&gt;اطفال و والدين آنها حق دارند به منظور پيوستن به يکديگر کشور را ترک کنند و يا دوباره به کشور خود باز گردند.&lt;br /&gt;ماده 11- منع انتقال غير قانوني:&lt;br /&gt;دولت ها بايد از انتقال غير قانوني اطفال به کشور هاي ديگر، ممانعت کنند.&lt;br /&gt;ماده 12- آزادي عقيده طفال:&lt;br /&gt;طفل حق دارد در مواردي که به زندگي اش مربوط ميشود، عقيده خود را آزادانه بيان کند.&lt;br /&gt;ماده 13- آزادي بيان طفل:&lt;br /&gt;طفل حق دارد عقايد خود را بيان کنند وبدون توجه به مرزها، کسب اطلاعات نمايد.&lt;br /&gt;ماده 14- آزادي انديشه و مذهب:&lt;br /&gt;دولت ها بايد آزادي انديشه و مذهب طفل و حق هدايت طفل توسط والدينش را محترم بشمارند&lt;br /&gt;ماده 15- آزادي اجتماعي:&lt;br /&gt;اطفال حق دارند که با يکديگر ارتباط داشته باشند و تشکيل اجتماعات دهند.&lt;br /&gt;ماده 16- حفظ حريم طفل:&lt;br /&gt;امور خصوصي، خانوده گي و مکاتبات اطفال بايد در برابر هر نوع دخالت، بي حرمتي وافتراء، محافظت شود.&lt;br /&gt;ماده 17- دسترسي به اطلاعات:&lt;br /&gt;دولت ها بايد امکان دسترسي اطفال با اطلاعات مناسب را تضمين کنند و در محافظت آنان در برابر اطلاعات زيان آور، بکوشند&lt;br /&gt;ماده 18- مسووليت والدين:&lt;br /&gt;پدر و مادر در رشد و پرورش اطفال مسووليت مشترک دارند و دولت ها بايد در اين امر به آنان کمک کنند.&lt;br /&gt;ماده 19- منع بد رفتاري با طفل:&lt;br /&gt;دولت ها مؤظف هستند طفل را از هر نوع بدرفتاري والدين يا سرپرستان ديگر محافظت کنند و براي جلوگيري از هر نوع سوء استفاده از طفل اقدامات مناسب اجتماعي را انجام دهند.&lt;br /&gt;ماده 20- اطفال بي سرپرست:&lt;br /&gt;دولت ها بايد به اطفال محروم از خانواده کمک کنند و تدابير احتياطي مناسبي برا ی آنان درنظر گيرند.&lt;br /&gt;ماده 21- فرزند خوانده گي:&lt;br /&gt;در کشور هايي که نظام فرزند خوانده گي وجود دارد، اين امر بايد با توجه با منافع عاليه طفل و با کمک مقامات ذيصلاح، انجام گيرد.&lt;br /&gt;ماده 22- طفل پناهنده:&lt;br /&gt;دولت ها بايد با همکاري سازمان هاي ذيصلاح، اطفال پناهنده يا پناه جو را مورد حمايت قرار دهند.&lt;br /&gt;ماده 23- اطفال معلول:&lt;br /&gt;اطفال معلول و معيوب براي برخورداري از يک زندگي مناسب به آموزش، پرورش و مراقبت نياز دارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ماده 24- خدمات صحي:&lt;br /&gt;طفل حق دارد از بالا ترين سطح بهداشت و خدمات طبي برخوردار شود. دولت ها بايد برگسترش مراقبت ها و آموزش همگاني صحي، توجه خاص مبذول دارند.&lt;br /&gt;ماده 25- بررسي حالت طفل:&lt;br /&gt;وضع طفلي که از طرف دولت به افراد يا خانواده ها سپرده ميشود، بايد مورد ارزيابي قرار بگيرد.&lt;br /&gt;ماده 26- تأمين اجتماعي:&lt;br /&gt;هر طفل حق دارد از تأمين اجتماعي از جمله بيمه اجتماعي برخوردار شود.&lt;br /&gt;ماده 27- سطح زندگي:&lt;br /&gt;هر طفل حق دارد از چنان سطح زندگي برخوردار شود که رشد جسمي، ذهني، رواني و اجتماعي او را تأمين کند.&lt;br /&gt;ماده 28- تعليم و تربيه:&lt;br /&gt;برخورداري از تعليم و تربيه حق هر طفل است و دولت ها بايد امکان آموزش ابتدايي رايگان و اجباري را براي همگان فراهم آورند.&lt;br /&gt;ماده 29- هدف تعليم وتربيه:&lt;br /&gt;هدف تعليم وتربيه بايد رشد شخصيت و توانايي هاي طفل به کامل ترين صورت باشد وطفل را براي زندگي فعال در يک جامعه آزاد و دموکراتيک آماده سازد&lt;br /&gt;ماده 30- اطفال اقليت هاي قومي:&lt;br /&gt;اطفال اقليت هاي قومي و مذهبي حق بر خورداري از فرهنگ خود و انجام مراسم مذهبي و تکلم به زبان خويش را دارا هستند.&lt;br /&gt;ماده 31- بازي و فعاليت هاي فرهنگي:&lt;br /&gt;طفل حق بازي، تفريح و مشارکت در فعاليت هاي فرهنگي و هنري را دارد.&lt;br /&gt;ماده 32- کار اطفال:&lt;br /&gt;طفل بايد در برابرکاري که رشد و سلامت او را تهديد ميکند، حمايت شود. دولت ها بايد حد اقل سن وشرايط کار اطفال را مشخص کنند.&lt;br /&gt;ماده 33- مواد مخدر:&lt;br /&gt;اطفال بايد در مقابل استفاده از مواد مخدر و شرکت در توليد و توزيع آن محافظت شوند.&lt;br /&gt;ماده 34- سوء استفاده جنسي:&lt;br /&gt;دولت ها بايد اطفال را در برابر هر نوع سوء استفاده جنسي مورد حمايت قرار دهند.&lt;br /&gt;ماده 35- خريد وفروش:&lt;br /&gt;دولت ها بايد اقدامات لازم را براي جلوگيري از خريد وفروش و ربوده شدن اطفال بعمل آورند.&lt;br /&gt;ماده 36- اشکال ديگر استثمار:&lt;br /&gt;طفل بايد در مقابل هرگونه استثمار که سلامت و رشد او را به مخاطره اندازد، مورد حمايت و محافظت قرار گيرد.&lt;br /&gt;ماده 37- منع شکنجه:&lt;br /&gt;هيچ طفلي نبايد مورد شکنجه، رفتار ستمگرانه و بازداشت غير قانوني قرار گيرد. مجازات اعدام و حبس ابد مورد خلاف کاري هاي اطفال زير 18 ساله ممنوع است.&lt;br /&gt;ماده 38- درگيري هاي مسلحانه:&lt;br /&gt;هيچ طفل از 15 سال نبايد در درگيري هاي مسلحانه شرکت کند. دولت ها بايد در زمان درگيري هاي مسلحانه از اطفال مراقبت و&lt;br /&gt;حمايت به عمل آورند.&lt;br /&gt;ماده 39- توان بخشي اطفال:&lt;br /&gt;دولت ها مؤظف هستند از اطفال آسيب ديده از جنگ، بدرفتاري و استثمار، مراقبت و حمايت کنند.&lt;br /&gt;ماده 40- محاکم و دادگاه هاي خاص اطفال:&lt;br /&gt;اطفال مجرم براي دفاع از خود حق دارند از رفتار مناسب، مساعدت و مشورت قانوني برخوردار شوند و تا حدي امکان از توسل به اقدامات شديد در مورد آنان پرهيز شود.&lt;br /&gt;ماده 41- رجحان قوانين مؤثر:&lt;br /&gt;هيچ يک از مواد اين کنوانسيون حاضر، قوانين داخلي يا بين المللي لازم الاجرا در کشور هاي عضو را که، در جهت تحقق حقوق طفل مؤثرتر باشند، تحت تأثير قرار نميدهد.&lt;br /&gt;ماده 42:&lt;br /&gt;دول طرف کنوانسيون متعهد ميشوند که بالغين و همينطور اطفال را از اصول و شرايط اين کنوانسيون توسط وسايل مؤثر و مناسب وسيعاً آگاه نمايند&lt;br /&gt;ماده 43:&lt;br /&gt;بمنظور بررسي پيشرفت هاي حاصله توسط کشورهاي طرف کنوانسيون در بجاي آوردن تعهدات مذکور در اين کنوانسيون کميته را با وظايف تاسيس مي کنند.&lt;br /&gt;- کميته ممکن است به مجمع عمومي توصيه کند که از سرمنشي بخواهد تا از جانب آن مجمع به مسايل مشخص مربوط به حقوق طفل تحقيقات نمايد.&lt;br /&gt;- کميته ممکن است توصيه ها و پيشنهادات کلي يي را بر اساس معلومات دريافتي براي پيگيري مواد 44 و 45 اين کنوانسيون ترتيب نمايد. چنين پيشنهادات وتوصيه هاي کلي بايد به هر دو دولت دخيل منتقل شود و يکجا با نظرات دولتها مجمع گزارش داده شود.&lt;br /&gt;ماده 46:&lt;br /&gt;کنوانسيون حاضر بايد براي امضاء توسط همه دولتها مفتوح باشد.&lt;br /&gt;ماده 47:&lt;br /&gt;کنوانسيون حاضر موکول به تصويب است. اسناد تصويب بايد سرمنشي سازمان ملل متحد برده شود.&lt;br /&gt;ماده 48:&lt;br /&gt;کنسوانسيون حاضر بايد براي توافق و الحاق توسط دولتها مفتوح باشد. اسناد الحاق بايد به سرمنشي ملل متحد سپرده شود.&lt;br /&gt;ماده 49:&lt;br /&gt;- اين کنوانسيون به روز سي ام بعداز سپردن بيستمين سند تصويب و يا الحاق به سرمنشي بايد به مورده اجراء گذاشته شود. - براي هر دولتي که اين کنوانسيون را بعداز سپردن بيستمين سند تصويب و يا الحاق، تصويب ميکند و يا ميپذيرد، کنوانسيون به سيمين روز بعداز سپردن اسناد تصويب و الحاق همان کشور ميگردد.&lt;br /&gt;ماده 50:&lt;br /&gt;هر دولت طرف کنوانسيون ممکن است يک اصلاحيه اي (متمم) را پيشنهاد و آنرا در دوسيه سرمنشي ملل متحد بگذارد. سرمنشي بايد بعداً در باره آن متمم با دول طرف کنوانسيون تماس بگيرد و آز آنها تقاضا کند که آيا علاقمند تدوير کنفرانس از دولتها براي رسيدگي به آن متمم و راي گيري در آن مورد هستند يا نه و در صورت مثبت بودن جواب طي چهار ماه از تاريخ تماس، حد اقل يک سوم دول طرف توافق خواستار چنين کنفرانس هستند، دبير کل ملل متحد بايد کنفرانس را تحت سرپرستي ملل متحد دائر نمايد. هر متممي که توسط اکثريت دول حاضر رأي دهنده در&lt;br /&gt;کنفرانس تصويب شود بايد براي موافقت به مجمع عمومي تقديم شود.&lt;br /&gt;1- متممي که مطابق به پاراگراف 1 ماده حاضر تصويف مَيشود بايد هنگامي که توسط مجمع عمومي سازمان ملل متحد پذيرفته شد و توسط دو سوم دول کنوانسيون تأييد گرديده به مورد اجراء گذاشته شود.&lt;br /&gt;1- وقتي يک متمم نافذ ميگردد آن دولتهاي که متمم را پذيرفته اند ملزم به روايت آن هستند و ديگر دولتهاي طرف کنوانسيون مکلف به اجراي شرائط کنوانسيون حاضر و هر متممي است که اين کشورها آن را پذيرفته اند.&lt;br /&gt;ماده 51:&lt;br /&gt;1- سرمنشي ملل متحد بايد متن ملاحظات دولتها را در وقت تصويب و يا توافق دريافت و به همه کشور ها پخش نمايد.&lt;br /&gt;2- به ملاحظات که با اهداف و مقاصد اين کنوانسيون سازگار نباشد نبايد اجازه داده شوند.&lt;br /&gt;2- ملاحظات ممکن است که در هر زماني با اطلاع دادن اين موضوع به سرمنشي ملل متحد پس گرفته شود سرمنشي بعداً بايد همه کشورها را از اين مسأله آگاه کند. چنين اطلاعيه اي در همان تاريخي که توسط سرمنشي دريافت ميگردد به اجرا گذاشته خواهد شد.&lt;br /&gt;ماده 52:&lt;br /&gt;دول طرف کنوانسيون ممکن با نوشتن اطلاعيه اي به سرمنشي ملل متحد با اين کنوانسيون قطع رابطه کنند. قطع رابطه يکساله بعداز تاريخ رسيد اطلاعيه مربوطه توسط سرمنشي به مورد اجراء گذاشته خواهد شد.&lt;br /&gt;ماده 53:&lt;br /&gt;سرمنشي ملل متحد بحيث نماينده امين و با اعتماد براي اين کنوانسيون برگزيده ميشود.&lt;br /&gt;ماده 54:&lt;br /&gt;نسخه اصلي کنوانسيون که متنهاي عربي، چيني، انگليسي، فرانسوي، روسي و اسپانوي آن يکسان معتبر است بايد نزد سرمنشي ملل متحد گذاشته شود.&lt;br /&gt;نمايندگان تام الاختيار امضاء کننده زير از طرف دول متبوع شان صلاحيت کامل داده شده اند که کنوانسيون حاضر را بطور شهادت امضاء کنند.&lt;br /&gt;(يادداشت: يکي از دو پروتوکول اختياري ايکه در سال 2000 در زمينه کنوانسيون حقوق طفل به تصويب رسيده اند، حد اقل سن استخدام افراد به نيروهاي مسلح را از 15 سال به 1 سال بالا برده است. بر اساس اين پروتوکول اختياري، دولت ها مکلف اند از اشتراک اطفال کمتراز سن18 سال در درگيري هاي مسلحانه جلوگيري کن&lt;br /&gt;ماده 47:&lt;br /&gt;کنوانسيون حاضر موکول به تصويب است. اسناد تصويب بايد سرمنشي سازمان ملل متحد برده شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خصوصيات کنوانسيون حقوق طفل&lt;br /&gt;کنوانسيون حقوق طفل خصوصيت هايي دارد که آنرا&lt;br /&gt;از ساير پيمان هاي بين المللي، متمايز ميسازد، مهمترين خصوصيت هاي اين کنوانسيون به شرح زير است.&lt;br /&gt;1- پذيرش عمومي:&lt;br /&gt;با آنکه کشور هاي جهان از نظر اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي با يکديگر تفاوت دارند، اما تمام کشور ها به استثناي يک کشور آنرا پذيرفته اند و اين نشان ميدهد که دولت ها به زندگي اطفال اهميت مي دهند و به اين نکته باور دارند که اطفال امروز، سازنده گان فرداي جامعه اند.&lt;br /&gt;2- گستردگي مخاطبان کنوانسيون:&lt;br /&gt;کنوانسيون حقوق طفل تمام افراد زير 18 سال را دربر ميگيرد.اين گروه بيشترين تعداد جمعيت جهان را بخصوص در کشور هاي جهان سوم تشکيل ميدهد و از طرفي، مهمترين بخش جمعيت جهان به شمار مي آيد. در واقع اين کنوانسيون بعداز اعلاميه حقوق بشر بيشترين و مهمترين بخش جمعيت جهان - يعني اطفال و نوجوانان را زير پوشش حمايتي خود قرار ميدهد.&lt;br /&gt;3- انعطاف پذيري کنوانسيون:&lt;br /&gt;از آنجا که کنوانسيون حقوق طفل براي اجرا در کشور هاي مختلف با شرايط سياسي، فرهنگي، اقتصادي واجتماعي متفاوت تدوين شده است، از انعطاف پذيري کافي برخوردار است تا بتواند با وجود اين تفاوت ها در تمام کشور هاي جهان قابليت کار برد و اجرا داشته باشد.&lt;br /&gt;٤- جامعيت کنوانسيون:&lt;br /&gt;کنوانسيون حقوق طفل، تمام جنبه هاي رشد طفل را شامل ميشود – رشد جسمي ذهني، عاطفي و اجتماعي طفل در مواد مختلف اين پيمان مورد توجه قرار گرفته است و از اينرو با اصول و قوانين روانشناسي طفل تطابق دارد.&lt;br /&gt;5- نگرش علمي:&lt;br /&gt;کنوانسيون از آنجا که حاصل سالها تجربه به کارمستمر کار شناسان و متخصصان در زمينه هاي مختلف است، از نگرش علمي و صحيح نسبت به طفل برخوردار است و به دور از تعصبات ملي، نژادي، سياسي، مذهبي، قومي ، اصول راهنماي حقوق طفل را که شامل همه&lt;br /&gt;اطفال جهاني ميشود، ارايه ميدهد و از طرفي طفل را به عنوان موجودي مستقل و متفاوت از بزرگسالان با نيازها و خصوصيات خاص خود در نظر ميگيرد.&lt;br /&gt;6- توجه به نهاد خانواده:&lt;br /&gt;با توجه به اهميت خانواده در رشد و پرورش اطفال و تأمين سلامت جسمي و رواني آنان کنوانسيون حقوق طفل علاوه بر توجه به طفل، به لزوم کمک و حمايت از خانواده ها، توسط دولتها، براي انجام وظايف خود تأکيد و توجه دارد.&lt;br /&gt;7- اولويت منافع طفل:&lt;br /&gt;کنوانسيون طوري تدوين شده که در همه مواد خود، منافع و مصالح طفل را در اولويت قرار داده است و علاوه برين جهت گيري کلي، ماده خاصي را به اين موضوع اختصاص داده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چگونگي حق بقاي طفل در اسلام:&lt;br /&gt;بسم الله الرحمن الرحيم&lt;br /&gt;فرزندان تانرا از ترس فقر و گرسنگي نکشيد، ما بشما و آنها روزي ميدهيم، کشتن آنها خطاي بزرگ است (سورة اسرأ، آية 21)&lt;br /&gt;- اولاد تانرا نکشيد. (سورة انعام آية 151)&lt;br /&gt;-مال و فرزندان در زندگي زينت دنياست. (سورة الکهف آية 88)&lt;br /&gt;- خود را بدست خود و خطر و مهلکه نياندازيد. سورة ( البقرة، آية 190)&lt;br /&gt;-خداوند (ج) برگرفته است از مسافر روزه و برخي از نماز را و همچنان برگرفته است از مادران شيردار و حامله روزه را. ) حديث شريف (&lt;br /&gt;و هر چيز حلال و پاکيزه که خدا (ج) روزي شما کرده بخوريد (سورة الماعده، آية 88)&lt;br /&gt;- مادران بايستگي روسان کامل فرزندان خود را شير دهند. آن کس که خواهد فرزند را شير تمام دهد. ( سورة البقره، اية 233)&lt;br /&gt;نظافت جزء ايمان است، (حديف شريف)&lt;br /&gt;-هر جرعه که از شيرمادر مکيده شود ثوابي دارد. و هر شبي که مادر براي مراقبت طفل خود بيدار بماند پاداش آن همان است که هفتاد غلام را در راه خدا (ج) آزاد کند ( حديف شريف).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Classroom Instructions هدايات صنفي&lt;br /&gt;در جريان تدريس و اموزش و نيز دروقت سپردن وظيفه، معلمين بايد هدايت واضح و قابل درك ارايه نمايد، چه تحريري باشد يا تقريري مهم اينست كه كدام قابليت انجام شود، براي چه؟ براي چقدر وقت، به چه مقدار دركدام مضمون، براي اجراكار هاي كه مهارتهاي چونن: بيان كردن، گفتن، حل كردن، نشان دادن، خواندن، نوشتن، ارتباط دادن، لست كردن، وصل نمودن، تقسيم كردن، شمردن، يكجا كردن، جداكردن، ترتيب دادن، مذاكره كردن، معني كردن، اندازه كردن، ترسيم كردن، جدول بندي كردن، تصف كردن، امتحان كردن، تطبيق كردن، تلفظ كردن، خلاصه نمودن، ديدن، شنيدن، تماشا كردن، تحليل كردن، اثباط نمودن گرفتن، صحبت كردن، به ياد اوردن، مقايسه كردن، وزن كردن&lt;br /&gt;انكشاف دادن، استعمال كردن و.............................................................&lt;br /&gt;قابل زكر است كه معلمين بايد در وقت تدريس و اموزش هدايات را قسمي بدهند كه شاگردان قابليت مورد نظر را بتوانند بخوبي فراگيرند ودر اجرا ان اشتبا نكنند. اين بستگي به هدف درس دارد، كه معلم چه ميخواهد، هدفش چيست؟ وچگونه در هدايات انرا منعكس ساخته ميتواند.&lt;br /&gt;اكثرآ معلمين محترم كه هدايت ميدهند، شاگردان در اجرا انها اشتبا ميكنند. چرا؟ دليل اينست كه هدايت واضح نبوده و شاگردان اشتبا ميكنند. در اينجاه شما اشتراك كننده هاي محترم براي شاگردان خود غرض انجام دادن بعضي فعاليتهاي صنفي كه شاگردان بايد انرا در صنف انجام دهند، بشكل كار مشورتي و گروپي و ان هم در مضامين مختلف، از اغاز تا انجام تدريس و اموزش فسمي كار كنيد كه فقط هدايات را بكار ببريد، تدريس نكنيد، تنها كلماتي را كه شما خواهان اجرا يك يا چند قابليت را از شاګردان تان دارييد، لفظي بكار برييد.&lt;br /&gt;نتيجه&lt;br /&gt;شما خود را بيازماييد كه در وقت هدايت دادن از كدام كلمات، چگونه، باچه حركتي، با چه اشاره اي، باكدام نوع صدا، به كدام اشخاص، درچه موقعيتي، براي چه، درچه مدتي، چرا، چه ميخواهيد&lt;br /&gt;اين سوالاتي هستند كه شما ميتوانيد خودرا بيازماييد كه در وقت دادن هدايت چگونه بايد هدايت داد، چه ميخواهيد، وچرا، انگاه خود پي ميبرييد كه هدايت دادن اسان است يا مشكل، اشتبا خود را پيدا كرده و در اينده متوجه خواهيد شد كه در چه موردي و براي كه هدايت ميدهيد.&lt;br /&gt;قابل ذكر است كه توجه هدايت گيرنده گان جلب گردد، سويه و برداشت علمي و مسلكي شان در نظر گرفته شود.&lt;br /&gt;باحوصله مندي و بابكاربردن كلمات ساده و بسيط هدايت را مطابق به هدف تعيين شده بسيار اهسته داده و وقت دهيد كساني را كه هدايت شمارا نفهمده باشند،در دادن هدايت عجله نكيد، دروقت دادن هدايت رويه خوب و بسيار خوب داشته باشيد، از شما كسي نترسد، كسي از نفهميدن هدايت خجالت نكشد و جراات پرسيدن دوباره را داشته باشد، بشما اعتماد داشته باشند، دير اموزان را زيادتر وقت دهيد، وضع رواني و جسمي جانب مقابل را بخوبي درك كند،&lt;br /&gt;هدايت را هر چه كوتاهتر و ساده تر بدهيد، هدايت تان از اصل موضوع طويل تر نباشد، توجه داشته باشيد كه همه يكسان هدايت را فهميده و گرفته اند يا نه، در اجرا عمل خواسته شده مطلبي به هدايت وقت لازم دهيد، در وقت اجرا عمل با اهسته اموزان بيشتر كمك كنيد، اگر لازم باشد هدايت را بخط خوانا بنوسيد به شاگردان&lt;br /&gt;جراات بدهيد كه سوال كنند، اطمينان حاصل نماييد كه گيرنده گان موضوع هدايت را فهميده و مي فهمند وبلاخره تلاش نماييد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مواد ممددرس (مرستندويه درسي مواد)&lt;br /&gt;Teaching Aids (Materials)&lt;br /&gt;مواد ممد درسي وسايلي وابزاري هستند كه در جريان تدريس و اموزش غرض تسريع اموزش و يادگېري مطابق به مضمون و موضوع توسط اموزگار (معلم) در پلان كاري خود انتخاب نموده و دريك ساعت درسي از وسايل در داخل ويا خارج از صنف كار گرفته ميشود.&lt;br /&gt;مواد ممد درسي انواع و اقسام داردكه به سه دسته تقسيم ميگردد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱ – مواد محلي يا قابل دسترس از قبيل: سنگ، چوب، برګ درخت، دانه لوبيا...........&lt;br /&gt;Local available materials&lt;br /&gt;۲ – مواديكه توسط دست ساخته ميشود و معمولاً از كاغذ، پلاستك، چوب، گچ، سرش، رنگ و مواديكه از انها يا مودل، يا نقشه يا چارت ويا تخته هاي كه در تدريس و اموزش، يا اعلانات بكار برده ميشود.&lt;br /&gt;Teaching and learning Materials, made by teachers&lt;br /&gt;۳ – مواد تخنيكي كه دسترسي به انها كمتر ميسر است وعبارتند از: فلمها، كستها، راديو.... كه در پروسه تدريس و اموزش بي نهايت موثر بوده و بايد به و جه احسن از انها كار گرفت.&lt;br /&gt;در مضامين مختلف ميتوان از مواد مختلف كار گرفت، چون در شمارش وعمليه هاي حسابي از دانه هاي لوبيا، سنگچل، خسته خرما... ودر مضمون دري از تصاوير، كارتها، چارتها... در علوم اجتماعي از نقشه ها، كره، گرافها، مودلها، تقويمها... ودر مضمون ساينس از مايكروسكوپ، مودلها، چارتها، تصاوير، استكليتها، مواد اطبعي براي ازمايش ونيز موجودات زنده كارگرفته ميشود.&lt;br /&gt;تخته سياه كه در كشور ما بنام كمك كننده معلم معرفي شده، بايد په شكل درست استفاده شود. گرچه تخته ها نيز انواع مختلف دارند، مګر ماتنها راجع په تخته سياه و طريقه استفاده خوب ان براي معلمين محترم خود پيشنهاد مي نماييم. در نگهداري تخته ها، رنگ نمودن ان، استفاده از تباشير هاي رنگي، ترسيم نمودن اشكال، نوشتن حروف و كلمه ها و حل مسايل رياضي قسمي از تخته سياه كار گرفته شود كه براي شاگردان نه تنها جالب، بلكه قابل درك و اموزش باشد. اكثر معلمين محترم تخته سياه را در تدريس و اموزش درست استعمال كرده نميتوانند. چون يا تخته مطابق نورم نبوده، يا معلمين بابي اعتنايي روي تخته خطوط غير خوانا مي نويسند، كه نه براي شاگردان قابل درك است و نه براي خود معلم.&lt;br /&gt;قابل ذكر است كه معلمين محترم تنها به كتاب درسي و تخته سياه اكتفا نكنند، ابتكار از خود نشان دهند و نيز شاګردان را تشويق كنند. در محلات ودوردستها اكثر مواد به اساني يافت ميشود، مثلاً قطي ها، كارتن هاي كاغذي، خسته خرما، تار، ميخ ... اين به ابتكار و علاقه مندي خود معلمين تعلق ميگيرد.&lt;br /&gt;قابل ياد آوريست كه مواد درسي بايد از مواد خطرناك انتخاب نشود، ودر صورتيكه مواد چون: مواد كيمياوي يا وسايل چون چاقو و سايل خطرناك ديگر ضرورت باشد بسيار از احتياط كار گرفته شود و نيز متوجه شاگردان بايد بود كه در وقت استعمال بي احتياطي نكنند.&lt;br /&gt;همه مواديكه دربالا ذكرشد ممكن به شكلي از اشكال خطرناك باشد، مګر اين مربوط به معلمين است كه مواد را چگونه و چطوربكار ميبرند.&lt;br /&gt;اينك مواد را مشاهده كنيد و طريق استعمال انهارا نيز خود تو ضيح دهيد:&lt;br /&gt;مواد: تار، ميخ، خط كش، قيچي، سرش، تصاوير، سپلنگ ماشين، چارتها، كارتها، نقشه ها، كره زمين، سنگچل، دانه لوبيا، تخته صد، قلم هاي رنگي، تباشېر رنگه، مايكروسكوپ، مودل، تخته سياه، تباشير، پوسترها، تخته صد، برگها...................&lt;br /&gt;انيها موادي هستند كه در تسريع اموزش كمك ميكنند. وظيفه معلمين ميباشد تا مواد مناسب و جالب براي دروس شان بسازند و در صنف از انها بوجه احسن استفاده نمايند، نيز شاگردان را در اماده سازي مواد تشويق وحتي وظيفه دهند كه در تهيه مواد معلمين را كمك نمايند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;كه معمولاً بعد از ختم مضوعات، غرض اصلاح، انكشاف، نظريات Reflection انعكاسات يا&lt;br /&gt;پيشنهادات و بهبود كار از طرف اموزنده گان، اشتراك كننده گان، مشاهدان بشكل لفظي ارايه ميكردد. به قسمي پيشكش ميګردد. كه در نخست نكات قوي موضو پيشكش شده، بعد اصلاحي و در اخر نظريات و پيشنهادات مسئولين اضافه ميګردد:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;Feedback بازدهي (تقويه مجدد) يا&lt;br /&gt;بازدهي يا فيدبك عمليه است كه بعداز اجرا يك فعاليت انجام شده، غرض اصلاح، تقويه و رفع كمبوديها و عدم تكرار نواقص مسلكي، از طرف مشاهده كننده، نظارتچي و شخص مسلكي كه در موضوع و اردباشد به كسيكه فعاليت نموده قسمي ارايه و پيشكش ميگردد كه جانب مقابل اين تصور را نكند كه مشاهده كننده شخصيت، علميت، حيثيت يا فعاليت او را ناديده گرفته، كه هرگز فيدبك اين معني را ندارد، برعكس فيدبك كمك كننده بوده و در اصلاح نواقص مسلكي با افراد كمك ميكند تا در اينده مرتكب اشتبا نشود، چون شخص كه در جريان فعاليت قرار دارد متوجه اشتباهات و كمبوديهاي خود نبوده و گاهي اشتبا روي اشتبا وبدون نظر خواهي موضوعات بشكل غلط ان انتقال مييايد، و وقتي اموزنده، اموخته هاي خودرا با معيارات علمي مقايسه ميكند انگاه متوجه ميشود كه اموخته هايش همه اشتبابوده، بناً در امر تدريس و اموزش فيد بك يك امر ضروري بوده و چون اموزش – پرورش مسلك تجربوي ميباشد، پس بايد همه ما معلمين، سرمعلمين، امرين مكاتب، متخصيصين و دانشمندان فيدبك را به جان ودل بپذيرم، چون اموخته ها همه كتابي بوده، وقتي درصحنه عمل ديده ميشود، نواقص را درمي يابيم، مثال: معلم بدون در نظر داشت سويه شاگردان، اختلافات فردي، سبكهاي مختلف اموزشي، نيازمنديها سنين مختلف، سلوك شاگردان، نواقص دارد. امروزه در سرتاسر جهان فيدبك به عنوان تغذيه شناخته شده. كه كلمه (فيدبك) در حقيقت تغذيه شدن است، و فيدبك تغديه دوباره معني ميدهد. دتمامي امورات فيدبك اصلاح كننده و كمك كننده بوده.&lt;br /&gt;در اينجاه مقصد ما اينست كه بعد از اجرا شدن تمامي فعاليتها چه از طرف ترينر ها وچه از طرف مشمولين بايد بادر نظرداشت اصول احترام متقابل، گوش كردن نظريات همديگر، يادگيري و بدست اوردن تجارب جديد بايد به همديگر فيدبك بدهيم. تا بياموزيم و بياموزانيم و طريقه فيدبك قرار شرح زير ميباشد:&lt;br /&gt;۱ – ارايه نظريات ( نكات قوي، ضعيف، قابل اصلاح، نظريات جديد........)&lt;br /&gt;۲ – راههاي حل نواقص و مشكلات كه در جريان فعاليتها به مشاهده رسيده، البته با دادن مثالها، دروس نمونوي، نظريات، بايد طوري مورد بحث قرارداده شود كه جانب مقابل بياموزد ونواقص خود را اصلاح نمايد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8683646454284248093-7353880395753974844?l=edportal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://edportal.blogspot.com/feeds/7353880395753974844/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8683646454284248093&amp;postID=7353880395753974844' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8683646454284248093/posts/default/7353880395753974844'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8683646454284248093/posts/default/7353880395753974844'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://edportal.blogspot.com/2008/01/human-rights-education-manual-part-2.html' title='Human Rights Education Manual - part 2'/><author><name>Khyber Himmat</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://1.bp.blogspot.com/_Z8E-XIpPBYY/SRf2n56c4KI/AAAAAAAACMQ/cpi3GP5Ryk4/S220/Devedas.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8683646454284248093.post-3125703378326024830</id><published>2008-01-20T03:20:00.000-08:00</published><updated>2008-01-20T20:35:20.245-08:00</updated><title type='text'>Human Rights Education Manual - part 3</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;Learning Environment&lt;br /&gt;محيط اموزشي&lt;br /&gt;Pedagogical environment شرايط پيداگوژيكي&lt;br /&gt;لت وكوب، عدم موجوديت معلمين مجرب ومسلكي، نبود مواد درسي، كتب درسي ناقص، شرايط بد صنف، نبود انضباط درست&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Social environment شرايط اجتماعي&lt;br /&gt;سواد والدين، ذهنيت مردم، اينده نا معلوم، عنعنات، شرايط ناګواراقتصادي، نظام سياسي، امنيت.........&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Physiological environment شرايط فزيولوژيكي&lt;br /&gt;گرسنگي، تشنگي، خستگي از كار هاي خانه وبازار، غذا نا كافي، وضع صحي.......&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Psychological environment شرايط و وضع رواني&lt;br /&gt;ترس و وحشت، شرم، خشونت و تهديد، نااميدي، عم و اندوه، محروميتها و عقده ها، رقابتهاي نا سالم، احساس كمتري....&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Cognitive (Knowledge) – شرايط علمي و سطح اگاهي عامه&lt;br /&gt;پايين بودن سطح دانش و اګاهي عامه، تعصب در مقابل علوم و پيشرفت جامعه بشري، وابستگي علمي، عدم درك ارزشها، فقر فرهنگي، نداشتن نصاب ملي وخودي، نداشتن كادرهاي علمي ومسلكي، بي نظمي در امورات، عدم توانايي انسجام افراد و اشخاص اگاه و فني......&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حالا ميتوان راجع به محيط اموزشي محدوده يك مكتب اين مسائل را بررسي، تحليل و اشنايي حاصل نمود:&lt;br /&gt;۱ – وضع و ساختمان فزيكي يك صنف: روشني در داخل صنف، بررگي و كوچكي صنف، چوكي صنف، چوكي ويافرش،موقعيت تخته سياه درصنف، صنف متصل به بيت الخلا، متصل به ساحه پرسروصدا، پستي ولندي صنف، سايه رخ، مواد درسي موجود در صنف..........&lt;br /&gt;۲ – ذهنيت و سلوك معلم: معلم مسلكي، عير مسلكي، پلان درسي منظم دارد، مواد درسي در تدريس و اموزش استعمال ميكند، شاګردان رالت و كوب ميكند، علاقه و دلچسپي به مسلك خود دارد ياني از روي مجبوريت معلمي ميكند، مشكلات جسمي وغيره دارد يانه، وضع رواني، اقتصادي، مرقعيت اجتماعي، منطقوي و اخلاق شان سالم است، دهنيت شان نسبت معارف خوشينانه است، از رشته و مسلك غير تدريس امده و معارف را پناهگاه خود ميداند، معارف را وسيله كارفكر ميكند، معارف را اساسات فرهنگي و انكشاف&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Learning Theory (Brain) تيوري آموزش – دماغ&lt;br /&gt;Left قابليتهاي طرف چپ دماغ Right قابليتهاي طرف راست دماغ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;· Speech نطق * artistic activity فعاليتهاي هنري&lt;br /&gt;· Calculation محاسبه * musical ability rhythm استعداد موزون موسقي&lt;br /&gt;· Intellectual analysis تحليل فعاليتهاي عقلي * emotion هيجانات&lt;br /&gt;· Reading خواندن * recognition تشخيص&lt;br /&gt;· Writing نوشتن * comprehension درك&lt;br /&gt;· Naming نامگذار* perception of abstract patterns درك طرح و نقشه هاي مجرد&lt;br /&gt;· Ordering ترتيب و تنظيم نمودن * spatial ability استعداد فضايي و فاصله سنجي&lt;br /&gt;· Sequencing تسلسل و ارتباط * facial expressions قيافه شناسي&lt;br /&gt;· Complex – motor sequences تسلسل فعاليتهاي پيچده حركي * holistic ability قابليت درك كل&lt;br /&gt;· Critique نقد * intuition بصيرت / فراصت / شعور&lt;br /&gt;· Evaluation ارزيابي * creativity خلاقيت / ايجادگرديs&lt;br /&gt;· Logic منطق * images تصورات&lt;br /&gt;* Color رنگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قابل ياد آوريست كه تيوري فوق بعداز تحقيقات و آزمايشهاي متعددي در بين صدها و هزارها افراد و اشخاص سويه هاي مختلف نتيجتاً بدست آمده ودر عمليه آموزش خيلي مهم بوده و معلمين بايد در وقت تدريس و آموزش پلانهاي درسي خود را بادر نظر داشت قابليتهاي فوق عيار سازند. نيز والدين / افراد جامعه و مربيون بايد اين پزوهش را در رشد استعداد هاي تحت تربيت خود فراموش نكنند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;ميتود مسابقه&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;مسابقه يكي از روش هاي اصول تدريس مي باشد كه در بين شاګردان رقابت سالم خلق شده و يك گروپ از گروپ ديگر مسابقه را ببرند درين روش شاگردان زياد مركز فعاليت ميباشند..&lt;br /&gt;معلم درين روش شاگردان را به دو گروپ به تعداد مساوي و سويه هاي مساوي انتخاب كرد و مسابقه را براه مياندازه&lt;br /&gt;فوايد ميتود مسابقه&lt;br /&gt;۱ . شاگردان با جراَت مشوند&lt;br /&gt;۲ . شاگردان علاقمند به درس ميشوند&lt;br /&gt;۳ . رقابت هاي سالم درسي بين شاگردان ايجاد ميشود&lt;br /&gt;۴ . حس همكاري بين شاگردان در ګروپ بوجود ميايد&lt;br /&gt;۵ . مهارت سوال كردن وجواب دادن در آنها انكشاف ميكند.&lt;br /&gt;نكاتيكه در وقت تدريس و تطبيق ميتود مسابقه بايد در نظر گرفته شود&lt;br /&gt;۱ . انتخاب شاګردان گروپ ها صورت ګيرد طوريكه از هر قطار شاگردان به تعداد مساوي با در نظر داشت سطح دانش انتخاب گردد و در هر مسابقه شاگردان تقير نمايد تا همه در مسابقه سهيم گردند.&lt;br /&gt;۲. هدايت مسابقه بايد واضح باشد تا شاگردان مطابق آن مسابقه را آقار نمايند و طريقه طرح سوال به شاگردان از همديگر ميپرسند و اگر شاگرد اسوالات را طرح كرده نتواند بايد خود معلم سوال را طرح نمايد&lt;br /&gt;درسوالات بايد عدالت در نظر گرفته شود&lt;br /&gt;۳. در دادن نمره از عدالت كار گرفته شود يعني نمرات به شكل جز وار به هر سوال قبلاً تعين شده و اعلان گردد و معلم طرفداري گروپ يا شاگردي را ننمايد&lt;br /&gt;۴. صنف بايد كنترول گردد تا كه همه شاگردان متوجه مسابقه باشند و معلم هم متوجه باشد.&lt;br /&gt;۵. نتيجه مسابقه بايد اعلان گردد تا معلوم شاگرد كه كدام ګروپ برنده شده است و معلم ګروپ را كه برنده نشده بايد تشويق نمايد تا در آينده در مسابقات برنده شوند.&lt;br /&gt;معلم بايد بعد از ختم ميتود مسابقه ســــوالات ذيل را از خود نمايد&lt;br /&gt;سوالات&lt;br /&gt;آيا مسابقه را در جاي مناسب اجرا نمود يا نه؟&lt;br /&gt;آيا اعضاي ګروپ ها را با در نظر داشت سطح دانش شان انتخاب نمود يانه؟&lt;br /&gt;آيا هدايت براي انجام دادن مسابقه واضح بود يانه&lt;br /&gt;آيا مراحل مسابقه مانند ( تعين گروپ، نامگذاري گروپ، هدايت، نمره و اعلان نتيجه) رامنظم كار نمودم.&lt;br /&gt;آيا شاگردان از نتيجه مسابقه راضي بودند.........؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;۱- افهام و تفهيم كلماتي&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;درين شكل افهام و تفهيم عموماً پيغم ها به شكل كلمات و جملات انتقال مي يابد كه اين انتقال مفاهيم په دو قسم صورت ميگيرد.&lt;br /&gt;الف : تحريري كه بواسطه تحرير و نوشته ها صورت ميگيرد مثلاً مكتوب ها و غيره كه ميتواند اين نوع افهام و تفهيم به شكل دو ګانه باشد يعني يك شخص به شخص ديگر توسط نامه موضوعات و مطالب را نوشته و ميفرستد. ويابه شكل دسته جمعي طوريكه يك شخص مطالب را يا پيام شخصي را به شكل مقاله مينويسد و مخواند يا هم از طريق كتاب ها اخبار و جرايد به نشر ميرساند ويا توسط مكتوب از يك منبع به ديگران ميرسد&lt;br /&gt;ب: شفاهي به شكل سخن گفتن مانند تقرير ها سوالات و جوابات صورت ميگيرد ميتوان به شكل دو گانه: روبرو ويا ذريعه تيلفون پاهم به شكل شفاحي صحبت صورت گيرد و همچنان به شكل دسته جمعي كه ميتوان از طريق صحبت در مجالس، شورا ها، راديو و غيره كه تعداد شنونده هاي آن زياد وحتي نا معلوم است&lt;br /&gt;۲ . افهام و تهفيم غير كلماتي&lt;br /&gt;درين شكل افهام و تفهيم از كلمات و جملات استفاده نميشود و بدو قسم اس&lt;br /&gt;الف: اشاره وي&lt;br /&gt;كه توسط اشارات و حركات اعضاي بدن افهام و تفهيم صورت ميګيرد.&lt;br /&gt;مثلاً افهام و تفهيم خودي كه شخص با خود حرف ميزند يا زير زبان گپ ميزند يا هم توسط اشارات دست، چشم و ابرو رساندن پيام به شخص مقابل&lt;br /&gt;ب: بصري&lt;br /&gt;توسط چشم و مشاهده كردن حضي حالت و تصاوير افهام و تفهيم صورت ميگيرد و وقتي طرف چهره مردمان ميبيند چهره شانرا درك ميكني كه آيا فهميده اند آيا درك كرده اند يا خير؟ آيا آنها مايوس ومتردد اند حتي طريقه نشستن چندين معني را دارد چون منتظر، بي تفاوت و غيره امثال آ&lt;br /&gt;فعاليت:&lt;br /&gt;افهام و تفهيم لفظي و غير لفظي وقتي همزمان صورت ميگيرند با همديګر مغايرت نداشته باشد.&lt;br /&gt;رول پلي:&lt;br /&gt;وقت ۱۰ دقيقه&lt;br /&gt;مواد: كارت هاي رول پلي&lt;br /&gt;دونفر باهم طوري صحبت مينمايند كه نفر اول تبريكي او نمره گي نفر دوم را كه دوست صميمي اش است ميدهد الفاظ خوب استعمال نموده مګر چهره اش نمايانگر الفاظ آن نيست&lt;br /&gt;بار دوم&lt;br /&gt;باز هم عين رول پلي انجام ميپذيرد مګر اينبار چهره شخص كه تبريكي او نمره گي دوست خود را ميدهد چهره اش نمايانګر سخنانش است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سوالات&lt;br /&gt;شما چه تفاوت ها را درين دو رول پلي ديديد؟&lt;br /&gt;اګر در الفاظ و حركات تفاوت باشد آيا افهام و تفهيم درست صورت ميگيرد؟&lt;br /&gt;پس وقتي افهام و تفهيم خوب صورت ميګيرد كه ګفتار، كلمات اشارات و حركات باهم مغايرت نداشته باشد&lt;br /&gt;اجزا يا عوامل مهم افهام و تفهيم&lt;br /&gt;مهارتد گفتن&lt;br /&gt;مهارت شنيدن&lt;br /&gt;مهارت پرسيدن&lt;br /&gt;مهارت مشاهده كردن&lt;br /&gt;مهارت فهميدن&lt;br /&gt;مهارت متقاعد كردن&lt;br /&gt;نكات كه يك مفاهمه را ضعيف نشان ميدهد&lt;br /&gt;- سركشي از اوامر و اجراي كار&lt;br /&gt;- خفه بودن ازهمديگر (هريك مي گويد كه هيچ كس براي من موضوع را هدايت نداده است&lt;br /&gt;- پخش كردن آوازها و غيبت كردن&lt;br /&gt;- عدم اعتماد و غلط فهمي&lt;br /&gt;- تغير دادن حقايق&lt;br /&gt;- مقاومت كردن در مقابل تغيرات كه در پاليسي يك پروژه يا پروگرام مي آيد&lt;br /&gt;- ضايع كردن وقت&lt;br /&gt;- نتيجه منفي از كار قبلي&lt;br /&gt;موانع كه باعث افهام و تفهيم درست مي گردد.&lt;br /&gt;- عدم توجه گوينده و شنونده&lt;br /&gt;- عدم جرات شخص گوينده يا گيرنده پيغام&lt;br /&gt;- مغلق و پيچيده صحبت كردن ( از سويه شخص يا اشخاص شنونده بلند صحبت كردن)&lt;br /&gt;- به زبان مردم و منطقه صحبت نكردن&lt;br /&gt;- عام فهم نبودن موضوع&lt;br /&gt;- موضوع به وقت معين نرسيده و يا گيرنده آن به وقت معين اجرا ننموده است&lt;br /&gt;- گيرنده يا شنونده هيچ نوع عكس العمل از خود نشان نميدهد&lt;br /&gt;افهام و تفهيم داراي ۵ جز عمده است كه در صورت نواقص يا عدم يكي از اجزاي آن افهام و تفهيم صورت نمي گيرد و عبارتند از:&lt;br /&gt;۱. فرستنده&lt;br /&gt;۲. پيغام&lt;br /&gt;۳. وسيله&lt;br /&gt;۴. گيرنده&lt;br /&gt;۵. محيط&lt;br /&gt;۶. فيدبك&lt;br /&gt;فرستنده وقتي پيغام را ميخواهد بفرستد بايد متوجه باشد كه وسيله بايد موجود فعال، مكمل ودرست باشد تا انتقال مفاهيم به شكل درست صورت بگيرد.&lt;br /&gt;خصوصيات يك پيغام&lt;br /&gt;الف :پيغام بايد مكمل باشد و آنزماني پيغام را مكمل گفته ميتوانيم كه تمام معلومات ضروري راجع به موضوع در پيغام وجود داشته باشد. بطور مثال :بخاطر اجراي يك كار پيغام طوري داده ميشود كه:&lt;br /&gt;چه كاري انجام شود&lt;br /&gt;چطور اجرا شود&lt;br /&gt;چه وقت اجرا شود&lt;br /&gt;درچه جاي اجرا شود&lt;br /&gt;چرا اجرا شود&lt;br /&gt;چه كسي آنرا اجرا نمايد&lt;br /&gt;ب :پيغام بايد كوتاه باشد و موثريت پيغام كوتاه درين است كه گيرنده آنرا ميتواند به آساني درك نمايد&lt;br /&gt;ج : پيغام بايد واضح باشد تا جانب مقابل آنرا خوب اخذ كرده بتواند&lt;br /&gt;د : پيغام بايد قناعت بخش، تشويق كننده و مطابق ضرورت باشد تا قناعت جانب مقابل حاصل و جواب مثبت از آن بيايد.&lt;br /&gt;ر :پيغام بايد جنبه عملي داشته باشد تا جانب مقابل آنرا اجرا كرده بتوان.&lt;br /&gt;ز : پيغام بايد به وقت و زمان معين آن به شخص برسد&lt;br /&gt;خصوصيات فرستنده و گيرنده پيغام خوب:&lt;br /&gt;- به زبان ساده، واضح و مناسب صحبت نمايند.&lt;br /&gt;- به جانب مقابل اجازه سخن زدن و سوال كردن داده شود يعني پيغام بايد يك جانبه نباشد&lt;br /&gt;- به حرف هاي همديگر علاقمندي نشان داده و با اهميت خاص شنيده شود.&lt;br /&gt;- طرفين را مطمين سازند تا جانب مقابل پيغام را درست اخذ نموده است.&lt;br /&gt;- طرفين يعني فرستنده و گيرنده هردو به لسان پيغام حاكم باشند.&lt;br /&gt;- درصورت ضرورت بالاي تقاط مهم پيغام تاكيد صورت گرفته ويا اينكه جانب مقابل آنر نوت نمايد:&lt;br /&gt;- جانبين در جريان مفاهمه با يكديگر كاملاً متوجه باشند.&lt;br /&gt;- در جريان مفاهمه هر دو طرف با خون سردي باهم تبادله افكار و پيغام نمايند:&lt;br /&gt;گوينده رابايد تشخيص دهيم:&lt;br /&gt;فرستنده و ګيرنده بايد مهارت هاي افهام و تفهيم را در نظر بگيرند&lt;br /&gt;كه عبارت اند از&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شاگرد محوري ( شاكرد بحيث مركز فعاليت)&lt;br /&gt;شاگرد محوري بر اساس شريك ساختن نظريات و تجارب، مركز قرار گرفتن شاګرد در پروسه آموزش (سهم ګيري فعال) و كسب دانش توسط خود شاگردان استوار ميباشد&lt;br /&gt;كه در اين پروسه:&lt;br /&gt;- آموزنده (شاگرد) فعال است.&lt;br /&gt;- آموزش به شكل مباحثوي پيش ميرود.&lt;br /&gt;- آموزش به شكل عملي صورت ميگيرد.&lt;br /&gt;- پرسيدن و عكس العمل را تشويق مي نمايد&lt;br /&gt;- احترام و اعتماد را تاكيد ميكند&lt;br /&gt;- عمليه اموزش مشتركا به پيش برده ميشود (با همكاري معلم و شاگرد)&lt;br /&gt;- از مواد سمعي و بصري استفاده ميشود.&lt;br /&gt;- تشويق صورت ميگيرد تا شاګردان نظريات شان را از ادنه ارايه نمايند.&lt;br /&gt;- شاگردان به آموزش داوطلبانه حاضر شوند نه به وسيله فشار.&lt;br /&gt;- ميتود هاي سهم ګيري به كار برده ميشود&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ميتودلوژي شيوه يا روش تدريس (آموزش)&lt;br /&gt;ميتودلوژي يا روش تدريس عبارت از يك سلسله فعاليت هاي منظم آموزشي است كه معلم در تدريس از ان كا ګرفته و به هدف درسي خود (آموزش شاگردان) ميرسد.&lt;br /&gt;يابه عبارت ديګر ميتود راه و روش (عمليه منظم) درس دادن است كه معلم در جريان تدريس از آن استفاده نموده، معلم و شاگرد هر دو را در وقت كم به هدف ميرساند.&lt;br /&gt;استفاده از ميتود ها نظر به سطح دانش، مضمون و نظر به و ضعيت آموزشي شاګردان فرق ميكند.&lt;br /&gt;Role_play ميتود اجراي نقش يا&lt;br /&gt;رول پلي يا اجراي نقش عبارت از تمثيل و يا تشريح يك موضوع يا يك حالت ميباشد و تخنيكي است كه ميتوان از اين طريق طرز برخورد (سلوك) ګروپ هاي مختلف را تمثيل كرد.&lt;br /&gt;رول پلي در حقيقت جهت رفع نواقص ايكه در امورات و عمل كرد (گروپ هاي مورد نظر) و جود دارد استفاده ميشود (البته در اوقات جاها، حالات و موضوعات مختلف)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يا رول پلي عبارت از تكنيك يا ميتود يست كه معلم موضوع درسي را به شكل صحنه حقيقي در اورده و انرا به شاگردان تقديم مينمايد.&lt;br /&gt;مطلب از رول پلي اين است كه يك گروپ شاگردان به ارتباط يك موضوع درسي، بااجرا كردن يك كار و فعاليت موضوع را توسط تمثيل به صحنه حقيقي مبدل مسيارد. اين فعاليت بالاي شاګردان ديگر تاثير داشته و حتي شاگردان خيلي خاموش صنف هم دلچسپي نشان داده از اثر مشاهده صحنه ها علاقمند گرديده و اظهار امادګي به درس مينمايند.&lt;br /&gt;موثريت ميتود اجرا نقش يا رول پلي:&lt;br /&gt;- فرا گيري و آموزش به صورت خوبتر (ديدن، شنيدن و عملا اجر كردن)&lt;br /&gt;- علاقمندي و دلچسپي شاگردان به درس&lt;br /&gt;- با جرات ساختن و تقويه كردن مهارت هاي اجتماعي شاگردان&lt;br /&gt;- نمايش دادن صحنه هاي واقعي زندگي و متوجه نمودن عواقب آن براي شاگردان&lt;br /&gt;- انكشاف مهارت هاي عملي و تقويه شدن قوه افهام و تفهيم&lt;br /&gt;نكات عمده كه در رول پلي مد نظر گرفته شود.&lt;br /&gt;مقصد: مربي بايد اولتر از همه مقصد آموزشي را براي رول پلي داشته باشد و هدايت و اضح در رابطه كاري كه انجام ميدهد بدهد و پايد بداند كه چه توقع دارد كه با انجام اين رول پلي بدست آيد.&lt;br /&gt;تشريحات :حالاتي عمومي بايد تشريح نمايد مانند يك قضيه اين حالت شايد توجه به مشكلات داشته باشد كه بازي كننده گان با آن رو برو شده باشند&lt;br /&gt;تشريح نقش ها: شمابايد نقش هر اشتراك كننده را نوشته كنيد كه مي خواهد در رول پلي اشتراك نمايد. وانها بايد نقش هاي خود را بدانند و قبل از اينكه رول را بازي ميكند آمادگي داشته باشد و بدانند كه محتويات موضوع چه مي باشد (تمرين قبلي)&lt;br /&gt;مشاهدات:شما بايد رهنمايي را تهيه نمايد تا مشاهده كننده گان بتوانند نكات ضعيف و قوي كه در رول پلي وجود دارد ياداشت نمايند. اين موضوع كمك مي نمايد تا پا نواقص كه بر ملا ميشود براي فعاليت هاي بعدي بهتر امادگي گرفت&lt;br /&gt;در رول پلي:&lt;br /&gt;- بايد موضوع درسي بايد قابل رول پلي باشد، زيرا در هر مضمون و هر موضوع از اني ميتود استفاده كرده نميتوانيم.&lt;br /&gt;- نظم و كنترول صنف را در نظر داشته باشيم&lt;br /&gt;- محل اجراي نقش بايد براي تمام شاگردان مناسب و قابل ديد باشد.&lt;br /&gt;- رول پلي مطابق زسم و رواج و عنعنات بوده و اثرات ناگوار بالاي كي ننمايد.&lt;br /&gt;- بعد از ختم نقش معلم از موضوع نتيجه گيري نمايد. (احساس اراحت كننده در شاګردان به جان گذاشته باشد).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ميتود سوال و جواب&lt;br /&gt;سوال و جواب عبارت از ميتوديست كه معلم موضوع درس را به قسمت هاي كوچك تقسيم نموده و از هر قسمت آن سوالاتي را مطرح ميكند و در اخير شاگردان موضوع درس را از مجموعه جوابات داده شده درك نموده وياد مي ګيرند.&lt;br /&gt;موثريت اين ميتود بيشتر به مهارت سوال كردن معلم ارتباط مستقيم دارد، و معلمين بايد ههارت پرسيدن سوالات را در خود انكشاف دهند و ضمناً معلم مي تواند در هر زمان و هر مضمون مطابق موضوع تدريس شده از اين ميتود استفاده كند.&lt;br /&gt;موثريت و فوايد ميتودسوال و جواب:&lt;br /&gt;- سهيم ساختن و فعال ساختن شاگردان در فعاليت هاي درسي.&lt;br /&gt;- تقويت جرات شاگردان.&lt;br /&gt;-انكشاف و ايجاد روحيه سوال كردن در شاگردان.&lt;br /&gt;- تقويت و انكشاف مهارت هاي شنيدن، گفتن، نوشتن، و پرسيدن.&lt;br /&gt;- ارزيابي شاگردان و تدريس معلم، (جهت درك مطلب)&lt;br /&gt;- مهمترين وسيله تحريك ذهن شاگردان&lt;br /&gt;- دريافت سطح دانش شاگردان&lt;br /&gt;نكات عمده كه در ميتود سوال و جواب بايد در نظر گرفته شود&lt;br /&gt;- سوالات يك نواخت نبوده، متنوع طرح شود.&lt;br /&gt;- هدايت ويا سوال بايد كوتاه و واضح باشد، در صورت درك نكردن سوال، مفهو سوال تكرار وبراي وضاحت بيشتر مثال داده شود.&lt;br /&gt;- بايد به تمامي شاگردان سهم داده شود و شاگردان كه سهم نمي ګيرند بايد تشويق ګردد&lt;br /&gt;- معلم به علاقمندي به شاگردان گوش دهد و جوابات آنر با كلمات و اشارات تشويقي تاييد نمايد.&lt;br /&gt;- در صورت جواب غلط شاگردان نبايد تهديد شود بلكه به غلطي اش متوجه ساخته شود.&lt;br /&gt;- معلم بايد همه شاگردان صنف را مورد خطاب قرار دهد (سوال طرح شده و بعدا شاگرد را مشخص سازد تا عث وار خطايي شاگردان نشود و همه شاگردان احساس مسئوليت نموده و در مورد سوال فكر نمايند)&lt;br /&gt;- معلم در وقت طرح سوال لهجه بسار دوستانه داشته باشد.&lt;br /&gt;- درهنګام شوال و جواب معلم بايد از موضوع درسي خارج نشود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كارگروپي&lt;br /&gt;كار گروپي عبارت از ميتوديست كه يك عده افراد (شاگردان) به صورت جمعي يا گروهي بالاي يك موضوع خاص و مشخص فعاليت هاي را انجام ميدهند.&lt;br /&gt;از كار هاي گروپي نه تنهادر تدريس، بلكه در حل مشكلات اجتماعي ياخانوادگي هم استفاده مي شود. مانند جلسات، جرگه ها، مجالس هم از جمله اشكال كار هاي گروپي ميباشد.&lt;br /&gt;در اين شيوه شاگردان در مركز فعاليت قرار داشته و معلم بحيث رهمنا از كار هاي انها كنترول مينمايد.&lt;br /&gt;معلم موضوع را بايد مطابق سويه و استعداد شاگردان در نظر گيرد، و در صنوف ابتداييه شاگردان به هدايت رهنمايي و كمك زياد تر ضرورت دارند.&lt;br /&gt;فوايد كاري گروپي&lt;br /&gt;- همه شاګردان صنف سهم مي گيرند.&lt;br /&gt;- از نظريات هم ديگر باخبر مي شوند.&lt;br /&gt;- حس همكاري بين شاگردان تقويه ميشود.&lt;br /&gt;- رقابت سالم بوجود مي آيد.&lt;br /&gt;- شاكردان ضعيف و بي جرات نظريات خويش را ابراز من نمايند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;محدوديت هاي كار گروپي&lt;br /&gt;كارهاي گروپي با وجوديكه داراي فوايد زياد ميباشد محدوديت ها و مشكلات هم دارد مانند:&lt;br /&gt;- كوچك بودن صنف&lt;br /&gt;-سهم نگرفتن شاگردان ضعيف&lt;br /&gt;تحميل نمودن نظريات شاگردان قويتر بلاي شاگردان ضعيف (معلم بايد متوجه اين نكته باشد.)&lt;br /&gt;نكات كه در وقت پيشبرد اين ميتود (كار گروپي) مدنظر گرفته شود:&lt;br /&gt;- موضوع كار گروپي بايد متناسب به موضوع درس باشد.&lt;br /&gt;- هدايت معلم واضح باشد.&lt;br /&gt;- روي موضوع توسط اعضاء گروپ مباحثه صورت گيرد.&lt;br /&gt;- در هر گروپ شاگردان مختلف اعم از لايق، متوسط و ضعيف سهم داشته باشد و اعضاي هر گروپ در كار هاي گروپي تغير نمايد.&lt;br /&gt;- گروپ ها نامگذاري شوند.&lt;br /&gt;- شاگردان به شكل حلقوي شانده شوند.&lt;br /&gt;- فاصله در بين گروپ ها در نظر گرفته شود.&lt;br /&gt;- تعين منشي و نماينده صورت گيرد.&lt;br /&gt;- وقت تعين گردد.&lt;br /&gt;- مواد قبلاً تهيه شود.&lt;br /&gt;- سهم گيري شاگردان قوي و ضعيف مورد توجه قرار گيرد.&lt;br /&gt;- مباحثه در رابطه باموضوع صورت گيرد.&lt;br /&gt;- نتيجه ګيري از كار هاي گروپي صورت گيرد.&lt;br /&gt;Presentation ارايه نمودن، تقديم نمودن يا پيشكش نمودن&lt;br /&gt;عبارت از طريقه نشان دادن و توضيح نمودن يك موضوع يا يك مطلب براي ديگران (شاگردان) ميباشد.&lt;br /&gt;رهنمود براي پيشكش نمودن:&lt;br /&gt;معين نمودن آن چه كه براي پشكش نمودن ضرورت است&lt;br /&gt;درك وشناخت از شنوده گان&lt;br /&gt;ديدن وصداي خوب&lt;br /&gt;دربرداشتن يك پيام&lt;br /&gt;پيشكش موثر&lt;br /&gt;آيا واضح و دقيق بود&lt;br /&gt;مرحله به مرحله بود&lt;br /&gt;آياباموضوع يا مضمون ارتباط داشت&lt;br /&gt;آيا ساده بود&lt;br /&gt;آيا قابل درك بود&lt;br /&gt;آيا تكميل بود&lt;br /&gt;آياعملي بود&lt;br /&gt;آيا تسلسل داشت&lt;br /&gt;وقت مشخص داشت&lt;br /&gt;ضرورت ،اهميت و ارزش پلان درسي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تدريس حقيقي و واقعي عمليه بسيار پيچيده و حساس است، زيرا در اين عمليه يك سلسله مهارتها و دانش مسلكي مطابق به سطح و سويه شاگردان محتوا مضمون كه بايد تدريس شود، دريك وقت تعيين شده و به كمك مواد دردست داشته خود غرض بدست&lt;br /&gt;اوردن هدف ازقبيل تعيين شده و انتقال (دانش، مهارت و تغير درسلوك تعني طرزتلقي) به شاگردانيكه باسنين مختلف، سويه هاي مختلف و برداشتهاي مختلف دريك صنف جمع شده اند، صورت مي پذيرد.&lt;br /&gt;براي اين همه كارهايك نقشه ذهني (پلان) ضرورت است، كه دران بر علاوه تعيين وقت، مضمون، متن، بايد اهداف شخص بوده، نيز روشهاي لازم انتقال مهارتها، دانشها و در ساختن طرز تلقي شاگردان موثر بوده و باعث ارتقا و پيشرفت شان در علوم گردد.&lt;br /&gt;معلم به صنف يك شخص ماهر و مسلكي بايد تمامي اين مراحل را در نظر گرفته و با استفاده از روشهاي مختلف اموزشي، انواع و پرشها وباكمك مواد ممد درسي دروقت تعيين شده اهداف اموزشي را بدست اورد.&lt;br /&gt;پلان در لغت به معني تدبير، سنجش و تصميم گيري براي اجرا نمودن يك كار را گويند.&lt;br /&gt;پلان را اين گونه تعريف نموده اند.&lt;br /&gt;نقشه منظم و منسجم فعاليتهاي هدف مند را پلان گويد.&lt;br /&gt;هدف : عبارت است از سلوك متوقعه پيش بيني شده، كه قابل حصول پيمايش، اندازه گيري و مشاهد باشد.&lt;br /&gt;اهداف از نظر و سعت به سه بخش تقسيم گرديده.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱. هدف نهايي: نتايج اخر يك كار پلان شده را گويند.&lt;br /&gt;۲. هدف عمومي: نتايج عمومي يك يا چند مهارت بدست امده را ګويند، ممكن در يك يا چند فصل ترتيب شده باشد، طور مثال: قابليتهاي تقسيم يا ضرب كه در يك يا چندين فضل امده، و دريك بخش عموميت دارد، نه در تمامي فصل هاي رياضي&lt;br /&gt;۳. هدف خاص: بدست اوردن نتايج خاص ازيك موضوع، متن يا عنوان كه (دانشها، مهارتها و طرزتلقي) را در پروسه اموزش به شاګردان انتقال ميدهد، و اين پروسه تا بدست امدن نتايج نهايي ادامه دارد. و درختم هر فصل نتايج عمومي همان فصل را بدست اورده و كلا دربدست اوردن و حصول نتايج نهايي، تمامي مهارتها و قابليتها را كه در يك مضمون په ترتيب امده بدست ميياورد.&lt;br /&gt;يعني مشخص، قابل اندازه گيري ، قابل حصول، در يك زمان مشخص، و بسته به منابع باشد. (SMART) هدف بايددرنوشتن يك هدف كامل بايد قابليتهاي كه در جريان تدريس و اموزش توقع اجرا ان ميرود، بايد و اضح و با افعال فعال تحرير گردد. كه در اين جاده چندين مثال واضح در ارتباط با مضمامين مختلف براي شما قسم نمونه ميياوريم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نوشتن اهداف رياضي نوشتن اهداف در ساينس نوشتن اهداف در مضمون لسان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جمع نماييد ترتيب نماييد بګوييد&lt;br /&gt;تفريق كنيد تجربه نماييد بخوانيد&lt;br /&gt;حل نماييد نشان دهيد بنويسيد&lt;br /&gt;اندازه كنيد نامګذاري نمايد تلفظ كنيد&lt;br /&gt;بشمارييد اجزا انرا نام بګيرييد كلمه را به جمله استعمال كنيد&lt;br /&gt;مقايسه نماييد لست كنيد مفهوم اساسي متن را بيان كنيد&lt;br /&gt;شكل را نام بګيريد از هم جداكنيد كلمات هم معني را پهلوي هم بنويسيد&lt;br /&gt;تقسيم نماييد نامهاي (حيوانات...) رابګويد كلمات متضاد را پهلوي هم بنوسيد&lt;br /&gt;طبقه بندي اهداف تربيتي:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در تعين نمودن هدف نكات زير را بايد در نظر گرفت:&lt;br /&gt;نيز گوينــــد واسـاس آمــوزش نيز از همين جان اغاز مي گردد، و(Cognitive Objective۱ – درتعين هدف (علمي يا معلوماتي كه انرا&lt;br /&gt;ودر شش مرحله پي در پي ومسلسل يكي پي ديگري، يعني متمم همديگر غرض تحكيم اموزش و بكار اندازي مهارتهاي كسب شده در مرحله نهايي (ارزيابي) ميتوان نتايج را در يافت نمود، واين در حقيقت يك بخش عمده درس كه بعد علمي را احتوا ميكند، باتدريس موثر معلم به شاگردان انتقال مي گردد، و عبارتند:&lt;br /&gt;يادانش، اين قسمت درس، همان معلومات، دانش و حقيقي است كه در الفاظ، كلمات، جملات و بلاخره در يك Knowledge ۱.&lt;br /&gt;متن بشكل يك موضوع كلي در كتاب امده، ومعلم انر باروش خاصش تدريس ميكند.&lt;br /&gt;يا درك معلومات ارايه شده (پيشكش شده) بعد از انتقال معلومات، مرحله درك موضوع است، به اين معني Comprehension ۲.&lt;br /&gt;كه معلمين بعد از تقديم نمودن درس، بايد در حصه درك موضوع روي ارزشها، حقايق، تجارب، وضاحت دهند و اموزنده گان به مرحله باورمندي و برداشت رسيده باشند، درغير ان موضوع معلم فاقد هرگونه ارزش خواهد بود، وشاگردان به موضوع تدريس شده اهميت قايل نمي شوند، برعلاوه در موضوع تدريس شده حقايق را پيداكرده نمي توانند، مثال: معلم رياضي جمع را تدريس ميكند. معلم قبل ازاينكه موضوع را به شاگردان ميياموزاند، بايد برعلاوه انتقال فابليت در حصه درك شاگردان راجع به موضوع انتخاب شده فكر نموده، درانتخاب روشها، مواد درسي، تمرينات انكشافي، طرق ارزيابي، دادن وظايف معلوم نمون سطح ادراك شاگردان، اوردن مثالهاي حقيقي و ...... ان اينكه موضوع خودرا با مثالهاي حقيقي، اشيا حقيقي، ارتباط دادن به زنده گي حقيقي شاگردان، قسمي كه اموزنده گان بر علاوه اموزش و كسب مهارتها، بتواننـــــد، موضوع را به زندگي خود و جامعه تطبيق دهند.&lt;br /&gt;يابكاربردن قابليت كسب شده. اموزنده گان بتوانند قابليتهاي بدست امده را بخوبي در زنده گي خود بكار برند Application ۳.&lt;br /&gt;ازانها درست كار گيرند.&lt;br /&gt;تحليل نمودن (تجزيه كردن) اموزنده گان بعد از اينكه دانش را با درك شان در ذهن گرفتنــد، قابليتهارا اموختند Analysis ۴.&lt;br /&gt;قدرت بكارګيري را ازمودند، اينجاست كه ميتواننــــــــد موضوع فراګرفته را تحليل نمايند&lt;br /&gt;يا جمع بندي (تركيب) اين مرحله است كه شاګردان ميتوانند موضوعات فرا گرفته را بخوبي جمع بندي نمايند. Synthesis ۵.&lt;br /&gt;يا ارزيابي: اين اخرين مرحله است كه در يك هدف اموزشي تعقيب شده و نتايج را برسي ميكند.Evaluation ۶.&lt;br /&gt;معمولاً نتايج را معلمين مطابق به موضوع تدريس شده، ودر دايره بسته شده مضمون و موضوع قسمي ارزيابي ميكنند كه شاگردان را در موضوع اموخته شده محدود ميسازند، ديد وو سعت نظرشان بسته ودور محور موضوع مشخص مي چرخد، اگر يك كلمه اضافه تر از اصل موضوع پرسيده شود، شاگرد و ارخطا ميشود و جواب داده نميتواند. اين در حقيقت عدم درك درست موضوع را ميرساند، چون شاگردان موضوع را درست درك نكرده، فقط قابليتهاي را اموخته. قابليتها رادر مثالها، و سوالها ذهناً اموخته، مگر دروقت جواب دادن، جواب رابشكل ميخانيكي و حافظوي ميدهند، تحليل و تجزيه، توضيحات اضافي، تطبيق دادن به موضوعات ديگر وزنده گي حقيقي، براي شاگردان مشكل بوده، وحتي غير ممكن ميباشد.&lt;br /&gt;قابل ياد اوريست كه معلمين محترم، هر موضوعي راكه تدريس ميكننـــــــــد، بايد همه جوانب (تغير در سلوكهاي چارگانه)&lt;br /&gt;طفل يا اموزنده را در نظر بيگيرند ذهنيت، قابليت، طرزتلقي يا برداشت، تطبيق در زنده گي انسانها و عواطف شاگردان را در نظر گرفته ودررشد و انكشاف انها نظر به نياز منديها، ظرفيتها و سطح برادشت همه شاگردان (پلان كاري) خود را ساخته و تجربه نمايند، تغيير دهند، انكشاف دهند، سبكهاي اموزشي را نظر به استعدادها، برداشتها و اخذه شاگردان تعيين و تجربه نمايند.&lt;br /&gt;در تطبيق پلان درسي از همه مهمتر اين است كه وقت تغيين شده چگونه بايد در فعاليتها و سهم گيري شاگردان تنطيم شود، روشهاي موثر تدريس را چگونه باكمك مواد ممد درسي و سهم فعال شاگردان عملي نمود، گوشهاي موثر ارزيابي را با طرح سوالات مختلف چون: سوالات مستقيم، تعقيبي انشعابي، فكر انگيز و .............. از شاگردان سويه هاي مختلف بشكل متحريري و تقريري در جريان درس، بعد از درس، درارزيابي هاي دو امدار و حتي درگرفتن تستها نيز كار گيريد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خصوصيات اهداف&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱. اهداف بايد مشخص و واضح باشد.&lt;br /&gt;۲. اهداف بايد قابل پيمايش باشد.&lt;br /&gt;۳. اهداف بايد قابل حصول باشد.&lt;br /&gt;۴. اهداف بايد واقعيت بينانه باشد.&lt;br /&gt;۵. اهداف آنقدر وسيع نباشد كه گنجايش حصول آن در وقت معيه نباشد.&lt;br /&gt;۶. در طرح اهداف از افعاليكه فعاليت و سلوك آشكار را نشان ميدهد استفاده گردد. تا معلم متيقن گردد كه به هدف رسيده است يا خير.&lt;br /&gt;۷. وقت و مدت آن مشخص باشد.&lt;br /&gt;۸. در اهداف مركز فعاليت شاگردان بايد باشد.&lt;br /&gt;موثر ميتود اجرا نقش يا رول پلي:&lt;br /&gt;- فراگيري و آموزش به صورت خوبتر ( ديدن، شنيدن و عملا اجرا كردن)&lt;br /&gt;- علاقمندي و دلچسپي شاگردان به درس&lt;br /&gt;- با جرات ساختن و تقويه كردن مهارت هاي اجتماعي شاگردان.&lt;br /&gt;- نمايش دادن صحنه هاي واقعي زندگي و متوجه نمودن عواقب آن براي شاگردان.&lt;br /&gt;- انكشاف مهارت هاي عملي و تقويه شدن قوه افهام و تفهيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نكات عمده كه در رول پلي مد نظر گرفته شود.&lt;br /&gt;مقصد: مربي بايد اولتر از همه مقصد آموزشي را براي رول پلي داشته باشد و هدايت و اضح در را بطه كاري كه انجام ميدهد بدهد و بايد بداند كه چه توقع دارد كه با انجام اين رول پلي بدست آيد.&lt;br /&gt;تشريحات: حالاتي عمومي را بايد تشريح نمايد مانند يك قضيه اين حالت شايد تو جه به مشكلات داشته باشد كه بازي كننده گان با ان روبرو شده باشند.&lt;br /&gt;تشريح نقش ها: شما بايد نقش هر اشتراك كننده را نوشته كنيد كه مي خواهد در رول پلي اشتراك نمايد و آنها بايد نقش هاي خودرا بدانند و قبل از اينكه رول را بازي ميكند آمادگي داشته باشد و بدانند كه محتويات موضوع چه ميباشد (تمرين قبلي)&lt;br /&gt;مشاهدات: شمابايد رهنمايي را تهيه نمايد تا مشاهد كننده گان بتوانند نكات ضعيف و قوي كه در رول پلي و جود دارد ياداشت نمايند. اين موضوع كمك مي نمايد تا با نواقص كه بر ملا ميشود براي فعاليت هاي بعدي بهتر آمادگي گرفت:&lt;br /&gt;در رول پلي:&lt;br /&gt;- بايد موضوع درسي بايد قابل رول پلي باشد، زيرا در هر مضمون و هر موضوع از اين ميتود استفاده كرده نميتوانيم&lt;br /&gt;- نظم و كنترول صنف را درنظر داشته باشيم.&lt;br /&gt;- محل اجراي نقش بايد براي تمام شاگردان مناسب و قابل ديده باشد.&lt;br /&gt;- رول پلي مطابق رسم و رواج و عنعنات بوده و اثرات ناگواربالاي كسي ننمايد:&lt;br /&gt;- بعد از ختم نقش معلم از موضوع نتيجه گيري نمايد (احساس ناراحت كننده در شاگردان به جانگذاشته باشد)&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8683646454284248093-3125703378326024830?l=edportal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://edportal.blogspot.com/feeds/3125703378326024830/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8683646454284248093&amp;postID=3125703378326024830' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8683646454284248093/posts/default/3125703378326024830'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8683646454284248093/posts/default/3125703378326024830'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://edportal.blogspot.com/2008/01/human-rights-education-manual-developed.html' title='Human Rights Education Manual - part 3'/><author><name>Khyber Himmat</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://1.bp.blogspot.com/_Z8E-XIpPBYY/SRf2n56c4KI/AAAAAAAACMQ/cpi3GP5Ryk4/S220/Devedas.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8683646454284248093.post-7878283713703103026</id><published>2007-12-07T20:56:00.000-08:00</published><updated>2008-12-09T09:16:31.891-08:00</updated><title type='text'>How to create a Blogspot Page? - Pashto</title><content type='html'>&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_Z8E-XIpPBYY/R7p3vzH59PI/AAAAAAAABPM/Z-8cY99vk3g/s1600-h/new.JPG"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5168575185421989106" style="FLOAT: right; MARGIN: 0px 0px 10px 10px; CURSOR: hand" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_Z8E-XIpPBYY/R7p3vzH59PI/AAAAAAAABPM/Z-8cY99vk3g/s400/new.JPG" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div&gt;&lt;strong&gt;په دي ځاي كي كولاي شو (نښه يا لوګو، ټكست يا خط، عكس دهغي دعنوان او معلوماتو سره او لينك ليست) اشكال وګورو.&lt;br /&gt;كله چي په لينك ليست كي هر نوم ته فشار وركړو دنوموړي آدرس په همدي پاڼي كه خلاصيږي.&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_Z8E-XIpPBYY/R7p2SjH59MI/AAAAAAAABO0/SaH4V8BoNkc/s1600-h/frontpage2.JPG"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5168573583399187650" style="FLOAT: right; MARGIN: 0px 0px 10px 10px; CURSOR: hand" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_Z8E-XIpPBYY/R7p2SjH59MI/AAAAAAAABO0/SaH4V8BoNkc/s400/frontpage2.JPG" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;دلته كولاي شو ليست وګورو، په ليست كه هر نوم ته چي فشار وركړو په يو نوي وينډو كي خلاصيږي،&lt;br /&gt;كولاي شو سلايډ شو وګورو په سلايډشو كي عكسونه وار په وار بدليږي&lt;br /&gt;كولاي شو د بلاگ لاسته راوړني وگورو، د دسامبر په مياشت كي مونږ يو معلومات دننه كړي، نوي معلومات چي هرڅوداني او په هرمياشت كي وي دهغه تعداد او دمياشت نوم دلته راځي&lt;br /&gt;او په آخره كي د ويب پاڼي دجوړونكي په هكله معلومات ترلاسه كولاي شو&lt;/strong&gt;.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;===================================================================&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5168572973513831602" style="FLOAT: right; MARGIN: 0px 0px 10px 10px; CURSOR: hand" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_Z8E-XIpPBYY/R7p1vDH59LI/AAAAAAAABOs/kIATHLkrdtM/s320/DSC01678+copy.jpg" border="0" /&gt;&lt;strong&gt;About Author&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Khyber Himmat son of Abdul Wahab, from Bahsood District Khoushgonbad&lt;br /&gt;Village, opened his eyes to the world in Jalalabad City in 1365, during his&lt;br /&gt;School he was working part time as carpenter in Jalalabad city for six years,&lt;br /&gt;While he was in class 11th in school he started to study computer, English&lt;br /&gt;and school subjects in private courses in Jalalabad city and Peshawar Pak.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;Education:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;Graduated from Nangarhar High School&lt;br /&gt;Diploma in Business Administration – AIBM&lt;br /&gt;Diploma in Advanced English Language – KELCC&lt;br /&gt;Microsoft Office Automation – Oxford College of IT&lt;br /&gt;E-Commerce – INNOVA Institute of Science&lt;br /&gt;Microsoft Certified System Engineer – SITTCAF&lt;br /&gt;Microsoft Access Professional Course – Oxford College of IT&lt;br /&gt;Adobe Photoshop – Oxford College of IT&lt;br /&gt;Advanced Hardware Course – SITTCAF&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;Continuing Education:&lt;/strong&gt; University Degree in Business Administration (BA) Khurasan University.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;Work Experience:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Nov 2005 to Sep 06 Administrative/Human Resources Officer - Relief International&lt;br /&gt;Feb 2007 to still: European Initiative for Democracy and Human Rights Program Officer - Relief International&lt;br /&gt;Feb 2007 to still: Global Connection and Exchange program Website Specialist and Trainer - Relief International&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;Teaching Experience&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;One year English Language teaching experience in virus educational centers of Jalalabad City, Afghanistan&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Five months Computer Teaching (Microsoft Office programs, Microsoft Access Database and Project, Hardware, Adobe Photoshop and Networking) Oxford College of Information Technology and Afghan Computer Science&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;God Bless Us&lt;br /&gt;ومن الله توفيق&lt;br /&gt;خداي (ج) توفيق راكړي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8683646454284248093-7878283713703103026?l=edportal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://edportal.blogspot.com/feeds/7878283713703103026/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8683646454284248093&amp;postID=7878283713703103026' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8683646454284248093/posts/default/7878283713703103026'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8683646454284248093/posts/default/7878283713703103026'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://edportal.blogspot.com/2007/12/how-to-create-blogspot-page.html' title='How to create a Blogspot Page? - Pashto'/><author><name>Khyber Himmat</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://1.bp.blogspot.com/_Z8E-XIpPBYY/SRf2n56c4KI/AAAAAAAACMQ/cpi3GP5Ryk4/S220/Devedas.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_Z8E-XIpPBYY/R7p3vzH59PI/AAAAAAAABPM/Z-8cY99vk3g/s72-c/new.JPG' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8683646454284248093.post-7730624370302658886</id><published>2007-12-07T20:22:00.000-08:00</published><updated>2007-12-10T23:34:42.234-08:00</updated><title type='text'>"Poly Roles Effect in Personality Development", Psychology</title><content type='html'>&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;Author: &lt;a href="http://jaalprofile.blogspot.com/2007/12/abdul-rashids-profile.html"&gt;&lt;span style="color:#3333ff;"&gt;Abdul Rashid Malakzai&lt;/span&gt; &lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;د لوړو زده كړو وزارتد ننګرهار پوهنتونښوونې او روزنې پوهنځى&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دشخصيت په وده كې اغېز لرونكي لاملونه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ليكونكى: پوهنيار عبد الرشيد&lt;br /&gt;لارښود استاد:&lt;br /&gt;كال: ۱۳۸۶ ل.ل&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;:بسم الله الرحمن الرحيم سرليك:&lt;br /&gt;ماته د يو انساني فرد په توګه داد لوى خداى (جل جلاله) احسان دي چې ماته يې د يو انسانى فرد په توګه دا توان راكړ، چې د مسلكي علومو د څآنګې له خوا كومه موضوع چې د شخصيت د ودې اغېز لرونكي لاملونو تر عنوان لاندې راكړې ده څېړنه يې پيل كړم.&lt;br /&gt;دا يو حقيقت دى، چې هر انساني فرد په نړۍ كې ټولنيز ژوند د هماغو لومړيو شيبو څخه پيل كوي، او په كرار كرار سره په شخصيت بدلېږي. په دې كوچنۍ رساله كې هڅه شويده چې دا بهېر څه ناڅه روښانه شي چې په دې څېړنيزه ليكنه كې د شخصيت تر پېژندنې وروسته د شخصيت په ماهيت هم څه ناڅه رڼا اچول شوې ده.&lt;br /&gt;د شخصيت د ودې لاملونه،ذاتي لامل، كورني لامل او ټولنيز لامل په ذاتي لامل كې ترشحي غدو اثرات او دنوموړو غدو اغېزې د انسان په جسمې او ذهني ودې باندې د تولد څخه د مخكې او وروسته ژوند كې تر څېړنې لاندې نيول شوي.&lt;br /&gt;د شخصيت په جوړښت كې دوارثت اغېزې،د مندل قوانين، د حجرې ميخانيكيت په وراثت كې،حجروي ويش يا انقسام، د وراثت حياتي كيميا، عصبي فعاليتونه، د شخصيت د ودې د ځانګړو لاملونو په توګه د كورني ژوند اغېزې، د كورنۍ اقتصادي وضع، كورنۍ د نه پاملرنې،د كورنۍ جوړښت او د كورنۍ د ندې د شخصيت د ودې د لاملونو په توګه په دې څېړنيزه ليكنه كې څېړل شوي دي.&lt;br /&gt;يو بل لامل چې د شخصيت په جوړښت او پېژندنه كې ډېر مهم رول لوبوي هغه ټولينز لامل دى چې نورو افرادو ترمنځ اړيكو په ټينګولو سره رامنځ ته كېږي او په ځانګړي توګه د زده كړې چاپېريال او دشخصيت ټولنيز كېدل په ټولنه كې تر څېړنې لاندې نيول شوي دي.&lt;br /&gt;په درنښت&lt;br /&gt;پوهنيار عبد الرشيد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;د پيل خبرې:&lt;br /&gt;دغه څېړنيز اثر د ﻻرښود استاد محترم( ) په هر اړخيزه همكارۍ او نه ستړى كېدونكو لارښوونو پر بنسټ د داخلي او خارجي معتبرو منابعو نه ګټه اخستل شوى ده او دشخصيت د ودې لاملونه څېړل شوي دي.&lt;br /&gt;هڅه شوې تر څو د موضوع په ارتباط دقيقو او معتبرو منابعو څخه استفاده وشي او مو ضوع دمفرداتو مطابق وليکل شي&lt;br /&gt;په پاى كې د لارښود استاد څخه د زړه له كومې مننه كوم چې د نورو زياتو تدريسي او علمي بوختياوو سره سره يې ددې موضوع د لارښوونې چارې په غاړه واخستي، او له ماسره يې زياته مرسته وكړه، چې زه محترم استاد ته د الله تعالى ( جل جلاله) څخه د اوږد او سوكاله ژوند غوښتنه كوم او همدارنګه د محترم استاد سراج الدين څخه هم مننه كوم چې زما د څېړنې په موضوع كې يې ماته وخت په وخت مشورې راكړي.&lt;br /&gt;مننه&lt;br /&gt;پوهنيار عبدالرشيد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شخصيت پر وده اغېز لرونكي لاملونه:&lt;br /&gt;Effects the Poly Roles in the Development of Personality:&lt;br /&gt;مخكې له دې چې د شخصيت پر وده اغېز لرونكې لاملونه د بحث لاندې ونيول شي، په كار ده چې د شخصيت ماهيت لږ څه توضيح شي،د هر انساني شخص د شخصيت (Personality) جوړښت او تكاملي بهير د زېږېدنې د لومړيو شيبو څخه پيل او د يوې تدريجي او دوامدارې پروسې په توګه د ټولنيز چاپېريال په ساحه كې د ژوند تر پاى پورې دوام كوي، انسان د يو فرد په توګه پيدا كېږي او په كرار كرار سره په شخصيت بدلېږي چې دا عمليه ټولنيز او تاريخي بنسټ لري، ځكه د يو فرد لومړني كلونه د ټولنيزو اړيكو سره تړلي دي (م: ۱۴۶).&lt;br /&gt;ميندې او پلرونه د خپلو كوچنيانو څخه دا رنګه شخص جوړوي، چې د هماغه ټولنيز ګروپ ځانګړتياوې لري، كوم چې دوى پكې ژوند كوي، شخصيت د خپلو مربوطو ټولنيزو او ځانګړيو خصوصيتونو په څرګندولو سره فكري، عاطفي او ارادي كيفيتونو كې څرګندېږي.د يو شخص د شخصيت ماهيت د مجرد فزيكي طبيعت څخه نه بلكې د هغه ټولنيز قشر پورې اړه لري په كوم كې چې اوسېږي.شخصيت چې په انګليسي كې ورته (Personality) وايي، چې د لاتيني كلمې د (Persona) څخه اخستل شوې ده، د لرغوني روم د مدنيت او پرمختګ په دوره كې پرسونا د ماسك مانا درلوده، چې لوبغاړو به د سټېج پر مخ نقاب واهه او ځان ته به يې د درواغو يوه څېره غوره كوله،شخصيت كله د هڅوونكې او كله د غبرګون په مانا هم استعمال شوى دى، فرد د نورو د چلند په وخت كې له ځانه ځانګړي غبرګونونه ښكاره كوي، چې دا غبرګونونه د هغه د شخصيت ښكارندوي دي،دغه مفهوم يو ټولنيز اړخ لري، ځكه د انسان كړه وړه انساني ټولنه كې څرګندېږي.&lt;br /&gt;ټولنيز ارواپوهان شخصيت د جوهر او ذات څخه عبارت ګڼي، چې د يو ځانګړي رفتار او سلوك سبب ګرځي او شخصيت د نورو په نظر د يو فرد ځان ښودنې څخه تعبير كوي او په بل عبارت هغه باطني او ذاتي عناصر چې د شخص كړه وړه په ځانګړي بڼه بدلوي.&lt;br /&gt;شخصيت د هغه ارزښت څخه عبارت دى، چې انساني خصوصيت په ذاتي او معنوي ډول تشكيلوي، يا په بل عبارت: شخصيت د هغو بدني او رواني ځانګړتياوو مجموعه ده، چې د فرديت په شكلې وحدت موندلاى وي، او په سلوك كې تظاهر وكړي، شخصيت د سړي يو متمايز او مشخص هويت او جوړښت څرګندوي، نو ځكه شخصيت د انسان عادت او خوى د داخلي او جسمي ځانګړنو يو ډول ثابت جوړښت دى، چې د هغه په واسطه د انساني كړو وړو او احساساتو په غبرګون باندې پوهه حاصله شي.&lt;br /&gt;اوس چې د شخصيت ماهيت لږ څه ښكاره شو نو دا لازمه ده چې د هغه لاملونو په اړه معلومات وړاندې شي كوم چې د انسان د شخصيت پر وده او تكامل باندې اغېزه لري. (۱۰: م: ۱۵۴).&lt;br /&gt;دغه لاملونه ډېر زيات دي، خو زه غواړم د دريو لاندينيو لاملونو په باب توضيحات وړاندې كړم:&lt;br /&gt;الف: ذاتي لامل Individual Cause&lt;br /&gt;ب: كورنى لامل Familial Cause&lt;br /&gt;ج: ټولنيز لامل Social Cause&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;الف: ذاتي لاملونو تر عنوان لاندې پر شخصيت باندې د اغېز لرونكو لاملونو په توګه لانديني فكتورونه د پاملرنې وړ دي:&lt;br /&gt;۱: ترشحي غدې Excretory Gland&lt;br /&gt;۲: وراثت Heredity&lt;br /&gt;۳: عصبي سيستم Neurogical System&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;١: ترشحي غدې Excretory Gland&lt;br /&gt;كومې څېړنې چې د غدواتو په هكله شوي دي، ترشحي غدواتو اغېزې د انسان په جسمي او ذهني وده كې د ارزښت وړ دي.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;د جنين د ودې څرنګوالى، تغذي د عمل تنظيم او د هغې څخه د استفادې اندازه ددې غدواتو ترشحاتو سره فوق العاده اړيكې لري.&lt;br /&gt;هورمونونه د وينې په وسيله د بدن ټولو غړو ته رسول كېږي او په اورګانيزم كې مهمې دندې لري، چې د ميتابوليزم او وينې د دوران سيستم د پيدايښت و تناسل او نورو سيستمونو په دندو اغېزه كوي.&lt;br /&gt;دغه اندوكراين غدې د هيپوفيزيا نخاميه غدې، تايرايد، پارا تايرايد، پتموس، پانكراس، د ادرينال او جنسي غدو څخه عبارت دي چې د مخاطي نسج څخه تشكيل شوي دي، او د وينې د رګونو پراخه شبكه او يو زيات شمېر عصبي رشتې دي پكې برخه لري.&lt;br /&gt;د ټولو اندوكراين غدو دندې يو د بله سره اړيكې لري، او هيپوفيز ددې سيستم يوه مهمه غده ده چې ځانګړو ٣ م ١٥٨&lt;br /&gt;ځانګړو موادو ترشح كولو سره پېژندل كېږي چې د Hypophyse د هورمونونو ترشح تنظيموي.&lt;br /&gt;د نوموړي غدې جسامت د يو نخود په اندازه دى، او د جمجمې په خاليګاه كې Hypothalamus او Sellatuncia سره نښتې ده.&lt;br /&gt;د دوو برخو د قدامي پيځكي او خلفي پيځكي څخه تشكيل شوې ده.قدامي پيځكه Anterior Lobe يو شمېر هورمونونه توليدوي، چې د نشو نما هورمون ميتابوليزم او په ځانګړي توګه په انساجو كې د پروتينو تركيب كنترولوي، او ۴/ ۳ برخې د ټولې غدې تشكيلوي.&lt;br /&gt;په كوچنيوالي كې د ودې هورمون غير كافي ترشح كېدل د ودې وروسته اچونې يا مخنيوي سره ملګري وي، چې دغه حالت د شخصيت په رواني وده كې منفي اغېزه كوي، د بېلګې په توګه د هغو كسانو چې قد يې ډېر زيات لوړېږي، د خپلو ملګرو په منځ كې د اوږد په نوم يادېږي، د وزن د زياتوالي په صورت كې بيا هم په راز راز نومونو يادېږي، كه وده ونه كړي د همزولو په منځ كې خنډى(چوچه) او په نورو نومونو شهرت پيدا كوي.&lt;br /&gt;دا يو څرګند حقيقت دى، چې دا ټول شهرتونه د انسان په شخصيت باندې اغېز لري، د هيپوفيز خلفي پيڅكه Oxytocin او Vasopressin ترشح كوي او كسيتوسين د رحمي عضلاتو انقباضات پياوړي كوي او هغه عضلات چې سم كار نه كوي، د هغوى د كار د پياوړي كولو لپاره په كار وړل كېږي. (۱۲: ص ۹۳).&lt;br /&gt;بله برخه يې د خلفي پيڅكي په نوم يادېږي، ددې غدې ترشحات د كلمو د زيات فعالېدو باعث ګرځي، او همدارنګه په مثانه او رحم باندې اغېزه كوي.&lt;br /&gt;هيپوفيز راز راز ترشحات لري چې د نورو غدو ترشحات كنترولوي، د بېلګې په توګه Thyrothropin ترشح د تايرايد د غدې ترشح كنترولوي، ددې غدې ترشحات جنسي غده هم تر كنترول لاندې نيسي.د هيپوفيز Hypophisis د قدامي پيڅكي زيانمن كېدل د ټول اورګانيزم بدلونونو سره ملګري وي، د بېلګې په توګه په كوچنيوالي كې د ودې هورمون Growth hormone د زيات ترشح په نتيجه كې بدن ډېر لويېږي، په غير نورماله وده كې د قد لوړوالى ۵، ۲- ۶، ۲ مترو ته رسېږي.په بالغو خلكو كې ددې هورمونونو د ډېر زيات ترشح كېدو په نتيجه كې د مخ، لاسونو، پوزې، د ژبې او نورو ټاكلو غړو وده زياتېږي.&lt;br /&gt;د عصبي سيستم فعاليت په مستقيمه توګه د اندوكراين غدوپه وسيله پر مخ وړل كېږي، چې د اعصابو كنترول د همدې غدې له دندو څخه شمېرل كېږي.&lt;br /&gt;هورمونونه په نوبت سره د عصبي سيستم راز راز دندې تر اغېزې لاندې راوړي.&lt;br /&gt;ددې غدې ترشحاتو زياتوالې كې په جسمي او رواني حالت اغېزې لري، د بېلګې په توګه د حافظې د لاسه وركول، بې علاقي توب او جنسي ځواك ناتوانه كېدل په فرد كې څرګندېږي.&lt;br /&gt;Dr. Bermen د انسانانو طبقه بندي د ترشحي غدواتو له مخې كړې ده،يوبل پوه Dr. Beng د انسان بدني او رواني ځانګړتياوې د تايرايد د غدو د فعاليت پر بنسټ تر څېړنې لاندې نيسي. (۱: ص ۲۳۵).&lt;br /&gt;د تايرايد غده:&lt;br /&gt;تايرايد غده د غاړې په لومړي برخه كې موقعيت لري، او وزن يې د ۲۸ ګرامو څخه زيات دى، كله چې نوموړې غده لويه شي او وده وكړي د ګواتر Goiter په نوم يادېږي، ولې خپلې دندې ته ادامه وركولى شي.د تايرايد غده د تيروكسين يوه ماده ترشح كوي، تيروكسين د بدن په ميتابوليزم كې مهم نقش لري او دغه ماده د بدن شيمايي عملونه او په ځانګړي توګه اكسيديشن عمل ته چټكتيا وركوي.&lt;br /&gt;كله چې د تايرايد د غدې دندې په كوچنيوالي كې نيمګړتيا ولري نو Cretinism (فكري كمزورتيا) رامنځ ته كېږي.&lt;br /&gt;دا ناروغي د نمو وروسته پاتې كېدنې Dwarfism او د بدن د بېلو بېلو برخو سايزونو نه سمون والى (غټ سر او لنډ اطراف) او دجنسي دوهمي خصوصياتو انكشاف په واسطه تشخيص كېږي.&lt;br /&gt;نوموړې غده د شخصيت په هيجاني او جسماني وده كې مستقيم اغېز لري د تولد څخه تر بلوغ پورې په منظم ډول وده كوي، او اوه لس كلنۍ پورې خپلې طبعي ودې ته رسېږي.د كوچنيوالي په دوره كې جنسي غده وده نه كوي، تر څو چې ماشوم دولس كلنۍ ته ورسېږي او كه چېرې دا غده د تولد په وخت كې فعاليت وكړي غير منظمه وده رامنځ ته كېږي.&lt;br /&gt;تايرايد غده د ميتابوليزم اندازه كنترولوي، كه كافي اندازه فعاله نه وي، نو يو ډول ناروغي چې Myxedima نومېږي رامنځته كېږي ،چې دغه حالت Cretinism سره زيات ورته والې لري ددې ناروغۍ نښې نښانې د انسان په بدن كې د ويښتانو تلل، د پوستكي نرموالى، د ميتابوليزم ټيټوالى، د عضلاتو په حركت كې كمښت او همدارنګه رواني ستونزې رامنځته كېدل دي. په نوموړي غده كې د تيروكسين ترشحات زيات شي د زړه ضربان چټكتيا خپلوي، د وينې فشار زياتېږي، ميتابوليزم زياتوالى كوي، وزن كمېږي او په دې توګه عصبي ناراحتي، بې خوبي، بې ثباتي په شخص كې څرګندېږي. (۸: ص ۲۶۶)&lt;br /&gt;يو سړى چې په دې ناروغۍ اخته وي، خپل وزن له لاسه وركوي، ژر غوسه كېږي، د لاسونو لړزه يې انكشاف كوي او زيات خوله كېږي، د تايرايد د غدې كم فعاليت د ټول اورګانيزم د بدلون سبب ګرځي او د ميتابوليزم د كموالي، د نمو او انكشاف د مخنيوى او د ذهني فعاليت د كموالى سبب ګرځي، چې د پوستكي د ټاكلې برخې د پړسوب او نورو بدلونونو په واسطه تشخيص كېږي.&lt;br /&gt;ددې غدې د اختلالاتو له كبله انسان بې كاره، بې علاقه، تنبل، زړه تنګى او كودن وي.&lt;br /&gt;پارا تايرايد Parathyroid:&lt;br /&gt;د پاراتايرايد غدې هګۍ ډوله جسمونه دي، چې د تايرايد خلفي سطحه كې واقع دي، څلور دانې پاراتايرايد غدې موجود دي، دوه پورتني او دوه ښكتني چې د هرې يوې وزن ۱۲ ګرامه په شاوخوا كې دى، جسامت يې د ساچمو په بڼه دى، پاراتايرايد غدې د ژوند لپاره ډېرې مهمې دي.دغه غدې د كلسيم جذب كنترولوي، كلسيم د هډوكو د ودې د اعصابو د تغذيې او د وينې د تصفيې لپاره ضروري دي، كه چېرې د عملياتو په وخت كې دغه غده له منځه ولاړه شي انسان په څو ورځو كې خپل ژوند له لاسه وركوي.&lt;br /&gt;پانكراس غده The Pancreas Gland:&lt;br /&gt;پانكراس يو داسې غده ده، چې داخلي او خارجي ترشحات لري نوموړې غده خپل ترشحات د Longer has جزيراتو په واسطه چې د پانكراس د نسج ۱- ۲ فيصده جوړوي او په ټول پانكراس كې منتشر ډول واقع دى صورت نيسي.نوموړې غده د انسولين په نوم هورمون توليدوي، انسولين د كاربوهايدريت په ميتابوليزم باندې اغېزه كوي، يعنې په انساجو كې د كاربوهايدريتونو په اكسيدايز كې مرسته كوي، يعنې په ځګر او عضلاتو كې د حيواني نشايستې (كلايكوجن) په ذخيره كولو كې مرسته كوي اوكه د انسولين مقدار كم وي، ګلوكوز په وينه كې لوړېږي او په ځانګړي توګه د خوړو تر خوړلو وروسته او په ادرارو كې ګلوكوز په عادي حالت كې نه ليدل كېږي، چې دې حالت ته Clucusoria او دې مرض ته Diabetic Mellitus وايي، په دې مرض كې څرنګه چې شحم د ګلوكوز په حجراتو كې مصرفېږي Acidosis او Ketosis هم ليدل كېږي، چې په شديدو واقعاتو كې كوما او مرګ هم رامنځ ته كوي.د پانكراس د عدم كفايه په صورت كې انسولين لږ ترشح كېږي، چې په پاى كې د شكرې ناروغۍ باعث ګرځي، په دې ناروغۍ كې انسان نه شي كولاى چې په نورماله توګه قند په بدن كې جذب كړي نوځكه د (ګلايكوجن) د ذخيره كولو څخه عاجز پاتې كېږي، چې په نتيجه كې د قند اجزاوې په وينه كې خپل نورمال حالت څخه يعنې ۱، ۰ نه تر ۲، ۰ فيصدو څخه ۳، ۰- ۴، ۰ فيصدو ته كله كله يو فيصد لوړېږي. (۱: ص ۲۳۶).&lt;br /&gt;دا حالت Hyperglycemias په نوم يادېږي، شكري د ناروغۍ يا Diabetes ثابتې نښې او علامې په يوريا كې د قند موجوديت په اساس معلومېږي.د شكري د ناروغۍ په حالت كې د كاربوهايدرايت په ميتابوليزم كې ګډوډي رامنځ ته كېږي، چې د شحم او پروتين ميتابوليزم بدلون پورې اړه لري او په دې توګه په اورګانيزم كې شحميات، يوه اندازه اكسيدايز كېږي.(۱م ۲۳۶)&lt;br /&gt;ادرينال غده Adrenal Gland:&lt;br /&gt;ادرينال غدې د پښتورګو د پاسه د ملا په سيمه كې د پښتورګو پورتني محورونو كې واقع دي، چې وزن يې تقريباً ۱۲ ګرامه دى.&lt;br /&gt;ادرينال غده د دوو برخو څخه تشكيل شوې ده، چې يو ته يې داخلي برخه Medulla بل ته يې خارجي Cortex وايې، داخلي برخه يې ادرينال ترشح كوي او خارجي برخه يې كرتين ترشح كوي.&lt;br /&gt;ادرينال يو ډېر پېژندل شوى هورمون دى چې كېداى شي په تركيبي ډول جوړ شي، د ډېرو څېړنو په واسطه ثابته شوې ده، چې اپي نفرين عمل په عصبي سيستم كې د سمپاتيكي اعصابو سره يو شان دى.&lt;br /&gt;احساساتي حالتونه لكه غوسه يا ويره د نوموړې غدې د زياتو ترشحاتو پورې اړه لري او په وينه كې داپيفزين ازادۍ سبب ګرځي.&lt;br /&gt;دا حالتونه د پوستكي خړوالي يا كم رنګ توب په واسطه تشخيص كېږي، د زړه چټك سرعت او داسې نورې پديدې د اپي نفرين عمل پورې تړلى دى، اپي نفرين د كاربوهايدرايت په ميتابوليزم عمل كوي، يعنې په ځګر كې هغه ګلايكوجن چې وينې ته ازادېږي او په ګلوكوز بدلوي، په نتيجه كې اپي نفرين او انسولين كاربوهايدرايت ميتابوليزم باندې ناوړه اغېزه كوي او په دې وسيله وينه د ګلوكوز د اجزاوو په ثابت ساتلو كې مرسته كوي. (۱۲: ص ۹۴).&lt;br /&gt;جنسې غدې:&lt;br /&gt;جنسي غدې په نارينه وو كې Testes او ښځو كې تخمدانو Ovaries په نوم يادېږي، نوموړي غدې داخلي او خارجي ترشحات لري د جنسي غدې خارجي ترشح د نسل د توليد لپاره په كار وړل كېږي او د ښځې او نر دجنسي سلولونو د ودې باعث ګرځي.&lt;br /&gt;داخلي ترشح د انسان د شخصيت په كړو وړو اغېزه كوي، جنسي غدې له هغو غړو څخه دي، چې په هغو كې جنسي حجرې وده كوي، او همدارنګه هغوى اندوكراين غدې دي چې جنسي هورمونونه وينې ته ازادوي يا ترشح كوي.جنسي هورمونونه د انسان په راز راز دندو اغېزه كوي، د بېلګې په توګه د اورګانيزم جنسي خاصيتونو څرګندېدنه په بر كې نيسي، دا كار ۱۲- ۱۸ كلونو په عمر كې واقع كېږي.لومړني جنسي خاصيتونه د جنسي غدو د مذكر او مؤنث تناسلي غړو ځانګړي جوړښتونه په بر كې نيسي، په دوهمې جنسي خاصيتونو كې د اورګانيزم دندې او جوړښتي خاصيتونه شاملېږي، چې يو جنس د بل جنس څخه بېلوي او جنسي هورمونونه تر اغېزې لاندې راولي.جنسي غدې د نورو اندوكرايني غدو په وسيله هم تنظيمېږي چې د عصبي سيستم كنترول لاندې وي.&lt;br /&gt;كه چېرته بيضه Testes د بلوغ څخه د مخه وده وكړي تناسلي غړي كوچني كېږي، او جنسي ميل په هغوى كې نه څرګندېږي.&lt;br /&gt;د نارينه وو ځانګړتياوې له منځه ځي، د هډوكو د بندونو كلكوالى صورت نه نيسي، غږ زير او نازك كېږي او په دې توګه د ماشومتوب ځانګړتياوې او څېره ځانته خپلوي.&lt;br /&gt;د مذكر جنسي هورمونونه Testoherone او Androsterone په خصيو كې توليدېږي او د مذكر جنسي ودې او جنسي بيلونو Sexdrive او په هيجاني فعاليت اغېزه كوي او د اورګانيزم په ميتابوليزم او د جنسي غړو دندو په تنظيم كولو كې برخه اخلي.&lt;br /&gt;مؤنث جنسي هورمونونه لكه د مذكر جنس هورمون په شان د ميتابوليزم په تنظيم كې برخه اخلي.&lt;br /&gt;۴۵- ۵۰ كلونو په عمر كې د تخمدانونو داخلي ترشحي دندې په تدريجي توګه پاى ته رسېږي.دا دوره د حيض (مياشتني عادت) قطع كېدو په نامه يادېږي، دا ناروغي د لاندې نښو په واسطه تشخيص كېږي لكه عصبي.، ځينې وختونه هيجانتوب، سر دردي ، بې خوبي او داسې نور...(۸م ۲۶۶)&lt;br /&gt;د اندوكراين غدو په بشپړې څېړنې سره يو ځل بيا څرګنده شوې چې د هارمون ترشح كېدل د عصبي سيستم تنظيم پورې اړه لري.&lt;br /&gt;د جنسي غدو د زيات يا كم ترشح راز راز هيجاني حالتونه لكه د جنسي ځواك زيانمن كېدل، متزلزل، د پرېكړو په نيولو كې زړه نازړه او داسې نور حالتونه شخصيت كې څرګندېږي، دا څرګنده نه ده چې دغه حالتونه د نه ترشح كولو له امله وي او كه په غير مستقيم د نه ترشح كولو حالت د انسان په رواني سلوك اغېز كوي. (۱۷: ص ۲۱۳).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;:&lt;br /&gt;وراثت (Heritage):&lt;br /&gt;د وراثت موضوع د اسلام د مقدس دين له نظره يو مهم اصل دى، چې ماشوم د مور او پلار د ځانګړتياوو محصول وي.&lt;br /&gt;د واده په مسئله كې د طرفينو د شرايطو او مشخصاتو تحليل او څېړنه ځكه د توجه وړ ده، چې د والدينو جسماني، عقلاني او ژنتيكي ځانګړتياوې په ماشوم كې څرګندېږي هرراتلونكى نسل د تېر نسل تعقيبي جز او ماشوم د مور او پلار د ارثي مميزاتو ممثل ګڼل كېږي.&lt;br /&gt;د اسلام مقدس دين د نسل د اصلاح او د ماشوم د رواني او جسمي ښكلا په منظور لازم شرايط او قوانين وضع كړي، والدين كه د سالمو او نورمالو ماشومانو غوښتونكي وي، بايد د اسلام نړۍ شموله دين د ارشاداتو پوره پوره رعايت وكړي، كوم چې د واده او زېږونې په اعتبار لازم ګڼل شوى دى.دا ځكه چې د پوستكي رنګ، د سترګو رنګ او نور ارثي صفات د ژوند په بهير كې قابل د تغير نه وي، موروثي تكاليف هم كوم چې د مور او پلار څخه ماشوم ته ليږدول كېږي د تغير وړ نه وي.&lt;br /&gt;د ارواپوهنې د ماهرينو د څېړنو په نتيجه كې ثابته شوې، چې د ماشوم او د ماشوم د والدينو د استعدادونو ترمنځ ټينګې اړيكې موجودې وي. (۷: ص ۴۶).&lt;br /&gt;ګالتن (Galton) انګليسي عالم (۱۸۳۲- ۱۹۱۱) د استعدادونو د لېږدولو په هكله كوم چې د مور او پلار څخه ماشوم ته د لېږدولو وړ دى او كه نه؟ (يو شمېر هغه كورنۍ تر مطالعې لاندې ونيولې چې د هغوى استعداد او ذكاوت درجه نسبتاً لوړه او د توجه وړ وه) په نتيجه كې د هغه كورنيو شمېر د ذكي ماشومانو په تناسب ډېر زيات وو، كوم چې د هغو كورنيو په مشرانو كې د ذكاوت درجه نسبتاً ټيټ و، د هغو څېړنو په نتيجه كې چې د نوابغو په هكله شوى، دا ثابته شوې ده چې د نړۍ نوابغ او د عالي ذهن لرونكي افراد ۸۰% د وراثت له لارې د امتياز وړ ګرځېدلې دي.&lt;br /&gt;د هغو تجاربو څخه چې د كودنو كورنيو د ماشومانو په هكله ترسره شوي، څرګندوي چې ددې كورنيو ماشومان د خپل مور او پلار په څېر اكثراً ۵۰% په شاوخوا كې كودن وو.&lt;br /&gt;په عمومي ډول سره وراثت د مور او پلار څخه اولاد ته د كروموزمونو په واسطه لېږدول كېږي، د ماشوم د بدن جوړښت، د غړو وده، د قد جګوالى او ټيټوالى، څېره او په نتيجه كې د ماشوم جسمي او رواني ځانګړتياوې د وراثت په واسطه منځ ته راځي، چې هغه د محيط محصول نه شو ګڼلى.&lt;br /&gt;د بېلګې په توګه د هغه پلار چې دوه ګوتې سره نښتې وي، د هغه د دوو زامنو ګوتې هم سره نښتې وي.يا د هغه پلار چې لاسونه او پښې نه وي د هغه د دولسو زامنو له جملې څخه د ۶ زامنو لاسونه او پښې نه وي چې دا ټول لاملونه د وراثت پورې اړه لري، اوس ويلى شو چې د شخصيت په جوړښت كې محيط او وراثت دواړه مهم رول لري، يانې دا چې شخصيت بې له كروموزومونو څخه وده نه شي كولى، او كروموزومونه بې له محيط څخه مناسب اثر نه لري، نو په همدې بنسټ د وراثت عوامل او عناصر او هم د محيط لاملونه او عناصر يو د بل په څنګ كې واقع نه دي، بلكه يو د بل سره يوځاى او حتى دا چې يو په بل کې ننوتې دي ددې لپاره چې د وراثت د اغېزې په هكله پوره معلومات ترلاسه كړو، لومړى بايد د (مندل) قوانين او وروسته حجره وڅېړو، تر څو لوستونكي د وراثت او د هغې د ښېګڼو په اړه علمي معلومات ولري. (۹: ص ۵۸).&lt;br /&gt;د مندل قوانين:&lt;br /&gt;ګريګور مندل لومړى سړى دى، چې د ارثي ځانګړنو بنسټ يې كېښود، ساينس پوهانو په ۱۹مه پېړۍ كې د يو لړ ارثي او بيولوژيكي حقايقو په هكله خورا زياته علاقه درلوده، نو په همدې اساس مندل
